Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

منطق

 

تقریر بخشي از

 

درس منطق

 

ارائه شده توسط: استاد سید محمد هاشمی

حوزه دانشجویی شهید رجایی

تقرير كننده: خانم عاطفه کنعانیان

دين پژوه ترم 4 حوزه شهيد رجايي

دی ماه 94

 


 

فهرست

منطق.. 1

منطق چیست؟. 5

انواع علم. 5

علم حضوری.. 5

علم حصولی.. 5

تصدیق.. 5

تصور 6

بدیهی.. 6

نظری.. 6

موضوع علم منطق.. 6

درباب معرف ها 6

مفاهیم. 7

انواع مفاهیم. 7

مفهوم جزیی.. 7

مفهوم کلی.. 7

نسبت مفاهیم. 7

1-عموم و خصوص مطلق.. 7

2-عموم و خصوص من وجه. 7

3- تساوی دو مفهوم. 7

4- تباین. 7

نوع و جنس... 8

قول. 8

مفرد. 8

مرکب.. 8

قول مرکب ناقص... 9

قول مرکب تام. 9

قول مرکب تام انشایی.. 9

قول مرکب تام خبری.. 9

 


 

 

منطق چیست؟

ما انسان ها ذاتا حقیقت جو هستیم و چون به دنبال حقیقت هستیم نیاز به فکر کردن داریم و فکر کردن امری فطری است چون اگر بخواهیم فکر کردن را نفی کنیم برای رد آن نیز هم نیاز به فکر کردن داریم پس نفی آن مستلزم اثبات است پس در واقع ما جهل داریم میخواهیم به علم برسیم ولی فکر کردن ما همیشه مصون از خطا و اشتباه نیست پس ما به دنبال ابزاری هستیم که مراعات آن ذهن را از از خطای در فکر عصمت دهد.

این ابزار چیست؟؟؟؟؟ همان طور که می دانیم ما در ذهن یک خاصیت ذاتی و تکوینی داریم.

برای رسیدن به واقع و به همین دلیل است که خیلی وقت ها هم به واقع می رسیم منطق در واقع تدوین این تکوین است که خیلی و یک سری قوانین به ما نشان می دهد از ذهن خودمان نه از بیرون که اگر ما این قوانین را رعایت کنیم به نتیجه درست می رسیم پس به طور کلی منطق قانون صحیح فکر کردن است و ابزاری است که مراعات آن ذهن را از خطای در تفکر نگه میدارد.

انواع علم

همان طور که گفتیم ما می خواهیم از جهل به علم برسیم یعنی می خواهیم به ادراک مطابق واقع برسیم خود علم به دو دسته حضوری و حصولی تقسیم می شوند:

علم حضوری

وقتی است که ما با خود معلوم ارتباط مستقیم داریم یعنی خود معلوم پیش ما حاضر است و جهل در آن راه ندارد به دلیل این که با ذهن کاری ندارد که دچار خطا و اشتباه شویم پس در این جا کاری به منطق نداریم.

علم حصولی

 علم ما به معلوم از طریق تصویر که از طریق معلوم برای ما پدیدار شده است و علم حصولی که تصور و تصدیق را شامل میشودخود این تصورات و تصدیقات به دو قسم بدیهی و نظری منقسم می شود

تصدیق

یعنی علم ما به شکل تفاوت میان دو چیز است و در واقع حکم داریم و یقین داریم مثلا وقتی می رویم و می بینیم که حیات در مریخ وجود دارد

تصور

حالت قضایی به خود نمی گیرد و گاهی انها را از نظر می گذرانیم بدون این که حکمی کنیم مثلا حیات در مریخ وجود دارد

همان طور که گفتیم تصور و تصدیق بر دوقسم است بدیهی یا نظری

بدیهی

که ادراک آن نیاز به نظر و فکر و استدلال نداشته باشد مثل امکان و وجوب

نظری

که ادراک آن نیاز به نظر و فکر و استدلال داریم تصور ملک و جن و...

این امکان پذیر نیست که تمام تصورات ما تصدیق باشد چون نقطه ی شروع بدیهیات است و ذهن از تصورات بدیهی به تصورات نظری دست می یابدواین تصورات نظری رابرای تحصیل تصورات نظری دیگر قرارمی دهد.

موضوع علم منطق

عبارت است از معرف ها وحجت ها یعنی مسایل منطق یا درباره ی معرف ها یعنی تعریفات بحث می کند یا درباره ی حجت ها یعنی درباره ی استدلال ها.

علم منطق به ما راه صحیح فکرکردن وصحیح استدلال کردن را می آموزد.

درباب معرف ها

باید بگوییم که چطور تعریف کنیم یک مفهوم را که تعریف ما درست باشد و غلط نباشد پس ما باید درست تعریف کردن یک مفهوم را بیاموزیم چون تعریف را ما با مفاهیم انتخاب می کنیم یعنی یکی یکی مفاهیم کنار هم می گذاریم تا تعریف به دست آید پس باید برویم سراغ مفاهیم که دچار خطا و اشتباه نشویم

مفاهیم

انواع مفاهیم

مفاهیم دو نوع هستند جزیی و کلی

مفهوم جزیی

 قابل صدق بر افراد کثیر نیست ومصداق این مفهوم یکی بیشتر نیست مثل این صندلی و...

