----

    بنام خدا

    ترجمه 40 سوره ابتدايي قرآن با ترجمه آيت الله مكارم شيرازي
.
----
----
----
سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)    ش


          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.







سورة الفاتحة

 

سورة الفاتحة

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر (1)
ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. (2)(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (3)(خداوندی که) مالک روز جزاست. (4)(پروردگارا!) تنها تو را می‏پرستیم; و تنها از تو یاری می‏جوییم. (5)ما را به راه راست هدایت کن... (6)راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی; نه کسانی که بر آنان غضب کرده‏ای; و نه گمراهان. (7)

سورة البقرة

 

سورة البقرة

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگرالم (بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده). (1)آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد; و مایه هدایت پرهیزکاران است. (2)(پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب (آنچه از حس پوشیده و پنهان است) ایمان می‏آورند; و نماز را برپا می‏دارند; و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی داده‏ایم، انفاق می‏کنند. (3)و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان می‏آورند; و به رستاخیز یقین دارند. (4)آنان بر طریق هدایت پروردگارشانند; و آنان رستگارانند. (5)کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‏کند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی; ایمان نخواهند آورد. (6)خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده; و بر چشمهایشان پرده‏ای افکنده شده; و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست. (7)گروهی از مردم کسانی هستند که می‏گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‏ایم.» در حالی که ایمان ندارند. (8)می‏خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند; در حالی که جز خودشان را فریب نمی‏دهند; (اما) نمی‏فهمند. (9)در دلهای آنان یک نوع بیماری است; خداوند بر بیماری آنان افزوده; و به خاطر دروغهایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست. (10)و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می‏گویند: «ما فقط اصلاح‏کننده‏ایم س‏ذللّه! (11)آگاه باشید! اینها همان مفسدانند; ولی نمی‏فهمند. (12)و هنگامی که به آنان گفته شود: «همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید!» می‏گویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی‏دانند! (13)و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات می‏کنند، و می‏گویند: «ما ایمان آورده‏ایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‏کنند، می‏گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره می‏کنیم!» (14)خداوند آنان را استهزا می‏کند; و آنها را در طغیانشان نگه می‏دارد، تا سرگردان شوند. (15)آنان کسانی هستند که «هدایت‏» را به «گمراهی‏» فروخته‏اند; و (این) تجارت آنها سودی نداده; و هدایت نیافته‏اند. (16)آنان ( منافقان) همانند کسی هستند که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک، راه خود را پیدا کند)، ولی هنگامی که آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانی می‏فرستد و) آن را خاموش می‏کند; و در تاریکیهای وحشتناکی که چشم کار نمی‏کند، آنها را رها می‏سازد. (17)آنها کران، گنگها و کورانند; لذا (از راه خطا) بازنمی‏گردند! (18)یا همچون بارانی از آسمان، که در شب تاریک همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهای خود می‏گذارند; تا صدای صاعقه را نشنوند. و خداوند به کافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند). (19)(روشنائی خیره کننده) برق، نزدیک است چشمانشان را برباید. هر زمان که (برق جستن می‏کند، و صفحه بیابان را) برای آنها روشن می‏سازد، (چند گامی) در پرتو آن راه می‏روند; و چون خاموش می‏شود، توقف می‏کنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بین می‏برد; چرا که خداوند بر هر چیز تواناست. (20)ای مردم! پروردگار خود را پرستش کنید; آن کس که شما، و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا پرهیزکار شوید. (21)آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان ( جو زمین) را همچون سقفی بالای سر شما قرار داد; و از آسمان آبی فرو فرستاد; و به وسیله آن، میوه‏ها را پرورش داد; تا روزی شما باشد.بنابر این، برای خدا همتایانی قرار ندهید، در حالی که می‏دانید (هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده‏اند، و نه شما را روزی می‏دهند). (22)و اگر در باره آنچه بر بنده خود ( پیامبر) نازل کرده‏ایم شک و تردید دارید ،( دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید; و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‏گویید! (23)پس اگر چنین نکنید - که هرگز نخواهید کرد - از آتشی بترسید که هیزم آن، بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها ( بتها) است، و برای کافران، آماده شده است! (24)به کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‏اند، بشارت ده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه‏ای از آن، به آنان داده شود، می‏گویند: «این همان است که قبلا به ما روزی داده شده بود.(ولی اینها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است.)» و میوه‏هایی که برای آنها آورده می‏شود، همه (از نظر خوبی و زیبایی) یکسانند. و برای آنان همسرانی پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود. (25)خداوند از این که (به موجودات ظاهرا کوچکی مانند) پشه، و حتی کمتر از آن، مثال بزند شرم نمی‏کند. (در این میان) آنان که ایمان آورده‏اند، می‏دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان; و اما آنها که راه کفر را پیموده‏اند، (این موضوع را بهانه کرده) می‏گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» (آری،) خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می‏کند; ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‏سازد! (26)فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، میشکنند; و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد میکنند; اینها زیانکارانند. (27)چگونه به خداوند کافر می‏شوید؟! در حالی که شما مردگان (و اجسام بی‏روحی) بودید ، و او شما را زنده کرد; سپس شما را می‏میراند; و بار دیگر شما را زنده می‏کند; سپس به سوی او بازگردانده می‏شوید.(بنابر این، نه حیات و زندگی شما از شماست، و نه مرگتان; آنچه دارید از خداست). (28)او خدایی است که همه آنچه را (از نعمتها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چیز آگاه است. (29)(به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی ( نماینده‏ای) قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آیا کسی را در آن قرار می‏دهی که فساد و خونریزی کند؟! (زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بجا می‏آوریم، و تو را تقدیس می‏کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‏دانم که شما نمی‏دانید.» (30)سپس علم اسماء ( علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات) را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‏گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید! س‏ذللّه (31)فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‏ای، نمی‏دانیم; تو دانا و حکیمی.» (32)فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی (و اسرار) این موجودات آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (33)و (یاد کن) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند; جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانی و تکبرش) از کافران شد. (34)و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن; و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‏خواهید، گوارا بخورید; (اما) نزدیک این درخت نشوید; که از ستمگران خواهید شد. (35)پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد; و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و (در این هنگام) به آنها گفتیم: «همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.» (36)سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت; (و با آنها توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت; چرا که خداوند توبه‏پذیر و مهربان است. (37)گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند.» (38)و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند; و همیشه در آن خواهند بود. (39)ای فرزندان اسرائیل! نعمتهایی را که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید! و به پیمانی که با من بسته‏اید وفا کنید، تا من نیز به پیمان شما وفا کنم.( و در راه انجام وظیفه، و عمل به پیمانها) تنها از من بترسید! (40)و به آنچه نازل کرده‏ام ( قرآن) ایمان بیاورید! که نشانه‏های آن، با آنچه در کتابهای شماست، مطابقت دارد; و نخستین کافر به آن نباشید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! (و به خاطر درآمد مختصری، نشانه‏های قرآن و پیامبر اسلام را، که در کتب شما موجود است، پنهان نکنید!) و تنها از من (و مخالفت دستورهایم) بترسید (نه از مردم)! (41)و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه می‏دانید کتمان نکنید! (42)و نماز را بپا دارید، و زکات را بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید (و نماز را با جماعت بگزارید)! (43)آیا مردم را به نیکی (و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت می‏کنید، اما خودتان را فراموش می‏نمایید; با اینکه شما کتاب (آسمانی) را می‏خوانید! آیا نمی‏اندیشید؟! (44)از صبر و نماز یاری جوئید; (و با استقامت و مهار هوسهای درونی و توجه به پروردگار ، نیرو بگیرید;) و این کار، جز برای خاشعان، گران است. (45)آنها کسانی هستند که می‏دانند دیدارکننده پروردگار خویشند، و به سوی اوبازمی‏گردند. (46)ای بنی اسرائیل! نعمتهایی را که به شما ارزانی داشتم به خاطر بیاورید; و (نیز به یاد آورید که) من، شما را بر جهانیان، برتری بخشیدم. (47)و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‏پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‏شود; و نه غرامت از او قبول خواهد شد; و نه یاری می‏شوند. (48)و (نیز به یاد آورید) آن زمان که شما را از چنگال فرعونیان رهایی بخشیدیم; که همواره شما را به بدترین صورت آزار می‏دادند: پسران شما را سر می‏بریدند; و زنان شما را (برای کنیزی) زنده نگه می‏داشتند. و در اینها، آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود. (49)و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که دریا را برای شما شکافتیم; و شما را نجات دادیم; و فرعونیان را غرق ساختیم; در حالی که شما تماشا می‏کردید. (50)و (به یاد آورید) هنگامی را که با موسی چهل شب وعده گذاردیم; (و او، برای گرفتن فرمانهای الهی، به میعادگاه آمد;) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نمودید; در حالی که ستمکار بودید. (51)سپس شما را بعد از آن بخشیدیم; شاید شکر (این نعمت را) بجا آورید. (52)و (نیز به خاطر آورید) هنگامی را که به موسی، کتاب و وسیله تشخیص (حق از باطل) را دادیم; تا هدایت شوید. (53)و زمانی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! شما با انتخاب گوساله (برای پرستش) به خود ستم کردید! پس توبه کنید; و به سوی خالق خود باز گردید! و خود را (یکدیگر را) به قتل برسانید! این کار، برای شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذیرفت; زیرا که او توبه‏پذیر و رحیم است. (54)و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که گفتید: «ای موسی! ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد; مگر اینکه خدا را آشکارا (با چشم خود) ببینیم!» پس صاعقه شما را گرفت; در حالی که تماشا می‏کردید. (55)سپس شما را پس از مرگتان، حیات بخشیدیم; شاید شکر (نعمت او را) بجا آورید. (56)و ابر را بر شما سایبان قرار دادیم; و «من‏» ( شیره مخصوص و لذیذ درختان ) و «سلوی‏» ( مرغان مخصوص شبیه کبوتر) را بر شما فرستادیم; (و گفتیم:) «از نعمتهای پاکیزه‏ای که به شما روزی داده‏ایم بخورید!» (ولی شما کفران کردید!) آنها به ما ستم نکردند; بلکه به خود ستم می‏نمودند. (57)و (به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتیم: «در این شهر ( بیت المقدس) وارد شوید! و از نعمتهای فراوان آن، هر چه می‏خواهید بخورید! و از در (معبد بیت المقدس) با خضوع و خشوع وارد گردید! و بگویید: «خداوندا! گناهان ما را بریز!» تا خطاهای شما را ببخشیم; و به نیکوکاران پاداش بیشتری خواهیم داد.» (58)اما افراد ستمگر، این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند; (و به جای آن، جمله استهزاآمیزی گفتند;) لذا بر ستمگران، در برابر این نافرمانی ، عذابی از آسمان فرستادیم. (59)و (به یاد آورید) زمانی را که موسی برای قوم خویش، آب طلبید، به او دستور دادیم: «عصای خود را بر آن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشید; آن‏گونه که هر یک (از طوایف دوازده‏گانه بنی اسرائیل)، چشمه مخصوص خود را می‏شناختند! (و گفتیم:) «از روزیهای الهی بخورید و بیاشامید! و در زمین فساد نکنید!» (60)و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می‏رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست‏تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‏کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید; زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد; و باز گرفتار خشم خدائی شدند ; چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفر می‏ورزیدند; و پیامبران را به ناحق می‏کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند. (61)کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده‏اند، و کسانی که به آئین یهود گرویدند و نصاری و صابئان ( پیروان یحیی) هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است; و هیچ‏گونه ترس و اندوهی برای آنها نیست. (هر کدام از پیروان ادیان الهی، که در عصر و زمان خود، بر طبق وظایف و فرمان دین عمل کرده‏اند، ماجور و رستگارند.) (62)و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم; و کوه طور را بالای سر شما قرار دادیم; (و به شما گفتیم:) «آنچه را (از آیات و دستورهای خداوند) به شما داده‏ایم، با قدرت بگیرید; و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید (و به آن عمل کنید); شاید پرهیزکار شوید!» (63)سپس شما پس از این، روگردان شدید; و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زیانکاران بودید. (64)به طور قطع از حال کسانی از شما، که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند، آگاه شده‏اید! ما به آنها گفتیم: «به صورت بوزینه‏هایی طردشده درآیید!» (65)ما این کیفر را درس عبرتی برای مردم آن زمان و نسلهای بعد از آنان، و پند و اندرزی برای پرهیزکاران قرار دادیم. (66)و (به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور می‏دهد ماده‏گاوی را ذبح کنید (و قطعه‏ای از بدن آن را به مقتولی که قاتل او شناخته نشده بزنید، تا زنده شود و قاتل خویش را معرفی کند; و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آیا ما را مسخره می‏کنی؟» (موسی) گفت: «به خدا پناه می‏برم از اینکه از جاهلان باشم!» (67)گفتند: «(پس) از خدای خود بخواه که برای ما روشن کند این ماده‏گاو چگونه ماده‏گاوی باشد؟ س‏ذللّه گفت: خداوند می‏فرماید: «ماده‏گاوی است که نه پیر و از کار افتاده باشد، و نه بکر و جوان; بلکه میان این دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده، (هر چه زودتر) انجام دهید.» (68)گفتند: «از پروردگار خود بخواه که برای ما روشن سازد رنگ آن چگونه باشد؟ « گفت: خداوند می‏گوید: «گاوی باشد زرد یکدست،که رنگ آن، بینندگان را شاد و مسرور سازد.» (69)گفتند: «از خدایت بخواه برای ما روشن کند که چگونه گاوی باید باشد؟ زیرا این گاو برای ما مبهم شده! و اگر خدا بخواهد ما هدایت خواهیم شد!» (70)گفت: خداوند می‏فرماید: «گاوی باشد که نه برای شخم زدن رام شده; و نه برای زراعت آبکشی کند; از هر عیبی برکنار باشد، و حتی هیچ‏گونه رنگ دیگری در آن نباشد.» گفتند: «الان حق مطلب را آوردی!» سپس (چنان گاوی را پیدا کردند و) آن را سر بریدند; ولی مایل نبودند این کار را انجام دهند. (71)و (به یاد آورید) هنگامی را که فردی را به قتل رساندید; سپس درباره (قاتل) او به نزاع پرداختید; و خداوند آنچه را مخفی می‏داشتید، آشکار می‏سازد. (72)سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! (تا زنده شود، و قاتل را معرفی کند.) خداوند این‏گونه مردگان را زنده می‏کند; و آیات خود را به شما نشان می‏دهد; شاید اندیشه کنید!» (73)سپس دلهای شما بعد از این واقعه سخت شد; همچون سنگ، یا سخت‏تر! چرا که پاره‏ای از سنگها می‏شکافد، و از آن نهرها جاری می‏شود; و پاره‏ای از آنها شکاف برمی‏دارد ، و آب از آن تراوش می‏کند; و پاره‏ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می‏افتد; (اما دلهای شما، نه از خوف خدا می‏تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست. (74)آیا انتظار دارید به (آئین) شما ایمان بیاورند، با اینکه عده‏ای از آنان، سخنان خدا را می‏شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می‏کردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند؟! (75)و هنگامی که مؤمنان را ملاقات کنند، می‏گویند: «ایمان آورده‏ایم.» ولی هنگامی که با یکدیگر خلوت می‏کنند، (بعضی به بعضی دیگر اعتراض کرده،) می‏گویند: «چرا مطالبی را که خداوند (در باره صفات پیامبر اسلام) برای شما بیان کرد، به مسلمانان بازگو می‏کنید تا (روز رستاخیز) در پیشگاه خدا، بر ضد شما به آن استدلال کنند؟! آیا نمی‏فهمید؟!» (76)آیا اینها نمی‏دانند خداوند آنچه را پنهان می‏دارند یا آشکار می‏کنند می‏داند؟! (77)و پاره‏ای از آنان عوامانی هستند که کتاب خدا را جز یک مشت خیالات و آرزوها نمی‏دانند; و تنها به پندارهایشان دل بسته‏اند. (78)پس وای بر آنها که نوشته‏ای با دست خود می‏نویسند، سپس می‏گویند: «این، از طرف خداست.; س‏ذللّه تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه بادست خود نوشتند; و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‏آورند! (79)و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزی، به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا پیمانی از خدا گرفته‏اید؟! -و خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمی‏ورزد- یا چیزی را که نمی‏دانید به خدا نسبت می‏دهید»؟! (80)آری، کسانی که کسب گناه کنند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتشند; و جاودانه در آن خواهند بود. (81)و آنها که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‏اند، آنان اهل بهشتند; و همیشه در آن خواهند ماند. (82)و (به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید; و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید; و به مردم نیک بگویید; نماز را برپا دارید; و زکات بدهید. سپس (با اینکه پیمان بسته بودید) همه شما -جز عده کمی- سرپیچی کردید; و (از وفای به پیمان خود) روی‏گردان شدید. (83)و هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون هم را نریزید; و یکدیگر را از سرزمین خود، بیرون نکنید. سپس شما اقرار کردید; (و بر این پیمان) گواه بودید. (84)اما این شما هستید که یکدیگر را می‏کشید و جمعی از خودتان را از سرزمینشان بیرون می‏کنید; و در این گناه و تجاوز، به یکدیگر کمک می‏نمایید; (و اینها همه نقض پیمانی است که با خدا بسته‏اید) در حالی که اگر بعضی از آنها به صورت اسیران نزد شما آیند، فدیه می‏دهید و آنان را آزاد می‏سازید! با اینکه بیرون ساختن آنان بر شما حرام بود. آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‏آورید، و به بعضی کافر می‏شوید؟! برای کسی از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهی) را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‏شوند. و خداوند از آنچه انجام می‏دهید غافل نیست. (85)اینها همان کسانند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته‏اند; از این رو عذاب آنها تخفیف داده نمی‏شود; و کسی آنها را یاری نخواهد کرد. (86)ما به موسی کتاب (تورات) دادیم; و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم; و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم; و او را به وسیله روح القدس تایید کردیم. آیا چنین نیست که هر زمان، پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبر کردید (و از ایمان آوردن به او خودداری نمودید); پس عده‏ای را تکذیب کرده، و جمعی را به قتل رساندید؟! (87)و (آنها از روی استهزا) گفتند: دلهای ما در غلاف است! (و ما از گفته تو چیزی نمی‏فهمیم. آری، همین طور است!) خداوند آنها را به خاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته، (به همین دلیل، چیزی درک نمی‏کنند;) و کمتر ایمان می‏آورند. (88)و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‏هایی بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزی بر کافران می‏دادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامی که این کتاب، و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند; لعنت خدا بر کافران باد! (89)ولی آنها در مقابل بهای بدی، خود را فروختند; که به ناروا، به آیاتی که خدا فرستاده بود، کافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خویش، بر هر کس از بندگانش بخواهد، آیات خود را نازل می‏کند؟! از این رو به خشمی بعد از خشمی (از سوی خدا) گرفتار شدند. و برای کافران مجازاتی خوارکننده است. (90)و هنگامی که به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ایمان بیاورید!»می‏گویند: «ما به چیزی ایمان می‏آوریم که بر خود ما نازل شده است.» و به غیر آن، کافر می‏شوند; در حالی که حق است; و آیاتی را که بر آنها نازل شده، تصدیق می‏کند. بگو: «اگر (راست می‏گویید، و به آیاتی که بر خودتان نازل شده) ایمان دارید، پس چرا پیامبران خدا را پیش از این، به قتل می‏رساندید؟!» (91)و (نیز) موسی آن همه معجزات را برای شما آورد، و شما پس از (غیبت) او، گوساله را انتخاب کردید; در حالی که ستمگر بودید. (92)و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم; و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم; (و گفتیم:) «این دستوراتی را که به شما داده‏ایم محکم بگیرید، و درست بشنوید!» آنها گفتند: س‏خ‏للّهشنیدیم; ولی مخالفت کردیم.» و دلهای آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آمیخته شد. بگو: «ایمان شما، چه فرمان بدی به شما می‏دهد، اگر ایمان دارید!» (93)بگو: «اگر آن (چنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‏گویید!» (94)ولی آنها، به خاطر اعمال بدی که پیش از خود فرستاده‏اند، هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد; و خداوند از ستمگران آگاه است. (95)و آنها را حریص‏ترین مردم -حتی حریصتر ازمشرکان- بر زندگی (این دنیا، و اندوختن ثروت) خواهی یافت; (تا آنجا) که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالی که این عمر طولانی، او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بیناست. (96)(آنها می‏گویند: «چون فرشته‏ای که وحی را بر تو نازل می‏کند، جبرئیل است، و ما با جبرئیل دشمن هستیم، به تو ایمان نمی‏آوریم!») بگو: «کسی که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) چرا که او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل کرده است; در حالی که کتب آسمانی پیشین را تصدیق می‏کند; و هدایت و بشارت است برای مؤمنان.» (97)کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است; و) خداوند دشمن کافران است. (98)ما نشانه‏های روشنی برای تو فرستادیم; و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‏ورزد. (99)و آیا چنین نیست که هر بار آنها (یهود) پیمانی (با خدا و پیامبر)بستند، جمعی آن را دور افکندند (و مخالفت کردند.) آری، بیشتر آنان ایمان نمی‏آورند. (100)و هنگامی که فرستاده‏ای از سوی خدا به سراغشان آمد، و با نشانه‏هایی که نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعی از آنان که به آنها کتاب (آسمانی) داده شده بود ، کتاب خدا را پشت سر افکندند; گویی هیچ از آن خبر ندارند!! (101)و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‏خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود; و) کافر نشد; ولی شیاطین کفر ورزیدند; و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت‏» و «ماروت‏»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‏دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‏دادند، مگر اینکه از پیش به او می‏گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‏آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند; ولی هیچ گاه نمی‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرامی‏گرفتند که به آنان زیان می‏رسانید و نفعی نمی‏داد. و مسلما می‏دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‏دانستند!! (102)و اگر آنها ایمان می‏آوردند و پرهیزکاری پیشه می‏کردند، پاداشی که نزد خداست ، برای آنان بهتر بود، اگر آگاهی داشتند!! (103)ای افراد باایمان! (هنگامی که از پیغمبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن می‏کنید) نگویید: ; س‏خ‏للّهراعنا»; بلکه بگویید: «انظرنا». (زیرا کلمه اول، هم به معنی «ما را مهلت بده!»، و هم به معنی «ما را تحمیق کن!» می‏باشد; و دستاویزی برای دشمنان است.) و (آنچه به شما دستور داده می‏شود) بشنوید! و برای کافران (و استهزاکنندگان) عذاب دردناکی است. (104)کافران اهل کتاب، و (همچنین) مشرکان، دوست ندارند که از سوی خداوند، خیر و برکتی بر شما نازل گردد; در حالی که خداوند، رحمت خود را به هر کس بخواهد ، اختصاص می‏دهد; و خداوند، صاحب فضل بزرگ است. (105)هر حکمی را نسخ کنیم، و یا نسخ آن را به تاخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‏آوریم. آیا نمی‏دانستی که خداوند بر هر چیز توانا است؟! (106)آیا نمی‏دانستی که حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلی در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولی و یاوری برای شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را می‏داند و تعیین می‏کند). (107)آیا می‏خواهید از پیامبر خود، همان‏تقاضای (نامعقولی را) بکنید که پیش از این، از موسی کردند؟! (و با این بهانه‏جویی‏ها، از ایمان آوردن سر باز زدند.) کسی که کفر را به جای ایمان بپذیرد، از راه مستقیم (عقل و فطرت) گمراه شده است. (108)بسیاری از اهل کتاب، از روی حسد -که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو می‏کردند شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند; با اینکه حق برای آنها کاملا روشن شده است. شما آنها را عفو کنید و گذشت نمایید; تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد; خداوند بر هر چیزی تواناست. (109)و نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید; و هر کار خیری را برای خود از پیش می‏فرستید، آن را نزد خدا (در سرای دیگر) خواهید یافت; خداوند به اعمال شما بیناست. (110)آنها گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» این آرزوی آنهاست! بگو: «اگر راست می‏گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید!» (111)آری، کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است; نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‏شوند. (بنابر این، بهشت خدا در انحصار هیچ گروهی نیست.) (112)یهودیان‏گفتند: «مسیحیان هیچ موقعیتی (نزد خدا) ندارند»، و مسیحیان نیز گفتند: «یهودیان هیچ موقعیتی ندارند (و بر باطلند)»; در حالی که هر دو دسته، کتاب آسمانی را می‏خوانند (و باید از این گونه تعصبها برکنار باشند)افراد نادان (دیگر، همچون مشرکان) نیز، سخنی همانند سخن آنها داشتند! خداوند، روز قیامت، در باره آنچه در آن اختلاف داشتند، داوری می‏کند. (113)کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آنها نمود؟! شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این (کانونهای عبادت) شوند. بهره آنها در دنیا (فقط)رسوایی است و در سرای دیگر، عذاب عظیم (الهی)!! (114)مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی‏نیاز و داناست! (115)و (یهود و نصاری و مشرکان) گفتند: «خداوند، فرزندی برای خود انتخاب کرده است‏»! -منزه است او- بلکه آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست; و همه در برابر او خاضعند! (116)هستی بخش آسمانها و زمین اوست! و هنگامی که فرمان وجود چیزی را صادر کند، تنها می‏گوید: «موجود باش!» و آن، فوری موجود می‏شود. (117)افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمی‏گوید؟! و یا چرا آیه و نشانه‏ای برای خود ما نمی‏آید؟ !» پیشینیان آنها نیز، همین گونه سخن می‏گفتند; دلها و افکارشان مشابه یکدیگر است; ولی ما (به اندازه کافی) آیات و نشانه‏ها را برای اهل یقین (و حقیقت‏جویان) روشن ساخته‏ایم. (118)ما تو را به حق، برای بشارت و بیم دادن (مردم جهان) فرستادیم; و تو مسئول (گمراهی) دوزخیان (پس از ابلاغ رسالت) نیستی! (119)هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‏های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‏ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود. (120)کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده‏ایم ( یهود و نصاری) آن را چنان که شایسته آن است می‏خوانند; آنها به پیامبر اسلام ایمان می‏آورند; و کسانی که به او کافر شوند، زیانکارند. (121)ای بنی اسرائیل! نعمت مرا، که به شما ارزانی داشتم، به یاد آورید! و(نیز به خاطر آورید) که من شما را بر جهانیان برتری بخشیدم! (122)از روزی بترسید که هیچ کس از دیگری دفاع نمی‏کند; و هیچ‏گونه عوضی از او قبول نمی‏شود; و شفاعت، او را سود نمی‏دهد; و (از هیچ سوئی) یاری نمی‏شوند! (123)(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)». (124)و (به خاطر بیاورید) هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم! و (برای تجدید خاطره،) از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید! و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: «خانه مرا برای طواف‏کنندگان و مجاوران و رکوع‏کنندگان و سجده‏کنندگان، پاک و پاکیزه کنید!» (125)و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را -آنها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آورده‏اند- از ثمرات (گوناگون)، روزی ده! س‏ذللّه (گفت:) «ما دعای تو را اجابت کردیم; و مؤمنان را از انواع برکات، بهره‏مند ساختیم; (اما به آنها که کافر شدند، بهره کمی خواهیم داد; سپس آنها را به عذاب آتش می‏کشانیم; و چه بد سرانجامی دارند» (126)و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل، پایه‏های خانه (کعبه) را بالا می‏بردند، (و می‏گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی! (127)پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر ، که تو توبه‏پذیر و مهربانی! (128)پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند; زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!» (129)چز افراد سفیه و نادان، چه کسی از آیین ابراهیم، (با آن پاکی و درخشندگی،) روی‏گردان خواهد شد؟! ما او را در این جهان برگزیدیم; و او در جهان دیگر، از صالحان است. (130)در آن هنگام که پروردگارش به او گفت: اسلام بیاور! (و در برابر حق، تسلیم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذیرفت; و) گفت: «در برابر پروردگار جهانیان، تسلیم شدم.» (131)و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند; (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است; و شما، جز به آیین اسلام ( تسلیم در برابر فرمان خدا) از دنیا نروید!» (132)آیا هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را می‏پرستید؟» گفتند: «خدای تو، و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.» (133)آنها امتی بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نیز مربوط به خود شماست; و شما هیچ‏گاه مسئول اعمال آنها نخواهید بود. (134)(اهل کتاب) گفتند: «یهودی یا مسیحی شوید، تا هدایت یابید!» بگو: «(این آیینهای تحریف شده، هرگز نمی‏تواند موجب هدایت گردد،) بلکه از آیین خالص ابراهیم پیروی کنید! و او هرگز از مشرکان نبود!» (135)بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‏ایم; و به آنچه بر ما نازل شده; و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید ، و (همچنین) آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی قائل نمی‏شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم; (و تعصبات نژادی و اغراض شخصی، سبب نمی‏شود که بعضی را بپذیریم و بعضی را رها کنیم.)» (136)اگر آنها نیز به مانند آنچه شما ایمان آورده‏اید ایمان بیاورند، هدایت یافته‏اند; و اگر سرپیچی کنند، از حق جدا شده‏اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع می‏کند; و او شنونده و داناست. (137)رنگ خدایی (بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام;) و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت می‏کنیم. (138)بگو: «آیا در باره خداوند با ما محاجه می‏کنید؟! در حالی که او، پروردگار ما و شماست; و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست; و ما او را با اخلاص پرستش می‏کنیم، (و موحد خالصیم) .» (139)یا می‏گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا نصرانی بودند»؟! بگو: س‏خ‏للّهشما بهتر می‏دانید یا خدا؟! (و با اینکه می‏دانید آنها یهودی یا نصرانی نبودند، چرا حقیقت را کتمان می‏کنید؟)» و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که گواهی و شهادت الهی را که نزد اوست، کتمان می‏کند؟! و خدا از اعمال شما غافل نیست. (140)(به هر حال) آنها امتی بودند که درگذشتند. آنچه کردند، برای خودشان است; و آنچه هم شما کرده‏اید، برای خودتان است; و شما مسئول اعمال آنها نیستید. (141)به زودی سبک‏مغزان از مردم می‏گویند: «چه چیز آنها ( مسلمانان) را، از قبله‏ای که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست; خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‏کند.» (142)همان‏گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‏ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط;) تا بر مردم گواه باشید; و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‏ای را که قبلا بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی می‏کنند، از آنها که به جاهلیت بازمی‏گردند، مشخص شوند. و مسلما این حکم، جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود. (این را نیز بدانید که نمازهای شما در برابر قبله سابق، صحیح بوده است;) و خدا هرگز ایمان ( نماز) شما را ضایع نمی‏گرداند; زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است. (143)نگاه‏های انتظارآمیز تو را به سوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) می‏بینیم! اکنون تو را به سوی قبله‏ای که از آن خشنود باشی، باز می‏گردانیم. پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن! و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید! و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده، بخوبی می‏دانند این فرمان حقی است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده; (و در کتابهای خود خوانده‏اند که پیغمبر اسلام، به سوی دو قبله، نماز می‏خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفی داشتن این آیات) غافل نیست! (144)سوگند که اگر برای (این گروه از) اهل کتاب، هرگونه آیه (و نشانه و دلیلی) بیاوری، از قبله تو پیروی نخواهند کرد; و تو نیز، هیچ‏گاه از قبله آنان، پیروی نخواهی نمود. (آنها نباید تصور کنند که بار دیگر، تغییر قبله امکان‏پذیر است!) و حتی هیچ‏یک از آنها، پیروی از قبله دیگری نخواهد کرد! و اگر تو، پس از این آگاهی، متابعت هوسهای آنها کنی، مسلما از ستمگران خواهی بود! (145)کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده‏ایم، او ( پیامبر) را همچون فرزندان خود می‏شناسند; (ولی) جمعی از آنان، حق را آگاهانه کتمان می‏کنند! (146)این (فرمان تغییر قبله) حکم حقی از طرف پروردگار توست، بنابراین، هرگز از تردیدکنندگان در آن مباش! (147)هر طایفه‏ای قبله‏ای دارد که خداوند آن را تعیین کرده است; (بنابراین، زیاد در باره قبله گفتگو نکنید! و به جای آن،) در نیکی‏ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید! هر جا باشید، خداوند همه شما را (برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز،) حاضر می‏کند; زیرا او، بر هر کاری تواناست. (148)از هر جا (و از هر شهر و نقطه‏ای) خارج شدی، (به هنگام نماز،) روی خود را به جانب «مسجد الحرام‏» کن! این دستور حقی از طرف پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام می‏دهید، غافل نیست! (149)و از هر جا خارج شدی، روی خود را به جانب مسجد الحرام کن! و هر جا بودید، روی خود را به سوی آن کنید! تا مردم، جز ظالمان (که دست از لجاجت برنمی‏دارند،) دلیلی بر ضد شما نداشته باشند; (زیرا از نشانه‏های پیامبر، که در کتب آسمانی پیشین آمده، این است که او، به سوی دو قبله، نماز می‏خواند.) از آنها نترسید! و (تنها) از من بترسید! (این تغییر قبله، به خاطر آن بود که) نعمت خود را بر شما تمام کنم، شاید هدایت شوید! (150)همان‏گونه (که با تغییر قبله، نعمت خود را بر شما کامل کردیم،) رسولی از خودتان در میان شما فرستادیم; تا آیات ما را بر شما بخواند; و شما را پاک کند; و به شما، کتاب و حکمت بیاموزد; و آنچه را نمی‏دانستید، به شما یاد دهد. (151)پس به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم! و شکر مرا گویید و (در برابر نعمتهایم) کفران نکنید! (152)ای افرادی که ایمان آورده‏اید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است. (153)و به آنها که در راه خدا کشته می‏شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‏اند،ولی شما نمی‏فهمید! (154)قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه‏ها، آزمایش می‏کنیم; و بشارت ده به استقامت‏کنندگان! (155)آنها که هر گاه مصیبتی به ایشان می‏رسد، می‏گویند: «ما از آن خدائیم; و به سوی او بازمی‏گردیم!» (156)اینها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده; و آنها هستند هدایت‏یافتگان! (157)«صفا» و «مروه‏» از شعائر (و نشانه‏های) خداست! بنابراین، کسانی که حج خانه خدا و یا عمره انجام می‏دهند، مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند; (و سعی صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بی‏رویه مشرکان، که بتهایی بر این دو کوه نصب کرده بودند، از موقعیت این دو مکان مقدس نمی‏کاهد!) و کسی که فرمان خدا را در انجام کارهای نیک اطاعت کند، خداوند (در برابر عمل او) شکرگزار، و (از افعال وی) آگاه است. (158)کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‏ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‏کند; و همه لعن‏کنندگان نیز، آنها را لعن می‏کنند; (159)مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و (اعمال بد خود را، با اعمال نیک،) اصلاح نمودند، (و آنچه را کتمان کرده بودند; آشکار ساختند;) من توبه آنها را می‏پذیرم; که من تواب و رحیمم. (160)کسانی که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود! (161)همیشه در آن (لعن و دوری از رحمت پروردگار) باقی می‏مانند; نه در عذاب آنان تخفیف داده می‏شود، و نه مهلتی خواهند داشت! (162)و خدای شما، خداوند یگانه‏ای است، که غیر از او معبودی نیست! اوست بخشنده و مهربان (و دارای رحمت عام و خاص)! (163)در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب‏و روز، و کشتیهایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‏هایی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می‏اندیشند! (164)بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‏کنند; و آنها را همچون خدا دوست می‏دارند. اما آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان،) شدیدتر است. و آنها که ستم کردند، (و معبودی غیر خدا برگزیدند،) هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمام قدرت ، از آن خداست; و خدا دارای مجازات شدید است; (نه معبودهای خیالی که از آنها می‏هراسند.) (165)در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه‏کننده) از پیروان خود، بیزاری می‏جویند; و کیفر خدا را مشاهده می‏کنند; و دستشان از همه جا کوتاه می‏شود. (166)و (در این هنگام) پیروان می‏گویند: «کاش بار دیگر به دنیا برمی‏گشتیم، تا از آنها ( پیشوایان گمراه) بیزاری جوییم، آن چنان که آنان (امروز) از ما بیزاری جستند! (آری،) خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‏زایی به آنان نشان می‏دهد; و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد! (167)ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (168)او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‏دهد; (و نیز دستور می‏دهد) آنچه را که نمی‏دانید، به خدا نسبت دهید. (169)و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می‏گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‏نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‏فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟! (170)مثل (تو در دعوت) کافران، بسان کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر،) صدا می‏زند; ولی آنها چیزی جز سر و صدا نمی‏شنوند; (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی‏کنند. این کافران، در واقع) کر و لال و نابینا هستند; از این رو چیزی نمی‏فهمند! (171)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از نعمتهای پاکیزه‏ای که به شما روزی داده‏ایم، بخورید و شکر خدا را بجا آورید; اگر او را پرستش می‏کنید! (172)خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است. (ولی) آن کس که مجبور شود، در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهی بر او نیست; (و می‏تواند برای حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد;) خداوند بخشنده و مهربان است. (173)کسانی که کتمان می‏کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‏فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‏خورند; (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‏آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمی‏گوید; و آنان را پاکیزه نمی‏کند; و برای آنها عذاب دردناکی است. (174)اینان، همانهایی هستند که گمراهی را با هدایت، و عذاب را با آمرزش، مبادله کرده‏اند; راستی چقدر در برابر عذاب خداوند، شکیبا هستند!! (175)اینها، به خاطر آن است که خداوند، کتاب (آسمانی) را به حق، (و توام با نشانه‏ها و دلایل روشن،) نازل کرده; و آنها که در آن اختلاف می‏کنند، (و با کتمان و تحریف، اختلاف به وجود می‏آورند،) در شکاف و (پراکندگی) عمیقی قرار دارند. (176)نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) روی خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید; (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد; و همه وقت خود را مصروف آن سازید;) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز ، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده; و مال (خود) را، با همه علاقه‏ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‏کند; نماز را برپا می‏دارد و زکات را می‏پردازد; و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‏کنند; و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‏دهند; اینها کسانی هستند که راست می‏گویند; و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است;) و اینها هستند پرهیزکاران! (177)ای افرادی که ایمان آورده‏اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خونبها گردد،) باید از راه پسندیده پیروی کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد.) و او ( قاتل) نیز، به نیکی دیه را (به ولی مقتول) بپردازد; (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما! و کسی که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت. (178)و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است، ای صاحبان خرد! شاید شما تقوا پیشه کنید. (179)بر شما نوشته شده: «هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبی ( مالی) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، بطور شایسته وصیت کند! این حقی است بر پرهیزکاران!» (180)پس کسانی که بعد از شنیدنش آن را تغییر دهند، گناه آن، تنها بر کسانی است که آن (وصیت) را تغییر می‏دهند; خداوند، شنوا و داناست. (181)

و کسی که از انحراف وصیت کننده (و تمایل یک‏جانبه او به بعض ورثه)، یا از گناه او (که مبادا وصیت به کار خلافی کند) بترسد، و میان آنها را اصلاح دهد، گناهی بر او نیست; (و مشمول حکم تبدیل وصیت نمی‏باشد.) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (182)ای افرادی که ایمان آورده‏اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد; تا پرهیزکار شوید. (183)چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت‏فرساست; (همچون بیماران مزمن، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند; و کسی که کار خیری انجام دهد، برای او بهتر است; و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید! (184)(روزه، در چند روز معدود) ماه رمضان است; ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم ، و نشانه‏های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می‏خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید; و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید; باشد که شکرگزاری کنید! (185)و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‏خواند، پاسخ می‏گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)! (186)آمیزش جنسی با همسرانتان، در شب روزهایی که روزه می‏گیرید، حلال است. آنها لباس شما هستند; و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید). خداوند می‏دانست که شما به خود خیانت می‏کردید; (و این کار ممنوع را انجام می‏دادید;) پس توبه شما را پذیرفت و شما را بخشید. اکنون با آنها آمیزش کنید، و آنچه را خدا برای شما مقرر داشته، طلب نمایید! و بخورید و بیاشامید، تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکمیل کنید! و در حالی که در مساجد به اعتکاف پرداخته‏اید، با زنان آمیزش نکنید! این، مرزهای الهی است; پس به آن نزدیک نشوید! خداوند، این چنین آیات خود را برای مردم، روشن می‏سازد، باشد که پرهیزکار گردند! (187)و اموال یکدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید! و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه، (قسمتی از) آن را (به عنوان رشوه) به قضات ندهید، در حالی که می‏دانید (این کار، گناه است)! (188)در باره «هلالهای ماه‏» از تو سؤال می‏کنند; بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای (نظام زندگی) مردم و (تعیین وقت) حج است‏». و (آن چنان که در جاهلیت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام می‏پوشیدند، از در خانه وارد نمی‏شدند، و از نقب پشت خانه وارد می‏شدند، نکنید!) کار نیک، آن نیست که از پشت خانه‏ها وارد شوید; بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید! و از در خانه‏ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید! (189)و در راه خدا، با کسانی که با شما می‏جنگند، نبرد کنید! و از حد تجاوز نکنید ، که خدا تعدی‏کنندگان را دوست نمی‏دارد! (190)و آنها را ( بت پرستانی که از هیچ گونه جنایتی ابا ندارند) هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند ( مکه)، آنها را بیرون کنید! و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنید! مگر اینکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید! چنین است جزای کافران! (191)و اگر خودداری کردند، خداوند آمرزنده و مهربان است. (192)و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند; و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست. (193)ماه حرام، در برابر ماه حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید.) و تمام حرامها، (قابل) قصاص است. و (به طور کلی) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روی ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است! (194)و در راه خدا، انفاق کنید! و (با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکی کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست می‏دارد. (195)و حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعی مانند ترس از دشمن یا بیماری، اجازه نداد که پس از احرام‏بستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانی فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهای خود را نتراشید، تا قربانی به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفاره‏ای از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندی بدهد! و هنگامی که (از بیماری و دشمن) در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانی برای او میسر است (ذبح کند)! و هر که نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت‏روز هنگامی که باز می‏گردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این برای کسی است که خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد ( اهل مکه و اطراف آن نباشد). و از خدا بپرهیزید! و بدانید که او، سخت‏کیفر است! (196)حج، در ماه‏های معینی است! و کسانی که (با بستن احرام، و شروع به مناسک حج،) حج را بر خود فرض کرده‏اند، (باید بدانند که) در حج، آمیزش جنسی با زنان، و گناه و جدال نیست! و آنچه از کارهای نیک انجام دهید، خدا آن را می‏داند. و زاد و توشه تهیه کنید، که بهترین زاد و توشه، پرهیزکاری است! و از من بپرهیزید ای خردمندان! (197)گناهی بر شما نیست که از فضل پروردگارتان (و از منافع اقتصادی در ایام حج) طلب کنید (که یکی از منافع حج، پی ریزی یک اقتصاد صحیح است). و هنگامی که از «عرفات‏» کوچ کردید، خدا را نزد «مشعر الحرام‏» یاد کنید! او را یاد کنید همان‏طور که شما را هدایت نمود و قطعا شما پیش از این، از گمراهان بودید. (198)سپس از همان‏جا که مردم کوچ می‏کنند، (به سوی سرزمین منی) کوچ کنید! و از خداوند، آمرزش بطلبید، که خدا آمرزنده مهربان است! (199)و هنگامی که مناسک (حج) خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید، همانند یادآوری از پدرانتان (آن‏گونه که رسم آن زمان بود) بلکه از آن هم بیشتر! (در این مراسم ، مردم دو گروهند:) بعضی از مردم می‏گویند: «خداوندا! به ما در دنیا، (×نیکی×) عطا کن!» ولی در آخرت، بهره‏ای ندارند. (200)و بعضی می‏گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا (×نیکی×) عطا کن! و در آخرت نیز (×نیکی×) مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه دار!» (201)آنها از کار (و دعای) خود، نصیب و بهره‏ای دارند; و خداوند، سریع الحساب است. (202)و خدا را در روزهای معینی یاد کنید! (روزهای 11 و 12 و 13 ماه ذی حجه). و هر کس شتاب کند، (و ذکر خدا را) در دو روز انجام دهد، گناهی بر او نیست، و هر که تاخیر کند، (و سه روز انجام دهد نیز) گناهی بر او نیست; برای کسی که تقوا پیشه کند. و از خدا بپرهیزید! و بدانید شما به سوی او محشور خواهید شد! (203)و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می‏شود; (در ظاهر، اظهار محبت شدید می‏کنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می‏گیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسخت‏ترین دشمنانند. (204)(نشانه آن، این است که) هنگامی که روی‏برمی‏گردانند (و از نزد تو خارج می‏شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش می‏کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود می‏سازند; (با اینکه می‏دانند) خدا فساد را دوست نمی‏دارد. (205)و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‏شود)، و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه می‏کشاند. آتش دوزخ برای آنان کافی است; و چه بد جایگاهی است! (206)بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت‏» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‏فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. (207)ای کسانی که ایمان آورده‏اید همگی در صلح و آشتی درآیید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید; که او دشمن آشکار شماست (208)و اگر بعد از این همه نشانه‏های روشن، که برای شما آمده است، لغزش کردید (و گمراه شدید)، بدانید (از چنگال عدالت خدا، فرار نتوانید کرد;) که خداوند، توانا و حکیم است. (209)آیا (پیروان فرمان شیطان، پس از این همه نشانه‏ها و برنامه‏های روشن) انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‏هائی از ابرها به سوی آنان بیایند (و دلایل تازه‏ای در اختیارشان بگذارند؟! با اینکه چنین چیزی محال است!) و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمی‏گردد. (210)از بنی اسرائیل بپرس: «چه اندازه نشانه‏های روشن به آنها دادیم؟» (ولی آنان، نعمتها و امکانات مادی و معنوی را که خداوند در اختیارشان گذاشته بود، در راه غلط به کار گرفتند.) و کسی که نعمت خدا را، پس از آن که به سراغش آمد، تبدیل کند (و در مسیر خلاف به کار گیرد، گرفتار عذاب شدید الهی خواهد شد) که خداوند شدید العقاب است. (211)زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این‏رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‏کنند; در حالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند; (چراکه ارزشهای حقیقی در آنجا آشکار می‏گردد، و صورت عینی به خود می‏گیرد;) و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزی می‏دهد. (212)مردم (در آغاز) یک دسته بودند; (و تضادی در میان آنها وجود نداشت. بتدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایی در میان آنها پیدا شد، در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت; تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‏کرد، با آنها نازل نمود; تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. (افراد باایمان، در آن اختلاف نکردند;) تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‏های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند ، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. (اما افراد بی‏ایمان، همچنان در گمراهی و اختلاف، باقی ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‏کند. (213)آیا گمان کردید داخل بهشت می‏شوید، بی‏آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» (در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشید، یاری خدا نزدیک است! (214)از تو سؤال می‏کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: «هر خیر و نیکی (و سرمایه سودمند مادی و معنوی) که انفاق می‏کنید، باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر کار خیری که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است.( لازم نیست تظاهر کنید، او می‏داند). (215)جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد; در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می‏داند، و شما نمی‏دانید. (216)از تو، در باره جنگ کردن در ماه حرام، سؤال می‏کنند; بگو: «جنگ در آن، (گناهی) بزرگ است; ولی جلوگیری از راه خدا (و گرایش مردم به آیین حق) و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام، و اخراج ساکنان آن، نزد خداوند مهمتر از آن است; و ایجاد فتنه، (و محیط نامساعد، که مردم را به کفر، تشویق و از ایمان بازمی‏دارد) حتی از قتل بالاتر است. و مشرکان، پیوسته با شما می‏جنگند ، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند; ولی کسی که از آیینش برگردد ، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، برباد می‏رود; و آنان اهل دوزخند; و همیشه در آن خواهند بود. (217)کسانی که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده‏اند، آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است. (218)در باره شراب و قمار از تو سؤال می‏کنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگی است; و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد; (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می‏پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود.» اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می‏سازد، شاید اندیشه کنید! (219)(تا اندیشه کنید) درباره دنیا و آخرت! و از تو در باره یتیمان سؤال می‏کنند، بگو: «اصلاح کار آنان بهتر است. و اگر زندگی خود را با زندگی آنان بیامیزید، (مانعی ندارد;) آنها برادر (دینی) شما هستند.» (و همچون یک برادر با آنها رفتار کنید!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، بازمی‏شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت می‏اندازد; (و دستور می‏دهد در عین سرپرستی یتیمان، زندگی و اموال آنها را بکلی از اموال خود، جدا سازید; ولی خداوند چنین نمی‏کند;) زیرا او توانا و حکیم است. (220)و با زنان مشرک و بت‏پرست، تا ایمان نیاورده‏اند، ازدواج نکنید! (اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسی نداشته باشید; زیرا) کنیز باایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است; هر چند (زیبایی، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتی آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ایمان نیاورده‏اند، در نیاورید! (اگر چه ناچار شوید آنها را به همسری غلامان باایمان درآورید; زیرا) یک غلام باایمان، از یک مرد آزاد بت‏پرست، بهتر است; هر چند (مال و موقعیت و زیبایی او،) شما را به شگفتی آورد. آنها دعوت به سوی آتش می‏کنند; و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می‏نماید، و آیات خویش را برای مردم روشن می‏سازد; شاید متذکر شوند! (221)و از تو، در باره خون حیض سؤال می‏کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‏ای است; از این‏رو در حالت قاعدگی، از آنان کناره‏گیری کنید! و با آنها نزدیکی ننماید، تا پاک شوند! و هنگامی که پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‏کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد. (222)زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند; پس هر زمان که بخواهید، می‏توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعی نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده! (223)خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید! و برای اینکه نیکی کنید، و تقوا پیشه سازید، و در میان مردم اصلاح کنید (سوگند یاد ننمایید)! و خداوند شنوا و داناست. (224)خداوند شما را به خاطر سوگندهایی که بدون توجه یاد می‏کنید، مؤاخذه نخواهد کرد، اما به آنچه دلهای شما کسب کرده، (و سوگندهایی که از روی اراده و اختیار، یاد می‏کنید،) مؤاخذه می‏کند. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (225)کسانی که زنان خود را «ایلاء» می‏نمایند ( سوگند یاد می‏کنند که با آنها ، آمیزش‏جنسی ننمایند،) حق دارند چهار ماه انتظار بکشند. (و در ضمن این چهار ماه، وضع خود را با همسر خویش، از نظر ادامه زندگی یا طلاق، روشن سازند.) اگر (در این فرصت،) بازگشت کنند، (چیزی بر آنها نیست; زیرا) خداوند،آمرزنده و مهربان است. (226)و اگر تصمیم به جدایی گرفتند، (آن هم با شرایطش مانعی ندارد;) خداوند شنوا و داناست. (227)زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه دیدن (و پاک شدن) انتظار بکشند! ( عده نگه دارند) و اگر به خدا و روز رستاخیز، ایمان دارند، برای آنها حلال نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، کتمان کنند. و همسرانشان، برای بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگی زناشویی) در این مدت، (از دیگران) سزاوارترند; در صورتی که (براستی) خواهان اصلاح باشند. و برای آنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‏ای قرار داده شده; و مردان بر آنان برتری دارند; و خداوند توانا و حکیم است. (228)طلاق، (طلاقی که رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است; (و در هر مرتبه،) باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند (و آشتی نماید)، یا با نیکی او را رها سازد (و از او جدا شود). و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه به آنها داده‏اید، پس بگیرید; مگر اینکه دو همسر، بترسند که حدود الهی را برپا ندارند. اگر بترسید که حدود الهی را رعایت نکنند، مانعی برای آنها نیست که زن، فدیه و عوضی بپردازد (و طلاق بگیرد). اینها حدود و مرزهای الهی است; از آن، تجاوز نکنید! و هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است. (229)اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود; مگر اینکه همسر دیگری انتخاب کند (و با او، آمیزش‏جنسی نماید. در این صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهی ندارد که بازگشت کنند; (و با همسر اول، دوباره ازدواج نماید;) در صورتی که امید داشته باشند که حدود الهی را محترم میشمرند. اینها حدود الهی است که (خدا) آن را برای گروهی که آگاهند، بیان می‏نماید. (230)و هنگامی که زنان را طلاق دادید، و به آخرین روزهای «عده‏» رسیدند، یا به طرز صحیحی آنها را نگاه دارید (و آشتی کنید)، و یا به طرز پسندیده‏ای آنها را رها سازید! و هیچ‏گاه به خاطر زیان رساندن و تعدی کردن، آنها را نگاه ندارید! و کسی که چنین کند، به خویشتن ستم کرده است. (و با این اعمال، و سوء استفاده از قوانین الهی،) آیات خدا را به استهزا نگیرید! و به یاد بیاورید نعمت خدا را بر خود، و کتاب آسمانی و علم و دانشی که بر شما نازل کرده، و شما را با آن، پند می‏دهد! و از خدا بپرهیزید! و بدانید خداوند از هر چیزی آگاه است (و از نیات کسانی که از قوانین او، سوء استفاده می‏کنند، با خبر است)! (231)و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عده خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‏ای تراضی برقرار گردد. این دستوری است که تنها افرادی از شما، که ایمان به خدا و روز قیامت دارند، از آن، پند می‏گیرند (و به آن، عمل می‏کنند). این (دستور)، برای رشد (خانواده‏های)شما مؤثرتر، و برای شستن آلودگیها مفیدتر است; و خدا می‏داند و شما نمی‏دانید. (232)مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شیر می‏دهند. (این) برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند. و بر آن کس که فرزند برای او متولد شده ( پدر)، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته (در مدت شیر دادن بپردازد; حتی اگر طلاق گرفته باشد.) هیچ کس موظف به بیش از مقدار توانایی خود نیست! نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به کودک را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد ( هزینه مادر را در دوران شیرخوارگی تامین نماید). و اگر آن دو، با رضایت یکدیگر و مشورت، بخواهند کودک را (زودتر) از شیر بازگیرند، گناهی بر آنها نیست. و اگر (با عدم توانایی، یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه‏ای برای فرزندان خود بگیرید، گناهی بر شما نیست; به شرط اینکه حق گذشته مادر را به طور شایسته بپردازید. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و بدانید خدا، به آنچه انجام می‏دهید، بیناست! (233)و کسانی که از شما می‏میرند و همسرانی باقی می‏گذارند، باید چهار ماه و ده روز، انتظار بکشند (و عده نگه دارند)! و هنگامی که به آخر مدتشان رسیدند، گناهی بر شما نیست که هر چه می‏خواهند، در باره خودشان به طور شایسته انجام دهند (و با مرد دلخواه خود، ازدواج کنند). و خدا به آنچه عمل می‏کنید، آگاه است. (234)و گناهی بر شما نیست که به طور کنایه، (از زنانی که همسرانشان مرده‏اند) خواستگاری کنید، و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید). خداوند می‏دانست شما به یاد آنها خواهید افتاد; (و با خواسته طبیعی شما به شکل معقول، مخالف نیست;) ولی پنهانی با آنها قرار زناشویی نگذارید، مگر اینکه به طرز پسندیده‏ای (به طور کنایه) اظهار کنید! (ولی در هر حال،) اقدام به ازدواج ننمایید، تا عده آنها سرآید! و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید، می‏داند! از مخالفت او بپرهیزید! و بدانید خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان، عجله نمی‏کند)! (235)اگر زنان را قبل از آمیزش‏جنسی یا تعیین مهر، (به عللی) طلاق دهید، گناهی بر شما نیست. (و در این موقع،) آنها را (با هدیه‏ای مناسب،) بهره‏مند سازید! آن کس که توانایی دارد، به اندازه تواناییش، و آن کس که تنگدست است، به اندازه خودش، هدیه‏ای شایسته (که مناسب حال دهنده و گیرنده باشد) بدهد! و این بر نیکوکاران، الزامی است. (236)و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها تماس بگیرید و (آمیزش‏جنسی کنید) طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‏اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‏اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند; یا (در صورتی که صغیر و سفیه باشند، ولی آنها، یعنی) آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‏دهید، بیناست! (237)در انجام همه نمازها، (به خصوص) نماز وسطی ( نماز ظهر) کوشا باشید! و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید! (238)و اگر (به خاطر جنگ، یا خطر دیگری) بترسید، (نماز را) در حال پیاده یا سواره انجام دهید! اما هنگامی که امنیت خود را بازیافتید، خدا را یاد کنید! ( نماز را به صورت معمولی بخوانید!) همان‏گونه که خداوند، چیزهایی را که نمی‏دانستید، به شما تعلیم داد. (239)و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرارمی‏گیرند و همسرانی از خود به‏جا می‏گذارند، باید برای همسران خود وصیت کنند که تا یک سال، آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهره‏مند سازند; به شرط اینکه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نکنند). و اگر بیرون روند، (حقی در هزینه ندارند; ولی) گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه در باره خود، به طور شایسته انجام می‏دهند. و خداوند، توانا و حکیم است. (240)و برای زنان مطلقه، هدیه مناسبی لازم است (که از طرف شوهر، پرداخت گردد). این، حقی است بر مردان پرهیزکار. (241)این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می‏دهد; شاید اندیشه کنید! (242)آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‏های خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (که به بهانه بیماری طاعون، از شرکت در میدان جهاد خودداری نمودند). خداوند به آنها گفت: بمیرید! (و به همان بیماری، که آن را بهانه قرار داده بودند، مردند.) سپس خدا آنها را زنده کرد; (و ماجرای زندگی آنها را درس عبرتی برای آیندگان قرار داد.) خداوند نسبت به بندگان خود احسان می‏کند; ولی بیشتر مردم، شکر (او را) بجا نمی‏آورند. (243)و در راه خدا، پیکار کنید! و بدانید خداوند، شنوا و داناست. (244)کیست که به خدا «قرض الحسنه‏ای‏» دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند،) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟ و خداوند است (که روزی بندگان را) محدود یا گسترده می‏سازد; (و انفاق، هرگز باعث کمبود روزی آنها نمی‏شود). و به سوی او باز می‏گردید (و پاداش خود را خواهید گرفت). (245)آیا مشاهده نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: س‏خ‏للّهشاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچی کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‏ها و فرزندانمان رانده شده‏ایم، (و شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‏اند)؟!; س‏ذللّه اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عده کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است. (246)و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند (×طالوت×) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‏تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‏بخشد; و احسان خداوند، وسیع است; و (از لیاقت افراد برای منصب‏ها) آگاه است.» (247)و پیامبرشان به آنها گفت: «نشانه حکومت او، این است که (×صندوق عهد×) به سوی شما خواهد آمد. (همان صندوقی که) در آن، آرامشی از پروردگار شما، و یادگارهای خاندان موسی و هارون قرار دارد; در حالی که فرشتگان، آن را حمل می‏کنند. در این موضوع، نشانه‏ای (روشن) برای شماست; اگر ایمان داشته باشید.» (248)و هنگامی که طالوت (به فرماندهی لشکر بنی اسرائیل منصوب شد، و) سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسیله یک نهر آب، آزمایش می‏کند; آنها (که به هنگام تشنگی،) از آن بنوشند، از من نیستند; و آنها که جز یک پیمانه با دست خود، بیشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده کمی، همگی از آن آب نوشیدند. سپس هنگامی که او، و افرادی که با او ایمان آورده بودند، (و از بوته آزمایش، سالم به‏در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از کمی نفرات خود، ناراحت شدند; و عده‏ای) گفتند: «امروز، ما توانایی مقابله با (×جالوت×) و سپاهیان او را نداریم.» اما آنها که می‏دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروه‏های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‏های عظیمی پیروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏کنندگان) است. (249)و هنگامی که در برابر (×جالوت×) و سپاهیان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان! (250)ج832(152)سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزیمت واداشتند. و «داوود» (نوجوان نیرومند و شجاعی که در لشکر «طالوت‏» بود)، «جالوت‏» را کشت; و خداوند، حکومت و دانش را به او بخشید; و از آنچه می‏خواست به او تعلیم داد. و اگر خداوند، بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمی‏کرد، زمین را فساد فرامی‏گرفت، ولی خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد. (251)اینها، آیات خداست که به حق، بر تو می‏خوانیم; و تو از رسولان (ما) هستی. (252)بعضی از آن رسولان را بر بعضی دیگر برتری دادیم; برخی از آنها، خدا با او سخن می‏گفت; و بعضی را درجاتی برتر داد; و به عیسی بن مریم، نشانه‏های روشن دادیم; و او را با «روح القدس س‏ذللّه تایید نمودیم; (ولی فضیلت و مقام آن پیامبران، مانع اختلاف امتها نشد.) و اگر خدا می‏خواست، کسانی که بعد از آنها بودند، پس از آن همه نشانه‏های روشن که برای آنها آمد، جنگ و ستیز نمی‏کردند; (اما خدا مردم را مجبور نساخته; و آنها را در پیمودن راه سعادت، آزاد گذارده است;) ولی این امتها بودند که با هم اختلاف کردند; بعضی ایمان آوردند و بعضی کافر شدند; (و جنگ و خونریزی بروز کرد. و باز) اگر خدا می‏خواست، با هم پیکار نمی‏کردند; ولی خداوند، آنچه را می‏خواهد، (از روی حکمت) انجام می‏دهد (و هیچ‏کس را به قبول چیزی مجبور نمی‏کند). (253)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از آنچه به شما روزی داده‏ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است (تا بتوانید سعادت و نجات از کیفر را برای خود خریداری کنید)، و نه دوستی (و رفاقتهای مادی سودی دارد)، و نه شفاعت; (زیرا شما شایسته شفاعت نخواهید بود.) و کافران، خود ستمگرند; (هم به خودشان ستم می‏کنند، هم به دیگران). (254)هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به اوهستند; هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرانمی‏گیرد; (و لحظه‏ای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی‏ماند;) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست; کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنابراین، شفاعت شفاعت‏کنندگان، برای آنها که شایسته شفاعتند، از مالکیت مطلقه او نمی‏کاهد.) آنچه را در پیش روی آنها ( بندگان) و پشت سرشان است می‏داند; (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است.) و کسی از علم او آگاه نمی‏گردد; جز به مقداری که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است; و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بی‏پایان و نامحدود اوست.) تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته; و نگاهداری آن دو ( آسمان و زمین )، او را خسته نمیکند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست. (255)در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت ( بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. (256)خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‏اند; آنها را از ظلمتها،به سوی نور بیرون می‏برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند; که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‏برند; آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند. (257)آیا ندیدی (و آگاهی نداری از) کسی ( نمرود) که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود; (و بر اثر کمی ظرفیت، از باده غرور سرمست شده بود;) هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‏کند و می‏میراند.» او گفت: س‏خ‏للّهمن نیز زنده می‏کنم و می‏میرانم!» (و برای اثبات این کار و مشتبه‏ساختن بر مردم دستور داد دو زندانی را حاضر کردند، فرمان آزادی یکی و قتل دیگری را داد) ابراهیم گفت: س‏خ‏للّهخداوند، خورشید را از افق مشرق می‏آورد; (اگر راست می‏گویی که حاکم بر جهان هستی تویی،) خورشید را از مغرب بیاور!» (در اینجا) آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمی‏کند. (258)یا همانند کسی که از کنار یک آبادی (ویران شده) عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهای اهل آن، در هر سو پراکنده بود; او با خود) گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می‏کند؟!» (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند; سپس زنده کرد; و به او گفت: «چه‏قدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز; یا بخشی از یک روز.» فرمود: «نه، بلکه یکصد سال درنگ کردی! نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود (که همراه داشتی، با گذشت سالها) هیچ‏گونه تغییر نیافته است! (خدایی که یک چنین مواد فاسدشدنی را در طول این مدت، حفظ کرده، بر همه چیز قادر است!) ولی به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده! این زنده شدن تو پس از مرگ، هم برای اطمینان خاطر توست، و هم) برای اینکه تو را نشانه‏ای برای مردم (در مورد معاد) قرار دهیم. (اکنون) به استخوانها(ی مرکب سواری خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند می‏دهیم، و گوشت بر آن می‏پوشانیم!» هنگامی که (این حقایق) بر او آشکار شد، گفت: «می‏دانم خدا بر هر کاری توانا است‏». (259)و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‏کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‏ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‏خواهم قلبم آرامش یابد. س‏ذللّه فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‏آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است; (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد)». (260)کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند; که در هر خوشه، یکصد دانه باشد; و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‏کند; و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست. (261)کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند، سپس به دنبال انفاقی که کرده‏اند، منت نمی‏گذارند و آزاری نمی‏رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است; و نه ترسی دارند، و نه غمگین می‏شوند. (262)گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهای آنها)، از بخششی که آزاری به دنبال آن باشد، بهتر است; و خداوند، بی‏نیاز و بردبار است. (263)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‏کند; و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‏آورد; (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن، (قشر نازکی از) خاک باشد; (و بذرهایی در آن افشانده شود;) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده‏اند، چیزی به دست نمی‏آورند; و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی‏کند. (264)و (کار) کسانی که اموال خود را برای خشنودی خدا، و تثبیت (ملکات انسانی در) روح خود، انفاق می‏کنند، همچون باغی است که در نقطه بلندی باشد، و بارانهای درشت به آن برسد، (و از هوای آزاد و نور آفتاب، به حد کافی بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام می‏دهید، بیناست. (265)آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن، نهرها بگذرد، و برای او در آن (باغ)، از هر گونه میوه‏ای وجود داشته باشد، در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد; (در این هنگام،) گردبادی (کوبنده)، که در آن آتش (سوزانی) است، به آن برخورد کند و شعله‏ور گردد و بسوزد؟! (همین‏طور است حال کسانی که انفاقهای خود را، با ریا و منت و آزار، باطل می‏کنند.) این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‏سازد; شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)! (266)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از قسمتهای پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت) به دست آورده‏اید، و از آنچه از زمین برای شما خارج ساخته‏ایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان)، انفاق کنید! و برای انفاق، به سراغ قسمتهای ناپاک نروید در حالی که خود شما، (به هنگام پذیرش اموال،) حاضر نیستید آنها را بپذیرید; مگر از روی اغماض و کراهت! و بدانید خداوند، بی‏نیاز و شایسته ستایش است. (267)شیطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهیدستی می‏دهد; و به فحشا (و زشتیها) امر می‏کند; ولی خداوند وعده «آمرزش‏» و «فزونی‏» به شما می‏دهد; و خداوند، قدرتش وسیع، و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعده‏های خود، وفا می‏کند.) (268)(خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‏دهد; و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمی‏کنند، و) متذکر نمی‏گردند. (269)و هر چیز را که انفاق می‏کنید، یا (اموالی را که) نذر کرده‏اید (در راه‏خدا انفاق کنید)، خداوند آنها را می‏داند. و ستمگران یاوری ندارند. (270)اگر انفاقها را آشکار کنید، خوب است! و اگر آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید، برای شما بهتر است! و قسمتی از گناهان شما را می‏پوشاند; (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهید شد.) و خداوند به آنچه انجام می‏دهید، آگاه است. (271)هدایت آنها (به‏طور اجبار،) بر تو نیست; (بنابر این، ترک انفاق به غیر مسلمانان، برای اجبار به اسلام، صحیح نیست;) ولی خداوند، هر که را بخواهد (و شایسته بداند)، هدایت می‏کند. و آنچه را از خوبیها و اموال انفاق می‏کنید، برای خودتان است; (ولی) جز برای رضای خدا، انفاق نکنید! و آنچه از خوبیها انفاق می‏کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده می‏شود; و به شما ستم نخواهد شد. (272)(انفاق شما، مخصوصا باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‏اند; (و توجه به آیین خدا، آنها را از وطنهای خویش آواره ساخته; و شرکت در میدان جهاد، به آنها اجازه نمی‏دهد تا برای تامین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند;) نمی‏توانند مسافرتی کنند (و سرمایه‏ای به دست آورند;) و از شدت خویشتن‏داری، افراد ناآگاه آنها را بی‏نیاز می‏پندارند; اما آنها را از چهره‏هایشان می‏شناسی; و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی‏خواهند. (این است مشخصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است. (273)آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق می‏کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است; نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‏شوند. (274)کسانی که ربا می‏خورند، (در قیامت) برنمی‏خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده (و نمی‏تواند تعادل خود را حفظ کند; گاهی زمین می‏خورد، گاهی بپا می‏خیزد). این، به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست.)» در حالی که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد، و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق ( قبل از نزول حکم تحریم) به دست آورده، مال اوست; (و این حکم، گذشته را شامل نمی‏گردد;) و کار او به خدا واگذار می‏شود; (و گذشته او را خواهد بخشید.) اما کسانی که بازگردند (و بار دیگر مرتکب این گناه شوند)، اهل آتشند; و همیشه در آن می‏مانند. (275)خداوند، ربا را نابود می‏کند; و صدقات را افزایش می‏دهد! و خداوند، هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی‏دارد. (276)کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است; و نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‏شوند. (277)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید; اگر ایمان دارید! (278)اگر (چنین) نمی‏کنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیکار خواهند کرد! و اگر توبه کنید، سرمایه‏های شما، از آن شماست ( اصل سرمایه، بدون سود); نه ستم می‏کنید، و نه بر شما ستم وارد می‏شود. (279)و اگر (بدهکار،) قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانایی، مهلت دهید! (و در صورتی که براستی قدرت پرداخت را ندارد،) برای خدا به او ببخشید بهتر است; اگر (منافع این کار را) بدانید! (280)و از روزی بپرهیزید (و بترسید) که در آن روز، شما را به سوی خدا بازمی‏گردانند; سپس به هر کس، آنچه انجام داده، به طور کامل باز پس داده می‏شود، و به آنها ستم نخواهد شد. (چون هر چه می‏بینند، نتایج اعمال خودشان است.) (281)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که بدهی مدت‏داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‏ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن -همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املاکردن ندارد، باید ولی او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‏کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهی خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ،ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‏باشد; مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‏کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‏کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‏اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‏دهد; خداوند به همه چیز داناست. (282)و اگر در سفر بودید، و نویسنده‏ای نیافتید، گروگان بگیرید! (گروگانی که در اختیار طلبکار قرار گیرد.) و اگر به یکدیگر اطمینان (کامل) داشته باشید، (گروگان لازم نیست، و) باید کسی که امین شمرده شده (و بدون گروگان، چیزی از دیگری گرفته)، امانت (و بدهی خود را بموقع) بپردازد; و از خدایی که پروردگار اوست. بپرهیزد! و شهادت را کتمان نکنید! و هر کس آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است. و خداوند، به آنچه انجام می‏دهید، داناست. (283)آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست. و (از این رو) اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‏کند.سپس هر کس را بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، می‏بخشد; و هر کس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات می‏کند. و خداوند به همه چیز قدرت دارد. (284)پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملا مؤمن می‏باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‏اند; (و می‏گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‏گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داریم); و بازگشت (ما) به سوی توست.» (285)خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‏کند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده; و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان می‏گویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان! (286)







سورة آل‏عمران

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الم (1)