مفهوم کلی

قابل صدق برافراد کثیر است و مصداق آن یکی نیست مثل صندلی و...

نسبت مفاهیم

این مفاهیم کلی یک نسبتی با هم دارند که اگر مفاهیم را نسبت به مصداق هایشان بستیم یکی از چهار نسبت ذیل را دارند:

1-عموم و خصوص مطلق

این است که یکی بر عام افراد دیگر صدق کند و تمام قلمرو آن را در بر گیرد اما دیگری تمام قلمرو اولی را در برنگیرد مثل جسم و انسان همه انسان ها جسم هستند ولی همه جسم ها انسان نیستند .

2-عموم و خصوص من وجه

مفهوم به گونه ای باشد که هرکدام در برخی مصادیق مشترک و در برخی مصادیق اشتراک نداشته باشند مانند سفید بودن انسان که آیا همه انسان ها سفید هستند یا همه سفیدها انسان هستند .

3- تساوی دو مفهوم

از نظر مصادیق بر هم منطبق باشند انسان و ناطق بودن هر انسانی ناطق است و هر ناطقی انسان است.

4- تباین

دو مفهوم به گونه ای باشند که هیچ مصداق مشترکی نداشته باشند مثل انسان و درخت هیچ انسانی درخت نیست وهیچ درختی انسان نیست.

نوع و جنس

هر شیء ذات وحقیقتی دارد یا قابل تعریف است یا قابل تعریف نیست تمام حقیقت یک شی و یا آن کسی که تمام ذات و تمام ماهیت افراد است نوع است و آن کلی که جز ذات فرا د خود استولی جز اعم است و تمام حقیقت مشترک که بین انواع مختلف جنس است

بیشتر مغالطاتی که صورت می گیرد در قسمت تعریف است منطق موجب می شود که ما بتوانیم پرده از روی مغالطه ها برداریم و به راز ورمزاشتباه کاری مغالطه کاران پی ببریم.

درباب تصدیقات

گرچه منطق سر و کارش با معانی و ادراکات ذهنی است و به اصول تفکر می پردازدو مستقیما کاری به الفاظ نداردولی در عین حال ابزار این تصدیقات لفظی است و در واقع منطق اولا به ذات سرو کارش با معانی است و ثانیا به تبع سر و کارش با الفاظ است

 

قول

در اصطلاح منطقین هر لفظی که برای یک معنی وضع شده باشد قول است مانند درخت و....

ولی لفظی فاقد معنی باشد محمل است مثل راب و ...

انواع قول

خود قول دو قسم است مفرد یا مرکب

مفرد

اگر بر یک معنا دلالت کند مفرد مانند درخت.هندوانه و ..

مرکب

ولی اگر دارای اجزایی باشد که هر جز بر یک معنا دلالت کند قول مرکب است مقل آب هندوانه و....

انواع قول مرکب

قول مرکب ناقص

افاده معنی برای ما نمی کند و کلامی نیمه تمام است ممکن است چندین کلمه پشت سر هم چیده شده باشد ولی در عین حال یک جمله ی تمام نباشه من دانشجوی شیمی دانشگاه شهید رجایی ترم ششم و....

قول مرکب تام

یک جمله تمام است و معنا دارد مثل هوا سرد است

خود مرکب تام به دو دسته تقسیم می شود: انشایی وخبری

قول مرکب تام انشایی

از چیزی حکایت نمی کند و خبر نمی دهد بلکه خود به وجود آورنده یک معنی است مثل کیف من را بیاور. آیا امروز دانشگاه رفتی؟ در واقع حکم نداریم و تصور است چیزی در خارج  نداریم  که با آن مطابقت داشته باشد یا نداشته باشد از این رو در مرکب انشایی صادق و کاذب بودن بی معنی است چون حکمی نداریم و نمی توانیم بگوییم آیا جمله کیف من را بیار درست است یا نادرست

قول مرکب تام خبری

از واقعیتی حکایت می کنیم یعنی از امری که واقع شده یا واقع خواهد شد یا در حال واقع شده است من سال گدشته به کربلا رفتم مرکب تام خبری چون از چیزی حکایت می کند و خبر میدهد ممکن است با آن چیزی که خبرمی دهد مطابقت داشته باشد یا نداشته باشدبه عبارت دیگراین جا ما حکم می کنیم این طور هست و غیر از این نیست در واقع این جا می توانیم بگوییم راست است یا دروغ.

قضیه

قضیه در اصطلاح منطقین قول مرکب تام خبری است قولی است که احتمال صدق و کذب در آن راه دارد در واقع قضیه الفاظ و کلمات مرکبی که روی هم رفته یک جمله یا معنی را می سازد و درباره ی چیزی خبر می دهند و می توان راست باشد یا دروغ.

اوقات شرعی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 541
 بازدید امروز : 143
 کل بازدید : 261461
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 0.74