معبودی جز خداوند یگانه زنده و پایدار و نگهدارنده، نیست. (2)(همان کسی که) کتاب را بحق بر تو نازل کرد، که با نشانه‏های کتب پیشین، منطبق است; و س‏خ‏للّهتورات‏» و «انجیل‏» را. (3)پیش از آن، برای هدایت مردم فرستاد; و (نیز) کتابی که حق را از باطل مشخص می‏سازد، نازل کرد; کسانی که به آیات خدا کافر شدند، کیفر شدیدی دارند; و خداوند (برای کیفر بدکاران و کافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است. (4)هیچ چیز، در آسمان و زمین، بر خدا مخفی نمی‏ماند. (بنابر این، تدبیر آنها بر او مشکل نیست.) (5)او کسی است که شما را در رحم (مادران)، آنچنان که می‏خواهد تصویر می‏کند. معبودی جز خداوند توانا و حکیم، نیست. (6)او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم‏» ( صریح و روشن) است; که اساس این کتاب می‏باشد; (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‏گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه‏» است ( آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‏رود; ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‏گردد.) اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند); و تفسیر (نادرستی) برای آن می‏طلبند; در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‏دانند. (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‏گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم; همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‏شوند (و این حقیقت را درک نمی‏کنند). (7)(راسخان در علم، می‏گویند:) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‏ای! (8)پروردگارا! تو مردم را، برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد; زیرا خداوند، از وعده خود، تخلف نمی‏کند. (ما به تو و رحمت بی‏پایانت، و به وعده رستاخیز و قیامت ایمان داریم.)» (9)ثروتها و فرزندان کسانی که کافر شدند، نمی‏تواند آنان را از (عذاب) خداوند باز دارد; (و از کیفر، رهایی بخشد.) و آنان خود، آتشگیره دوزخند. (10)(عادت آنان در انکار و تحریف حقایق،) همچون عادت آل فرعون و کسانی است که‏پیش از آنها بودند; آیات ما را تکذیب کردند، و خداوند آنها را به (کیفر) گناهانشان گرفت; و خداوند، شدید العقاب است. (11)به آنها که کافر شدند بگو: «(از پیروزی موقت خود در جنگ احد، شاد نباشید!) بزودی مغلوب خواهید شد; (و سپس در رستاخیز) به سوی جهنم، محشور خواهید شد. و چه بد جایگاهی است! (12)در دو گروهی که (در میدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتی) برای شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد می‏کرد; و جمع دیگری که کافر بود، (در راه شیطان و بت،) در حالی که آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، می‏دیدند. (و این خود عاملی برای وحشت و شکست آنها شد.)و خداوند، هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، با یاری خود، تایید می‏کند. در این، عبرتی است برای بینایان! (13)محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است; (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند; ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است; و سرانجام نیک (و زندگی والا و جاویدان)، نزد خداست. (14)بگو: «آیا شما را از چیزی آگاه کنم که از این (سرمایه‏های مادی)، بهتر است؟» برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کرده‏اند، (و از این سرمایه‏ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده می‏کنند، ) در نزد پروردگارشان (در جهان دیگر)، باغهایی است که نهرها از پای درختانش می‏گذرد; همیشه در آن خواهند بود; و همسرانی پاکیزه، و خشنودی خداوند (نصیب آنهاست). و خدا به (امور) بندگان، بیناست. (15)همان کسانی که می‏گویند: «پروردگارا! ما ایمان آورده‏ایم; پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار!» (16)آنها که (در برابر مشکلات، و در مسیر اطاعت و ترک گناه،) استقامت می‏ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق می‏کنند، و در سحرگاهان، استغفار می‏نمایند. (17)خداوند، (با ایجاد نظام واحد جهان هستی،) گواهی می‏دهد که معبودی جز او نیست; و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونه‏ای بر این مطلب،) گواهی می‏دهند; در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد; معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است. (18)دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود; و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‏رسد; زیرا) خداوند، سریع الحساب است. (19)اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، (با آنها مجادله نکن! و) بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسلیم شده‏ایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند ( یهود و نصاری) و بی‏سوادان ( مشرکان) بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‏اید؟» اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت می‏یابند; و اگر سرپیچی کنند، (نگران مباش! زیرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است; و خدا نسبت به (اعمال و عقاید) بندگان، بیناست. (20)کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می‏ورزند و پیامبران را بناحق می‏کشند، و (نیز) مردمی را که امر به عدالت می‏کنند به قتل می‏رسانند، و به کیفر دردناک (الهی) بشارت ده! (21)آنها کسانی هستند که اعمال (نیکشان، به خاطر این گناهان بزرگ،) در دنیا و آخرت تباه شده، و یاور و مددکار (و شفاعت کننده‏ای) ندارند. (22)آیا ندیدی کسانی را که بهره‏ای از کتاب (آسمانی) داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، (با علم و آگاهی،) روی می‏گردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند؟ (23)این عمل آنها، به خاطر آن است که می‏گفتند: «آتش (دوزخ)، جز چند روزی به ما نمی‏رسد. (و کیفر ما، به خاطر امتیازی که بر اقوام دیگر داریم، بسیار محدود است.)» این افترا (و دروغی که به خدا بسته بودند،) آنها را در دینشان مغرور ساخت (و گرفتار انواع گناهان شدند). (24)پس چه گونه خواهند بود هنگامی که آنها را برای روزی که شکی در آن نیست ( روز رستاخیز) جمع کنیم، و به هر کس، آنچه (از اعمال برای خود) فراهم کرده ، بطور کامل داده شود؟ و به آنها ستم نخواهد شد (زیرا محصول اعمال خود را می‏چینند). (25)بگو: «بارالها! مالک حکومتها تویی; به هر کس بخواهی، حکومت می‏بخشی; و از هر کس بخواهی، حکومت را می‏گیری; هر کس را بخواهی، عزت می‏دهی; و هر که را بخواهی خوار می‏کنی. تمام خوبیها به دست توست; تو بر هر چیزی قادری. (26)شب را در روز داخل می‏کنی، و روز را در شب; و زنده را از مرده بیرون می‏آوری، و مرده را زنده; و به هر کس بخواهی، بدون حساب، روزی می‏بخشی.» (27)افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند; و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‏ای با خدا ندارد (و پیوند او بکلی از خدا گسسته می‏شود); مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهمتری تقیه کنید). خداوند شما را از (نافرمانی) خود، برحذر می‏دارد; و بازگشت (شما) به سوی خداست. (28)بگو: «اگر آنچه را در سینه‏های شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خداوند آن را می‏داند; و (نیز) از آنچه در آسمانها و زمین است، آگاه می‏باشد; و خداوند بر هر چیزی تواناست. (29)روزی که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر می‏بیند; و آرزو می‏کند میان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیادی باشد. خداوند شما را از (نافرمانی) خودش، برحذر می‏دارد; و (در عین حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» (30)بگو: «اگر خدا را دوست می‏دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد; و گناهانتان را ببخشد; و خدا آمرزنده مهربان است.» (31)بگو: «از خدا و فرستاده (او)، اطاعت کنید! و اگر سرپیچی کنید، خداوند کافران را دوست نمی‏دارد.» (32)خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد. (33)آنها فرزندان و (دودمانی) بودند که (از نظر پاکی و تقوا و فضیلت،) بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند; و خداوند، شنوا و داناست (و از کوششهای آنها در مسیر رسالت خود، آگاه می‏باشد) . (34)(به یاد آورید) هنگامی را که همسر «عمران‏» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرر» (و آزاد، برای خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی! (35)ولی هنگامی که او را به دنیا آورد، (و او را دختر یافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم -ولی خدا از آنچه او به دنیا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نیست. (دختر نمی‏تواند وظیفه خدمتگزاری معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مریم نام گذاردم; و او و فرزندانش را از (وسوسه‏های) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار می‏دهم.» (36)خداوند، او ( مریم) را به طرز نیکویی پذیرفت; و به طرز شایسته‏ای، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد); و کفالت او را به «زکریا» سپرد. هر زمان زکریا وارد محراب او می‏شد، غذای مخصوصی در آن جا می‏دید. از او پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟!» گفت:«این از سوی خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بی حساب روزی می‏دهد.» (37)در آنجا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگی در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‏ای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‏شنوی!» (38)و هنگامی که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، فرشتگان او را صدا زدند که: «خدا تو را به‏» یحیی «بشارت می‏دهد; (کسی) که کلمه خدا ( مسیح) را تصدیق می‏کند; و رهبر خواهد بود; و از هوسهای سرکش برکنار، و پیامبری از صالحان است.» (39)او عرض کرد: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد، در حالی که پیری به سراغ من آمده، و همسرم نازاست؟!» فرمود: «بدین گونه خداوند هر کاری را بخواهد انجام می‏دهد. س‏ذللّه (40)(زکریا) عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‏ای برای من قرار ده!» گفت: «نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهی گفت. (و زبان تو، بدون هیچ علت ظاهری، برای گفتگو با مردم از کار می‏افتد.) پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت بزرگ،) بسیار یاد کن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو! (41)و (به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته; و بر تمام زنان جهان، برتری داده است. (42)ای مریم! (به شکرانه این نعمت) برای پروردگار خود، خضوع کن و سجده بجا آور! و با رکوع‏کنندگان، رکوع کن! (43)(ای پیامبر!) این، از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‏کنیم; و تو در آن هنگام که قلمهای خود را (برای قرعه‏کشی) به آب می‏افکندند تا کدامیک کفالت و سرپرستی مریم را عهده‏دار شود، و (نیز) به هنگامی که (دانشمندان بنی اسرائیل، برای کسب افتخار سرپرستی او،) با هم کشمکش داشتند، حضور نداشتی; و همه اینها، از راه وحی به تو گفته شد.) (44)(به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه‏ای ( وجود باعظمتی) از طرف خودش بشارت می‏دهد که نامش «مسیح، عیسی پسر مریم‏» است; در حالی که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیت خواهد بود; و از مقربان (الهی) است. (45)و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و میانسال شدن) سخن خواهد گفت; و از شایستگان است.» (46)(مریم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد، در حالی که انسانی با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، این‏گونه هر چه را بخواهد می‏آفریند! هنگامی که چیزی را مقرر دارد (و فرمان هستی آن را صادر کند)، فقط به آن می‏گوید: «موجود باش!» آن نیز فورا موجود می‏شود. (47)و به او، کتاب و دانش و تورات و انجیل، می‏آموزد. (48)و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل (قرار داده، که به آنها می‏گوید:) من نشانه‏ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‏ام; من از گل، چیزی به شکل پرنده می‏سازم; سپس در آن می‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏ای می‏گردد. و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلایان به برص ( پیسی) را بهبودی می‏بخشم; و مردگان را به اذن خدا زنده می‏کنم; و از آنچه می‏خورید، و در خانه‏های خود ذخیره می‏کنید، به شما خبر می‏دهم; مسلما در اینها، نشانه‏ای برای شماست، اگر ایمان داشته باشید! (49)و آنچه را پیش از من از تورات بوده، تصدیق می‏کنم; و (آمده‏ام) تا پاره‏ای از چیزهایی را که (بر اثر ظلم و گناه،) بر شما حرام شده، (مانند گوشت بعضی از چهارپایان و ماهیها،) حلال کنم; و نشانه‏ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‏ام; پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید! (50)خداوند، پروردگار من و شماست; او را بپرستید (نه من، و نه چیز دیگر را)! این است راه راست!; س‏ذللّه (51)هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوی خدا (برای تبلیغ آیین او) گردد؟» حواریان ( شاگردان مخصوص او) گفتند: «ما یاوران خداییم; به خدا ایمان آوردیم; و تو (نیز) گواه باش که ما اسلام آورده‏ایم. (52)پروردگارا! به آنچه نازل کرده‏ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم; ما را در زمره گواهان بنویس!» (53)و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند; و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‏جویی کرد; و خداوند، بهترین چاره‏جویان است. (54)(به یاد آورید) هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: «من تو را برمی‏گیرم و به سوی خود، بالا می‏برم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می‏سازم; و کسانی را که از تو پیروی کردند، تا روز رستاخیز، برتر از کسانی که کافر شدند، قرارمی‏دهم; سپس بازگشت شما به سوی من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داوری می‏کنم. (55)اما آنها که کافر شدند، (و پس از شناختن حق، آن را انکار کردند،) در دنیا و آخرت، آنان را مجازات دردناکی خواهم کرد; و برای آنها، یاورانی نیست. (56)اما آنها که ایمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور کامل خواهد داد; و خداوند، ستمکاران را دوست نمی‏دارد.» (57)اینها را که بر تو می‏خوانیم، از نشانه‏ها(ی حقانیت تو) است، و یادآوری حکیمانه است. (58)مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است; که او را از خاک آفرید، و سپس به او د: «موجود باش!» او هم فورا موجود شد. (بنابر این، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیت او نیست.) (59)اینها حقیقتی است از جانب پروردگار تو; بنابر این، از تردید کنندگان مباش! (60)هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. (61)این همان سرگذشت واقعی (مسیح) است. (و ادعاهایی همچون الوهیت او، یا فرزند خدا بودنش، بی‏اساس است.) و هیچ معبودی، جز خداوند یگانه نیست; و خداوند توانا و حکیم است. (62)
اگر (با این همه شواهد روشن، باز هم از پذیرش حق) روی گردانند، (بدان که طالب حق نیستند; و) خداوند از مفسده‏جویان، آگاه است. (63)بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است; که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم; و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!» (64)ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم، گفتگو و نزاع می‏کنید (و هر کدام، او را پیرو آیین خودتان معرفی می‏نمایید)؟! در حالی که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا اندیشه نمی‏کنید؟! (65)شما کسانی هستید که درباره آنچه نسبت به آن آگاه بودید، گفتگو و ستیز کردید; چرا درباره آنچه آگاه نیستید، گفتگو می‏کنید؟! و خدا می‏داند، و شما نمی‏دانید. (66)ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی; بلکه موحدی خالص و مسلمان بود; و هرگز از مشرکان نبود. (67)سزاوارترین مردم به ابراهیم، آنها هستند که از او پیروی کردند، و (در زمان و عصر او، به مکتب او وفادار بودند; همچنین) این پیامبر و کسانی که (به او) ایمان آورده‏اند (از همه سزاوارترند); و خداوند، ولی و سرپرست مؤمنان است. (68)جمعی از اهل کتاب (از یهود)، دوست داشتند (و آرزو می‏کردند) شما را گمراه کنند; (اما آنها باید بدانند که نمی‏توانند شما را گمراه سازند،) آنها گمراه نمی‏کنند مگر خودشان را، و نمی‏فهمند! (69)ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کافر می‏شوید، در حالی که (به درستی آن) گواهی می‏دهید؟! (70)ای اهل کتاب! چرا حق را با باطل (می‏زمیزید و) مشتبه می‏کنید (تا دیگران نفهمند و گمراه شوند)، و حقیقت را پوشیده می‏دارید در حالی که می‏دانید؟! (71)و جمعی از اهل کتاب (از یهود) گفتند: «(بروید در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید; و در پایان روز، کافر شوید (و باز گردید)! شاید آنها (از آیین خود) بازگردند! (زیرا شما را، اهل کتاب و آگاه از بشارات آسمانی پیشین می‏دانند; و این توطئه کافی است که آنها را متزلزل سازد). (72)و جز به کسی که از آیین شما پیروی می‏کند، (واقعا) ایمان نیاورید!» بگو: «هدایت، هدایت الهی است! (و این توطئه شما، در برابر آن بی اثر است)»! (سپس اضافه کردند: «تصور نکنید) به کسی همانند شما (کتاب آسمانی) داده می‏شود، یا اینکه می‏توانند در پیشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو کنند، (بلکه نبوت و منطق، هر دو نزد شماست!)» بگو: «فضل (و موهبت نبوت و عقل و منطق، در انحصار کسی نیست; بلکه) به دست خداست; و به هر کس بخواهد (و شایسته بداند،) می‏دهد; و خداوند، واسع ( دارای مواهب گسترده) و آگاه (از موارد شایسته آن) است. (73)هر کس را بخواهد، ویژه رحمت خود می‏کند; و خداوند، دارای مواهب عظیم است.» (74)و در میان اهل کتاب، کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، به تو باز می‏گردانند; و کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، به تو باز نمی‏گردانند; مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده (و بر آنها مسلط) باشی! این بخاطر آن است که می‏گویند: «ما در برابر امیین ( غیر یهود)، مسؤول نیستیم.» و بر خدا دروغ می‏بندند; در حالی که می‏دانند (این سخن دروغ است). (75)آری، کسی که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری پیشه نماید، (خدا او را دوست می‏دارد; زیرا) خداوند پرهیزگاران را دوست دارد. (76)کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود (به نام مقدس او) را به بهای ناچیزی می‏فروشند، آنها بهره‏ای در آخرت نخواهند داشت; و خداوند با آنها سخن نمی‏گوید و به آنان در قیامت نمی‏نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‏سازد; و عذاب دردناکی برای آنهاست. (77)در میان آنها ( یهود) کسانی هستند که به هنگام تلاوت کتاب (خدا)، زبان خود را چنان می‏گردانند که گمان کنید (آنچه را می‏خوانند،) از کتاب (خدا) است;در حالی که از کتاب (خدا) نیست! (و با صراحت) می‏گویند: «آن از طرف خداست!» با اینکه از طرف خدا نیست، و به خدا دروغ می‏بندند در حالی که می‏دانند! (78)برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند، کتاب آسمانی و حکم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگوید: «غیر از خدا، مرا پرستش کنید!» بلکه (سزاوار مقام او، این است که بگوید:) مردمی الهی باشید، آن‏گونه که کتاب خدا را می‏آموختید و درس می‏خواندید! (و غیر از خدا را پرستش نکنید!) (79)و نه اینکه به شما دستور دهد که فرشتگان و پیامبران را، پروردگار خود انتخاب کنید. آیا شما را، پس از آنکه مسلمان شدید، به کفر دعوت می‏کند؟! (80)و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)،پیمان مؤکد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‏کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکد بستید؟» گفتند: «(آری) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم.» (81)پس کسی که بعد از این (پیمان محکم)، روی گرداند، فاسق است. (82)آیا آنها غیر از آیین خدا می‏طلبند؟! (آیین او همین اسلام است;) و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابر (فرمان) او تسلیمند، و همه به سوی او بازگردانده می‏شوند. (83)بگو: «به خدا ایمان آوردیم; و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده; و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است; ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمی‏گذاریم; و در برابر (فرمان) او تسلیم هستیم.» (84)و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زیانکاران است. (85)« چگونه خداوند جمعیتی را هدایت می‏کند که بعد از ایمان و گواهی به حقانیت رسول و آمدن نشانه‏های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد! (86)کیفر آنها، این است که لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست. (87)همواره در این لعن (و طرد و نفرین) می‏مانند; مجازاتشان تخفیف نمی‏یابد; و به آنها مهلت داده نمی‏شود. (88)مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند; (و در مقام جبران گناهان گذشته برآیند، که توبه آنها پذیرفته خواهد شد;) زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (89)کسانی که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر (خود) افزودند، (و در این راه اصرار ورزیدند،) هیچ‏گاه توبه آنان، (که از روی ناچاری یا در آستانه مرگ صورت می‏گیرد،) قبول نمی‏شود; و آنها گمراهان (واقعی)اند (چرا که هم راه خدا را گم کرده‏اند، و هم راه توبه را!). (90)کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه روی زمین پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فدیه (و کفاره اعمال بد خویش) بپردازند، هرگز از هیچ‏یک آنها قبول نخواهد شد; و برای آنان، مجازات دردناک است; و یاورانی نهرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‏رسید مگر اینکه از آنچه دوست می‏دارید، (در راه خدا) انفاق کنید; و آنچه انفاق می‏کنید، خداوند از آن آگاه است. (92)همه غذاها(ی پاک) بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل (یعقوب)، پیش از نزول تورات، بر خود تحریم کرده بود; (مانند گوشت شتر که برای او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست می‏گویید تورات را بیاورید و بخوانید! (این نسبتهایی که به پیامبران پیشین می‏دهید، حتی در تورات تحریف شده شما نیست!)» (93)بنا بر این، آنها که بعد از این به خدا دروغ می‏بندند، ستمگرند! (زیرا از روی علم و عمد چنین می‏کنند). (94)بگو: «خدا راست گفته (و اینها در آیین پاک ابراهیم نبوده) است. بنا بر این، از آیین ابراهیم پیروی کنید، که به حق گرایش داشت، و از مشرکان نبود!» (95)نخستین خانه‏ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه است، که پر برکت، و مایه هدایت جهانیان است. (96)در آن، نشانه‏های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است; و هر کس داخل آن ( خانه خدا) شود; در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بی‏نیاز است. (97)بگو: «ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‏ورزید؟! و خدا گواه است بر اعمالی که انجام می‏دهید!» (98)بگو: «ای اهل کتاب! چرا افرادی را که ایمان آورده‏اند، از راه خدا بازمی‏دارید، و می‏خواهید این راه را کج سازید؟! در حالی که شما (به درستی این راه) گواه هستید; و خداوند از آنچه انجام می‏دهید، غافل نیست!» (99)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر از گروهی از اهل کتاب، (که کارشان نفاق‏افکنی و شعله‏ورساختن آتش کینه و عداوت است) اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر بازمی‏گردانند. (100)و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با اینکه (در دامان وحی قرار گرفته‏اید، و) آیات خدا بر شما خوانده می‏شود، و پیامبر او در میان شماست؟! (بنابر این، به خدا تمسک جویید!) و هر کس به خدا تمسک جوید، به راهی راست، هدایت شده است. (101)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید! (باید گوهر ایمان را تا پایان عمر، حفظ کنید!) (102)و همگی به ریسمان خدا ( قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت)، چنگ زنید ، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او، برادر شدید! و شما بر لب حفره‏ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد; این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‏سازد; شاید پذیرای هدایت شوید. (103)باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند. (104)و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند; (آن هم) پس از آنکه نشانه‏های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند. (105)(آن عذاب عظیم) روزی خواهد بود که چهره‏هائی سفید، و چهره‏هائی سیاه می‏گردد، اما آنها که صورتهایشان سیاه شده، (به آنها گفته می‏شود:) آیا بعد از ایمان، و (اخوت و برادری در سایه آن،) کافر شدید؟! پس بچشید عذاب را، به سبب آنچه کفر می‏ورزیدید! (106)و اما آنها که چهره‏هایشان سفید شده، در رحمت خداوند خواهند بود; و جاودانه در آن می‏مانند. (107)« اینها آیات خداست; که بحق بر تو می‏خوانیم. و خداوند (هیچ گاه) ستمی برای (احدی از) جهانیان نمی‏خواهد. (108)و (چگونه ممکن است خدا ستم کند؟! در حالی که) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، مال اوست; و همه کارها، به سوی او باز می‏گردد (و به فرمان اوست.) (109)شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده‏اند; (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‏کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به چنین برنامه و آیین درخشانی،) ایمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عده کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار) (110)آنها ( اهل کتاب، مخصوصا» یهود) هرگز نمی‏توانند به شما زیان برسانند، جز آزارهای مختصر; و اگر با شما پیکار کنند، به شما پشت خواهند کرد (و شکست می‏خورند; سپس کسی آنها را یاری نمی‏کند. (111)هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است; مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن); و به خشم خدا، گرفتار شده‏اند; و مهر بیچارگی بر آنها زده شده; چرا که آنها به آیات خدا، کفر می بناحق می‏کشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند; و (به حقوق دیگران،) تجاوز می‏نمودند. (112)آنها همه یکسان نیستند; از اهل کتاب، جمعیتی هستند که (به حق و ایمان) قیام می‏کنند; و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را می‏خوانند; در حالی که سجده می‏نمایند. (113)به خدا و روز دیگر ایمان می‏آورند; امر به معروف و نهی از منکر می‏کنند; و در انجام کارهای نیک، پیشی می‏گیرند; و آنها از صالحانند. (114)و آنچه از اعمال نیک انجام دهند، هرگز کفران نخواهد شد! (و پاداش شایسته آن را می‏بینند.) و خدا از پرهیزکاران، آگاه است. (115)کسانی که کافر شدند، هرگز نمی‏توانند در پناه اموال و فرزندانشان، از مجازات خدا در امان بمانند! آنها اصحاب دوزخند; و جاودانه در آن خواهند ماند. (116)آنچه آنها در این زندگی پست دنیوی انفاق می‏کنند، همانند باد سوزانی است که به زراعت قومی که بر خود ستم کرده (و در غیر محل و وقت مناسب، کشت نموده‏اند)، بوزد; و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نکرده; بلکه آنها، خودشان به خویشتن ستم می‏کنند. (117)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید! آنها از هرگونه شر و فسادی در باره شما، کوتاهی نمی‏کنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید. (نشانه‏های) دشمنی از دهان (و کلام)شان آشکار شده; و آنچه در دلهایشان پنهان می‏دارند، از آن مهمتر است. ما آیات (و راه‏های پیشگیری از شر آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید! (118)شما کسانی هستید که آنها را دوست می‏دارید; اما آنها شما را دوست ندارند! در حالی که شما به همه کتابهای آسمانی ایمان دارید (و آنها به کتاب آسمانی شما ایمان ندارند). هنگامی که شما را ملاقات می‏کنند، (به دروغ) می‏گویند: «ایمان آورده‏ایم!» اما هنگامی که تنها می‏شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‏گزند! بگو: «با همین خشمی که دارید بمیرید! خدا از (اسرار) درون سینه‏ها آگاه است.» (119)اگر نیکی به شما برسد، آنها را ناراحت می‏کند; و اگر حادثه ناگواری برای شما رخ دهد، خوشحال می‏شوند. (اما) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهیزگاری پیشه کنید، نقشه‏های (خائنانه) آنان، به شما زیانی نمی‏رساند; خداوند به آنچه انجام می‏دهند، احاطه دارد. (120)و (به یاد آور) زمانی را که صبحگاهان، از میان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ برای مؤمنان، بیرون رفتی! و خداوند، شنوا و داناست (گفتگوهای مختلفی را که درباره طرح جنگ گفته می‏شد، می‏شنید; و اندیشه‏هایی را که بعضی در سر می‏پروراندند، می‏دانست). (121)(و نیز به یاد آور) زمانی را که دو طایفه از شما تصمیم گرفتند سستی نشان دهند (و از وسط راه بازگردند); و خداوند پشتیبان آنها بود (و به آنها کمک کرد که از این فکر بازگردند); و افراد باایمان، باید تنها بر خدا توکل کنند! (122)خداوند شما را در «بدر» یاری کرد (و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت); در حالی که شما (نسبت به آنها)، ناتوان بودید. پس، از خدا بپرهیزید (و در برابر دشمن، مخالفت فرمان پیامبر نکنید)، تا شکر نعمت او را بجا آورده باشید! (123)در آن هنگام که تو به مؤمنان می‏گفتنی: «آیا کافی نیست که پروردگارتان، شما را به سه هزار نفر از فرشتگان، که از آسمان فرود می‏آیند، یاری کند؟!» (124)آری، (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هراز نفر از فرشتگان، که نشانه‏هایی با خود دارند، مدد خواهد داد! (125)ولی اینها را خداوند فقط بشارت، و برای اطمینان خاطر شما قرار داده; وگرنه، پیروزی تنها از جانب خداوند توانای حکیم است! (126)(این وعده را که خدا به شما داده،) برای این است که قسمتی از پیکر لشکر کافران را قطع کند; یا آنها را با ذلت برگرداند; تا مایوس و ناامید، (به وطن خود) بازگردند. (127)هیچ‏گونه اختیاری (در باره عفو کافران، یا مؤمنان فراری از جنگ،) برای تو نیست; مگر اینکه (خدا) بخواهد آنها را ببخشد، یا مجازات کند; زیرا آنها ستمگرند. (128)و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست. هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‏بخشد; و هر کس را بخواهد، مجازات می‏کند; و خداوند آمرزنده مهربان است. (129)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! ربا (و سود پول) را چند برابر نخورید! از خدا بپرهیزید، تا رستگار شوید! (130)و از آتشی بپرهیزید که برای کافران آماده شده است! (131)و خدا و پیامبر را اطاعت کنید، تا مشمول رحمت شوید! (132)و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان; و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است; و برای پرهیزگاران آماده شده است. (133)همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق‏می‏کنند; و خشم خود را فرو می‏برند; و از خطای مردم درمی‏گذرند; و خدا نیکوکاران را دوست دارد. (134)و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا می‏افتند; و برای گناهان خود، طلب آمرزش می‏کنند -و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟- و بر گناه، اصرار نمی‏ورزند، با اینکه می‏دانند. (135)
آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشتهایی است که از زیر درختانش، نهرها جاری است; جاودانه در آن میمانند; چه نیکو است پاداش اهل عمل! (136)پیش از شما، سنت‏هایی وجود داشت; (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشتهایی داشتند; که شما نیز، همانند آن را دارید.) پس در روی زمین، گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب‏کنندگان (آیات خدا) چگونه بود؟! (137)این، بیانی است برای عموم مردم; و هدایت و اندرزی است برای پرهیزگاران! (138)و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید! (139)اگر (در میدان احد،) به شما جراحتی رسید (و ضربه‏ای وارد شد)، به آن جمعیت نیز (در میدان بدر)، جراحتی همانند آن وارد گردید. و ما این روزها(ی پیروزی و شکست) را در میان مردم می‏گردانیم; (-و این‏خاصیت زندگی دنیاست-) تا خدا، افرادی را که ایمان آورده‏اند، بداند (و شناخته شوند); و خداوند از میان شما، شاهدانی بگیرد. و خدا ظالمان را دوست نمی‏دارد. (140)و تا خداوند، افراد باایمان را خالص گرداند (و ورزیده شوند); و کافران را به تدریج نابود سازد. (141)آیا چنین پنداشتید که (تنها با ادعای ایمان) وارد بهشت خواهید شد، در حالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است؟! (142)و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پیش از آنکه با آن روبه‏رو شوید، آرزو می‏کردید; سپس آن را با چشم خود دیدید، در حالی که به آن نگاه می‏کردید (و حاضر نبودید به آن تن دردهید! چقدر میان گفتار و کردار شما فاصله است؟!) (143)محمد (ص) فقط فرستاده خداست; و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند; آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمی‏گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمی‏زند; و خداوند بزودی شاکران (و استقامت‏کنندگان) را پاداش خواهد داد. (144)هیچ‏کس، جز به فرمان خدا، نمی‏میرد; سرنوشتی است تعیین شده; (بنابر این، مرگ پیامبر یا دیگران، یک سنت الهی است.) هر کس پاداش دنیا را بخواهد (و در زندگی خود، در این راه گام بردارد،) چیزی از آن به او خواهیم داد; و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می‏دهیم; و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد. (145)چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ‏گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان می‏رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند); و خداوند استقامت‏کنندگان را دوست دارد. (146)سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرویهای ما در کارها، چشم‏پوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان! (147)از این‏رو خداوند پاداش این جهان، و پاداش نیک آن جهان را به آنها داد; و خداوند نیکوکاران را دوست می‏دارد. (148)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر از کسانی که کافر شده‏اند اطاعت کنید، شما را به گذشته‏هایتان بازمی‏گردانند; و سرانجام، زیانکار خواهید شد. (149)(آنها تکیه‏گاه شما نیستند،) بلکه ولی و سرپرست شما، خداست; و او بهترین یاوران است. (150)بزودی در دلهای کافران، بخاطر اینکه بدون دلیل، چیزهایی را برای خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس می‏افکنیم; و جایگاه آنها، آتش است; و چه بد جایگاهی است جایگاه ستمکاران! (151)خداوند، وعده خود را به شما، (در باره پیروزی بر دشمن در احد،) تحقق بخشید; در آن هنگام (که در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل می‏رساندید; (و این پیروزی ادامه داشت) تا اینکه سست شدید; و (بر سر رهاکردن سنگرها،) در کار خود به نزاع پرداختید; و بعد از آن که آنچه را دوست می‏داشتید (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانی کردید. بعضی از شما، خواهان دنیا بودند; و بعضی خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت; (و پیروزی شما به شکست انجامید;) تا شما را آزمایش کند. و او شما را بخشید; و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد. (152)(به خاطر بیاورید) هنگامی را که از کوه بالا میرفتید; و جمعی در وسط بیابان پراکنده شدند; و از شدت وحشت،) به عقب ماندگان نگاه نمی‏کردید، و پیامبر از پشت سر، شما را صدا می‏زد. سپس اندوه‏ها را یکی پس از دیگری به شما جزا داد; این بخاطر آن بود که دیگر برای از دست رفتن (غنایم جنگی) غمگین نشوید، و نه بخاطر مصیبت‏هایی که بر شما وارد می‏گردد. و خداوند از آنچه انجام می‏دهید، آگاه است. (153)سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت; اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند; (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند; و می‏گفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما می‏شود؟!» بگو: س‏خ‏للّههمه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان می‏دارند که برای تو آشکار نمی‏سازند; می‏گویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمی‏شدیم!» بگو: «اگر هم در خانه‏های خود بودید، آنهایی که کشته‏شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعا به سوی آرامگاه‏های خود، بیرون می‏آمدند (و آنها را به قتل می‏رساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینه‏هایتان پنهان دارید، بیازماید; و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند; و خداوند از آنچه در درون سینه‏هاست، با خبر است. (154)کسانی که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر (در جنگ احد)، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت; و خداوند آنها را بخشید. خداوند، آمرزنده و بردبار است. (155)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می‏روند، یا در جنگ شرکت می‏کنند (و از دنیا می‏روند و یا کشته می‏شوند)، می‏گویند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی‏مردند و کشته نمی‏شدند!» (شما از این گونه سخنان نگویید،) تا خدا این حسرت را بر دل آنها ( کافران) بگذارد. خداوند، زنده می‏کند و می‏میراند; (و زندگی و مرگ، به دست اوست;) و خدا به آنچه انجام می‏دهید، بیناست. (156)اگر هم در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، (زیان نکرده‏اید; زیرا) آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها (در طول عمر خود،) جمع آوری میکنند، بهتر است! (157)و اگر بمیرید یا کشته شوید، به سوی خدا محشور می‏شوید. (بنابراین، فانی نمی‏شوید که از فنا، وحشت داشته باشید.) (158)به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان ( مردم) نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‏شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (159)اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یاری شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند باید توکل کنند! (160)(گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند؟! در حالی که) ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند! و هر کس خیانت کند، روز رستاخیز، آنچه را در آن خیانت کرده، با خود (به صحنه محشر) می‏آورد; سپس به هر کس، آنچه را فراهم کرده (و انجام داده است)، بطور کامل داده می‏شود; و (به همین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا که محصول اعمال خود را خواهند دید) . (161)آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده، همانند کسی است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جایگاه او جهنم، و پایان کار او بسیار بد است. (162)هر یک از آنان، درجه و مقامی در پیشگاه خدا دارند; و خداوند به آنچه انجام می‏دهند، بیناست. (163)خداوند بر مؤمنان منت نهاد ( نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت; که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد; هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند. (164)آیا هنگامی که مصیبتی (در میدان جنک احد) به شما رسید، در حالی که دو برابر آن را (در میدان جنگ بدر بر دشمن) وارد ساخته بودید، گفتید: «این مصیبت از کجاست؟!» بگو: «از ناحیه خود شماست (که در میدان جنگ احد، با دستور پیامبر مخالفت کردید)! خداوند بر هر چیزی قادر است. (و چنانچه روش خود را اصلاح کنید، در آینده شما را پیروز می‏کند.)» (165)و آنچه (در روز احد،) در روزی که دو دسته ( مؤمنان و کافران) با هم نبرد کردند به شما رسید، به فرمان خدا (و طبق سنت الهی) بود; و برای این بود که مؤمنان را مشخص کند. (166)و نیز برای این بود که منافقان شناخته شوند; آنهایی که به ایشان گفته شد: «بیایید در راه خدا نبرد کنید! یا (حداقل) از حریم خود، دفاع نمایید!» گفتند: «اگر می‏دانستیم جنگی روی خواهد داد، از شما پیروی می‏کردیم. (اما می‏دانیم جنگی نمی‏شود.)» آنها در آن هنگام، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان; به زبان خود چیزی می‏گویند که در دلهایشان نیست! و خداوند از آنچه کتمان می‏کنند، آگاهتر است. (167)(منافقان) آنها هستند که به برادران خود -در حالی که از حمایت آنها دست کشیده بودند- گفتند: «اگر آنها از ما پیروی می‏کردند، کشته نمی‏شدند!» بگو: «(مگر شما می‏توانید مرگ افراد را پیش‏بینی کنید؟!) پس مرگ را از خودتان دور سازید اگر راست می‏گویید!» (168)(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‏شوند. (169)آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند; و بخاطر کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده‏اند ( مجاهدان و شهیدان آینده )، خوشوقتند; (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان می‏بینند; و می‏دانند) که نه ترسی بر آنهاست، و نه غمی خواهند داشت. (170)و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نیز) مسرورند; و (می‏بینند که) خداوند، پاداش مؤمنان را ضایع نمی‏کند; (نه پاداش شهیدان، و نه پاداش مجاهدانی که شهید نشدند). (171)آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند; (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان «حمرار الاسد» حرکت نمودند;) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است. (172)اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم ( لشکر دشمن ) برای (حمله به) شما اجتماع کرده‏اند; از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود; و گفتند: «خدا ما را کافی است; و او بهترین حامی ماست.» (173)به همین جهت، آنها (از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند; در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید; و از رضای خدا، پیروی کردند; و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است. (174)این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بی‏اساس،) می‏ترساند. از آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید! (175)کسانی که در راه کفر، شتاب میکنند، تو را غمگین نسازند! به یقین، آنها هرگز زیانی به خداوند نمی‏رسانند. (بعلاوه) خدا می‏خواهد (آنها را به حال خودشان واگذارد; و در نتیجه،) بهره‏ای برای آنها در آخرت قرار ندهد. و برای آنها مجازات بزرگی است! (176)(آری،) کسانی که ایمان را دادند و کفر را خریداری کردند، هرگز به خدا زیانی نمی‏رسانند; و برای آنها، مجازات دردناکی است! (177)
آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت می‏دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت می‏دهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند; و برای آنها، عذاب خوارکننده‏ای (آماده شده) است! (178)چنین نبود که خداوند، مؤمنان را به همان‏گونه که شما هستید واگذارد; مگر آنکه ناپاک را از پاک جدا سازد. و نیز چنین نبود که خداوند شما را از اسرار غیب، آگاه کند (تا مؤمنان و منافقان را از این راه بشناسید; این بر خلاف سنت الهی است;) ولی خداوند از میان رسولان خود، هر کس را بخواهد برمیگزیند; (و قسمتی از اسرار نهان را که برای مقام رهبری او لازم است، در اختیار او می‏گذارد.) پس (اکنون که این جهان، بوته آزمایش پاک و ناپاک است،) به خدا و رسولان او ایمان بیاورید! و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برای شماست. (179)کسانی که بخل می‏ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق نمی‏کنند، گمان نکنند این کار به سود آنها است; بلکه برای آنها شر است; بزودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‏افکنند. و میراث آسمانها و زمین، از آن خداست; و خداوند، از آنچه انجام می‏دهید، آگاه است. (180)خداوند، سخن آنها را که گفتند: «خدا فقیر است، و ما بی‏نیازیم‏»، شنید! به زودی آنچه را گفتند، خواهیم نوشت; و (همچنین) کشتن پیامبران را بناحق (می‏نویسیم); و به آنها می‏گوییم: «بچشید عذاب سوزان را (در برابر کارهایتان!)» (181)این بخاطر چیزی است که دستهای شما از پیش فرستاده (و نتیجه کار شماست) و بخاطر آن است که خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمی‏کند. (182)(اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش ( صاعقه آسمانی) آن را بخورد!» بگو: «پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند; و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند; پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‏گویید؟!» (183)پس (اگر این بهانه‏جویان،) تو را تکذیب کنند، (چیز تازه‏ای نیست;) رسولان پیش از تو (نیز) تکذیب شدند; پیامبرانی که دلایل آشکار، و نوشته‏های متین و محکم، و کتاب روشنی‏بخش آورده بودند. (184)هر کسی مرگ را می‏چشد; و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت; آنها که از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات یافته و رستگار شده‏اند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست! (185)به یقین (همه شما) در اموال و جانهای خود، آزمایش می‏شوید! و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده ( یهود)، و (همچنین) از مشرکان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهید شنید! و اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید، (شایسته‏تر است; زیرا) این از کارهای مهم و قابل اطمینان است. (186)و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خدا، از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شده، پیمان گرفت که حتما آن را برای مردم آشکار سازید و کتمان نکنید! ولی آنها، آن را پشت سر افکندند; و به بهای کمی فروختند; و چه بد متاعی می‏خرند؟! (187)گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحال می‏شوند، و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام نداده‏اند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند! (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است! (188)و حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست; و خدا بر همه چیز تواناست. (189)مسلما در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏های (روشنی) برای خردمندان است. (190)همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد می‏کنند; و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‏اندیشند; (و می‏گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‏ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار! (191)پروردگارا! هر که را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افکنی، او را خوار و رسوا ساخته‏ای! و برای افراد ستمگر، هیچ یاوری نیست! (192)پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می‏کرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم; پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران! (193)پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچ‏گاه از وعده خود، تخلف نمی‏کنی. (194)خداوند، درخواست آنها را پذیرفت; (و فرمود:) من عمل هیچ عمل‏کننده‏ای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد; شما همنوعید، و از جنس یکدیگر! آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه‏های خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، بیقین گناهانشان را می‏بخشم; و آنها را در باغهای بهشتی، که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‏کنم. این پاداشی است از طرف خداوند; و بهترین پاداشها نزد پروردگار است. (195)رفت و آمد (پیروزمندانه) کافران در شهرها، تو را نفریبد! (196)این متاع ناچیزی است; و سپس جایگاهشان دوزخ، و چه بد جایگاهی است! (197)ولی کسانی (که ایمان دارند، و) از پروردگارشان می‏پرهیزند، برای آنها باغهایی از بهشت است، که از زیر درختانش نهرها جاری است; همیشه در آن خواهند بود. این، نخستین پذیرایی است که از سوی خداوند به آنها می‏رسد; و آنچه در نزد خداست، برای نیکان بهتر است! (198)و از اهل کتاب، کسانی هستند که به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گردیده، ایمان دارند; در برابر (فرمان) خدا خاضعند; و آیات خدا را به بهای ناچیزی نمی‏فروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سریع الحساب است. (تمام اعمال نیک آنها را به سرعت حساب می‏کند، و پاداش می‏دهد.) (199)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید! (200) X.   

    ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم     مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی.
سورة النساء
 سورة النساء

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید; و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد; و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید; و) هنگامی که چیزی از یکدیگر می‏خواهید، نام او را می‏برید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید! زیرا خداوند، مراقب شماست. (1)و اموال یتیمان را (هنگامی که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید، زیرا این گناه بزرگی است! (2)و اگر می‏ترسید که (بهنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشی کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‏ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانی که مالک آنهائید استفاده کنید، این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می‏کند. (3)و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی (یا عطیه،) به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید! (4)اموال خود را، که خداوند وسیله قوام زندگی شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید و از آن، به آنها روزی دهید! و لباس بر آنان بپوشانید و با آنها سخن شایسته بگویید! (5)و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی‏نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند; و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می‏کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی‏گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است. (6)برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می‏گذارند، سهمی است; و برای زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان می‏گذارند، سهمی; خواه آن مال، کم باشد یا زیاد; این سهمی است تعیین شده و پرداختنی. (7)و اگر بهنگام تقسیم (ارث)، خویشاوندان (و طبقه‏ای که ارث نمی‏برند) و یتیمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چیزی از آن اموال را به آنها بدهید! و با آنان به طور شایسته سخن بگویید! (8)کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان می‏ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند. (9)کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‏خورند، (در حقیقت،) تنها آتش می‏خورند; و بزودی در شعله‏های آتش (دوزخ) می‏سوزند. (10)خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می‏کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد; و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست; و اگر یکی باشد، نیمی (از میراث،) از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر او، یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندی داشته باشد; و اگر فرزندی نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، برای مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است); و اگر او برادرانی داشته باشد، مادرش یک ششم می‏برد (و پنج ششم باقیمانده، برای پدر است). (همه اینها،) بعد از انجام وصیتی است که او کرده، و بعد از ادای دین است -شما نمی‏دانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک برای شما سودمندترند!- این فریضه الهی است; و خداوند، دانا و حکیم است. (11)و برای شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندی نداشته باشند; و اگر فرزندی داشته باشند، یک چهارم از آن شماست; پس از انجام وصیتی که کرده‏اند، و ادای دین (آنها). و برای زنان شما، یک چهارم میراث شماست، اگر فرزندی نداشته باشید; و اگر برای شما فرزندی باشد، یک هشتم از آن آنهاست; بعد از انجام وصیتی که کرده‏اید، و ادای دین. و اگر مردی بوده باشد که کلاله ( خواهر یا برادر) از او ارث می‏برد، یا زنی که برادر یا خواهری دارد، سهم هر کدام، یک ششم است (اگر برادران و خواهران مادری باشند); و اگر بیش از یک نفر باشند، آنها در یک سوم شریکند; پس از انجام وصیتی که شده، و ادای دین; بشرط آنکه (از طریق وصیت و اقرار به دین،) به آنها ضرر نزند. این سفارش خداست; و خدا دانا و بردبار است. (12)اینها مرزهای الهی است; و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، (و قوانین او را محترم بشمرد،) خداوند وی را در باغهایی از بهشت وارد می‏کند که همواره، آب از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن می‏مانند; و این، پیروزی بزرگی است! (13)و آن کس که نافرمانی خدا و پیامبرش را کند و از مرزهای او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می‏کند که جاودانه در آن خواهد ماند; و برای او مجازات خوارکننده‏ای است. (14)و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبید! اگر گواهی دادند، آنان ( زنان) را در خانه ها(ی خود) نگاه دارید تا مرگشان فرارسد; یا اینکه خداوند، راهی برای آنها قرار دهد. (15)و از میان شما، آن مردان و زنانی که (همسر ندارند، و) مرتکب آن کار (زشت) می‏شوند، آنها را آزار دهید (و حد بر آنان جاری نمایید)! و اگر توبه کنند، و (خود را) اصلاح نمایند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذرید! زیرا خداوند، توبه‏پذیر و مهربان است. (16)پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‏دهند، سپس زود توبه می‏کنند. خداوند، توبه چنین اشخاصی را می‏پذیرد; و خدا دانا و حکیم است. (17)برای کسانی که کارهای بد را انجام می‏دهند، و هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا می‏رسد می‏گوید: «الان توبه کردم!» توبه نیست; و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می‏روند; اینهاکسانی هستند که عذاب دردناکی برایشان فراهم کرده‏ایم. (18)اینها اینها ای کسانی که ایمان آورده‏اید! برای شما حلال نیست که از زنان، از روی اکراه (و ایجاد ناراحتی برای آنها،) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‏اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها، (بجهتی) کراهت داشتید، (فورا تصمیم به جدایی نگیرید!) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‏دهد! (19)و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و مال فراوانی (بعنوان مهر) به او پرداخته‏اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‏شوید؟! (20)و چگونه آن را باز پس می‏گیرید، در حالی که شما با یکدیگر تماس و آمیزش کامل داشته‏اید؟ و (از این گذشته،) آنها (هنگام ازدواج،) از شما پیمان محکمی گرفته‏اند! (21)با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‏اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است; زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است. (22)

حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‏ها، و خاله‏ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‏اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‏اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‏اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‏اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانتان که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‏ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید; مگر آنچه در گذشته واقع شده; چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (23) و زنان شوهردار (بر شما حرام است;) مگر آنها را که (از راه اسارت) مالک شده‏اید; (زیرا اسارت آنها در حکم طلاق است;) اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها (که گفته شد)، برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید; در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و زنانی را که متعه ( ازدواج موقت) می‏کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین‏مهر، با یکدیگر توافق کرده‏اید. (بعدا می‏توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است. (24)و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‏توانند با زنان پاکدامن از بردگان باایمانی که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‏تر است; و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید; به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که «محصنه‏» باشند و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. این (اجازه ازدواج با کنیزان) برای کسانی از شماست که بترسند (از نظر غریزه جنسی) به زحمت بیفتند; و (با این حال نیز) خودداری (از ازدواج با آنان) برای شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (25)خداوند می‏خواهد (با این دستورها، راه‏های خوشبختی و سعادت را) برای شما آشکار سازد، و به سنتهای (صحیح) پیشینیان رهبری کند. و خداوند دانا و حکیم است. (26)خدا می‏خواهد شما را ببخشد (و از آلودگی پاک نماید)، اما آنها که پیرو شهواتند، می‏خواهند شما بکلی منحرف شوید. (27)خدا میخواهد (با احکام مربوط به ازدواج با کنیزان و مانند آن،) کار را بر شما سبک کند; و انسان، ضعیف آفریده شده; (و در برابر طوفان غرایز، مقاومت او کم است) (28)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. (29)و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، بزودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت; و این کار برای خدا آسان است. (30)اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می‏شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می‏پوشانیم; و شما را در جایگاه خوبی وارد می‏سازیم. (31)برتریهایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهای طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما، و بر طبق عدالت است. ولی با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‏آورند دارند، و زنان نیز نصیبی; (و نباید حقوق هیچ‏یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، برای رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست. (32)برای هر کسی، وارثانی قرار دادیم، که از میراث پدر و مادر و نزدیکان ارث ببرند; و (نیز) کسانی که با آنها پیمان بسته‏اید، نصیبشان را بپردازید! خداوند بر هر چیز، شاهد و ناظر است. (33)مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‏کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‏کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدی بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.) (34)و اگر از جدایی و شکاف میان آن دو (همسر) بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر، و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید (تا به کار آنان رسیدگی کنند). اگر این دو داور، تصمیم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها کمک می‏کند; زیرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نیات همه، با خبر است). (35)و خدا را بپرستید! و هیچ‏چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید; همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید; زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می‏زند،) دوست نمی‏دارد. (36)آنها کسانی هستند که بخل می‏ورزند، و مردم را به بخل دعوت می‏کنند، و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، کتمان می‏نمایند. (این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته;) و ما برای کافران، عذاب خوارکننده‏ای آماده کرده‏ایم. (37)و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان‏دادن به مردم انفاق می‏کنند، و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند; (چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست;) و کسی که شیطان قرین او باشد، بد همنشین و قرینی است. (38)چه می‏شد اگر آنها به خدا و روز بازپسین ایمان می‏آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزی داده، (در راه او) انفاق می‏کردند؟! و خداوند از (اعمال و نیات) آنها آگاه است. (39)خداوند (حتی) به اندازه سنگینی ذره‏ای ستم نمی‏کند; و اگر کار نیکی باشد، آن را دو چندان می‏سازد; و از نزد خود، پاداش عظیمی (در برابر آن) می‏دهد. (40)حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی (بر اعمالشان) می‏آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟ (41)در آن روز، آنها که کافر شدند و با پیامبر (ص) بمخالفت برخاستند، آرزو می‏کنند که ای کاش (خاک بودند، و) خاک آنها با زمینهای اطراف یکسان می‏شد (و بکلی محو و فراموش می‏شدند). در آن روز، (با آن همه گواهان،) سخنی را نمی‏توانند از خدا پنهان کنند. (42)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‏گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید -مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت‏» کرده‏اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‏اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمم کنید! (به این طریق که) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است. (43)آیا ندیدی کسانی را که بهره‏ای از کتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جای اینکه از آن، برای هدایت خود و دیگران استفاده کنند، برای خویش) گمراهی می‏خرند، و می‏خواهند شما نیز گمراه شوید؟ (44)خدا به دشمنان شما آگاهتر است; (ولی آنها زیانی به شما نمی‏رسانند.) و کافی است که خدا ولی شما باشد; و کافی است که خدا یاور شما باشد. (45)بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‏کنند; و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم‏»)، می‏گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‏گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‏گویند:) راعنا ( ما را تحمیق کن! )» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها (به جای این همه لجاجت) تند: «شنیدیم و اطاعت کردیم; و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درک کنیم) س‏ذللّه، برای آنان بهتر،و با واقعیت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است; از این رو جز عده کمی ایمان نمی‏آورند. (46)ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‏هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت‏» ( گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل) را دور ساختیم; و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است! (47)خداوند (هرگز) شرک را نمی‏بخشد! و پایین‏تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‏بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است. (48)آیا ندیدی کسانی را که خودستایی می‏کنند؟! (این خود ستاییها، بی‏ارزش است;) بلکه خدا هر کس را بخواهد، ستایش می‏کند; و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. (49)ببین چگونه بر خدا دروغ می‏بندند! و همین گناه آشکار، (برای مجازات آنان) کافی است. (50)آیا ندیدی کسانی را که بهره‏ای از کتاب (خدا) به آنان داده شده، (با این حال)، به «جبت‏» و س‏خ‏للّهطاغوت‏» ( بت و بت‏پرستان) ایمان می‏آورند، و درباره کافران می‏گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده‏اند، هدایت یافته‏ترند»؟! (51)آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است; و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت. (52)آیا آنها ( یهود) سهمی در حکومت دارند (که بخواهند چنین داوری کنند)؟ در حالی که اگر چنین بود، (همه چیز را در انحصار خود می‏گرفتند،) و کمترین حق را به مردم نمی‏دادند. (53)یا اینکه نسبت به مردم ( پیامبر و خاندانش)، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‏ورزند؟ ما به آل ابراهیم، (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم; و حکومت عظیمی در اختیار آنها ( پیامبران بنی اسرائیل) قرار دادیم. (54)ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند; و جمعی راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزان آتش دوزخ، برای آنها کافی است! (55)کسانی که به آیات ما کافر شدند، بزودی آنها را در آتشی وارد می‏کنیم که هرگاه پوستهای تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد)، پوستهای دیگری به جای آن قرار می‏دهیم، تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر می‏دهد). (56)و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، بزودی آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‏کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است; همیشه در آن خواهند ماند; و همسرانی پاکیزه برای آنها خواهد بود; و آنان را در سایه‏های گسترده (و فرح بخش) جای میدهیم. (57)خداوند به شما فرمان می‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‏کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‏دهد! خداوند، شنوا و بیناست. (58)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر ( اوصیای پیامبر) را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. (59)آیا ندیدی کسانی را که گمان می‏کنند به آنچه (از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده‏اند، ولی می‏خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. اما شیطان می‏خواهد آنان را گمراه کند، و به بیراهه‏های دور دستی بیفکند. (60)و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خداوند نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید س‏ذللّه، منافقان را می‏بینی که (از قبول دعوت) تو، اعراض می‏کنند! (61)پس چگونه وقتی به خاطر اعمالشان، گرفتار مصیبتی می‏شوند، سپس به سراغ تو می‏آیند، سوگند یاد می‏کنند که منظور (ما از بردن داوری نزد دیگران)، جز نیکی کردن و توافق (میان طرفین نزاع،) نبوده است؟! (62)آنها کسانی هستند که خدا، آنچه را در دل دارند، می‏داند. از (مجازات) آنان صرف نظر کن! و آنها را اندرز ده! و با بیانی رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما! (63)ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‏کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‏گذاردند)، به نزد تو می‏آمدند; و از خدا طلب آمرزش می‏کردند; و پیامبر هم برای آنها استغفار می‏کرد; خدا را توبه پذیر و مهربان می‏یافتند. (64)به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند; و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند; و کاملا تسلیم باشند. (65)اگر (همانند بعضی از امتهای پیشین،) به آنان دستور می‏دادیم: «یکدیگر را به قتل برسانید س‏ذللّه، و یا: «از وطن و خانه خود، بیرون روید»، تنها عده کمی از آنها عمل می‏کردند! و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‏شد انجام می‏دادند، برای آنها بهتر بود; و موجب تقویت ایمان آنها می‏شد. (66)و در این صورت، پاداش بزرگی از ناحیه خود به آنها می‏دادیم. (67)و آنان را به راه راست، هدایت می‏کردیم. (68)و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده; از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان; و آنها رفیقهای خوبی هستند! (69)این موهبتی از ناحیه خداست. و کافی است که او، (از حال بندگان، و نیات و اعمالشان) آگاه است. (70)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! آمادگی خود را (در برابر دشمن) حفظ کنید و در دسته‏های متعدد، یا بصورت دسته واحد، (طبق شرایط هر زمان و هر مکان،) به سوی دشمن حرکت نمایید! (71)در میان شما، افرادی (منافق) هستند، که (هم خودشان سست می‏باشند، و هم) دیگران را به سستی می‏کشانند; اگر مصیبتی به شما برسد، می‏گویند: «خدا به ما نعمت داد که با مجاهدان نبودیم، تا شاهد (آن مصیبت) باشیم!» (72)و اگر غنیمتی از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اینکه هرگز میان شما و آنها دوستی و مودتی نبوده، می‏گویند: «ای کاش ما هم با آنها بودیم، و به رستگاری (و پیروزی) بزرگی می‏رسیدیم!» (73)کسانی که زندگی دنیا را به آخرت فروخته‏اند، باید در راه خدا پیکار کنند!و آن کس که در راه خدا پیکار کند، و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگی به او خواهیم داد. (74)چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران)تضعیف شده‏اند، پیکار نمی‏کنید؟! همان افراد (ستمدیده‏ای) که می‏گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما! (75)
کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‏کنند; و آنها که کافرند، در راه طاغوت ( بت و افراد طغیانگر). پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است. (76)آیا ندیدی کسانی را که (در مکه) به آنها گفته شد: «فعلا) دست از جهاد بدارید! و نماز را برپا کنید! و زکات بپردازید!» (اما آنها از این دستور، ناراحت بودند)، ولی هنگامی که (در مدینه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعی از آنان، از مردم می‏ترسیدند، همان گونه که از خدا می‏ترسند، بلکه بیشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرر داشتی؟! چرا این فرمان را تا زمان نزدیکی تاخیر نینداختی؟!» به آنها بگو: «سرمایه زندگی دنیا، ناچیز است!و سرای آخرت، برای کسی که پرهیزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شکاف هسته خرمایی، به شما ستم نخواهد شد! (77)هر جا باشید، مرگ شما را درمی‏یابد; هر چند در برجهای محکم باشید! و اگر به آنها ( منافقان) حسنه (و پیروزی) برسد، می‏گویند: «این، از ناحیه خداست.»و اگر سیئه (و شکستی) برسد، می‏گویند: «این، از ناحیه توست.» بگو: «همه اینها از ناحیه خداست.» پس چرا این گروه حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟! (78)(آری،) آنچه از نیکیها به تو می‏رسد، از طرف خداست; و آنچه از بدی به تو می‏رسد، از سوی خود توست. و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم; و گواهی خدا در این باره، کافی است! (79)کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده; و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسؤول نیستی). (80)آنها در حضور تو می‏گویند: «فرمانبرداریم‏»; اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‏روند، جمعی از آنان بر خلاف گفته‏های تو، جلسات سری شبانه تشکیل می‏دهند; آنچه را در این جلسات می‏گویند، خداوند می‏نویسد. اعتنایی به آنها نکن! (و از نقشه‏های آنان وحشت نداشته باش!) و بر خدا توکل کن! کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (81)آیا درباره قرآن نمی‏اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‏یافتند. (82)و هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق،) آن را شایع می‏سازند; در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان -که قدرت تشخیص کافی دارند- بازگردانند، از ریشه‏های مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی می‏کردید (و گمراه می‏شدید). (83)در راه خدا پیکار کن! تنها مسؤول وظیفه خود هستی! و مؤمنان را (بر این کار،) تشویق نما! امید است خداوند از قدرت کافران جلوگیری کند (حتی اگر تنها خودت به میدان بروی)! و خداوند قدرتش بیشتر، و مجازاتش دردناکتر است. (84)کسی که شفاعت ( تشویق و کمک) به کار نیکی کند، نصیبی از آن برای او خواهد بود; و کسی که شفاعت ( تشویق و کمک) به کار بدی کند، سهمی از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چیز است. (85)هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید; یا (لااقل) به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد. (86)خداوند، معبودی جز او نیست! و به یقین، همه شما را در روز رستاخیز -که شکی در آن نیست- جمع می‏کند! و کیست که از خداوند، راستگوتر باشد؟ (87)چرا درباره منافقین دو دسته شده‏اید؟! (بعضی جنگ با آنها را ممنوع، و بعضی مجاز می‏دانید.) در حالی که خداوند بخاطر اعمالشان، (افکار) آنها را کاملا وارونه کرده است! آیا شما می‏خواهید کسانی را که خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه کرده، هدایت کنید؟! در حالی که هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت. (88)آنان آرزو می‏کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنابر این، از آنها دوستانی انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یار و یاوری اختیار نکنید!. (89)مگر آنها که با همپیمانان شما، پیمان بسته‏اند;یا آنها که به سوی شما می‏آیند، و از پیکار با شما، یا پیکار با قوم خود ناتوان شده‏اند; (نه سر جنگ با شما دارند، و نه توانایی مبارزه با قوم خود.) و اگر خداوند بخواهد، آنان را بر شما مسلط می‏کند تا با شما پیکار کنند. پس اگر از شما کناره‏گیری کرده و با شما پیکار ننمودند، (بلکه) پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمی‏دهد که متعرض آنان شوید. (90)بزودی جمعیت دیگری را می‏یابید که می‏خواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از ناحیه قوم خودشان (که مشرکند. لذا نزد شما ادعای ایمان می‏کنند; ولی) هر زمان آنان را به سوی فتنه (و بت پرستی) بازگردانند، با سر در آن فرو می‏روند! اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند، آنها را هر جا یافتید اسیر کنید و (یا) به قتل برسانید! آنها کسانی هستند که ما برای شما، تسلط آشکاری نسبت به آنان قرار داده‏ایم. (91)هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند; (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد; مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند)، ولی مقتول باایمان بوده، (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر از جمعیتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خونبهای او را به کسان او بپردازد، و یک برده مؤمن (نیز) آزاد کند. و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد، دو ماه پی در پی روزه می‏گیرد. این، (یک نوع تخفیف، و) توبه الهی است. و خداوند، دانا و حکیم است. (92)و هر کس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است; در حالی که جاودانه در آن می‏ماند; و خداوند بر او غضب می‏کند; و او را از رحمتش دور می‏سازد; و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است. (93)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که در راه خدا گام می‏زنید (و به سفری برای جهاد می‏روید)، تحقیق کنید! و بخاطر اینکه سرمایه ناپایدار دنیا (و غنایمی) به دست آورید، به کسی که اظهار صلح و اسلام می‏کند نگویید: «مسلمان نیستی‏» زیرا غنیمتهای فراوانی (برای شما) نزد خداست. شما قبلا چنین بودید; و خداوند بر شما منت نهاد (و هدایت شدید).پس، (بشکرانه این نعمت بزرگ،) تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام می‏دهید آگاه است. (94)(هرگز) افراد باایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان ( ترک‏کنندگان جهاد) برتری مهمی بخشیده; و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان،) خداوند وعده پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است. (95)درجات (مهمی) از ناحیه خداوند، و آمرزش و رحمت (نصیب آنان می‏گردد); و (اگر لغزشهایی داشته‏اند،) خداوند آمرزنده و مهربان است. (96)کسانی که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالی بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صف کفار جای داشتید؟!)» گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.» آنها ( فرشتگان) گفتند: «مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذری نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند. (97)مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفته‏اند (و حقیقتا مستضعفند); نه چاره‏ای دارند، و نه راهی (برای نجات از آن محیط آلوده) می‏یابند. (98)ممکن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد; و خداوند، عفو کننده و آمرزنده است. (99)کسی که در راه خدا هجرت کند، جاهای امن فراوان و گسترده‏ای در زمین می‏یابد. و هر کس بعنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست; و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (100)هنگامی که سفر می‏کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید اگر از فتنه (و خطر) کافران بترسید; زیرا کافران، برای شما دشمن آشکاری هستند. (101)و هنگامی که در میان آنها باشی، و (در میدان جنگ) برای آنها نماز را برپا کنی، باید دسته‏ای از آنها با تو (به نماز) برخیزند، و سلاحهایشان را با خود برگیرند; و هنگامی که سجده کردند (و نماز را به پایان رساندند)، باید به پشت سر شما (به میدان نبرد) بروند، و آن دسته دیگر که نماز نخوانده‏اند (و مشغول پیکار بوده‏اند)، بیایند و با تو نماز بخوانند; آنها باید وسایل دفاعی و سلاحهایشان (را در حال نماز) با خود حمل کنند; (زیرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و متاعهای خود غافل شوید و یکباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتید، و یا بیمار (و مجروح )هستید، مانعی ندارد که سلاحهای خود را بر زمین بگذارید; ولی وسایل دفاعی (مانند زره و خود را) با خود بردارید خداوند، عذاب خوارکننده‏ای برای کافران فراهم ساخته است. (102)و هنگامی که نماز را به پایان رساندید، خدا را یاد کنید; ایستاده، و نشسته، و در حالی که به پهلو خوابیده‏اید! و هرگاه آرامش یافتید (و حالت ترس زایل گشت)، نماز را (به طور معمول) انجام دهید، زیرا نماز، وظیفه ثابت و معینی برای مؤمنان است! (103)و در راه تعقیب دشمن، (هرگز) سست نشوید! (زیرا) اگر شما درد و رنج می‏بینید، آنها نیز همانند شما درد و رنج می‏بینند; ولی شما امیدی از خدا دارید که آنها ندارند; و خداوند، دانا و حکیم است. (104)ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم; تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت کنی; و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی! (105)و از خداوند، طلب آمرزش نما! که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (106)و از آنها که به خود خیانت کردند، دفاع مکن! زیرا خداوند، افراد خیانت‏پیشه گنهکار را دوست ندارد. (107)آنها زشتکاری خود را از مردم پنهان می‏دارند; اما از خدا پنهان نمی‏دارند، و هنگامی که در مجالس شبانه، سخنانی که خدا راضی نبود می‏گفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام می‏دهند، احاطه دارد. (108)آری، شما همانا هستید که در زندگی این جهان، از آنان دفاع کردید! اما کیست که در برابر خداوند، در روز رستاخیز از آنها دفاع کند؟! یا چه کسی است که وکیل و حامی آنها باشد؟! (109)کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند، سپس از خداوند طلب آمرزش نماید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت. (110)و کسی که گناهی مرتکب شود، به زیان خود مرتکب شده; خداوند، دانا و حکیم است. (111)و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بیگناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناه آشکاری بر دوش گرفته است. (112)اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهی از آنان تصمیم داشتند تو را گمراه کنند; اما جز خودشان را گمراه نمی‏کنند; و هیچ‏گونه زیانی به تو نمی‏رسانند. و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد; و آنچه را نمی‏دانستی، به توآموخت; و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. (113)

در بسیاری از سخنان درگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست; مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند; و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد. (114)کسی که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، ما او را به همان راه که می‏رود می‏بریم; و به دوزخ داخل می‏کنیم; و جایگاه بدی دارد. (115)خداوند، شرک به او را نمی‏آمرزد; (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‏آمرزد. و هر کس برای خدا همتایی قرار دهد، در گمراهی دوری افتاده است. (116)آنچه غیر از خدا می‏خوانند، فقط بتهایی است (بی‏روح)، که هیچ اثری ندارد; و (یا) شیطان سرکش و ویرانگر است. (117)خدا او را از رحمت خویش دور ساخته; و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معینی خواهم گرفت! (118)و آنها را گمراه می‏کنم! و به آرزوها سرگرم می‏سازم! و به آنان دستور می‏دهم که (اعمال خرافی انجام دهند، و) گوش چهارپایان را بشکافند، و آفرینش پاک خدایی‏را تغییر دهند! (و فطرت توحید را به شرک بیالایند!)» و هر کس، شیطان را به جای خدا ولی خود برگزیند، زیان آشکاری کرده است. (119)شیطان به آنها وعده‏ها(ی دروغین) می‏دهد; و به آرزوها، سرگرم می‏سازد; در حالی که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمی‏دهد. (120)آنها ( پیروان شیطان) جایگاهشان جهنم است; و هیچ راه فراری ندارند. (121)و کسانی که ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند، بزودی آن را در باغهایی از بهشت وارد می‏کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و کیست که در گفتار و وعده‏هایش، از خدا صادقتر باشد؟! (122)(فضیلت و برتری) به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست; هر کس عمل بدی انجام دهد، کیفر داده می‏شود; و کسی را جز خدا، ولی و یاور خود نخواهد یافت. (123)و کسی که چیزی از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که ایمان داشته باشد، چنان کسانی داخل بهشت می‏شوند; و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. (124)دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاک ابراهیم گردد؟ و خدا ابراهیم را به دوستی خود، انتخاب کرد. (125)آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست; و خداوند به هر چیزی احاطه دارد. (126)از تو درباره حکم زنان سؤال می‏کنند; بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ می دهد: آنچه در قرآن درباره زنان یتیمی که حقوقشان را به آنها نمی‏دهید، و می‏خواهید با آنها ازدواج کنید، و نیز آنچه درباره کودکان صغیر و ناتوان برای شما بیان شده است، (قسمتی از سفارشهای خداوند در این زمینه می‏باشد; و نیز به شما سفارش می‏کند که) با یتیمان به عدالت رفتار کنید! و آنچه از نیکیها انجام می‏دهید; خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شایسته می‏دهد). (127)و اگر زنی، از طغیان و سرکشی یا اعراض شوهرش، بیم داشته باشد، مانعی ندارد با هم صلح کنند (و زن یا مرد، از پاره‏ای از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نماید.) و صلح، بهتر است; اگر چه مردم (طبق غریزه حب ذات، در این گونه موارد) بخل می‏ورزند. و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه سازید (و بخاطر صلح، گذشت نمایید)، خداوند به آنچه انجام می‏دهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد). (128)شما هرگز نمی‏توانید (از نظر محبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است. (129)(اما) اگر (راهی برای اصلاح در میان خود نیابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود، بی‏نیاز می‏کند; و خداوند، دارای فضل و کرم، و حکیم است. (130)آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن خداست. و ما به کسانی که پیش از شما، کتاب آسمانی به آنها داده شده بود، سفارش کردیم، (همچنین) به شما (نیز) سفارش می‏کنیم که از (نافرمانی) خدا بپرهیزید! و اگر کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‏رسد; زیرا) برای خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و خداوند، بی‏نیاز و ستوده است. (131)برای خداست آنچه در آسمانها و زمین است; و کافی است که خدا، حافظ و نگاهبان آنها باشد. (132)ای مردم! اگر او بخواهد، شما را از میان می‏برد و افراد دیگری را (به جای شما) می آورد، و خداوند، بر این کار تواناست. (133)کسانی که پاداش دنیوی بخواهند، (و در قید نتایج معنوی و اخروی نباشند، در اشتباهند; زیرا) پاداش دنیا و آخرت نزد خداست; و خداوند، شنوا و بیناست. (134)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! کاملا قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید، اگر چه (این گواهی) به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد! (چرا که) اگر آنها غنی یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنابراین، از هوی و هوس پیروی نکنید; که از حق، منحرف خواهید شد! و اگر حق را تحریف کنید، و یا از اظهار آن، اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام می‏دهید، آگاه است. (135)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است. (136)کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگربار کافر شدند، سپس بر کفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید، و آنها را به راه (راست) هدایت نخواهد کرد. (137)به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکی در انتظار آنهاست! (138)همانها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‏کنند. آیا عزت و آبرو نزد آنان می‏جویند؟ با اینکه همه عزتها از آن خداست؟! (139)و خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‏کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگی در دوزخ جمع می‏کند. (140)منافقان همانها هستند که پیوسته انتظار می‏کشند و مراقب شما هستند; اگر فتح و پیروزی نصیب شما گردد، می‏گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ (پس ما نیز در افتخارات و غنایم شریکیم!) ; س‏خ‏للّهو اگر بهره‏ای نصیب کافران گردد، به آنان می‏گویند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مؤمنان، تشویق نمی‏کردیم؟ (پس با شما شریک خواهیم بود!)» خداوند در روز رستاخیز، میان شما داوری می‏کند; و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده است. (141)منافقان می‏خواهند خدا را فریب دهند; در حالی که او آنها را فریب می‏دهد; و هنگامی که به نماز برمی‏خیزند، با کسالت برمی‏خیزند; و در برابر مردم ریا می‏کنند; و خدا را جز اندکی یاد نمی‏نمایند! (142)نم نم آنها افراد بی‏هدفی هستند که نه سوی اینها، و نه سوی آنهایند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف کافران!) و هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت. (143)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولی و تکیه‏گاه خود قرار ندهید! آیا می‏خواهید (با این عمل،) دلیل آشکاری بر ضد خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟! (144)منافقان در پایین‏ترین درکات دوزخ قرار دارند; و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت! (بنابر این، از طرح دوستی با دشمنان خدا، که نشانه نفاق است، بپرهیزید!) (145)مگر آنها که توبه کنند، و جبران و اصلاح نمایند، به (دامن لطف) خدا، چنگ زنند، و دین خود را برای خدا خالص کنند; آنها با مؤمنان خواهند بود; و خداوند به افراد باایمان، پاداش عظیمی خواهد داد. (146)خدا چه نیازی به مجازات شما دارد اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟ خدا شکرگزار و آگاه است. (اعمال و نیات شما را می‏داند، و به اعمال نیک، پاداش نیک می دهد.) (147)خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیها(ی دیگران) را اظهار کند; مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. (148)اگر نیکیها را آشکار یا مخفی سازید، و از بدیها گذشت نمایید، خداوند بخشنده و تواناست (و با اینکه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت می‏کند). (149)کسانی که خدا و پیامبران او را انکار می‏کنند، و می‏خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و می‏گویند: «به بعضی ایمان می‏آوریم، و بعضی را انکار می کنیم‏» و می‏خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند... (150)آنها کافران حقیقی‏اند; و برای کافران، مجازات خوارکننده‏ای فراهم ساخته‏ایم. (151)(ولی) کسانی که به خدا و رسولان او ایمان آورده، و میان احدی از آنها فرق نمی‏گذارند، پاداششان را خواهد داد; خداوند، آمرزنده و مهربان است. (152)اهل کتاب از تو می‏خواهند کتابی از آسمان (یکجا) بر آنها نازل کنی; (در حالی که این یک بهانه است;) آنها از موسی، بزرگتر از این را خواستند، و گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان ده! س‏ذللّه و بخاطر این ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت. سپس گوساله (سامری) را، پس از آن همه دلایل روشن که برای آنها آمد، (به خدایی) انتخاب کردند، ولی ما از آن درگذشتیم (و عفو کردیم) و به موسی، برهان آشکاری دادیم. (153)و کوه طور را بر فراز آنها برافراشتیم; و در همان حال از آنها پیمان گرفتیم، و به آنها گفتیم: س‏خ‏للّه(برای توبه،) از در (بیت المقدس) با خضوع درآیید!» و (نیز) گفتیم: «روز شنبه تعدی نکنید (و دست از کار بکشید!)» و از آنان (در برابر همه اینها،) پیمان محکمی گرفتیم. (154)(ولی) بخاطر پیمان‏شکنی آنها، و انکار آیات خدا، و کشتن پیامبران بناحق، و بخاطر اینکه (از روی استهزا) می‏گفتند: «بر دلهای ما، پرده افکنده (شده و سخنان پیامبر را درک نمی‏کنیم! س‏ذللّه رانده درگاه خدا شدند.) آری، خداوند بعلت کفرشان، بر دلهای آنها مهر زده; که جز عده کمی (که راه حق می‏پویند و لجاج ندارند،) ایمان نمی‏آورند. (155)و (نیز) بخاطر کفرشان، و تهمت بزرگی که بر مریم زدند. (156)و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند; لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‏کنند; و قطعا او را نکشتند! (157)بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حکیم است. (158)و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او ( حضرت مسیح) ایمان می‏آورد; و روز قیامت، بر آنها گواه خواهد بود. (159)بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم. (160)و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند; و خوردن اموال مردم بباطل; و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کرده‏ایم. (161)ولی راسخان در علم از آنها، و مؤمنان (از امت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان می‏آورند. (همچنین) نمازگزاران و زکات‏دهندگان و ایمان‏آورندگان به خدا و روز قیامت، بزودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد. (162)ما به تو وحی فرستادیم; همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم; و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط ( بنی اسرائیل) و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم; و به داوود زبور دادیم. (163)و پیامبرانی که سرگذشت آنها را پیش از این، برای تو باز گفته‏ایم; و پیامبرانی که سرگذشت آنها را بیان نکرده‏ایم; و خداوند با موسی سخن گفت. (و این امتیاز، از آن او بود.) (164)آ آ پیامبرانی که بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، (و بر همه اتمام حجت شود;) و خداوند، توانا و حکیم است. (165)ولی خداوند گواهی می‏دهد به آنچه بر تو نازل کرده; که از روی علمش نازل کرده است، و فرشتگان (نیز) گواهی می‏دهند; هر چند گواهی خدا کافی است. (166)کسانی که کافر شدند، و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، در گمراهی دوری گرفتار شده‏اند. (167)کسانی که کافر شدند، و (به خود و دیگران) ستم کردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید، و آنان را به هیچ راهی هدایت نخواهد کرد، (168)مگر به راه دوزخ! که جاودانه در آن خواهند ماند; و این کار برای خدا آسان است! (169)ای مردم! پیامبر(ی که انتظارش را می‏کشیدید،) حق را از جانب پروردگارتان آورد; به او ایمان بیاورید که برای شما بهتر است! و اگر کافر شوید، (به خدا زیانی نمی رسد، زیرا) آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، و خداوند، دانا و حکیم است. (170)ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید! و در باره خدا، غیر از حق نگویید! مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا، و کلمه (و مخلوق) اوست، که او را به مریم القا نمود; و روحی (شایسته) از طرف او بود. بنابر این، به خدا و پیامبران او، ایمان بیاورید! و نگویید: «(خداوند) سه‏گانه است!» (از این سخن) خودداری کنید که برای شما بهتر است! خدا، تنها معبود یگانه است; او منزه است که فرزندی داشته باشد; (بلکه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمین است; و برای تدبیر و سرپرستی آنها، خداوند کافی است. (171)هرگز مسیح از این ابا نداشت که بنده خدا باشد; و نه فرشتگان مقرب او (از این ابا دارند). و آنها که از عبودیت و بندگی او، روی برتابند و تکبر کنند، بزودی همه آنها را (در قیامت) نزد خود جمع خواهد کرد. (172)اما آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور کامل خواهد داد; و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را که ابا کردند و تکبر ورزیدند، مجازات دردناکی خواهد کرد; و برای خود، غیر از خدا، سرپرست و یاوری نخواهند یافت. (173)ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد; و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (174)اما آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت; و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‏کند. (175)از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال می‏کنند، بگو: «خداوند، حکم کلاله (خواهر و برادر) را برای شما بیان می‏کند: اگر مردی از دنیا برود، که فرزند نداشته باشد، و برای او خواهری باشد، نصف اموالی را که به جا گذاشته، از او (ارث) می‏برد; و (اگر خواهری از دنیا برود، وارث او یک برادر باشد،) او تمام مال را از آن خواهر به ارث می‏برد، در صورتی که (میت) فرزند نداشته باشد; و اگر دو خواهر (از او) باقی باشند دو سوم اموال را می‏برند; و اگر برادران و خواهران با هم باشند، (تمام اموال را میان خود تقسیم می‏کنند; و) برای هر مذکر، دو برابر سهم مؤنث است. خداوند (احکام خود را) برای شما بیان می‏کند تا گمراه نشوید; و خداوند به همه چیز داناست. س‏ذللّه (176)

X
.
-------
          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة النساء

 

سورة النساء

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید; و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد; و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید; و) هنگامی که چیزی از یکدیگر می‏خواهید، نام او را می‏برید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید! زیرا خداوند، مراقب شماست. (1)و اموال یتیمان را (هنگامی که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید، زیرا این گناه بزرگی است! (2)و اگر می‏ترسید که (بهنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشی کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‏ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانی که مالک آنهائید استفاده کنید، این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می‏کند. (3)و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی (یا عطیه،) به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید! (4)اموال خود را، که خداوند وسیله قوام زندگی شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید و از آن، به آنها روزی دهید! و لباس بر آنان بپوشانید و با آنها سخن شایسته بگویید! (5)و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی‏نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند; و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می‏کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی‏گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است. (6)برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می‏گذارند، سهمی است; و برای زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان می‏گذارند، سهمی; خواه آن مال، کم باشد یا زیاد; این سهمی است تعیین شده و پرداختنی. (7)و اگر بهنگام تقسیم (ارث)، خویشاوندان (و طبقه‏ای که ارث نمی‏برند) و یتیمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چیزی از آن اموال را به آنها بدهید! و با آنان به طور شایسته سخن بگویید! (8)کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان می‏ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند. (9)کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‏خورند، (در حقیقت،) تنها آتش می‏خورند; و بزودی در شعله‏های آتش (دوزخ) می‏سوزند. (10)خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می‏کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد; و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست; و اگر یکی باشد، نیمی (از میراث،) از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر او، یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندی داشته باشد; و اگر فرزندی نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، برای مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است); و اگر او برادرانی داشته باشد، مادرش یک ششم می‏برد (و پنج ششم باقیمانده، برای پدر است). (همه اینها،) بعد از انجام وصیتی است که او کرده، و بعد از ادای دین است -شما نمی‏دانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک برای شما سودمندترند!- این فریضه الهی است; و خداوند، دانا و حکیم است. (11)و برای شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندی نداشته باشند; و اگر فرزندی داشته باشند، یک چهارم از آن شماست; پس از انجام وصیتی که کرده‏اند، و ادای دین (آنها). و برای زنان شما، یک چهارم میراث شماست، اگر فرزندی نداشته باشید; و اگر برای شما فرزندی باشد، یک هشتم از آن آنهاست; بعد از انجام وصیتی که کرده‏اید، و ادای دین. و اگر مردی بوده باشد که کلاله ( خواهر یا برادر) از او ارث می‏برد، یا زنی که برادر یا خواهری دارد، سهم هر کدام، یک ششم است (اگر برادران و خواهران مادری باشند); و اگر بیش از یک نفر باشند، آنها در یک سوم شریکند; پس از انجام وصیتی که شده، و ادای دین; بشرط آنکه (از طریق وصیت و اقرار به دین،) به آنها ضرر نزند. این سفارش خداست; و خدا دانا و بردبار است. (12)اینها مرزهای الهی است; و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، (و قوانین او را محترم بشمرد،) خداوند وی را در باغهایی از بهشت وارد می‏کند که همواره، آب از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن می‏مانند; و این، پیروزی بزرگی است! (13)و آن کس که نافرمانی خدا و پیامبرش را کند و از مرزهای او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می‏کند که جاودانه در آن خواهد ماند; و برای او مجازات خوارکننده‏ای است. (14)و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبید! اگر گواهی دادند، آنان ( زنان) را در خانه ها(ی خود) نگاه دارید تا مرگشان فرارسد; یا اینکه خداوند، راهی برای آنها قرار دهد. (15)و از میان شما، آن مردان و زنانی که (همسر ندارند، و) مرتکب آن کار (زشت) می‏شوند، آنها را آزار دهید (و حد بر آنان جاری نمایید)! و اگر توبه کنند، و (خود را) اصلاح نمایند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذرید! زیرا خداوند، توبه‏پذیر و مهربان است. (16)پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‏دهند، سپس زود توبه می‏کنند. خداوند، توبه چنین اشخاصی را می‏پذیرد; و خدا دانا و حکیم است. (17)برای کسانی که کارهای بد را انجام می‏دهند، و هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا می‏رسد می‏گوید: «الان توبه کردم!» توبه نیست; و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می‏روند; اینهاکسانی هستند که عذاب دردناکی برایشان فراهم کرده‏ایم. (18)اینها اینها ای کسانی که ایمان آورده‏اید! برای شما حلال نیست که از زنان، از روی اکراه (و ایجاد ناراحتی برای آنها،) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‏اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها، (بجهتی) کراهت داشتید، (فورا تصمیم به جدایی نگیرید!) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‏دهد! (19)و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و مال فراوانی (بعنوان مهر) به او پرداخته‏اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‏شوید؟! (20)و چگونه آن را باز پس می‏گیرید، در حالی که شما با یکدیگر تماس و آمیزش کامل داشته‏اید؟ و (از این گذشته،) آنها (هنگام ازدواج،) از شما پیمان محکمی گرفته‏اند! (21)با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‏اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است; زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است. (22)حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‏ها، و خاله‏ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‏اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‏اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‏اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‏اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانتان که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‏ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید; مگر آنچه در گذشته واقع شده; چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (23)و زنان شوهردار (بر شما حرام است;) مگر آنها را که (از راه اسارت) مالک شده‏اید; (زیرا اسارت آنها در حکم طلاق است;) اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها (که گفته شد)، برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید; در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و زنانی را که متعه ( ازدواج موقت) می‏کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین‏مهر، با یکدیگر توافق کرده‏اید. (بعدا می‏توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است. (24)و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‏توانند با زنان پاکدامن از بردگان باایمانی که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‏تر است; و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید; به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که «محصنه‏» باشند و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. این (اجازه ازدواج با کنیزان) برای کسانی از شماست که بترسند (از نظر غریزه جنسی) به زحمت بیفتند; و (با این حال نیز) خودداری (از ازدواج با آنان) برای شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (25)خداوند می‏خواهد (با این دستورها، راه‏های خوشبختی و سعادت را) برای شما آشکار سازد، و به سنتهای (صحیح) پیشینیان رهبری کند. و خداوند دانا و حکیم است. (26)خدا می‏خواهد شما را ببخشد (و از آلودگی پاک نماید)، اما آنها که پیرو شهواتند، می‏خواهند شما بکلی منحرف شوید. (27)خدا میخواهد (با احکام مربوط به ازدواج با کنیزان و مانند آن،) کار را بر شما سبک کند; و انسان، ضعیف آفریده شده; (و در برابر طوفان غرایز، مقاومت او کم است) (28)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. (29)و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، بزودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت; و این کار برای خدا آسان است. (30)اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می‏شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می‏پوشانیم; و شما را در جایگاه خوبی وارد می‏سازیم. (31)برتریهایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهای طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما، و بر طبق عدالت است. ولی با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‏آورند دارند، و زنان نیز نصیبی; (و نباید حقوق هیچ‏یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، برای رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست. (32)برای هر کسی، وارثانی قرار دادیم، که از میراث پدر و مادر و نزدیکان ارث ببرند; و (نیز) کسانی که با آنها پیمان بسته‏اید، نصیبشان را بپردازید! خداوند بر هر چیز، شاهد و ناظر است. (33)مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‏کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‏کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدی بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.) (34)و اگر از جدایی و شکاف میان آن دو (همسر) بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر، و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید (تا به کار آنان رسیدگی کنند). اگر این دو داور، تصمیم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها کمک می‏کند; زیرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نیات همه، با خبر است). (35)و خدا را بپرستید! و هیچ‏چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید; همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید; زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می‏زند،) دوست نمی‏دارد. (36)آنها کسانی هستند که بخل می‏ورزند، و مردم را به بخل دعوت می‏کنند، و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، کتمان می‏نمایند. (این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته;) و ما برای کافران، عذاب خوارکننده‏ای آماده کرده‏ایم. (37)و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان‏دادن به مردم انفاق می‏کنند، و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند; (چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست;) و کسی که شیطان قرین او باشد، بد همنشین و قرینی است. (38)چه می‏شد اگر آنها به خدا و روز بازپسین ایمان می‏آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزی داده، (در راه او) انفاق می‏کردند؟! و خداوند از (اعمال و نیات) آنها آگاه است. (39)خداوند (حتی) به اندازه سنگینی ذره‏ای ستم نمی‏کند; و اگر کار نیکی باشد، آن را دو چندان می‏سازد; و از نزد خود، پاداش عظیمی (در برابر آن) می‏دهد. (40)حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی (بر اعمالشان) می‏آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟ (41)در آن روز، آنها که کافر شدند و با پیامبر (ص) بمخالفت برخاستند، آرزو می‏کنند که ای کاش (خاک بودند، و) خاک آنها با زمینهای اطراف یکسان می‏شد (و بکلی محو و فراموش می‏شدند). در آن روز، (با آن همه گواهان،) سخنی را نمی‏توانند از خدا پنهان کنند. (42)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‏گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید -مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت‏» کرده‏اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‏اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمم کنید! (به این طریق که) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است. (43)آیا ندیدی کسانی را که بهره‏ای از کتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جای اینکه از آن، برای هدایت خود و دیگران استفاده کنند، برای خویش) گمراهی می‏خرند، و می‏خواهند شما نیز گمراه شوید؟ (44)خدا به دشمنان شما آگاهتر است; (ولی آنها زیانی به شما نمی‏رسانند.) و کافی است که خدا ولی شما باشد; و کافی است که خدا یاور شما باشد. (45)بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‏کنند; و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم‏»)، می‏گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‏گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‏گویند:) راعنا ( ما را تحمیق کن! )» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها (به جای این همه لجاجت) تند: «شنیدیم و اطاعت کردیم; و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درک کنیم) س‏ذللّه، برای آنان بهتر،و با واقعیت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است; از این رو جز عده کمی ایمان نمی‏آورند. (46)ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‏هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت‏» ( گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل) را دور ساختیم; و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است! (47)خداوند (هرگز) شرک را نمی‏بخشد! و پایین‏تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‏بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است. (48)آیا ندیدی کسانی را که خودستایی می‏کنند؟! (این خود ستاییها، بی‏ارزش است;) بلکه خدا هر کس را بخواهد، ستایش می‏کند; و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. (49)ببین چگونه بر خدا دروغ می‏بندند! و همین گناه آشکار، (برای مجازات آنان) کافی است. (50)آیا ندیدی کسانی را که بهره‏ای از کتاب (خدا) به آنان داده شده، (با این حال)، به «جبت‏» و س‏خ‏للّهطاغوت‏» ( بت و بت‏پرستان) ایمان می‏آورند، و درباره کافران می‏گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده‏اند، هدایت یافته‏ترند»؟! (51)آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است; و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت. (52)آیا آنها ( یهود) سهمی در حکومت دارند (که بخواهند چنین داوری کنند)؟ در حالی که اگر چنین بود، (همه چیز را در انحصار خود می‏گرفتند،) و کمترین حق را به مردم نمی‏دادند. (53)یا اینکه نسبت به مردم ( پیامبر و خاندانش)، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‏ورزند؟ ما به آل ابراهیم، (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم; و حکومت عظیمی در اختیار آنها ( پیامبران بنی اسرائیل) قرار دادیم. (54)ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند; و جمعی راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزان آتش دوزخ، برای آنها کافی است! (55)کسانی که به آیات ما کافر شدند، بزودی آنها را در آتشی وارد می‏کنیم که هرگاه پوستهای تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد)، پوستهای دیگری به جای آن قرار می‏دهیم، تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر می‏دهد). (56)و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، بزودی آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‏کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است; همیشه در آن خواهند ماند; و همسرانی پاکیزه برای آنها خواهد بود; و آنان را در سایه‏های گسترده (و فرح بخش) جای میدهیم. (57)خداوند به شما فرمان می‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‏کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‏دهد! خداوند، شنوا و بیناست. (58)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر ( اوصیای پیامبر) را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. (59)آیا ندیدی کسانی را که گمان می‏کنند به آنچه (از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده‏اند، ولی می‏خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. اما شیطان می‏خواهد آنان را گمراه کند، و به بیراهه‏های دور دستی بیفکند. (60)و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خداوند نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید س‏ذللّه، منافقان را می‏بینی که (از قبول دعوت) تو، اعراض می‏کنند! (61)پس چگونه وقتی به خاطر اعمالشان، گرفتار مصیبتی می‏شوند، سپس به سراغ تو می‏آیند، سوگند یاد می‏کنند که منظور (ما از بردن داوری نزد دیگران)، جز نیکی کردن و توافق (میان طرفین نزاع،) نبوده است؟! (62)آنها کسانی هستند که خدا، آنچه را در دل دارند، می‏داند. از (مجازات) آنان صرف نظر کن! و آنها را اندرز ده! و با بیانی رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما! (63)ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‏کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‏گذاردند)، به نزد تو می‏آمدند; و از خدا طلب آمرزش می‏کردند; و پیامبر هم برای آنها استغفار می‏کرد; خدا را توبه پذیر و مهربان می‏یافتند. (64)به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند; و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند; و کاملا تسلیم باشند. (65)اگر (همانند بعضی از امتهای پیشین،) به آنان دستور می‏دادیم: «یکدیگر را به قتل برسانید س‏ذللّه، و یا: «از وطن و خانه خود، بیرون روید»، تنها عده کمی از آنها عمل می‏کردند! و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‏شد انجام می‏دادند، برای آنها بهتر بود; و موجب تقویت ایمان آنها می‏شد. (66)و در این صورت، پاداش بزرگی از ناحیه خود به آنها می‏دادیم. (67)و آنان را به راه راست، هدایت می‏کردیم. (68)و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده; از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان; و آنها رفیقهای خوبی هستند! (69)این موهبتی از ناحیه خداست. و کافی است که او، (از حال بندگان، و نیات و اعمالشان) آگاه است. (70)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! آمادگی خود را (در برابر دشمن) حفظ کنید و در دسته‏های متعدد، یا بصورت دسته واحد، (طبق شرایط هر زمان و هر مکان،) به سوی دشمن حرکت نمایید! (71)در میان شما، افرادی (منافق) هستند، که (هم خودشان سست می‏باشند، و هم) دیگران را به سستی می‏کشانند; اگر مصیبتی به شما برسد، می‏گویند: «خدا به ما نعمت داد که با مجاهدان نبودیم، تا شاهد (آن مصیبت) باشیم!» (72)و اگر غنیمتی از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اینکه هرگز میان شما و آنها دوستی و مودتی نبوده، می‏گویند: «ای کاش ما هم با آنها بودیم، و به رستگاری (و پیروزی) بزرگی می‏رسیدیم!» (73)کسانی که زندگی دنیا را به آخرت فروخته‏اند، باید در راه خدا پیکار کنند!و آن کس که در راه خدا پیکار کند، و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگی به او خواهیم داد. (74)چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران)تضعیف شده‏اند، پیکار نمی‏کنید؟! همان افراد (ستمدیده‏ای) که می‏گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما! (75)کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‏کنند; و آنها که کافرند، در راه طاغوت ( بت و افراد طغیانگر). پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است. (76)آیا ندیدی کسانی را که (در مکه) به آنها گفته شد: «فعلا) دست از جهاد بدارید! و نماز را برپا کنید! و زکات بپردازید!» (اما آنها از این دستور، ناراحت بودند)، ولی هنگامی که (در مدینه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعی از آنان، از مردم می‏ترسیدند، همان گونه که از خدا می‏ترسند، بلکه بیشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرر داشتی؟! چرا این فرمان را تا زمان نزدیکی تاخیر نینداختی؟!» به آنها بگو: «سرمایه زندگی دنیا، ناچیز است!و سرای آخرت، برای کسی که پرهیزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شکاف هسته خرمایی، به شما ستم نخواهد شد! (77)هر جا باشید، مرگ شما را درمی‏یابد; هر چند در برجهای محکم باشید! و اگر به آنها ( منافقان) حسنه (و پیروزی) برسد، می‏گویند: «این، از ناحیه خداست.»و اگر سیئه (و شکستی) برسد، می‏گویند: «این، از ناحیه توست.» بگو: «همه اینها از ناحیه خداست.» پس چرا این گروه حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟! (78)(آری،) آنچه از نیکیها به تو می‏رسد، از طرف خداست; و آنچه از بدی به تو می‏رسد، از سوی خود توست. و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم; و گواهی خدا در این باره، کافی است! (79)کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده; و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسؤول نیستی). (80)آنها در حضور تو می‏گویند: «فرمانبرداریم‏»; اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‏روند، جمعی از آنان بر خلاف گفته‏های تو، جلسات سری شبانه تشکیل می‏دهند; آنچه را در این جلسات می‏گویند، خداوند می‏نویسد. اعتنایی به آنها نکن! (و از نقشه‏های آنان وحشت نداشته باش!) و بر خدا توکل کن! کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (81)آیا درباره قرآن نمی‏اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‏یافتند. (82)و هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق،) آن را شایع می‏سازند; در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان -که قدرت تشخیص کافی دارند- بازگردانند، از ریشه‏های مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی می‏کردید (و گمراه می‏شدید). (83)در راه خدا پیکار کن! تنها مسؤول وظیفه خود هستی! و مؤمنان را (بر این کار،) تشویق نما! امید است خداوند از قدرت کافران جلوگیری کند (حتی اگر تنها خودت به میدان بروی)! و خداوند قدرتش بیشتر، و مجازاتش دردناکتر است. (84)کسی که شفاعت ( تشویق و کمک) به کار نیکی کند، نصیبی از آن برای او خواهد بود; و کسی که شفاعت ( تشویق و کمک) به کار بدی کند، سهمی از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چیز است. (85)هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید; یا (لااقل) به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد. (86)خداوند، معبودی جز او نیست! و به یقین، همه شما را در روز رستاخیز -که شکی در آن نیست- جمع می‏کند! و کیست که از خداوند، راستگوتر باشد؟ (87)چرا درباره منافقین دو دسته شده‏اید؟! (بعضی جنگ با آنها را ممنوع، و بعضی مجاز می‏دانید.) در حالی که خداوند بخاطر اعمالشان، (افکار) آنها را کاملا وارونه کرده است! آیا شما می‏خواهید کسانی را که خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه کرده، هدایت کنید؟! در حالی که هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت. (88)آنان آرزو می‏کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنابر این، از آنها دوستانی انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یار و یاوری اختیار نکنید!. (89)مگر آنها که با همپیمانان شما، پیمان بسته‏اند;یا آنها که به سوی شما می‏آیند، و از پیکار با شما، یا پیکار با قوم خود ناتوان شده‏اند; (نه سر جنگ با شما دارند، و نه توانایی مبارزه با قوم خود.) و اگر خداوند بخواهد، آنان را بر شما مسلط می‏کند تا با شما پیکار کنند. پس اگر از شما کناره‏گیری کرده و با شما پیکار ننمودند، (بلکه) پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمی‏دهد که متعرض آنان شوید. (90)بزودی جمعیت دیگری را می‏یابید که می‏خواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از ناحیه قوم خودشان (که مشرکند. لذا نزد شما ادعای ایمان می‏کنند; ولی) هر زمان آنان را به سوی فتنه (و بت پرستی) بازگردانند، با سر در آن فرو می‏روند! اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند، آنها را هر جا یافتید اسیر کنید و (یا) به قتل برسانید! آنها کسانی هستند که ما برای شما، تسلط آشکاری نسبت به آنان قرار داده‏ایم. (91)هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند; (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد; مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند)، ولی مقتول باایمان بوده، (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر از جمعیتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خونبهای او را به کسان او بپردازد، و یک برده مؤمن (نیز) آزاد کند. و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد، دو ماه پی در پی روزه می‏گیرد. این، (یک نوع تخفیف، و) توبه الهی است. و خداوند، دانا و حکیم است. (92)و هر کس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است; در حالی که جاودانه در آن می‏ماند; و خداوند بر او غضب می‏کند; و او را از رحمتش دور می‏سازد; و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است. (93)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که در راه خدا گام می‏زنید (و به سفری برای جهاد می‏روید)، تحقیق کنید! و بخاطر اینکه سرمایه ناپایدار دنیا (و غنایمی) به دست آورید، به کسی که اظهار صلح و اسلام می‏کند نگویید: «مسلمان نیستی‏» زیرا غنیمتهای فراوانی (برای شما) نزد خداست. شما قبلا چنین بودید; و خداوند بر شما منت نهاد (و هدایت شدید).پس، (بشکرانه این نعمت بزرگ،) تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام می‏دهید آگاه است. (94)(هرگز) افراد باایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان ( ترک‏کنندگان جهاد) برتری مهمی بخشیده; و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان،) خداوند وعده پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است. (95)درجات (مهمی) از ناحیه خداوند، و آمرزش و رحمت (نصیب آنان می‏گردد); و (اگر لغزشهایی داشته‏اند،) خداوند آمرزنده و مهربان است. (96)کسانی که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالی بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صف کفار جای داشتید؟!)» گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.» آنها ( فرشتگان) گفتند: «مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذری نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند. (97)مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفته‏اند (و حقیقتا مستضعفند); نه چاره‏ای دارند، و نه راهی (برای نجات از آن محیط آلوده) می‏یابند. (98)ممکن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد; و خداوند، عفو کننده و آمرزنده است. (99)کسی که در راه خدا هجرت کند، جاهای امن فراوان و گسترده‏ای در زمین می‏یابد. و هر کس بعنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست; و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (100)هنگامی که سفر می‏کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید اگر از فتنه (و خطر) کافران بترسید; زیرا کافران، برای شما دشمن آشکاری هستند. (101)و هنگامی که در میان آنها باشی، و (در میدان جنگ) برای آنها نماز را برپا کنی، باید دسته‏ای از آنها با تو (به نماز) برخیزند، و سلاحهایشان را با خود برگیرند; و هنگامی که سجده کردند (و نماز را به پایان رساندند)، باید به پشت سر شما (به میدان نبرد) بروند، و آن دسته دیگر که نماز نخوانده‏اند (و مشغول پیکار بوده‏اند)، بیایند و با تو نماز بخوانند; آنها باید وسایل دفاعی و سلاحهایشان (را در حال نماز) با خود حمل کنند; (زیرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و متاعهای خود غافل شوید و یکباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتید، و یا بیمار (و مجروح )هستید، مانعی ندارد که سلاحهای خود را بر زمین بگذارید; ولی وسایل دفاعی (مانند زره و خود را) با خود بردارید خداوند، عذاب خوارکننده‏ای برای کافران فراهم ساخته است. (102)و هنگامی که نماز را به پایان رساندید، خدا را یاد کنید; ایستاده، و نشسته، و در حالی که به پهلو خوابیده‏اید! و هرگاه آرامش یافتید (و حالت ترس زایل گشت)، نماز را (به طور معمول) انجام دهید، زیرا نماز، وظیفه ثابت و معینی برای مؤمنان است! (103)و در راه تعقیب دشمن، (هرگز) سست نشوید! (زیرا) اگر شما درد و رنج می‏بینید، آنها نیز همانند شما درد و رنج می‏بینند; ولی شما امیدی از خدا دارید که آنها ندارند; و خداوند، دانا و حکیم است. (104)ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم; تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت کنی; و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی! (105)و از خداوند، طلب آمرزش نما! که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (106)و از آنها که به خود خیانت کردند، دفاع مکن! زیرا خداوند، افراد خیانت‏پیشه گنهکار را دوست ندارد. (107)آنها زشتکاری خود را از مردم پنهان می‏دارند; اما از خدا پنهان نمی‏دارند، و هنگامی که در مجالس شبانه، سخنانی که خدا راضی نبود می‏گفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام می‏دهند، احاطه دارد. (108)آری، شما همانا هستید که در زندگی این جهان، از آنان دفاع کردید! اما کیست که در برابر خداوند، در روز رستاخیز از آنها دفاع کند؟! یا چه کسی است که وکیل و حامی آنها باشد؟! (109)کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند، سپس از خداوند طلب آمرزش نماید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت. (110)و کسی که گناهی مرتکب شود، به زیان خود مرتکب شده; خداوند، دانا و حکیم است. (111)و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بیگناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناه آشکاری بر دوش گرفته است. (112)اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهی از آنان تصمیم داشتند تو را گمراه کنند; اما جز خودشان را گمراه نمی‏کنند; و هیچ‏گونه زیانی به تو نمی‏رسانند. و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد; و آنچه را نمی‏دانستی، به توآموخت; و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است. (113)در بسیاری از سخنان درگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست; مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند; و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد. (114)کسی که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، ما او را به همان راه که می‏رود می‏بریم; و به دوزخ داخل می‏کنیم; و جایگاه بدی دارد. (115)خداوند، شرک به او را نمی‏آمرزد; (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‏آمرزد. و هر کس برای خدا همتایی قرار دهد، در گمراهی دوری افتاده است. (116)آنچه غیر از خدا می‏خوانند، فقط بتهایی است (بی‏روح)، که هیچ اثری ندارد; و (یا) شیطان سرکش و ویرانگر است. (117)خدا او را از رحمت خویش دور ساخته; و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معینی خواهم گرفت! (118)و آنها را گمراه می‏کنم! و به آرزوها سرگرم می‏سازم! و به آنان دستور می‏دهم که (اعمال خرافی انجام دهند، و) گوش چهارپایان را بشکافند، و آفرینش پاک خدایی‏را تغییر دهند! (و فطرت توحید را به شرک بیالایند!)» و هر کس، شیطان را به جای خدا ولی خود برگزیند، زیان آشکاری کرده است. (119)شیطان به آنها وعده‏ها(ی دروغین) می‏دهد; و به آرزوها، سرگرم می‏سازد; در حالی که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمی‏دهد. (120)آنها ( پیروان شیطان) جایگاهشان جهنم است; و هیچ راه فراری ندارند. (121)و کسانی که ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند، بزودی آن را در باغهایی از بهشت وارد می‏کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و کیست که در گفتار و وعده‏هایش، از خدا صادقتر باشد؟! (122)(فضیلت و برتری) به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست; هر کس عمل بدی انجام دهد، کیفر داده می‏شود; و کسی را جز خدا، ولی و یاور خود نخواهد یافت. (123)و کسی که چیزی از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که ایمان داشته باشد، چنان کسانی داخل بهشت می‏شوند; و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. (124)دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاک ابراهیم گردد؟ و خدا ابراهیم را به دوستی خود، انتخاب کرد. (125)آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست; و خداوند به هر چیزی احاطه دارد. (126)از تو درباره حکم زنان سؤال می‏کنند; بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ می دهد: آنچه در قرآن درباره زنان یتیمی که حقوقشان را به آنها نمی‏دهید، و می‏خواهید با آنها ازدواج کنید، و نیز آنچه درباره کودکان صغیر و ناتوان برای شما بیان شده است، (قسمتی از سفارشهای خداوند در این زمینه می‏باشد; و نیز به شما سفارش می‏کند که) با یتیمان به عدالت رفتار کنید! و آنچه از نیکیها انجام می‏دهید; خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شایسته می‏دهد). (127)و اگر زنی، از طغیان و سرکشی یا اعراض شوهرش، بیم داشته باشد، مانعی ندارد با هم صلح کنند (و زن یا مرد، از پاره‏ای از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نماید.) و صلح، بهتر است; اگر چه مردم (طبق غریزه حب ذات، در این گونه موارد) بخل می‏ورزند. و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه سازید (و بخاطر صلح، گذشت نمایید)، خداوند به آنچه انجام می‏دهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد). (128)شما هرگز نمی‏توانید (از نظر محبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است. (129)(اما) اگر (راهی برای اصلاح در میان خود نیابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود، بی‏نیاز می‏کند; و خداوند، دارای فضل و کرم، و حکیم است. (130)آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن خداست. و ما به کسانی که پیش از شما، کتاب آسمانی به آنها داده شده بود، سفارش کردیم، (همچنین) به شما (نیز) سفارش می‏کنیم که از (نافرمانی) خدا بپرهیزید! و اگر کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‏رسد; زیرا) برای خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و خداوند، بی‏نیاز و ستوده است. (131)برای خداست آنچه در آسمانها و زمین است; و کافی است که خدا، حافظ و نگاهبان آنها باشد. (132)ای مردم! اگر او بخواهد، شما را از میان می‏برد و افراد دیگری را (به جای شما) می آورد، و خداوند، بر این کار تواناست. (133)کسانی که پاداش دنیوی بخواهند، (و در قید نتایج معنوی و اخروی نباشند، در اشتباهند; زیرا) پاداش دنیا و آخرت نزد خداست; و خداوند، شنوا و بیناست. (134)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! کاملا قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید، اگر چه (این گواهی) به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد! (چرا که) اگر آنها غنی یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنابراین، از هوی و هوس پیروی نکنید; که از حق، منحرف خواهید شد! و اگر حق را تحریف کنید، و یا از اظهار آن، اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام می‏دهید، آگاه است. (135)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است. (136)کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگربار کافر شدند، سپس بر کفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید، و آنها را به راه (راست) هدایت نخواهد کرد. (137)به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکی در انتظار آنهاست! (138)همانها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‏کنند. آیا عزت و آبرو نزد آنان می‏جویند؟ با اینکه همه عزتها از آن خداست؟! (139)و خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‏کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگی در دوزخ جمع می‏کند. (140)منافقان همانها هستند که پیوسته انتظار می‏کشند و مراقب شما هستند; اگر فتح و پیروزی نصیب شما گردد، می‏گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ (پس ما نیز در افتخارات و غنایم شریکیم!) ; س‏خ‏للّهو اگر بهره‏ای نصیب کافران گردد، به آنان می‏گویند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مؤمنان، تشویق نمی‏کردیم؟ (پس با شما شریک خواهیم بود!)» خداوند در روز رستاخیز، میان شما داوری می‏کند; و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده است. (141)منافقان می‏خواهند خدا را فریب دهند; در حالی که او آنها را فریب می‏دهد; و هنگامی که به نماز برمی‏خیزند، با کسالت برمی‏خیزند; و در برابر مردم ریا می‏کنند; و خدا را جز اندکی یاد نمی‏نمایند! (142)نم نم آنها افراد بی‏هدفی هستند که نه سوی اینها، و نه سوی آنهایند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف کافران!) و هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت. (143)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولی و تکیه‏گاه خود قرار ندهید! آیا می‏خواهید (با این عمل،) دلیل آشکاری بر ضد خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟! (144)منافقان در پایین‏ترین درکات دوزخ قرار دارند; و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت! (بنابر این، از طرح دوستی با دشمنان خدا، که نشانه نفاق است، بپرهیزید!) (145)مگر آنها که توبه کنند، و جبران و اصلاح نمایند، به (دامن لطف) خدا، چنگ زنند، و دین خود را برای خدا خالص کنند; آنها با مؤمنان خواهند بود; و خداوند به افراد باایمان، پاداش عظیمی خواهد داد. (146)خدا چه نیازی به مجازات شما دارد اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟ خدا شکرگزار و آگاه است. (اعمال و نیات شما را می‏داند، و به اعمال نیک، پاداش نیک می دهد.) (147)خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیها(ی دیگران) را اظهار کند; مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. (148)اگر نیکیها را آشکار یا مخفی سازید، و از بدیها گذشت نمایید، خداوند بخشنده و تواناست (و با اینکه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت می‏کند). (149)کسانی که خدا و پیامبران او را انکار می‏کنند، و می‏خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و می‏گویند: «به بعضی ایمان می‏آوریم، و بعضی را انکار می کنیم‏» و می‏خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند... (150)آنها کافران حقیقی‏اند; و برای کافران، مجازات خوارکننده‏ای فراهم ساخته‏ایم. (151)(ولی) کسانی که به خدا و رسولان او ایمان آورده، و میان احدی از آنها فرق نمی‏گذارند، پاداششان را خواهد داد; خداوند، آمرزنده و مهربان است. (152)اهل کتاب از تو می‏خواهند کتابی از آسمان (یکجا) بر آنها نازل کنی; (در حالی که این یک بهانه است;) آنها از موسی، بزرگتر از این را خواستند، و گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان ده! س‏ذللّه و بخاطر این ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت. سپس گوساله (سامری) را، پس از آن همه دلایل روشن که برای آنها آمد، (به خدایی) انتخاب کردند، ولی ما از آن درگذشتیم (و عفو کردیم) و به موسی، برهان آشکاری دادیم. (153)و کوه طور را بر فراز آنها برافراشتیم; و در همان حال از آنها پیمان گرفتیم، و به آنها گفتیم: س‏خ‏للّه(برای توبه،) از در (بیت المقدس) با خضوع درآیید!» و (نیز) گفتیم: «روز شنبه تعدی نکنید (و دست از کار بکشید!)» و از آنان (در برابر همه اینها،) پیمان محکمی گرفتیم. (154)(ولی) بخاطر پیمان‏شکنی آنها، و انکار آیات خدا، و کشتن پیامبران بناحق، و بخاطر اینکه (از روی استهزا) می‏گفتند: «بر دلهای ما، پرده افکنده (شده و سخنان پیامبر را درک نمی‏کنیم! س‏ذللّه رانده درگاه خدا شدند.) آری، خداوند بعلت کفرشان، بر دلهای آنها مهر زده; که جز عده کمی (که راه حق می‏پویند و لجاج ندارند،) ایمان نمی‏آورند. (155)و (نیز) بخاطر کفرشان، و تهمت بزرگی که بر مریم زدند. (156)و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند; لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‏کنند; و قطعا او را نکشتند! (157)بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حکیم است. (158)و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او ( حضرت مسیح) ایمان می‏آورد; و روز قیامت، بر آنها گواه خواهد بود. (159)بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم. (160)و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند; و خوردن اموال مردم بباطل; و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کرده‏ایم. (161)ولی راسخان در علم از آنها، و مؤمنان (از امت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان می‏آورند. (همچنین) نمازگزاران و زکات‏دهندگان و ایمان‏آورندگان به خدا و روز قیامت، بزودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد. (162)ما به تو وحی فرستادیم; همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم; و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط ( بنی اسرائیل) و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم; و به داوود زبور دادیم. (163)و پیامبرانی که سرگذشت آنها را پیش از این، برای تو باز گفته‏ایم; و پیامبرانی که سرگذشت آنها را بیان نکرده‏ایم; و خداوند با موسی سخن گفت. (و این امتیاز، از آن او بود.) (164)آ آ پیامبرانی که بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، (و بر همه اتمام حجت شود;) و خداوند، توانا و حکیم است. (165)ولی خداوند گواهی می‏دهد به آنچه بر تو نازل کرده; که از روی علمش نازل کرده است، و فرشتگان (نیز) گواهی می‏دهند; هر چند گواهی خدا کافی است. (166)کسانی که کافر شدند، و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، در گمراهی دوری گرفتار شده‏اند. (167)کسانی که کافر شدند، و (به خود و دیگران) ستم کردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید، و آنان را به هیچ راهی هدایت نخواهد کرد، (168)مگر به راه دوزخ! که جاودانه در آن خواهند ماند; و این کار برای خدا آسان است! (169)ای مردم! پیامبر(ی که انتظارش را می‏کشیدید،) حق را از جانب پروردگارتان آورد; به او ایمان بیاورید که برای شما بهتر است! و اگر کافر شوید، (به خدا زیانی نمی رسد، زیرا) آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، و خداوند، دانا و حکیم است. (170)ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید! و در باره خدا، غیر از حق نگویید! مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا، و کلمه (و مخلوق) اوست، که او را به مریم القا نمود; و روحی (شایسته) از طرف او بود. بنابر این، به خدا و پیامبران او، ایمان بیاورید! و نگویید: «(خداوند) سه‏گانه است!» (از این سخن) خودداری کنید که برای شما بهتر است! خدا، تنها معبود یگانه است; او منزه است که فرزندی داشته باشد; (بلکه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمین است; و برای تدبیر و سرپرستی آنها، خداوند کافی است. (171)هرگز مسیح از این ابا نداشت که بنده خدا باشد; و نه فرشتگان مقرب او (از این ابا دارند). و آنها که از عبودیت و بندگی او، روی برتابند و تکبر کنند، بزودی همه آنها را (در قیامت) نزد خود جمع خواهد کرد. (172)اما آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور کامل خواهد داد; و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را که ابا کردند و تکبر ورزیدند، مجازات دردناکی خواهد کرد; و برای خود، غیر از خدا، سرپرست و یاوری نخواهند یافت. (173)ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد; و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (174)اما آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت; و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‏کند. (175)از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال می‏کنند، بگو: «خداوند، حکم کلاله (خواهر و برادر) را برای شما بیان می‏کند: اگر مردی از دنیا برود، که فرزند نداشته باشد، و برای او خواهری باشد، نصف اموالی را که به جا گذاشته، از او (ارث) می‏برد; و (اگر خواهری از دنیا برود، وارث او یک برادر باشد،) او تمام مال را از آن خواهر به ارث می‏برد، در صورتی که (میت) فرزند نداشته باشد; و اگر دو خواهر (از او) باقی باشند دو سوم اموال را می‏برند; و اگر برادران و خواهران با هم باشند، (تمام اموال را میان خود تقسیم می‏کنند; و) برای هر مذکر، دو برابر سهم مؤنث است. خداوند (احکام خود را) برای شما بیان می‏کند تا گمراه نشوید; و خداوند به همه چیز داناست. س‏ذللّه (176)

سورة المائدة

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! به پیمانها (و قراردادها) وفا کنید! چهارپایان (و جنین آنها) برای شما حلال شده است; مگر آنچه بر شما خوانده می‏شود (و استثنا خواهد شد). و به هنگام احرام، صید را حلال نشمرید! خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حکم می‏کند. (1)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! شعائر و حدود الهی (و مراسم حج را محترم بشمرید! و مخالفت با آنها) را حلال ندانید! و نه ماه حرام را، و نه قربانیهای بی‏نشان و نشاندار را، و نه آنها را که به قصد خانه خدا برای به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودی او می‏آیند! اما هنگامی که از احرام بیرون آمدید، صیدکردن برای شما مانعی ندارد. و خصومت با جمعیتی که شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حدیبیه) بازداشتند، نباید شما را وادار به تعدی و تجاوز کند! و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است! (2)گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‏شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‏شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است; و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‏های تیر مخصوص بخت آزمایی; تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مایوس شدند; بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم; و نعمت خود را بر شما تمام نمودم; و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- اما آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند;) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (3)از تو سؤال می‏کنند چه چیزهایی برای آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاکیزه است، برای شما حلال گردیده; (و نیز صید) حیوانات شکاری و سگهای آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‏اید، (بر شما حلال است;) پس، از آنچه این حیوانات برای شما (صید می‏کنند و) نگاه می‏دارند، بخورید; و نام خدا را (به هنگام فرستادن حیوان برای شکار،) بر آن ببرید; و از (معصیت) خدا بپرهیزید که خداوند سریع الحساب است!» (4)امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده; و (همچنین) طعام اهل کتاب، برای شما حلال است; و طعام شما برای آنها حلال; و (نیز) آنان پاکدامن از مسلمانان، و آنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند; هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید; نه زناکار، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید. و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه می‏گردد; و در سرای دیگر، از زیانکاران خواهد بود. (5)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که به نماز می‏ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل ( برآمدگی پشت پا) مسح کنید! و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل کنید)! و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از محل پستی آمده ( قضای حاجت کرده)، یا با آنان تماس گرفته (و آمیزش جنسی کرده‏اید)، و آب (برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمم کنید! و از آن، بر صورت ( پیشانی) و دستها بکشید! خداوند نمی‏خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند; بلکه می‏خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید; شاید شکر او را بجا آورید! (6)و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانی را که با تاکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: س‏خ‏للّهشنیدیم و اطاعت کردیم‏»! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که خدا، از آنچه درون سینه‏هاست، آگاه است! (7)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت،گواهی دهید! دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‏دهید، با خبر است! (8)خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است. (9)و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند. (10)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! نعمتی را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید; آن زمان که جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند! (11)خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب ( سرپرست) برانگیختیم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید، و به خدا قرض الحسن بدهید ( در راه او، به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را می‏پوشانم ( می بخشم); و شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می‏کنم. اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است. (12)ولی بخاطر پیمان‏شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم; و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم; سخنان (خدا) را از موردش تحریف می‏کنند; و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند; و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آنها آگاه می‏شوی، مگر عده کمی از آنان; ولی از آنها درگذر و صرف‏نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست می‏دارد! (13)و از کسانی که ادعای نصرانیت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم; ولی آنها قسمت مهمی را از آنچه به آنان تذکر داده شده بود فراموش کردند; از این رو در میان آنها، تا دامنه قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از آنچه انجام می‏دادند(و نتایج آن)، آگاه خواهد ساخت. (14)ای اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‏کردید روشن می‏سازد، به سوی شما آمد; و از بسیاری از آن، (که فعلا افشای آن مصلحت نیست،) صرف نظر می‏نماید. (آری،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (15)خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه‏های سلامت، هدایت می‏کند; و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‏برد; و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‏نماید. (16)آنها که گفتند: «خدا، همان مسیح بن مریم است‏»، بطور مسلم کافر شدند; بگو: «اگر خدا بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و همه کسانی را که روی زمین هستند هلاک کند، چه کسی می‏تواند جلوگیری کند؟ (آری،) حکومت آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد از آن خداست; هر چه بخواهد، می‏آفریند; (حتی انسانی بدون پدر، مانند مسیح;) و او، بر هر چیزی تواناست.» (17)یهود و نصاری گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات می‏کند؟! بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که آفریده; هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‏بخشد; و هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات می‏کند; و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست; و بازگشت همه موجودات، به سوی اوست.» (18)ای اهل کتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتی میان پیامبران، به سوی شما آمد; در حالی که حقایق را برای شما بیان می‏کند; تا مبادا (روز قیامت) بگویید: «نه بشارت دهنده‏ای به سراغ ما آمد، و نه بیم دهنده‏ای‏»! (هم اکنون، پیامبر) بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده، به سوی شما آمد! و خداوند بر همه چیز تواناست. (19)(به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! نعمت خدا را بر خود متذکر شوید هنگامی که در میان شما، پیامبرانی قرار داد; (و زنجیر بندگی و اسارت فرعونی را شکست) و شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد; و به شما چیزهایی بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود! (20)ای قوم! به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته، وارد شوید! و به پشت سر خود بازنگردید (و عقب گرد نکنید) که زیانکار خواهید بود!» (21)گفتند: «ای موسی! در آن (سرزمین)، جمعیتی (نیرومند و) ستمگرند; و ما هرگز وارد آن نمی‏شویم تا آنها از آن خارج شوند; اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهیم شد!» (22)(ولی) دو نفر از مردانی که از خدا می‏ترسیدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ایمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شوید! هنگامی که وارد شدید، پیروز خواهید شد. و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید!» (23)(بنی اسرائیل) گفتند: «ای موسی! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهیم شد! تو و پروردگارت بروید و (با آنان) بجنگید، ما همینجا نشسته‏ایم‏»! (24)(موسی) گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیت گنهکار، جدایی بیفکن!» (25)خداوند (به موسی) فرمود: «این سرزمین (مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسید); پیوسته در زمین (در این بیابان)، سرگردان خواهند بود; و در باره (سرنوشت) این جمعیت گنهکار، غمگین مباش!» (26)و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند; اما از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد; (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!»(برادر دیگر) گفت: س‏خ‏للّه(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می‏پذیرد! (27)اگر تو برای کشتن من، دست دراز کنی، من هرگز به قتل تو دست نمی‏گشایم، چون از پروردگار جهانیان می‏ترسم! (28)من می‏خواهم تو با گناه من و خودت (از این عمل) بازگردی (و بار هر دو گناه را به دوش کشی); و از دوزخیان گردی. و همین است سزای ستمکاران! (29)نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد; (سرانجام) او را کشت; و از زیانکاران شد. (30)سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین، جستجو (و کندوکاو) می‏کرد; تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوایی، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد. (31)به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته; و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند. (32)کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‏خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‏کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می‏برند،) فقط این است که اعدام شوند; یا به دار آویخته گردند; یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود; و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست; و در آخرت، مجازات عظیمی دارند. (33)مگر آنها که پیش از دست یافتن شما بر آنان، توبه کنند; پس بدانید (خدا توبه آنها را می‏پذیرد; ) خداوند آمرزنده و مهربان است. (34)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏ای برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید! (35)بیقین کسانی که کافر شدند، اگر تمام آنچه روی زمین است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را برای نجات از کیفر روز قیامت بدهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد; و مجازات دردناکی خواهند داشت. (36)پیوسته می‏خواهند از آتش خارج شوند، ولی نمی‏توانند از آن خارج گردند; و برای آنها مجازاتی پایدار است. (37)دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام داده‏اند، بعنوان یک مجازات الهی، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است. (38)اما آن کس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید، خداوند توبه او را می‏پذیرد; (و از این مجازات; معاف می‏شود، زیرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (39)آیا نمی‏دانی که حکومت و فرمانروائی آسمانها و زمین از آن خداست؟ هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، کیفر می‏کند; و هر کس را بخواهد و شایسته بداند، می‏بخشد; و خداوند بر هر چیزی قادر است. (40)ای فرستاده (خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می‏کنند و با زبان می‏گویند: «ایمان آوردیم س‏ذللّه و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین) گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می‏دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند; آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده‏اند; آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می‏کنند، و (به یکدیگر) می‏گویند: «اگر این (که ما می‏خواهیم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داوری کرد،) بپذیرید، وگرنه (از او) دوری کنید!» (ولی) کسی را که خدا (بر اثر گناهان پی‏درپی او) بخواهد مجازات‏کند، قادر به دفاع از او نیستی; آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند; در دنیا رسوایی، و در آخرت مجازات بزرگی نصیبشان خواهد شد. (41)آنها بسیار به سخنان تو گوش می‏دهند تا آن را تکذیب کنند; مال حرام فراوان می خورند; پس اگر نزد تو آمدند، در میان آنان داوری کن، یا (اگر صلاح دانستی) آنها را به حال خود واگذار! و اگر از آنان صرف‏نظر کنی، به تو هیچ زیانی نمی‏رسانند; و اگر میان آنها داوری کنی، با عدالت داوری کن، که خدا عادلان را دوست دارد! (42)چگونه تو را به داوری می‏طلبند؟! در حالی که تورات نزد ایشان است; و در آن، حکم خدا هست. (وانگهی) پس از داوری‏خواستن از حکم تو، (چرا) روی می گردانند؟! آنها مؤمن نیستند. (43)ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود; و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‏کردند; و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری می‏نمودند. بنابر این، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‏کنند، کافرند. (44)و بر آنها ( بنی اسرائیل) در آن ( تورات)، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان می‏باشد; و هر زخمی، قصاص دارد; و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‏نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب می‏شود; و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است. (45)و بدنبال آنها ( پیامبران پیشین)، عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت; و انجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نور بود; و (این کتاب آسمانی نیز) تورات را، که قبل از آن بود، تصدیق می‏کرد; و هدایت و موعظه‏ای برای پرهیزگاران بود. (46)اهل انجیل ( پیروان مسیح) نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند! و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‏کنند، فاسقند. (47)و این کتاب ( قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‏کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست; پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان! ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم; و اگر خدا می‏خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‏داد; ولی خدا می‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید; (و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست; سپس از آنچه در آن اختلاف می‏کردید; به شما خبر خواهد داد. (48)و در میان آنها ( اهل کتاب)، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها (از حکم و داوری تو)، روی گردانند، بدان که خداوند می‏خواهد آنان را بخاطر پاره‏ای از گناهانشان مجازات کند; و بسیاری از مردم فاسقند. (49)آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) می‏خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‏کند؟! (50)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! یهود و نصاری را ولی (و دوست و تکیه‏گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند; و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند; خداوند، جمعیت ستمکار را هدایت نمی‏کند (51)(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‏بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‏گیرند، و می‏گویند: «می‏ترسیم حادثه‏ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد; و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (52)آنها که ایمان آورده‏اند می‏گویند: «آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تاکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به اینجا رسید؟!)» (آری،) اعمالشان نابود گشت، و زیانکار شدند. (53)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‏رساند; خداوند جمعیتی را می‏آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند; آنها در راه خدا جهاد می‏کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‏دهد; و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست. (54)سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند; همانها که نماز را برپا می‏دارند، و در حال رکوع، زکات می‏دهند. (55)و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند; (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است. (56)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! افرادی که آیین شما را به باد استهزاء و بازی می‏گیرند -از اهل کتاب و مشرکان- ولی خود انتخاب نکنید1 و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید! (57)آنها هنگامی که (اذان می‏گویید، و مردم را) به نماز فرا می‏خوانید، آن را به مسخره و بازی می‏گیرند; این بخاطر آن است که آنها جمعی نابخردند. (58)بگو: «ای اهل کتاب! آیا به ما خرده می‏گیرید؟ (مگر ما چه کرده‏ایم) جز اینکه به خداوند یگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پیش از این نازل گردیده، ایمان آورده‏ایم. و این، بخاطر آن است که بیشتر شما، از راه حق، خارج شده‏اید.» (59)بگو: «آیا شما را از کسانی که موقعیت و پاداششان نزد خدا برتر از این است، با خبر کنم؟ کسانی که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ کرده،) و از آنها، میمونها و خوکهایی قرار داده، و پرستش بت کرده‏اند; موقعیت و محل آنها، بدتر است; و از راه راست، گمراهترند. » (60)هنگامی که نزد شما می‏آیند، می‏گویند: «ایمان آورده‏ایم!» (اما) با کفر وارد می‏شوند، و با کفر خارج می‏گردند; و خداوند، از آنچه کتمان می‏کردند، آگاهتر است! (61)بسیاری از آنان را می‏بینی که در گناه و تعدی، و خوردن مال حرام، شتاب می‏کنند! چه زشت است کاری که انجام می‏دادند! (62)چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه‏آمیز و خوردن مال حرام، نهی نمی‏کنند؟! چه زشت است عملی که انجام می‏دادند! (63)و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است; هرگونه بخواهد، می‏بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت; و برای فساد در زمین، تلاش می‏کنند; و خداوند، مفسدان را دوست ندارد. (64)و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را می‏بخشیم; و آنها را در باغهای پرنعمت بهشت، وارد می‏سازیم. (65)و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده ( قرآن) برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد; جمعی از آنها، معتدل و میانه‏رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می‏دهند. (66)ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‏ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‏دارد; و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‏کند. (67)ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‏گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش! (68)آنها که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد. (69)ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم; و رسولانی به سوی آنها فرستادیم; (ولی) هر زمان پیامبری حکمی بر خلاف هوسها و دلخواه آنها می‏آورد، عده‏ای را تکذیب می‏کردند; و عده‏ای را می‏کشتند. (70)گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود! از این‏رو (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق،) نابینا و کر شدند; سپس (بیدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذیرفت، دیگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسیاری از آنها کور و کر شدند; و خداوند، به آنچه انجام می‏دهند، بیناست. (71)آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح بن مریم است‏»، بیقین کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است; و جایگاه او دوزخ است; و ستمکاران، یار و یاوری ندارند. (72)آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه خداست‏» (نیز) بیقین کافر شدند; معبودی جز معبود یگانه نیست; و اگر از آنچه می‏گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند،) خواهد رسید. (73)یا به سوی خدا بازنمی‏گردند، و از او طلب آمرزش نمی‏کنند؟ (در حالی که) خداوند آمرزنده مهربان است. (74)مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود; پیش از وی نیز، فرستادگان دیگری بودند، مادرش، زن بسیار راستگویی بود; هر دو، غذا می‏خوردند; (با این حال، چگونه دعوی الوهیت مسیح و پرستش مریم را دارید؟!) بنگر چگونه نشانه را برای آنها آشکار می‏سازیم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده می‏شوند! (75)بگو: «آیا جز خدا چیزی را می‏پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.» (76)بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوسهای جمعیتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید!» (77)کافران بنی اسرائیل، بر زبان داوود و عیسی بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می‏نمودند. (78)آنها از اعمال زشتی که انجام می‏دادند، یکدیگر را نهی نمی‏کردند; چه بدکاری انجام می‏دادند! (79)بسیاری از آنها را می‏بینی که کافران (و بت‏پرستان) را دوست می‏دارند (و با آنها طرح دوستی می‏ریزند); نفس (سرکش) آنها، چه بد اعمالی از پیش برای (معاد) آنها فرستاد! که نتیجه آن، خشم خداوند بود; و در عذاب (الهی) جاودانه خواهند ماند. (80)و اگر به خدا و پیامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ایمان می‏آوردند، (هرگز) آنان ( کافران) را به دوستی اختیار نمی‏کردند; ولی بسیاری از آنها فاسقند. (81)بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت; و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‏یابی که می‏گویند: «ما نصاری هستیم‏»; این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند; و آنها (در برابر حق) تکبر نمی‏ورزند. (82)و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می‏بینی که (از شوق،) اشک می‏ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته‏اند; آنها می‏گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم; پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس! (83)چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است، ایمان نیاوریم، در حالی که آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!» (84)خداوند بخاطر این سخن، به آنها باغهایی از بهشت پاداش داد که از زیر درختانش، نهرها جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند; و این است جزای نیکوکاران! (85)و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، همانها اهل دوزخند. (86)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حد، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‏دارد. (87)و از نعمتهای حلال و پاکیزه‏ای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید! و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید! (88)خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمی‏کند; ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده‏اید، مؤاخذه می‏نماید. کفاره این‏گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‏دهید; یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر; و یا آزاد کردن یک برده; و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‏گیرد; این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‏کنید (و مخالفت می‏نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می‏کند، شاید شکر او را بجا آورید! (89)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعی بخت‏آزمایی )، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید! (90)شیطان می‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهی اکید،) خودداری خواهید کرد؟! (91)اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روی برگردانید، (مستحق مجازات خواهید بود; و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است). (92)بر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، گناهی در آنچه خورده‏اند نیست; (و نسبت به نوشیدن شراب، قبل از نزول حکم تحریم، مجازات نمی‏شوند;) اگر تقوا پیشه کنند، و ایمان بیاورند، و اعمال صالح انجام دهند; سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند; سپس تقوا پیشه کنند و نیکی نمایند. و خداوند، نیکوکاران را دوست می‏دارد. (93)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! خداوند شما را به چیزی از شکار که (به نزدیکی شما می‏آید، بطوری که) دستها و نیزه‏هایتان به آن می‏رسد، می‏آزماید; تا معلوم شود چه کسی باایمان به غیب، از خدا می‏ترسد; و هر کس بعد از آن تجاوز کند، مجازات دردناکی خواهد داشت. (94)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! در حال احرام، شکار نکنید، و هر کس از شما عمدا آن را به قتل برساند، باید کفاره‏ای معادل آن از چهارپایان بدهد; کفاره‏ای که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند; و به صورت قربانی به (حریم) کعبه برسد; یا (به جای قربانی،) اطعام مستمندان کند; یا معادل آن، روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو کرده، ولی هر کس تکرار کند، خدا از او انتقام می‏گیرد; و خداوند، توانا و صاحب انتقام است. (95)صید دریا و طعام آن برای شما و کاروانیان حلال است; تا (در حال احرام) از آن بهره‏مند شوید; ولی مادام که محرم هستید، شکار صحرا برای شما حرام است; و از (نافرمانی) خدایی که به سوی او محشور می‏شوید، بترسید! (96)خداوند، کعبه -بیت الحرام- را وسیله‏ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده; و همچنین ماه حرام، و قربانیهای بی‏نشان، و قربانیهای نشاندار را; این‏گونه احکام (حساب شده و دقیق،) بخاطر آن است که بدانید خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، می‏داند; و خدا به هر چیزی داناست. (97)بدانید خدا دارای مجازات شدید، و (در عین حال) آمرزنده و مهربان است. (98)پیامبر وظیفه‏ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد; (و مسؤول اعمال شما نیست). و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان می‏دارید می‏داند. (99)بگو: «(هیچ‏گاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند; هر چند فزونی ناپاکها، تو را به شگفتی اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهیزید ای صاحبان خرد، شاید رستگار شوید! (100)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‏کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‏شود; خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (101)جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند; و سپس با آن به مخالفت برخاستند. (ممکن است شما هم چنین سرنوشتی پیدا کنید.) (102)خداوند هیچ‏گونه «بحیره‏» و «سائبه‏» و «وصیله‏» و «حام‏» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‏دانستند; و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‏بندند; و بیشتر آنها نمی‏فهمند! (103)و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‏گویند: «آنچه از پدران خود یافته‏ایم، ما را بس است!»; آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‏دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می‏کنند)؟! (104)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته‏اید، گمراهی کسانی که گمراه شده‏اند، به شما زیانی نمی‏رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست; و شما را از آنچه عمل می‏کردید، آگاه می‏سازد. (105)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد; یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، (و در آن جا مسلمانی نیافتید،) دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید، و اگر به هنگام ادای شهادت، در صدق آنها شک کردید، آنها را بعد از نماز نگاه می‏دارید تا سوگند یاد کنند که: «ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم، هر چند در مورد خویشاوندان ما باشد! و شهادت الهی را کتمان نمی‏کنیم، که از گناهکاران خواهیم بود!» (106)و اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو، مرتکب گناهی شده‏اند (و حق راکتمان کرده‏اند)، دو نفر از کسانی که نسبت به میت، اولی هستند، به جای آنها قرار می‏گیرند، و به خدا سوگند یاد می‏کنند که: «گواهی ما، از گواهی آن دو، به حق نزدیکتر است! و ما تجاوزی نکرده‏ایم; که اگر چنین کرده باشیم، از ظالمان خواهیم بود!» (107)این کار، نزدیکتر است به اینکه گواهی بحق دهند، (و از خدا بترسند،) و یا (از مردم) بترسند که (دروغشان فاش گردد، و) سوگندهایی جای سوگندهای آنها را بگیرد. از (مخالفت) خدا بپرهیزید، و گوش فرا دهید! و خداوند، جمعیت فاسقان را هدایت نمی‏کند. (108)(از) روزی (بترسید) که خداوند، پیامبران را جمع می‏کند، و به آنها می‏گوید: «(در برابر دعوت شما،) چه پاسخی به شما داده شد؟»، می‏گویند: «ما چیزی نمی‏دانیم; تو خود، از همه اسرار نهان آگاهی.» (109)(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت: «یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانی که تو را با» روح القدس «تقویت کردم; که در گاهواره و به هنگام بزرگی، با مردم سخن می‏گفتی; و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم; و هنگامی که به فرمان من، از گل چیزی بصورت پرنده می‏ساختی، و در آن می‏دمیدی، و به فرمان من، پرنده‏ای می‏شد; و کور مادرزاد، و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفا می‏دادی; و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می‏کردی; و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم; در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی، ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!» (110)و (به یاد آور) زمانی را که به حواریون وحی فرستادم که: «به من و فرستاده من، ایمان بیاورید!; س‏ذللّه آنها گفتند: «ایمان آوردیم، و گواه باش که ما مسلمانیم!» (111)در آن هنگام که حواریون گفتند: «ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می‏تواند مائده‏ای از آسمان بر ما نازل کند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید!» (112)گفتند: «(ما نظر بدی نداریم،) می‏خواهیم از آن بخوریم، و دلهای ما (به رسالت تو) مطمئن گردد; و بدانیم به ما راست گفته‏ای; و بر آن، گواه باشیم.» (113)عیسی بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانه‏ای از تو; و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!» (114)خداوند (دعای او را مستجاب کرد; و) فرمود: «من آن را بر شما نازل می‏کنم; ولی هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید)، او را مجازاتی می‏کنم که احدی از جهانیان را چنان مجازات نکرده باشم!» (115)و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‏گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‏گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‏دانی! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی; و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (116)من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم; (به آنها گفتم:) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم; ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی; و تو بر هر چیز، گواهی! (117)(با این حال،) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نیستند); و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی! (نه کیفر تو نشانه بی‏حکمتی است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!)»(118)خداوند می‏گوید: «امروز، روزی است که راستی راستگویان، به آنها سود می‏بخشد; برای آنها باغهایی از بهشت است که نهرها از زیر (درختان) آن می‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن می‏مانند; هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند; این، رستگاری بزرگ است!» (119)حکومت آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، از آن خداست; و او بر هر چیزی تواناست. (120)
 


سورة الانعام

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید، و ظلمتها و نور را پدید آورد; اما کافران برای پروردگار خود، شریک و شبیه قرارمی‏دهند (با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است)! (1)او کسی است که شما را از گل آفرید; سپس مدتی مقرر داشت (تا انسان تکامل یابد); و اجل حتمی نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است). با این همه، شما (مشرکان در توحید و یگانگی و قدرت او،) تردید می‏کنید! (2)اوست خداوند در آسمانها و در زمین; پنهان و آشکار شما را می‏داند; و از آنچه (انجام می‏دهید و) به دست می‏آورید، با خبر است. (3)هیچ نشانه و آیه‏ای از آیات پروردگارشان برای آنان نمی‏آید، مگر اینکه از آن رویگردان می‏شوند! (4)آنان، حق را هنگامی که سراغشان آمد، تکذیب کردند! ولی بزودی خبر آنچه را به باد مسخره می‏گرفتند، به آنان می‏رسد; (و از نتایج کار خود، آگاه می‏شوند). (5)آیا ندیدند چقدر از اقوام پیشین را هلاک کردیم؟! اقوامی که (از شما نیرومندتر بودند; و) قدرتهایی به آنها داده بودیم که به شما ندادیم; بارانهای پی‏درپی برای آنها فرستادیم; و از زیر (آبادیهای) آنها، نهرها را جاری ساختیم; (اما هنگامی که سرکشی و طغیان کردند،) آنان را بخاطر گناهانشان نابود کردیم; و جمعیت دیگری بعد از آنان پدید آوردیم. (6)(حتی) اگر ما نامه‏ای روی صفحه‏ای بر تو نازل کنیم، و (علاوه بر دیدن و خواندن،) آن را با دستهای خود لمس کنند، باز کافران می‏گویند: «این، چیزی جز یک سحر آشکار نیست‏»! (7)(از بهانه‏های آنها این بود که) گفتند: «چرا فرشته‏ای بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوی خدا همراهی کند؟!)» ولی اگر فرشته‏ای بفرستیم، (و موضوع، جنبه حسی و شهود پیدا کند،) کار تمام می‏شود; (یعنی اگر مخالفت کنند،) دیگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاک می‏شوند). (8)و اگر او را فرشته‏ای قرارمی‏دادیم، حتما وی را بصورت انسانی درمی‏آوردیم; (باز به پندار آنان،) کار را بر آنها مشتبه می‏ساختیم; همان‏طور که آنها کار را بر دیگران مشتبه می‏سازند! (9)(با این حال، نگران نباش!) جمعی از پیامبران پیش از تو را استهزا کردند; اما سرانجام، آنچه را مسخره می‏کردند، دامانشان را می‏گرفت; (و عذاب الهی بر آنها فرود آمد). (10)بگو: «روی زمین گردش کنید! سپس بنگرید سرانجام تکذیب‏کنندگان آیات الهی چه شد؟! س‏ذللّه (11)بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است، از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست; رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم کرده; (و به همین دلیل،) بطور قطع همه شما را در روز قیامت، که در آن شک و تردیدی نیست، گرد خواهد آورد. (آری،) فقط کسانی که سرمایه‏های وجود خویش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ایمان نمی‏آورند. (12)و برای اوست آنچه در شب و روز قرار دارد; و او، شنوا و داناست. (13)بگو: «آیا غیر خدا را ولی خود انتخاب کنم؟! (خدایی) که آفریننده آسمانها و زمین است; اوست که روزی می‏دهد، و از کسی روزی نمی‏گیرد.» بگو: «من مامورم که نخستین مسلمان باشم; و (خداوند به من دستور داده که) از مشرکان نباش!» (14)بگو: «من (نیز) اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روزی بزرگ ( روز رستاخیز) می‏ترسم! (15)آن کس که در آن روز، مجازات الهی به او نرسد، خداوند او را مشمول رحمت خویش ساخته; و این همان پیروزی آشکار است.» (16)اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمی‏تواند آن را برطرف سازد! و اگر خیری به تو رساند، او بر همه چیز تواناست; (و از قدرت او، هرگونه نیکی ساخته است.) (17)اوست که بر بندگان خود، قاهر و مسلط است; و اوست حکیم آگاه! (18)بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست; و (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می‏رسد، بیم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آیا براستی شما گواهی می‏دهید که معبودان دیگری با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنین گواهی نمی‏دهم‏». بگو: س‏خ‏للّهاوست تنها معبود یگانه; و من از آنچه برای او شریک قرارمی‏دهید، بیزارم!» (19)آنان که کتاب آسمانی به ایشان داده‏ایم، بخوبی او ( پیامبر) را می‏شناسند، همان‏گونه که فرزندان خود را می‏شناسند; فقط کسانی که سرمایه وجود خود را از دست داده‏اند، ایمان نمی‏آورند. (20)چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ بسته ( همتایی برای او قائل شده)، و یا آیات او را تکذیب کرده است؟! مسلما ظالمان، رستگار نخواهند شد! (21)آن روز که همه آنها را محشور می‏کنیم; سپس به مشرکان می‏گوییم: «معبودهایتان، که همتای خدا می‏پنداشتید، کجایند؟» (چرا به یاری شما نمی‏شتابند؟!) (22)سپس پاسخ‏و عذر آنها، چیزی جز این نیست که می‏گویند: «به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!» (23)ببین چگونه به خودشان (نیز) دروغ می‏گویند، و آنچه را بدروغ همتای خدا می‏پنداشتند، از دست می‏دهند! (24)پاره‏ای از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامی‏دهند; ولی بر دلهای آنان پرده‏ها افکنده‏ایم تا آن را نفهمند; و در گوش آنها، سنگینی قرار داده‏ایم. و (آنها بقدری لجوجند که) اگر تمام نشانه‏های حق را ببینند، ایمان نمی‏آورند; تا آنجا که وقتی به سراغ تو می‏آیند که با تو پرخاشگری کنند، کافران می‏گویند: «اینها فقط افسانه‏های پیشینیان است!» (25)آنها دیگران را از آن بازمی‏دارند; و خود نیز از آن دوری می‏کنند; آنها جز خود را هلاک نمی‏کنند، ولی نمی‏فهمند! (26)کاش (حال آنها را) هنگامی که در برابر آتش (دوزخ) ایستاده‏اند، ببینی! می‏گویند: ای کاش (بار دیگر، به دنیا) بازگردانده می‏شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‏کردیم، و از مؤمنان می‏بودیم! (27)(آنها در واقع پشیمان نیستند،) بلکه اعمال و نیاتی را که قبلا پنهان می‏کردند، در برابر آنها آشکار شده (و به وحشت افتاده‏اند). و اگر بازگردند، به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند بازمی‏گردند; آنها دروغگویانند. (28)آنها گفتند: «چیزی جز این زندگی دنیای ما نیست; و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد!» (29)اگر آنها را به هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان ایستاده‏اند، ببینی! (به آنها) می‏گوید: «آیا این حق نیست؟» می‏گویند: «آری، قسم به پروردگارمان (حق است!)» می‏گوید: «پس مجازات را بچشید به سزای آنچه انکار می‏کردید!» (30)آنها که لقای پروردگار را تکذیب کردند، مسلما زیان دیدند; (و این تکذیب، ادامه می یابد) تا هنگامی که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید; می‏گویند: «ای افسوس بر ما که درباره آن، کوتاهی کردیم!» و آنها (بار سنگین) گناهانشان را بر دوش می‏کشند; چه بد باری بر دوش خواهند داشت! (31)زندگی دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی نیست! و سرای آخرت، برای آنها که پرهیزگارند، بهتر است! آیا نمی‏اندیشید؟! (32)ما می‏دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‏کند; ولی (غم مخور! و بدان که) آنها تو را تکذیب نمی‏کنند; بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‏نمایند. (33)پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند; و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند; و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید. (تو نیز چنین باش! و این، یکی از سنتهای الهی است;) و هیچ چیز نمی‏تواند سنن خدا را تغییر دهد; و اخبار پیامبران به تو رسیده است. (34)و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری (و اعماق زمین و آسمانها را جستجو کنی، چنین کن) تا آیه (و نشانه دیگری) برای آنها بیاوری! (ولی بدان که این لجوجان، ایمان نمی‏آورند!) اما اگر خدا بخواهد، آنها را (به اجبار) بر هدایت جمع خواهد کرد. (ولی هدایت اجباری، چه سودی دارد؟) پس هرگز از جاهلان مباش! (35)تنها کسانی (دعوت تو را) می‏پذیرند که گوش شنوا دارند; اما مردگان (و آنها که روح انسانی را از دست داده‏اند، ایمان نمی‏آورند; و) خدا آنها را (در قیامت) برمی‏انگیزد; سپس به سوی او، بازمی‏گردند. (36)و گفتند: «چرا نشانه (و معجزه‏ای) از طرف پروردگارش بر او نازل نمی‏شود؟!» بگو: «خداوند، قادر است که نشانه‏ای نازل کند; ولی بیشتر آنها نمی‏دانند!» (37)هیچ جنبنده‏ای در زمین، و هیچ پرنده‏ای که با دو بال خود پرواز می‏کند، نیست مگر اینکه امتهایی همانند شما هستند. ما هیچ چیزرا در این کتاب، فرو گذار نکردیم; سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می‏گردند. (38)آنها که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لالهایی هستند که در تاریکیها قرار دارند. هر کس را خدا بخواهد (و مستحق باشد،) گمراه می‏کند; و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند،) بر راه راست قرار خواهد داد. (39)بگو: «به من خبر دهید اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آید، یا رستاخیز برپا شود، آیا (برای حل مشکلات خود،) غیر خدا را می‏خوانید اگر راست می‏گویید؟!» (40)(نه،) بلکه تنها او را می‏خوانید! و او اگر بخواهد، مشکلی را که بخاطر آن او را خوانده‏اید، برطرف می‏سازد; و آنچه را (امروز) همتای خدا قرارمی‏دهید، (در آن روز) فراموش خواهید کرد. (41)ما به سوی امتهایی که پیش از تو بودند، (پیامبرانی) فرستادیم; (و هنگامی که با این پیامبران به مخالفت برخاستند،) آنها را با شدت و رنج و ناراحتی مواجه ساختیم; شاید (بیدار شوند و در برابر حق،) خضوع کنند و تسلیم گردند! (42)چرا هنگامی که مجازات ما به آنان رسید، (خضوع نکردند و) تسلیم نشدند؟! بلکه دلهای آنها قساوت پیدا کرد; و شیطان، هر کاری را که می‏کردند، در نظرشان زینت داد! (43)(آری،) هنگامی که (اندرزها سودی نبخشید، و) آنچه را به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز (از نعمتها) را به روی آنها گشودیم; تا (کاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند); ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم); در این هنگام، همگی مایوس شدند; (و درهای امید به روی آنها بسته شد). (44)و (به این ترتیب،) دنباله (زندگی) جمعیتی که ستم کرده بودند، قطع شد. و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است. (45)بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند، گوش و چشمهایتان را بگیرد، و بر دلهای شما مهر نهد (که چیزی را نفهمید)، چه کسی جز خداست که آنها را به شما بدهد؟!» ببین چگونه آیات را به گونه‏های مختلف برای آنها شرح می‏دهیم، سپس آنها روی می‏گردانند! (46)بگو: «به من خبر دهید اگر عذاب خدا بطور ناگهانی (و پنهانی) یا آشکارا به سراغ شما بیاید، آیا جز جمعیت ستمکار هلاک می‏شوند؟!» (47)ما پیامبران را، جز (به عنوان) بشارت دهنده و بیم دهنده، نمی‏فرستیم; آنها که ایمان بیاورند و (خویشتن را) اصلاح کنند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‏شوند. (48)و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، عذاب (پروردگار) بخاطر نافرمانیها به آنان می‏رسد. (49)بگو: «من نمی‏گویم خزاین خدا نزد من است; و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمی‏گویم من فرشته‏ام; تنها از آنچه به من وحی می‏شود پیروی می‏کنم.» بگو: س‏خ‏للّهآیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‏اندیشید؟!» (50)و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‏ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‏کننده‏ای جز او ( خدا) ندارند; شاید پرهیزگاری پیشه کنند! (51)و کسانی را که صبح و شام خدا را می‏خوانند، و جز ذات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن! نه چیزی از حساب آنها بر توست، و نه چیزی از حساب تو بر آنها! اگر آنها را طرد کنی، از ستمگران خواهی بود! (52)و این چنین بعضی از آنها را با بعض دیگر آزمودیم (توانگران را بوسیله فقیران); تا بگویند: س‏خ‏للّهآیا اینها هستند که خداوند از میان ما (برگزیده، و) بر آنها منت گذارده (و نعمت ایمان بخشیده است؟!» آیا خداوند، شاکران را بهتر نمی‏شناسد؟! (53)هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده; هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نماید، (مشمول رحمت خدا می‏شود چرا که) او آمرزنده مهربان است.» (54)و این چنین آیات را برمیشمریم، (تا حقیقت بر شما روشن شود،) و راه گناهکاران آشکار گردد. (55)بگو: «من از پرستش کسانی که غیر از خدا می‏خوانید، نهی شده‏ام!» بگو: «من از هوی و هوسهای شما، پیروی نمی‏کنم; اگر چنین کنم، گمراه شده‏ام; و از هدایت‏یافتگان نخواهم بود! س‏ذللّه (56)بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم; و شما آن را تکذیب کرده‏اید! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهی) عجله دارید، به دست من نیست !حکم و فرمان، تنها از آن خداست! حق را از باطل جدا می‏کند، و او بهترین جداکننده (حق از باطل) است.» (57)بگو: «اگر آنچه درباره آن عجله دارید نزد من بود، (و به درخواست شما ترتیب‏اثر می‏دادم، عذاب الهی بر شما نازل می‏گشت;) و کار میان من و شما پایان گرفته بود; ولی خداوند ظالمان را بهتر می‏شناسد (و بموقع مجازات می‏کند.)» (58)کلیدهای غیب، تنها نزد اوست; و جز او، کسی آنها را نمی‏داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می‏داند; هیچ برگی (از درختی) نمی‏افتد، مگر اینکه از آن آگاه است; و نه هیچ دانه‏ای در تاریکیهای زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار ( در کتاب علم خدا) ثبت است. (59)او کسی است که (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) می‏گیرد; و از آنچه در روز کرده‏اید، با خبر است; سپس در روز شما را (از خواب) برمی‏انگیزد; و (این وضع همچنان ادامه می‏یابد) تا سرآمد معینی فرا رسد; سپس بازگشت شما به سوی اوست; و سپس شما را از آنچه عمل می‏کردید، با خبر می‏سازد. (60)او بر بندگان خود تسلط کامل دارد; و مراقبانی بر شما می‏گمارد; تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد; (در این موقع،) فرستادگان ما جان او را می‏گیرند; و آنها (در نگاهداری حساب عمر و اعمال بندگان،) کوتاهی نمی‏کنند. (61)سپس (تمام بندگان) به سوی خدا، که مولای حقیقی آنهاست، بازمی‏گردند. بدانید که حکم و داوری، مخصوص اوست; و او، سریعترین حسابگران است! (62)بگو: «چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا رهایی می‏بخشد؟ در حالی که او را با حالت تضرع (و آشکارا) و در پنهانی می‏خوانید; (و می‏گویید:) اگر از این (خطرات و ظلمتها) ما را رهایی می‏بخشد، از شکرگزاران خواهیم بود.» (63)بگو: «خداوند شما را از اینها، و از هر مشکل و ناراحتی، نجات می‏دهد; باز هم شما برای او شریک قرار می‏دهید! (و راه کفر می‏پویید.)» (64)بگو: «او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد; یا بصورت دسته‏های پراکنده شما را با هم بیامیزد; و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما بوسیله دیگری بچشاند.» ببین چگونه آیات گوناگون را (برای آنها) بازگو می‏کنیم! شاید بفهمند (و بازگردند)! (65)قوم و جمعیت تو، آن (آیات الهی) را تکذیب و انکار کردند، در حالی که حق است! (به آنها) بگو: «من مسؤول (ایمان‏آوردن) شما نیستم! (وظیفه من، تنها ابلاغ رسالت است، نه اجبار شما بر ایمان.)» (66)هر خیری (که خداوند به شما داده،) سرانجام قرارگاهی دارد، (و در موعد خود انجام میگیرد.) و بزودی خواهید دانست! (67)هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را استهزا می‏کنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند! و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یادآمدن با این جمعیت ستمگر منشین! (68)و (اگر) افراد با تقوا (برای ارشاد و اندرز با آنها بنشینند)، چیزی از حساب (و گناه) آنها بر ایشان نیست; ولی (این کار، باید تنها) برای یادآوری آنها باشد، شاید (بشنوند و) تقوی پیشه کنند! (69)و رها کن کسانی را که آیین (فطری) خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قیامت) جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‏کننده‏ای! و (چنین کسی) هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد; آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شده‏اند که خود انجام داده‏اند; نوشابه‏ای از آب سوزان برای آنهاست; و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر می‏ورزیدند (و آیات الهی را انکار) می‏کردند. (70)بگو: «آیا غیر از خدا، چیزی را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودی به حال مال دارد، نه زیانی; و (به این ترتیب،) به عقب برگردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسی که بر اثر وسوسه‏های شیطان، در روی زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است; در حالی که یارانی هم دارد که او را به هدایت دعوت می‏کنند (و می‏گویند:) به سوی ما بیا!» بگو: «تنها هدایت خداوند، هدایت است; و ما دستور دادیم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم. (71)و (نیز به ما فرمان داده شده به) اینکه: نماز را برپا دارید! و از او بپرهیزید! و تنها اوست که به سویش محشور خواهید شد.» (72)اوست که آسمانها و زمین را بحق آفرید; و آن روز که (به هر چیز) می‏گوید: «موجود باش!» موجود می‏شود; سخن او، حق است; و در آن روز که در «صور» دمیده می‏شود، حکومت مخصوص اوست، از پنهان و آشکار با خبر است، و اوست حکیم و آگاه. (73)(به خاطر بیاورید) هنگامی را که ابراهیم به پدرش ( عمویش) «آزر» گفت: «آیا بتهائی را معبودان خود انتخاب می‏کنی؟! من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‏بینم.» (74)و این چنین، ملکوت آسمانها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم; (تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد. (75)هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره‏ای مشاهده کرد، گفت: «این خدای من است؟ س‏ذللّه اما هنگامی که غروب کرد، گفت: «غروب‏کنندگان را دوست ندارم !» (76)و هنگامی که ماه را دید که (سینه افق را) می‏شکافد، گفت: «این خدای من است؟» اما هنگامی که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.»(77)و هنگامی که خورشید را دید که (سینه افق را) می‏شکافت، گفت: «این خدای من است؟ این (که از همه) بزرگتر است!» اما هنگامی که غروب کرد، گفت: «ای قوم من از شریکهایی که شما (برای خدا) می‏سازید، بیزارم! (78)من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده; من در ایمان خود خالصم; و از مشرکان نیستم! (79)ولی قوم او ( ابراهیم)، با وی به گفتگو و ستیز پرداختند; گفت: «آیا درباره خدا با من گفتگو و ستیز می‏کنید؟! در حالی که خداوند، مرا با دلایل روشن هدایت کرده; و من از آنچه شما همتای (خدا) قرار می‏دهید، نمی‏ترسم (و به من زیانی نمی رسانند)! مگر پروردگارم چیزی را بخواهد! وسعت آگاهی پروردگارم همه چیز را در برمی‏گیرد; آیا متذکر (و بیدار) نمی‏شوید؟! (80)چگونه من از بتهای شما بترسم؟! در حالی که شما از این نمی‏ترسید که برای خدا، همتایی قرار داده‏اید که هیچ گونه دلیلی درباره آن، بر شما نازل نکرده است! (راست بگویید) کدام یک از این دو دسته (بت‏پرستان و خداپرستان)، شایسته‏تر به ایمنی (از مجازات) هستند اگر می‏دانید؟! (81)(آری،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست; و آنها هدایت‏یافتگانند!» (82)اینها دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر کس را بخواهیم (و شایسته بدانیم،) بالا می‏بریم; پروردگار تو، حکیم و داناست. (83)و اسحاق و یعقوب را به او ( ابراهیم) بخشیدیم; و هر دو را هدایت کردیم; و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت نمودیم; و از فرزندان او، داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را (هدایت کردیم); این‏گونه نیکوکاران را پاداش می‏دهیم! (84)و (همچنین) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را; همه از صالحان بودند. (85)و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را; و همه را بر جهانیان برتری دادیم. (86)و از پدران و فرزندان و برادران آنها (افرادی را برتری دادیم) و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. (87)این، هدایت خداست; که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‏کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکی) که انجام داده‏اند، نابود می‏گردد (و نتیجه‏ای از آن نمی‏گیرند). (88)آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوت به آنان دادیم; و اگر (بفرض) نسبت به آن کفر ورزند، (آیین حق زمین نمی‏ماند; زیرا) کسان دیگری را نگاهبان آن می‏سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند. (89)آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده; پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این (رسالت و تبلیغ)، پاداشی از شما نمی‏طلبم! این (رسالت)، چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! (این وظیفه من است)» (90)آنها خدا را درست نشناختند که گفتند: «خدا، هیچ چیز بر هیچ انسانی، نفرستاده است!» بگو: ; س‏خ‏للّهچه کسی کتابی را که موسی آورد، نازل کرد؟! کتابی که برای مردم، نور و هدایت بود; 0اما شما) آن را بصورت پراکنده قرارمی‏دهید; قسمتی را آشکار، و قسمت زیادی را پنهان می‏دارید; و مطالبی به شما تعلیم داده شده که نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبودید!» بگو: ; س‏خ‏للّهخدا!» سپس آنها را در گفتگوهای لجاجت‏آمیزشان رها کن، تا بازی کنند! (91)و این کتابی است که ما آن را نازل کردیم; کتابی است پربرکت، که آنچه را پیش از آن آمده، تصدیق می‏کند; (آن را فرستادیم تا مردم را به پاداشهای الهی، بشارت دهی،) و تا (اهل) ام‏القری ( مکه) و کسانی را که گرد آن هستند، بترسانی! (یقین بدان) آنها که به آخرت ایمان دارند، و به آن ایمان می‏آورند; و بر نمازهای خویش، مراقبت می کنند! (92)چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا ببندد، یا بگوید: «بر من، وحی فرستاده شده‏»، در حالی که به او وحی نشده است، و کسی که بگوید: «من نیز همانند آنچه خدا نازل کرده است، نازل می‏کنم‏»؟! و اگر ببینی هنگامی که (این) ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‏اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‏گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبر ورزیدید، مجازات خوارکننده‏ای خواهید دید»! (به حال آنها تاسف خواهی خورد) (93)و (روز قیامت به آنها گفته می‏شود:) همه شما تنها به سوی ما بازگشت نمودید، همان‏گونه که روز اول شما را آفریدیم! و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سر گذاردید! و شفیعانی را که شریک در شفاعت خود می‏پنداشتید، با شما نمی‏بینیم! پیوندهای شما بریده شده است; و تمام آنچه را تکیه‏گاه خود تصور می‏کردید، از شما دور و گم شده‏اند! (94)خداوند، شکافنده دانه و هسته است; زنده را از مرده خارج می‏سازد، و مرده را از زنده بیرون می‏آورد; این است خدای شما! پس چگونه از حق منحرف می‏شوید؟! (95)او شکافنده صبح است; و شب را مایه آرامش، و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده است; این، اندازه‏گیری خداوند توانای داناست! (96)او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد، تا در تاریکیهای خشکی و دریا، به وسیله آنها راه یابید! ما نشانه‏ها(ی خود) را برای کسانی که می‏دانند، (و اهل فکر و اندیشه‏اند) بیان داشتیم! (97)او کسی است که شما را از یک نفس آفرید! و شما دو گروه هستید: بعضی پایدار (از نظر ایمان یا خلقت کامل)، و بعضی ناپایدار; ما آیات خود را برای کسانی که می‏فهمند، تشریح نمودیم! (98)او کسی است که از آسمان، آبی نازل کرد، و به وسیله آن، گیاهان گوناگون رویاندیم; و از آن، ساقه‏ها و شاخه‏های سبز، خارج ساختیم; و از آنها دانه‏های متراکم، و از شکوفه نخل، شکوفه‏هایی با رشته‏های باریک بیرون فرستادیم; و باغهایی از انواع انگور و زیتون و انار، (گاه) شبیه به یکدیگر، و (گاه) بی‏شباهت! هنگامی که میوه می دهد، به میوه آن و طرز رسیدنش بنگرید که در آن، نشانه‏هایی (از عظمت خدا) برای افراد باایمان است! (99)آنان برای خدا همتایانی از جن قرار دادند، در حالی که خداوند همه آنها را آفریده است; و برای خدا، به دروغ و از روی جهل، پسران و دخترانی ساختند; منزه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف می‏کنند! (100)او پدید آورنده آسمانها و زمین است; چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده; و او به همه چیز داناست. (101)(آری،) این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست; آفریدگار همه چیز است; او را بپرستید و او نگهبان و مدبر همه موجودات است. (102)چشمها او را نمی‏بینند; ولی او همه چشمها را می‏بیند; و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقایق موجودات،) و آگاه (از همه) چیز است. (103)دلایل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد; کسی که (به وسیله آن، حق را) ببیند، به سود خود اوست; و کسی که از دیدن آن چشم بپوشد، به زیان خودش می‏باشد; و من نگاهبان شما نیستم (و شما را بر قبول ایمان مجبور نمی‏کنم) (104)و اینچنین آیات (خود) را تشریح می‏کنیم; بگذار آنها بگویند: «تو درس خوانده‏ای (و آنها را از دیگری آموخته‏ای)»! می‏خواهیم آن را برای کسانی که آماده درک حقایقند، روشن سازیم. (105)از آنچه که از سوی پروردگارت بر تو وحی شده، پیروی کن! هیچ معبودی جز او نیست! و از مشرکان، روی بگردان! (106)اگر خدا می‏خواست، (همه به اجبار ایمان می‏آوردند،) و هیچ یک مشرک نمی‏شدند; و ما تو را مسؤول (اعمال) آنها قرار نداده‏ایم; و وظیفه نداری آنها را (به ایمان) مجبور سازی! (107)(به معبود) کسانی که غیر خدا را می‏خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روی (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اینچنین برای هر امتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان است; و آنها را از آنچه عمل می‏کردند، آگاه می‏سازد (و پاداش و کیفر می‏دهد). (108)با نهایت اصرار، به خدا سوگند یاد کردند که اگر نشانه‏ای ( معجزه‏ای) برای آنان بیاید، حتما به آن ایمان می‏آورند; بگو: «معجزات فقط از سوی خداست (و در اختیار من نیست که به میل شما معجزه‏ای بیاورم); و شما از کجا می‏دانید که هرگاه معجزه‏ای بیاید (ایمان می‏آورند؟ خیر،) ایمان نمی‏آورند!» (109)و ما دلها و چشمهای آنها را واژگونه می‏سازیم; (آری آنها ایمان نمی‏آورند) همان‏گونه که در آغاز، به آن ایمان نیاوردند! و آنان را در حال طغیان و سرکشی، به خود وامی‏گذاریم تا سرگردان شوند! (110)(و حتی) اگر فرشتگان را بر آنها نازل می‏کردیم، و مردگان با آنان سخن می‏گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع می‏نمودیم، هرگز ایمان نمی‏آوردند; مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها نمی‏دانند! (111)اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم; آنها بطور سری (و درگوشی) سخنان فریبنده و بی‏اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می‏گفتند; و اگر پروردگارت می‏خواست، چنین نمی‏کردند; (و می‏توانست جلو آنها را بگیرد; ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار! (112)نتیجه (وسوسه‏های شیطان و . شیطان‏صفتان) این خواهد شد که دلهای منکران قیامت، به آنها متمایل گردد; و به آن راضی شوند; و هر گناهی که بخواهند، انجام دهند! (113)(با این حال،) آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است; و کسانی که به آنها کتاب آسمانی داده‏ایم می‏دانند این کتاب، بحق از طرف پروردگارت نازل شده; بنابر این از تردیدکنندگان مباش! (114)و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حد تمام رسید; هیچ کس نمی‏تواند کلمات او را دگرگون سازد; و او شنونده داناست. (115)اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند; (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی می‏نمایند، و تخمین و حدس (واهی) می‏زنند. (116)پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه گشته‏اند، آگاهتر است; و همچنین از کسانی که هدایت یافته‏اند. (117)از (گوشت) آنچه نام خدا (هنگام سر بریدن) بر آن گفته شده، بخورید (و غیر از آن نخورید) اگر به آیات او ایمان دارید! (118)چرا از چیزها ( گوشتها)ئی که نام خدا بر آنها برده شده نمی‏خورید؟! در حالی که (خداوند) آنچه را بر شما حرام بوده، بیان کرده است! مگر اینکه ناچار باشید; (که در این صورت، خوردن از گوشت آن حیوانات جایز است.) و بسیاری از مردم، به خاطر هوی و هوس و بی‏دانشی، (دیگران را) گمراه می‏سازند; و پروردگارت، تجاوزکاران را بهتر می‏شناسد. (119)گناهان آشکار و پنهان را رها کنید! زیرا کسانی که گناه می‏کنند، بزودی در برابر آنچه مرتکب می‏شدند، مجازات خواهند شد. (120)و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید! این کار گناه است; و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا می‏کنند، تا با شما به مجادله برخیزند; اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود! (121)آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! این گونه برای کافران، اعمال (زشتی) که انجام می‏دادند، تزیین شده (و زیبا جلوه کرده) است. (122)و (نیز) این گونه در هر شهر و آبادی، بزرگان گنهکاری قرار دادیم; (افرادی که همه گونه قدرت در اختیارشان گذاردیم; اما آنها سوء استفاده کرده، و راه خطا پیش گرفتند;) و سرانجام کارشان این شد که به مکر (و فریب مردم) پرداختند; ولی تنها خودشان را فریب می‏دهند و نمی‏فهمند! (123)و هنگامی که آیه‏ای برای آنها بیاید، می‏گویند: «ما هرگز ایمان نمی‏آوریم، مگر اینکه همانند چیزی که به پیامبران خدا داده شده، به ما هم داده شود!» خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد! بزودی کسانی که مرتکب گناه شدند، (و مردم را از راه حق منحرف ساختند،) در مقابل مکر (و فریب و نیرنگی) که می‏کردند، گرفتار حقارت در پیشگاه خدا، و عذاب شدید خواهند شد. (124)آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‏اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد; و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‏اش را آنچنان تنگ می‏کند که گویا می‏خواهد به آسمان بالا برود; این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‏آورند قرار می‏دهد! (125)و این راه مستقیم (و سنت جاویدان) پروردگار توست; ما آیات خود را برای کسانی که پند می‏گیرند، بیان کردیم! (126)برای آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود; و او، ولی و یاور آنهاست بخاطر اعمال (نیکی) که انجام می‏دادند. (127)در آن روز که (خدا) همه آنها را جمع و محشور میسازد، (می‏گوید:) ای جمعیت شیاطین و جن! شما افراد زیادی از انسانها را گمراه ساختید! دوستان و پیروان آنها از میان انسانها می‏گویند: س‏خ‏للّهپروردگارا! هر یک از ما دو گروه ( پیشوایان و پیروان‏گمراه) از دیگری استفاده کردیم; (ما به لذات هوس آلود و زودگذر رسیدیم; و آنها بر ما حکومت کردند;) و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی رسیدیم.» (خداوند) می‏گوید: «آتش جایگاه شماست; جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (128)ما این‏گونه بعضی از ستمگران را به بعضی دیگر وامی‏گذاریم به سبب اعمالی که انجام می‏دادند. (129)(در آن روز به آنها می‏گوید:) ای گروه جن و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می‏کردند، و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟! آنها می‏گویند: «بر ضد خودمان گواهی می‏دهیم; (آری،) ما بد کردیم)» و زندگی (پر زرق و برق) دنیا آنها را فریب داد; و به زیان خود گواهی می‏دهند که کافر بودند! (130)این بخاطر آن است که پروردگارت هیچ‏گاه (مردم) شهرها و آبادیها را بخاطر ستمهایشان در حال غفلت و بی‏خبری هلاک نمی‏کند. (بلکه قبلا رسولانی برای آنها می‏فرستد.) (131)و برای هر یک (از این دو دسته)، درجات (و مراتبی) است از آنچه عمل کردند; و پروردگارت از اعمالی که انجام می‏دهند، غافل نیست. (132)پروردگارت بی‏نیاز و مهربان است; (پس به کسی ستم نمی‏کند; بلکه همه، نتیجه اعمال خود را می‏گیرند;) اگر بخواهد، همه شما را می‏برد; سپس هر کس را بخواهد جانشین شما می‏سازد; همان‏طور که شما را از نسل اقوام دیگری به وجود آورد. (133)آنچه به شما وعده داده می‏شود، یقینا می‏آید; و شما نمی‏توانید (خدا را) ناتوان سازید (و از عدالت و کیفر او فرار کنید)! (134)بگو: «ای قوم من! هر کار در قدرت دارید بکنید! من (هم به وظیفه خود) عمل می‏کنم; اما بزودی خواهید دانست چه کسی سرانجام نیک خواهد داشت (و پیروزی با چه کسی است! اما) به یقین، ظالمان رستگار نخواهند شد!» (135)آنها ( مشرکان) سهمی از آنچه خداوند از زراعت و چهارپایان آفریده، برای او قرار دادند; (و سهمی برای بتها!) و بگمان خود گفتند: «این مال خداست! و این هم مال شرکای ما ( یعنی بتها) است!» آنچه مال شرکای آنها بود، به خدا نمی‏رسید; ولی آنچه مال خدا بود، به شرکایشان می‏رسید! (آری، اگر سهم بتها با کمبودی مواجه می‏شد، مال خدا را به بتها می‏دادند; اما عکس آن را مجاز نمی‏دانستند!) چه بد حکم می‏کنند (که علاوه بر شرک، حتی خدا را کمتر از بتها می‏دانند)! (136)همین‏گونه شرکای آنها ( بتها)، قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه دادند; (کودکان خود را قربانی بتها می‏کردند، و افتخار می‏نمودند!) سرانجام آنها را به هلاکت افکندند; و آیینشان را بر آنان مشتبه ساختند. و اگر خدا می‏خواست، چنین نمی‏کردند; (زیرا می‏توانست جلو آنان را بگیرد; ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار (وبه آنها اعتنا مکن)! (137)و گفتند: «این قسمت از چهارپایان و زراعت (که مخصوص بتهاست، برای همه) ممنوع است; و جز کسانی که ما بخواهیم -به گمان آنها- نباید از آن بخورند! و (اینها) چهارپایانی است که سوارشدن بر آنها (بر ما) حرام شده است!» و (نیز) چهارپایانی (بود) که (هنگام ذبح،) نام خدا را بر آن نمی‏بردند، و به خدا دروغ می‏بستند; (و می‏گفتند: «این احکام، همه از ناحیه اوست.») بزودی (خدا) کیفر افتراهای آنها را می‏دهد! (138)و گفتند: «آنچه (از بچه) در شکم این حیوانات است، مخصوص مردان ماست; و بر همسران ما حرام است! اما اگر مرده باشد ( مرده متولد شود)، همگی در آن شریکند.» بزودی (خدا) کیفر این توصیف (و احکام دروغین) آنها را می‏دهد; او حکیم و داناست. (139)به یقین آنها که فرزندان خود را از روی جهل و نادانی کشتند، گرفتار خسران شدند; (زیرا) آنچه را خدا به آنها روزی داده بود، بر خود تحریم کردند; و بر خدا افترا بستند. آنها گمراه شدند; و (هرگز) هدایت نیافته بودند. (140)اوست که باغهای معروش ( باغهایی که درختانش روی داربست‏ها قرار دارد)، و باغهای غیرمعروش ( باغهایی که نیاز به داربست ندارد) را آفرید; همچنین نخل و انواع زراعت را، که از نظر میوه و طعم با هم متفاوتند; و (نیز) درخت زیتون و انار را، که از جهتی با هم شبیه، و از جهتی تفاوت دارند; (برگ و ساختمان ظاهریشان شبیه یکدیگر است، در حالی که طعم میوه آنها متفاوت می‏باشد.) از میوه آن، به هنگامی که به ثمر می‏نشیند، بخورید! و حق آن را به هنگام درو، بپردازید! و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد! (141)(او کسی است که) از چهارپایان، برای شما حیوانات باربر، و حیوانات کوچک (برای منافع دیگر) آفرید; از آنچه به شما روزی داده است، بخورید! و از گامهای شیطان پیروی ننمایید، که او دشمن آشکار شماست! (142)هشت جفت از چهارپایان (برای شما) آفرید; از میش دو جفت، و از بز دو جفت; بگو: «آیا خداوند نرهای آنها را حرام کرده، یا ماده‏ها را؟ یا آنچه شکم ماده‏ها در برگرفته؟ اگر راست می‏گویید (و بر تحریم اینها دلیلی دارید)، به من خبر دهید!» (143)و از شتر یک جفت، و از گاو هم یک جفت (برای شما آفرید); بگو: «کدامیک از اینها را خدا حرام کرده است؟ نرها یا ماده‏ها را؟ یا آنچه را شکم ماده‏ها دربرگرفته؟ یا هنگامی که خدا شما را به این موضوع توصیه کرد، شما گواه (بر این تحریم) بودید؟! پس چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‏بندد ، تا مردم را از روی جهل گمراه سازد؟! خداوند هیچ گاه ستمگران را هدایت نمی‏کند» (144)بگو: «در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذای حرامی نمی‏یابم; بجز اینکه مردار باشد، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک -که اینها همه پلیدند- یا حیوانی که به گناه، هنگام سر بریدن، نام غیر خدا ( نام بتها) بر آن برده شده است.» اما کسی که مضطر (به خوردن این محرمات) شود، بی آنکه خواهان لذت باشد و یا زیاده روی کند (گناهی بر او نیست); زیرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است. (145)و بر یهودیان، هر حیوان ناخن‏دار ( حیواناتی که سم یکپارچه دارند) را حرام کردیم; و از گاو و گوسفند، پیه و چربیشان را بر آنان تحریم نمودیم; مگر چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، و یا در دو طرف پهلوها، و یا آنها که با استخوان آمیخته است; این را بخاطر ستمی که می‏کردند به آنها کیفر دادیم; و ما راست می‏گوییم. (146)اگر تو را تکذیب کنند (و این حقایق را نپذیرند)، به آنها بگو: «پروردگار شما، رحمت گسترده‏ای دارد; اما مجازات او هم‏از مجرمان دفع شدنی نیست! (و اگر ادامه دهید کیفر شما حتمی است) (147)بزودی مشرکان (برای تبرئه خویش) می‏گویند: «اگر خدا می‏خواست، نه ما مشرک می‏شدیم و نه پدران ما; و نه چیزی را تحریم می‏کردیم!» کسانی که پیش از آنها بودند نیز، همین گونه دروغ می‏گفتند; و سرانجام (طعم) کیفر ما را چشیدند. بگو: «آیا دلیل روشنی (بر این موضوع) دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید؟ شما فقط از پندارهای بی‏اساس پیروی می‏کنید، و تخمینهای نابجا می‏زنید.» (148)بگو: «دلیل رسا (و قاطع) برای خداست (دلیلی که برای هیچ کس بهانه‏ای باقی نمی‏گذارد). و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدایت می‏کند. (ولی چون هدایت اجباری بی‏ثمر است، این کار را نمی‏کند.)» (149)بگو: «گواهان خود را، که گواهی می‏دهند خداوند اینها را حرام کرده است، بیاورید!» اگر آنها (بدروغ) گواهی دهند، تو با آنان (همصدا نشو! و) گواهی نده! و از هوی و هوس کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و کسانی که به آخرت ایمان ندارند و برای خدا شریک قائلند، پیروی مکن! (150)بگو: «بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرار ندهید! و به پدر و مادر نیکی کنید! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشید! ما شما و آنها را روزی می‏دهیم; و نزدیک کارهای زشت نروید، چه آشکار باشد چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید! مگر بحق (و از روی استحقاق); این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید! (151)و به مال یتیم، جز به بهترین صورت (و برای اصلاح)، نزدیک نشوید، تا به حد رشد خود برسد! و حق پیمانه و وزن را بعدالت ادا کنید! -هیچ کس را، جز بمقدار تواناییش، تکلیف نمی‏کنیم- و هنگامی که سخنی می‏گویید، عدالت را رعایت نمایید، حتی اگر در مورد نزدیکان (شما) بوده باشد و به پیمان خدا وفا کنید، این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‏کند، تا متذکر شوید! (152)این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‏های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‏سازد! این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‏کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!» (153)سپس به موسی کتاب (آسمانی) دادیم; (و نعمت خود را) بر آنها که نیکوکار بودند، کامل کردیم; و همه چیز را (که مورد نیاز آنها بود، درآن) روشن ساختیم; کتابی که مایه هدایت و رحمت بود; شاید به لقای پروردگارشان (و روز رستاخیز)، ایمان بیاورند! (154)و این کتابی است پر برکت، که ما (بر تو) نازل کردیم; از آن پیروی کنید،و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گیرید! (155)(ما این کتاب را با این امتیازات نازل کردیم) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما ( یهود و نصاری) نازل شده بود; و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم‏»! (156)یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‏شد، از آنها هدایت یافته‏تر بودیم‏»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‏گردانند، بخاطر همین اعراض بی‏دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (157)آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان (مرگ) به سراغشان آیند، یا خداوند (خودش) به سوی آنها بیاید، یا بعضی از آیات پروردگارت (و نشانه‏های رستاخیز)؟! اما آن روز که بعضی از آیات پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان‏آوردن افرادی که قبلا ایمان نیاورده‏اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‏اند، سودی به حالشان نخواهد داشت! بگو: «(اکنون که شما چنین انتظارات نادرستی دارید،) انتظار بکشید ما هم انتظار (کیفر شما را) می‏کشیم!» (158)کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‏های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‏ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست; سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‏دادند، با خبر می‏کند. (159)هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس کار بدی انجام دهد، جز بمانند آن، کیفر نخواهد دید; و ستمی بر آنها نخواهد شد. (160)بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده; آیینی پابرجا (و ضامن سعادت دین و دنیا); آیین ابراهیم; که از آیینهای خرافی روی برگرداند; و از مشرکان نبود.» (161)بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است. (162)همتایی برای او نیست; و به همین مامور شده‏ام; و من نخستین مسلمانم!» (163)بگو: «آیا غیر خدا، پروردگاری را بطلبم، در حالی که او پروردگار همه چیز است؟! هیچ کس، عمل (بدی) جز به زیان خودش، انجام نمی‏دهد; و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمل نمی‏شود; سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است; و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید، خبر خواهد داد. (164)و او کسی است که شما را جانشینان (و نمایندگان) خود در زمین ساخت، و درجات بعضی از شما را بالاتر از بعضی دیگر قرار داد، تا شما را به وسیله آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید; به یقین پروردگار تو سریع العقاب و آمرزنده مهربان است. (کیفر کسانی را که از بوته امتحان نادرست درآیند، زود می‏دهد; و نسبت به حق پویان مهربان است.) (165)

سورة الاعراف
 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

المص (1)این کتابی است که بر تو نازل شده; و نباید از ناحیه آن، ناراحتی در سینه داشته باشی! تا به وسیله آن، (مردم را از عواقب سوء عقاید و اعمال نادرستشان) بیم دهی; و تذکری است برای مؤمنان. (2)از چیزی که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید! و از اولیا و معبودهای دیگر جز او، پیروی نکنید! اما کمتر متذکر می‏شوید! (3)چه بسیار شهرها و آبادیها که آنها را (بر اثر گناه فراوانشان) هلاک کردیم!و عذاب ما شب‏هنگام، یا در روز هنگامی که استراحت کرده بودند، به سراغشان آمد. (4)و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنی نداشتند جز اینکه گفتند:«ما ظالم بودیم! س‏ذللّه (ولی این اعتراف به گناه، دیگر دیر شده بود; و سودی به حالشان نداشت.) (5)به یقین، (هم) از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند سؤال خواهیم کرد; (و هم) از پیامبران سؤال می‏کنیم! (6)و مسلما (اعمالشان را) با علم (خود) برای آنان شرح خواهیم داد; و ما هرگز غایب نبودیم (بلکه همه جا حاضر و ناظر اعمال بندگان هستیم)! (7)وزن کردن (اعمال، و سنجش ارزش آنها) در آن روز، حق است! کسانی که میزانهای (عمل) آنها سنگین است، همان رستگارانند! (8)و کسانی که میزانهای (عمل) آنها سبک است، افرادی هستند که سرمایه وجود خود را، بخاطر ظلم و ستمی که نسبت به آیات ما می‏کردند، از دست داده‏اند. (9)ما تسلط و مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم; و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم; اما کمتر شکرگزاری می‏کنید! (10)ما شما را آفریدیم; سپس صورت بندی کردیم; بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید! » آنها همه سجده کردند; جز ابلیس که از سجده‏کنندگان نبود. (11)(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفریده‏ای و او را از گل!» (12)گفت: «از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آی! تو حق نداری در آن (مقام و مرتبه) تکبر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! (13)گفت: «مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می‏شوند مهلت ده (و زنده بگذار!)» (14)فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!» (15)گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم! (16)سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‏روم; و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (17)فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‏کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‏کنم! (18)و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! اما به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!» (19)سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد; و گفت: س‏خ‏للّهپروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند!» (20)و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (21)و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان ( عورتشان) بر آنها آشکار شد; و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! ونگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!» (22)گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!» (23)فرمود: «(از مقام خویش،) فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! (شیطان دشمن شماست، و شما دشمن او!) و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‏گیری تا زمان معینی خواهد بود.» (24)فرمود: «در آن ( زمین) زنده می‏شوید; و در آن می‏میرید; و (در رستاخیز) از آن خارج خواهید شد.» (25)ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می‏پوشاند و مایه زینت شماست; اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست، تا متذکر (نعمتهای او) شوند! (26)ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را می‏بینند از جایی که شما آنها را نمی‏بینید; (اما بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‏آورند! (27)و هنگامی که کار زشتی انجام می‏دهند می‏گویند: «پدران خود را بر این عمل یافتیم; و خداوند ما را به آن دستور داده است!» بگو: «خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمی‏دهد! آیا چیزی به خدا نسبت می‏دهید که نمی‏دانید؟!» (28)بگو: «پروردگارم امر به عدالت کرده است; و توجه خویش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوی او کنید! و او را بخوانید، در حالی که دین (خود) را برای او خالص گردانید! (و بدانید) همان گونه که در آغاز شما را آفرید، (بار دیگر در رستاخیز) بازمی‏گردید! (29)جمعی را هدایت کرده; و جمعی (که شایستگی نداشته‏اند،) گمراهی بر آنها مسلم شده است. آنها (کسانی هستند که) شیاطین را به جای خداوند، اولیای خود انتخاب کردند; و گمان می‏کنند هدایت یافته‏اند! (30)ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و (از نعمتهای الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‏دارد! (31)بگو: «چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اینها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آورده‏اند; (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند; ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.» این گونه آیات (خود) را برای کسانی که آگاهند، شرح می‏دهیم! (32)بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است; و (همچنین) گناه و ستم بناحق را; و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید; و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‏دانید.» (33)برای هر قوم و جمعیتی، زمان و سرآمد (معینی) است; و هنگامی که سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتی از آن تاخیر می‏کنند، و نه بر آن پیشی می‏گیرند. (34)ای فرزندان آدم! اگر رسولانی از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا برای شما بازگو کنند، (از آنها پیروی کنید;) کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خویش و دیگران بکوشند)، نه ترسی بر آنهاست و نه غمناک می شوند. (35)و آنها که آیات ما را تکذیب کنند، و در برابر آن تکبر ورزند، اهل دوزخند; جاودانه در آن خواهند ماند. (36)چه کسی ستمکارتر است از آنها که بر خدا دروغ می‏بندند، یا آیات او را تکذیب می کنند؟! آنها نصیبشان را از آنچه مقدر شده (از نعمتها و مواهب این جهان) می‏برند; تا زمانی که فرستادگان ما (فرشتگان قبض ارواح) به سراغشان روند و جانشان را بگیرند; از آنها می‏پرسند: «کجایند معبودهایی که غیر از خدا می‏خواندید؟! (چرا به یاری شما نمی‏آیند؟!)» می‏گویند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضد خود گواهی می‏دهند که کافر بودند! (37)(خداوند به آنها) می‏گوید: «در صف گروه‏های مشابه خود از جن و انس در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهی وارد می‏شوند، گروه دیگر را لعن می‏کنند; تا همگی با ذلت در آن قرار گیرند. (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می‏گویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند; پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن! (کیفری برای گمراهیشان، و کیفری بخاطر گمراه ساختن ما.)» می‏فرماید: «برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است; ولی نمی‏دانید! (چرا که پیروان اگر گرد پیشوایان گمراه را نگرفته بودند، قدرتی بر اغوای مردم نداشتند.)» (38)و پیشوایان آنها به پیروان خود می‏گویند: «شما امتیازی بر ما نداشتید; پس بچشید عذاب (الهی) را در برابر آنچه انجام می‏دادید! (39)کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‏شود; و (هیچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه، گنهکاران را جزا می‏دهیم! (40)برای آنها بستری از (آتش) دوزخ، و روی آنها پوششهایی (از آن) است; و اینچنین ظالمان را جزا میدهیم! (41)و کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند -البته هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‏کنیم- آنها اهل بهشتند; و جاودانه در آن خواهند ماند. (42)و آنچه در دلها از کینه و حسد دارند، برمی‏کنیم (تا در صفا و صمیمیت با هم زندگی کنند); و از زیر (قصرها و درختان) آنها، نهرها جریان دارد; می‏گویند: «ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه نعمتها) رهنمون شد; و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما (به اینها) راه نمی‏یافتیم! مسلما فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در این هنگام) به آنان ندا داده می‏شود که: «این بهشت را در برابر اعمالی که انجام می‏دادید، به ارث بردید!» (43)و بهشتیان دوزخیان را صدا می‏زنند که: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم; آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟!» در این هنگام، ندادهنده‏ای‏در میان آنها ندا می‏دهد که: «لعنت خدا بر ستمگران باد! (44)همانها که (مردم را) از راه خدا بازمی‏دارند، و (با القای شبهات) می‏خواهند آن را کج و معوج نشان دهند; و آنها به آخرت کافرند!» (45)و در میان آن دو ( بهشتیان و دوزخیان)، حجابی است; و بر «اعراف‏» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‏شان می‏شناسند; و به بهشتیان صدا می‏زنند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمی‏شوند، در حالی که امید آن را دارند. (46)و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‏افتد می‏گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!» (47)و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می‏شناسند، صدا می‏زنند و می‏گویند: «(دیدید که) گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبرهای شما، به حالتان سودی نداد!» (48)آیا اینها ( این واماندگان بر اعراف) همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولی خداوند بخاطر ایمان و بعضی اعمال خیرشان، آنها را بخشید; هم اکنون به آنها گفته می‏شود:) داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‏شوید! (49)و دوزخیان، بهشتیان را صدا می‏زنند که: «(محبت کنید) و مقداری آب، یا از آنچه خدا به شما روزی داده، به ما ببخشید!» آنها (در پاسخ) می‏گویند: «خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است!» (50)همانها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند; و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت; امروز ما آنها را فراموش می‏کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند. (51)ما کتابی برای آنها آوردیم که (اسرار و رموز) آن را با آگاهی شرح دادیم; (کتابی) که مایه هدایت و رحمت برای جمعیتی است که ایمان می‏آورند. (52)آیا آنها جز انتظار تاویل آیات (و فرا رسیدن تهدیدهای الهی) دارند؟ آن روز که تاویل آنها فرا رسد، (کار از کار گذشته، و پشیمانی سودی ندارد; و) کسانی که قبلا آن را فراموش کرده بودند می‏گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند; آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به ما اجازه داده شود به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‏دادیم، انجام دهیم؟!» (ولی) آنها سرمایه وجود خود را از دست داده‏اند; و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند، همگی از نظرشان :گم می‏شوند. (نه راه بازگشتی دارند، و نه شفیعانی!) (53)پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز ( شش دوران) آفرید; سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت; با (پرده تاریک) شب، روز را می پوشاند; و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است; و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر برکت (و زوال‏ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است! (54)پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمی‏دارد! (55)و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسؤولیتها، و امید به رحمتش. و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است! (56)او کسی است که بادها را بشارت دهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش می‏فرستد; تا ابرهای سنگین‏بار را (بر دوش) کشند; (سپس) ما آنها را به سوی زمینهای مرده می‏فرستیم; و به وسیله آنها، آب (حیاتبخش) را نازل می‏کنیم; و با آن، از هرگونه میوه‏ای (از خاک تیره) بیرون می‏آوریم; این گونه (که زمینهای مرده را زنده کردیم،) مردگان را (نیز در قیامت) زنده می‏کنیم، شاید (با توجه به این مثال) متذکر شوید! (57)سرزمین پاکیزه 0و شیرین)، گیاهش به فرمان پروردگار می‏روید; اما سرزمینهای بد طینت (و شوره‏زار)، جز گیاه ناچیز و بی‏ارزش، از آن نمی‏روید; این گونه آیات (خود) را برای آنها که شکرگزارند، بیان می‏کنیم! (58)ما نوح را به سوی قومش فرستادیم; او به آنان گفت: «ای قوم من! (تنها) خداوند یگانه را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! (و اگر غیر او را عبادت کنید،) من بر شما از عذاب روز بزرگی می‏ترسم!» (59)(ولی) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهی آشکاری می‏بینیم!» (60)گفت: «ای قوم من! هیچ گونه گمراهی در من نیست; ولی من فرستاده‏ای از جانب پروردگار جهانیانم! (61)رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ می‏کنم; و خیرخواه شما هستم; و از خداوند چیزهایی می‏دانم که شما نمی‏دانید. (62)آیا تعجب کرده‏اید که دستور آگاه کننده پروردگارتان به وسیله مردی از میان شما به شما برسد، تا (از عواقب اعمال خلاف) بیمتان دهد، و (در پرتو این دستور،) پرهیزگاری پیشه کنید و شاید مشمول رحمت (الهی) گردید؟! (63)اما سرانجام او را تکذیب کردند; و ما او و کسانی را که با وی در کشتی بودند، رهایی بخشیدیم; و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق کردیم; چه اینکه آنها گروهی نابینا (و کوردل) بودند. (64)و به سوی قوم عاد، برادرشان «هود» را (فرستادیم); گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را پرستش کنید، که جز او معبودی برای شما نیست! آیا پرهیزگاری پیشه نمی‏کنید؟!» (65)اشراف کافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت (و نادانی و سبک مغزی) می‏بینیم، و ما مسلما تو را از دروغگویان می‏دانیم!» (66)گرفت: «ای قوم من! هیچ گونه سفاهتی در من نیست; ولی فرستاده‏ای از طرف پروردگار جهانیانم. (67)رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ می‏کنم; و من خیرخواه امینی برای شما هستم. (68)آیا تعجب کرده‏اید که دستور آگاه کننده پروردگارتان به وسیله مردی از میان شما به شما برسد تا (از مجازات الهی) بیمتان دهد؟! و به یاد آورید هنگامی که شما را جانشینان قوم نوح قرار داد; و شما را از جهت خلقت (جسمانی) گسترش (و قدرت) داد; پس نعمتهای خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید!» (69)گفتند: «آیا به سراغ ما آمده‏ای که تنها خدای یگانه را بپرستیم، و آنچه را پدران ما می‏پرستند، رها کنیم؟! پس اگر راست می‏گوئی آنچه را (از بلا و عذاب الهی) به ما وعده می‏دهی، بیاور»! (70)گفت: «پلیدی و غضب پروردگارتان، شما را فرا گرفته است! آیا با من در مورد نامهایی مجادله می‏کنید که شما و پدرانتان 0بعنوان معبود و خدا، بر بتها) گذارده‏اید، در حالی که خداوند هیچ دلیلی درباره آن نازل نکرده است؟! پس شما منتظر باشید، من هم با شما انتظار می‏کشم! (شما انتظار شکست من، و من انتظار عذاب الهی برای شما!)» (71)سرانجام، او و کسانی را که با او بودند، برحمت خود نجات بخشیدیم; و ریشه کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند، قطع کردیم! (72)و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم); گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه‏» الهی برای شما معجزه‏ای است; او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا (از علفهای بیابان) بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت! (73)و به خاطر بیاورید که شما را جانشینان قوم «عاد» قرار داد، و در زمین مستقر ساخت، که در دشتهایش، قصرها برای خود بنا می‏کنید; و در کوه‏ها، برای خود خانه‏ها می تراشید! بنابر این، نعمتهای خدا را متذکر شوید! و در زمین، به فساد نکوشید!» (74)(ولی) اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا (براستی) شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان ماموریت یافته، ایمان آورده‏ایم.» (75)متکبران گفتند: «(ولی) ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‏اید، کافریم!» (76)سپس «ناقه‏» را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند; و گفتند: «ای صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی، آنچه ما را با آن تهدید می‏کنی، بیاور!» (77)سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت; و صبحگاهان، (تنها) جسم بی‏جانشان در خانه‏هاشان باقی مانده بود. (78)(صالح) از آنها روی برتافت; و گفت: «ای قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خیرخواهی را انجام دادم، ولی (چه کنم که) شما خیرخواهان را دوست ندارید!» (79)و (به خاطر آورید) لوط را، هنگامی که به قوم خود گفت: «آیا عمل بسیار زشتی را انجام می‏دهید که هیچیک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟! (80)آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می‏روید، نه زنان؟! شما گروه اسرافکار (و منحرفی) هستید! (81)ولی پاسخ قومش چیزی جز این نبود که گفتند: «اینها را از شهر و دیار خود بیرون کنید، که اینها مردمی هستند که پاکدامنی را می‏طلبند (و با ما همصدا نیستند!)» (82)(چون کار به اینجا رسید،) ما او و خاندانش را رهایی بخشیدیم; جز همسرش، که از بازماندگان (در شهر) بود. (83)و (سپس چنان) بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم; (که آنها را در هم کوبید و نابود ساخت.) پس بنگر سرانجام کار مجرمان چه شد! (84)و به سوی مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم); گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او معبودی ندارید! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است; بنابر این، حق پیمانه و وزن را ادا کنید! و از اموال مردم چیزی نکاهید! و در روی زمین، بعد از آنکه (در پرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید! این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید! (85)و بر سر هر راه ننشینید که (مردم با ایمان را) تهدید کنید و مؤمنان را از راه خدا باز دارید، و با (القای شبهات،) آن را کج و معوج نشان دهید! و به خاطر بیاورید زمانی را که اندک بودید، و او شما را فزونی داد! و بنگرید سرانجام مفسدان چگونه بود! (86)و اگر گروهی از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‏ام ایمان آورده‏اند، و گروهی ایمان نیاورده‏اند، صبر کنید تا خداوند میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است! (87)اشراف زورمند و متکبر از قوم او گفتند: «ای شعیب! به یقین، تو و کسانی را که به تو ایمان آورده‏اند، از شهر و دیار خود بیرون خواهیم کرد، یا به آیین ما بازگردید!» کفت: «آیا (می‏خواهید ما را بازگردانید) اگر چه مایل نباشیم؟! (88)اگر ما به آیین شما بازگردیم، بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات بخشیده، به خدا دروغ بسته‏ایم; و شایسته نیست که ما به آن بازگردیم مگر اینکه خدایی که پروردگار ماست بخواهد; علم پروردگار ما، به همه چیز احاطه دارد. تنها بر خدا توکل کرده‏ایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!» (89)اشراف زورمند از قوم او که کافر شده بودند گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، شما هم زیانکار خواهید شد!» (90)سپس زمین لرزه آنها را فرا گرفت; و صبحگاهان بصورت اجسادی بی‏جان در خانه‏هاشان مانده بودند. (91)آنها که شعیب را تکذیب کردند، (آنچنان نابود شدند که) گویا هرگز در آن (خانه‏ها) سکونت نداشتند! آنها که شعیب را تکذیب کردند، زیانکار بودند! (92)سپس از آنان روی برتافت و گفت: «ای قوم من! من رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برای شما خیرخواهی نمودم; با این حال، چگونه بر حال قوم بی‏ایمان تاسف بخورم؟!» (93)و ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم مگر اینکه اهل آن را به ناراحتیها و خسارتها گرفتار ساختیم; شاید (به خود آیند، و به سوی خدا) بازگردند و تضرع کنند! (94)سپس (هنگامی که این هشدارها در آنان اثر نگذاشت)، نیکی (و فراوانی نعمت و رفاه) را به جای بدی (و ناراحتی و گرفتاری) قرار دادیم; آنچنان که فزونی گرفتند، (و همه‏گونه نعمت و برکت یافتند، و مغرور شدند،) و گفتند: «(تنها ما نبودیم که گرفتار این مشکلات شدیم;) به پدران ما نیز ناراحتیهای جسمی و مالی رسید.» چون چنین شد، آنها را ناگهان (به سبب اعمالشان) گرفتیم (و مجازات کردیم)، در حالی که نمی‏فهمیدند. (95)و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می‏آوردند و تقوا پیشه می‏کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‏گشودیم; ولی (آنها حق را) تکذیب کردند; ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم. (96)آیا اهل این آبادیها، از این ایمنند که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بیاید در حالی که در خواب باشند؟! (97)آیا اهل این آبادیها، از این ایمنند که عذاب ما هنگام روز به سراغشان بیاید در حالی که سرگرم بازی هستند؟! (98)آیا آنها خود را از مکر الهی در امان می‏دانند؟! در حالی که جز زیانکاران، خود را از مکر (و مجازات) خدا ایمن نمی‏دانند! (99)آیا کسانی که وارث روی زمین بعد از صاحبان آن می‏شوند، عبرت نمی‏گیرند که اگر بخواهیم، آنها را نیز به گناهانشان هلاک می‏کنیم، و بر دلهایشان مهر می‏نهیم تا (صدای حق را) نشنوند؟! (100)اینها، شهرها و آبادیهایی است که قسمتی از اخبار آن را برای تو شرح می‏دهیم; پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند; (ولی آنها چنان لجوج بودند که) به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند، ایمان نمی‏آوردند! این‏گونه خداوند بر دلهای کافران مهر می‏نهد (و بر اثر لجاجت و ادامه گناه، حس تشخیصشان را سلب می‏کند)! (101)و بیشتر آنها را بر سر پیمان خود نیافتیم; (بلکه) اکثر آنها را فاسق و گنهکار یافتیم! (102)سپس بدنبال آنها ( پیامبران پیشین) موسی را با آیات خویش به سوی فرعون و اطرافیان او فرستادیم; اما آنها (با عدم پذیرش)، به آن (آیات) ظلم کردند. ببین عاقبت مفسدان چگونه بود! (103)و موسی گفت: «ای فرعون! من فرستاده‏ای از سوی پروردگار جهانیانم. (104)سزاوار است که بر خدا جز حق نگویم. من دلیل روشنی از پروردگارتان برای شما آورده‏ام; پس بنی اسرائیل را با من بفرست!» (105)(فرعون) گفت: «اگر نشانه‏ای آورده‏ای، نشان بده اگر از راستگویانی!» (106)(موسی) عصای خود را افکند; ناگهان اژدهای آشکاری شد! (107)و دست خود را (از گریبان) بیرون آورد; سفید (و درخشان) برای بینندگان بود! (108)اطرافیان فرعون گفتند: «بی‏شک، این ساحری ماهر و دانا است! (109)می‏خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند; (نظر شما چیست، و) در برابر او چه دستوری دارید؟» (110)(سپس به فرعون) گفتند: «(کار) او و برادرش را به تاخیر انداز، و جمع‏آوری‏کنندگان را به همه شهرها بفرست... (111)تا هر ساحر دانا (و کارآزموده‏ای) را به خدمت تو بیاورند!» (112)ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: «آیا اگر ما پیروز گردیم، اجر و پاداش مهمی خواهیم داشت؟ !» (113)گفت: «آری، و شما از مقربان خواهید بود!» (114)(روز مبارزه فرا رسید. ساحران) گفتند: «ای موسی! یا تو (وسایل سحرت را) بیفکن، یا ما می‏افکنیم!» (115)گفت: «شما بیفکنید!» و هنگامی (که وسایل سحر خود را) افکندند، مردم را چشم‏بندی کردند و ترساندند; و سحر عظیمی پدید آوردند. (116)(ما) به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن!» ناگهان (بصورت مار عظیمی در آمد که) وسایل دروغین آنها را بسرعت برمی‏گرفت. (117)(در این هنگام،) حق آشکار شد; و آنچه آنها ساخته بودند، باطل گشت. (118)و در آنجا (همگی) مغلوب شدند; و خوار و کوچک گشتند. (119)و ساحران (بی‏اختیار) به سجده افتادند. (120)و گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم; (121)پروردگار موسی و هارون!» (122)فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! حتما این نیرنگ و توطئه‏ای است که در این شهر (و دیار) چیده‏اید، تا اهلش را از آن بیرون کنید; ولی بزودی خواهید دانست! (123)سوگند می‏خورم که دستها و پاهای شما را بطور مخالف ( دست راست با پای چپ، یا دست چپ با پای راست) قطع می‏کنم; سپس همگی را به دار می‏آویزم! (124)(ساحران) گفتند: «(مهم نیست،) ما به سوی پروردگارمان بازمی‏گردیم! (125)انتقام تو از ما، تنها بخاطر این است که ما به آیات پروردگار خویش -هنگامی که به سراغ ما آمد- ایمان آوردیم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائی را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!» (126)و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آیا موسی و قومش را رها می‏کنی که در زمین فساد کنند، و تو و خدایانت را رها سازد؟!» گفت: «بزودی پسرانشان را می‏کشیم، و دخترانشان را زنده نگه می‏داریم (تا به ما خدمت کنند); و ما بر آنها کاملا مسلطیم!» (127)موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می‏کند; و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!» (128)گفتند: «پیش از آنکه به سوی ما بیایی آزار دیدیم، (هم اکنون) پس از آمدنت نیز آزار می‏بینیم! (کی این آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل می‏کنید!» (129)و ما نزدیکان فرعون (و قوم او) را به خشکسالی و کمبود میوه‏ها گرفتار کردیم، شاید متذکر گردند! (130)(اما آنها نه تنها پند نگرفتند، بلکه) هنگامی که نیکی (و نعمت) به آنها می‏رسید، می‏گفتند: س‏خ‏للّهبخاطر خود ماست.» ولی موقعی که بدی (و بلا) به آنها می‏رسید، می‏گفتند: «از شومی موسی و کسان اوست‏»! آگاه باشید سرچشمه همه اینها، نزد خداست; ولی بیشتر آنها نمی‏دانند! (131)و گفتند: «هر زمان نشانه و معجزه‏ای برای ما بیاوری که سحرمان کنی، ما به تو ایمان نمی‏آوریم!» (132)سپس (بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل کردیم:) طوفان و ملخ و آفت گیاهی و قورباغه‏ها و خون را -که نشانه‏هایی از هم جدا بودند- بر آنها فرستادیم; (ولی باز بیدار نشدند، و) تکبر ورزیدند، و جمعیت گنهکاری بودند! (133)هنگامی که بلا بر آنها مسلط می‏شد، می‏گفتند: «ای موسی! از خدایت برای ما بخواه به عهدی که با تو کرده، رفتار کند! اگر این بلا را از ما مرتفع سازی، قطعا به تو ایمان می‏آوریم، وبنی اسرائیل را با تو خواهیم فرستاد!» (134)اما هنگامی که بلا را، پس از مدت معینی که به آن می‏رسیدند، از آنها برمی‏داشتیم، پیمان خویش را می‏شکستند! (135)سرانجام از آنها انتقام گرفتیم، و آنان را در دریا غرق کردیم; زیرا آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند. (136)و مشرقها و مغربهای پر برکت زمین را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم)، واگذار کردیم; و وعده نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل، بخاطر صبر و استقامتی که به خرج دادند، تحقق یافت; و آنچه فرعون و فرعونیان (از کاخهای مجلل) می‏ساختند، و آنچه از باغهای داربست‏دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبیدیم! (137)و بنی اسرائیل را (سالم) از دریا عبور دادیم; (ناگاه) در راه خود به گروهی رسیدند که اطراف بتهایشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در این هنگام، بنی اسرائیل) به موسی گفتند: س‏خ‏للّهتو هم برای ما معبودی قرار ده، همان‏گونه که آنها معبودان (و خدایانی) دارند!» گفت: س‏خ‏للّهشما جمعیتی جاهل و نادان هستید! (138)اینها (را که می‏بینید)، سرانجام کارشان نابودی است; و آنچه انجام می‏دهند، باطل (و بیهوده) است. (139)(سپس) گفت: «آیا غیر از خداوند، مبعودی برای شما بطلبم؟! خدایی که شما را بر جهانیان (و مردم عصرتان) برتری داد!» (140)(به خاطر بیاورید) زمانی را که از (چنگال) فرعونیان نجاتتان بخشیدیم! آنها که پیوسته شما را شکنجه می‏دادند، پسرانتان را می‏کشتند، و زنانتان را (برای خدمتگاری) زنده می‏گذاشتند; و در این، آزمایش بزرگی از سوی خدا برای شما بود. (141)و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم; سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم; به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون «جانشین من در میان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما!» (142)و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد; و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!» (143)(خداوند) فرمود: «ای موسی! من تو را با رسالتهای خویش، و با سخن‏گفتنم (با تو)، بر مردم برتری دادم و برگزیدم; پس آنچه را به تو داده‏ام بگیر و از شکرگزاران باش!» (144)و برای او در الواح اندرزی از هر موضوعی نوشتیم; و بیانی از هر چیز کردیم -«پس آن را با جدیت بگیر! و به قوم خود بگو: به نیکوترین آنها عمل کنند! (و آنها که به مخالفت برخیزند، کیفرشان دوزخ است;) و بزودی جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد!» (145)بزودی کسانی را که در روی زمین بناحق تکبر می‏ورزند، از (ایمان به) آیات خود، منصرف می‏سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه‏ای را ببینند، به آن ایمان نمی‏آورند; اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی‏کنند; و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می‏کنند! (همه اینها) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند! (146)و کسانی که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود می گردد; آیا جز آنچه را عمل می‏کردند پاداش داده می‏شوند؟! (147)قوم موسی بعد (از رفتن) او (به میعادگاه خدا)، از زیورهای خود گوساله‏ای ساختند; جسد بی‏جانی که صدای گوساله داشت! آیا آنها نمی‏دیدند که با آنان سخن نمی‏گوید، و به راه (راست) هدایتشان نمی‏کند؟! آن را (خدای خود) انتخاب کردند، و ظالم بودند! (148)و هنگامی که حقیقت به دستشان افتاد، و دیدند گمراه شده‏اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند، و ما را نیامرزد، بطور قطع از زیانکاران خواهیم بود!» (149)و هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشینانی برایم بودید (و آیین مرا ضایع کردید)! آیا درمورد فرمان پروردگارتان (و تمدید مدت میعاد او)، عجله نمودید (و زود قضاوت کردید؟!)» سپس الواح را افکند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانیت) به سوی خود کشید; او گفت: «فرزند مادرم! این گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند; و نزدیک بود مرا بکشند، پس کاری نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران قرار مده!» (150)(موسی) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!» (151)کسانی که گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودی خشم پروردگارشان، و ذلت در زندگی دنیا به آنها می‏رسد; و اینچنین، کسانی را که (بر خدا) افترا می‏بندند، کیفر می دهیم! (152)و آنها که گناه کردند، و بعد از آن توبه نمودند و ایمان آوردند، (امید عفو او را دارند; زیرا) پروردگار تو، در پی این کار، آمرزنده و مهربان است. (153)هنگامی که خشم موسی فرو نشست; الواح (تورات) را برگرفت; و در نوشته‏های آن، هدایت و رحمت برای کسانی بود که از پروردگار خویش می‏ترسند (و از مخالفت فرمانش بیم دارند). (154)موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید; و هنگامی که زمین‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‏خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‏اند، (مجازات و) هلاک می‏کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست; که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‏سازی; و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‏کنی! تو ولی مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی! (155)و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرر فرما; چه اینکه ما به سوی تو بازگشت کرده‏ایم! «(خداوند در برابر این تقاضا، به موسی) گفت:» مجازاتم را به هر کس بخواهم می‏رسانم; و رحمتم همه چیز را فراگرفته; و آن را برای آنها که تقوا پیشه کنند، و زکات را بپردازند، و آنها که به آیات ما ایمان می‏آورند، مقرر خواهم داشت! (156)همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امی‏» پیروی می‏کنند; پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‏یابند; آنها را به معروف دستور می‏دهد، و از منکر باز میدارد; اشیار پاکیزه را برای آنها حلال می‏شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند; و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‏دارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند. (157)بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم; همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست; معبودی جز او نیست; زنده می‏کند و می‏میراند; پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‏اش، آن پیامبر درس نخوانده‏ای که به خدا و کلماتش ایمان دارد; و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!» (158)و از قوم موسی، گروهی هستند که به سوی حق هدایت می‏کنند; و به حق و عدالت حکم می‏نمایند. (159)ما آنها را به دوازده گروه -که هر یک شاخه‏ای (از دودمان اسرائیل) بود - تقسیم کردیم. و هنگامی که قوم موسی (در بیابان) از او تقاضای آب کردند، به او وحی فرستادیم که: «عصای خود را بر سنگ بزن!» ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون جست; آنچنان که هر گروه، چشمه و آبشخور خود را می‏شناخت. و ابر را بر سر آنها سایبان ساختیم; و بر آنها «من‏» و «سلوی‏» فرستادیم; (و به آنان گفتیم:) از روزیهای پاکیزه‏ای که به شما داده‏ایم، بخورید! (و شکر خدا را بجا آورید! آنها نافرمانی و ستم کردند; ولی) به ما ستم نکردند، لکن به خودشان ستم می‏نمودند. (160)و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که به آنها گفته شد: «در این شهر ( بیت المقدس ) ساکن شوید، و از هر جا (و به هر کیفیت) بخواهید، از آن بخورید (و بهره گیرید)! و بگویید: خداوندا! گناهان ما را بریز! و از در (بیت المقدس) با تواضع وارد شوید! که اگر چنین کنید، گناهان شما را می‏بخشم; و نیکوکاران را پاداش بیشتر خواهیم داد.» (161)اما ستمگران آنها، این سخن (و آن فرمانها) را، بغیر آنچه به آنها گفته شده بود، تغییر دادند; از این‏رو بخاطر ستمی که روا میداشتند، بلایی از آسمان بر آنها فرستادیم (و مجازاتشان کردیم). (162)و از آنها درباره (سرگذشت) شهری که در ساحل دریا بود بپرس! زمانی که آنها در روزهای شنبه، تجاوز (و نافرمانی) خدا می‏کردند; همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار می‏شدند; اما در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمی‏آمدند; این چنین آنها را به چیزی آزمایش کردیم که نافرمانی می‏کردند! (163)و (به یاد آر) هنگامی را که گروهی از آنها (به گروه دیگر) گفتند: «چرا جمعی (گنهکار) را اندرز می‏دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد، یا به عذاب شدیدی گرفتار خواهد ساخت؟! (آنها را به حال خود واگذارید تا نابود شوند!)» گفتند: «(این اندرزها،) برای اعتذار (و رفع مسؤولیت) در پیشگاه پروردگار شماست; بعلاوه شاید آنها (بپذیرند، و از گناه باز ایستند، و) تقوا پیشه کنند!» (164)اما هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، (لحظه عذاب فرا رسید; و) نهی‏کنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم; و کسانی را که ستم کردند، بخاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم. (165)(آری،) هنگامی که در برابر آنچه از آن نهی شده بودند سرکشی کردند، به آنها گفتیم: «به شکل میمونهایی طردشده در آیید!» (166)و (نیز به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد: تا دامنه قیامت، کسی را بر آنها مسلط خواهد ساخت که همواره آنها را در عذاب سختی قرار دهد; زیرا پروردگارت مجازاتش سریع، (و در عین حال، نسبت به توبه‏کاران) آمرزنده و مهربان است. (167)و آنها را در زمین بصورت گروه‏هایی، پراکنده ساختیم; گروهی از آنها صالح، و گروهی ناصالحند. و آنها را با نیکی‏ها و بدی‏ها آزمودیم، شاید بازگردند! (168)پس از آنها، فرزندانی جای آنها را گرفتند که وارث کتاب (آسمانی، تورات) شدند; (اما با این حال،) متاع این دنیای پست را گرفته، (بر اطاعت فرمان خدا ترجیح می‏دهند) و می‏گویند: س‏خ‏للّه(اگر ما گنهکاریم توبه می‏کنیم و) بزودی بخشیده خواهیم شد!» اما اگر متاع دیگری همانند آن به دستشان بیفتد، آن را (نیز) می‏گیرند، (و باز حکم خدا را پشت سر می‏افکنند.) آیا پیمان کتاب (خدا) از آنها گرفته نشده که بر خدا (دروغ نبندند، و) جز حق نگویند، و آنان بارها آنرا خوانده‏اند؟! و سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است، آیانمی‏فهمید؟! (169)و آنها که به کتاب (خدا) تمسک جویند، و نماز را برپا دارند، (پاداش بزرگی خواهند داشت; زیرا) ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد! (170)و (نیز به خاطر بیاور) هنگامی که کوه را همچون سایبانی بر فراز آنها بلند کردیم، آنچنان که گمان کردند بر آنان فرود می‏آمد; (و در همین حال، از آنها پیمان گرفتیم و گفتیم:) آنچه را (از احکام و دستورها) به شما داده‏ایم، با قوت (و جدیت) بگیرید! و آنچه در آن است، به یاد داشته باشید، (و عمل کنید،) تا پرهیزگار شوید! (171)و (به خاطر بیاور) زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت; و آنها را گواه بر خویشتن ساخت; (و فرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‏دهیم!» (چنین کرد مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم; (و از پیمان فطری توحید بی‏خبر ماندیم)»! (172)یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم; (و چاره‏ای جز پیروی از آنان نداشتیم;) آیا ما را به آنچه باطل‏گرایان انجام دادند مجازات می‏کنی؟!» (173)این گونه، آیات را توضیح می‏دهیم; و شاید به سوی حق بازگردند (و بدانند ندای توحید در درون جانشان، از روز نخست بوده است)! (174)و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم; ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد! (175)و اگر می‏خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‏بردیم; (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست; پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‏کند; (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‏شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند; این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)! (176)چه بد مثلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند; و آنها تنها به خودشان ستم می‏نمودند! (177)آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست; و کسانی را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آنها هستند! (178)به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم; آنها دلها ( عقلها )یی دارند که با آن (اندیشه نمی‏کنند، و) نمی‏فهمند; و چشمانی که با آن نمی‏بینند; و گوشهایی که با آن نمی‏شنوند; آنها همچون چهارپایانند; بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)! (179)و برای خدا، نامهای نیک است; خدا را به آن (نامها) بخوانید! و کسانی را که در اسماء خدا تحریف می‏کنند (و بر غیر او می‏نهند، و شریک برایش قائل می‏شوند)، رها سازید! آنها بزودی جزای اعمالی را که انجام می‏دادند، می‏بینند! (180)و از آنها که آفریدیم، گروهی بحق هدایت می‏کنند، و بحق اجرای عدالت می‏نمایند. (181)و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جائی که نمی‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد. (182)و به آنها مهلت می‏دهم (تا مجازاتشان دردناکتر باشد); زیرا طرح و نقشه من، قوی (و حساب شده) است. (و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست.) (183)آیا فکر نکردند که همنشین آنها ( پیامبر) هیچ‏گونه (اثری از) جنون ندارد؟! (پس چگونه چنین نسبت ناروایی به او می‏دهند؟!) او فقط بیم دهنده آشکاری است (که مردم را متوجه وظایفشان می‏سازد). (184)آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، (از روی دقت و عبرت) نظر نیفکندند؟! (و آیا در این نیز اندیشه نکردند که) شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده باشد؟! (اگر به این کتاب آسمانی روشن ایمان نیاورند،) بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟! (185)هر کس را خداوند (به جرم اعمال زشتش) گمراه سازد، هدایت کننده‏ای ندارد; و آنها را در طغیان و سرکشی‏شان رها می‏سازد، تا سرگردان شوند! (186)درباره قیامت از تو سؤال می‏کنند، کی فرامی‏رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است; و هیچ‏کس جز او (نمی‏تواند) وقت آن را آشکار سازد; (اما قیام قیامت، حتی) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است; و جز بطور ناگهانی، به سراغ شما نمی‏آید!» (باز) از تو سؤال می‏کنند، چنان که گویی تو از زمان وقوع آن باخبری! بگو: «علمش تنها نزد خداست; ولی بیشتر مردم نمی‏دانند.» (187)بگو: «من مالک سود و زیان خویش نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد; (و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده کند;) و اگر از غیب باخبر بودم، سود فراوانی برای خود فراهم می‏کردم، و هیچ بدی (و زیانی) به من نمی‏رسید; من فقط بیم‏دهنده و بشارت‏دهنده‏ام برای گروهی که ایمان می‏آورند! (و آماده پذیرش حقند) (188)او خدایی است که (همه) شما را از یک فرد آفرید; و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت، که با وجود آن، به کارهای خود ادامه می‏داد; و چون سنگین شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند س‏خ‏للّهاگر فرزند صالحی به ما دهی، از شاکران خواهیم بود!» (189)اما هنگامی که خداوند فرزند صالحی به آنها داد، (موجودات دیگر را در این موهبت مؤثر دانستند; و) برای خدا، در این نعمت که به آنها بخشیده بود، همتایانی قائل شدند; خداوند برتر است از آنچه همتای او قرار می‏دهند! (190)آیا موجوداتی را همتای او قرارمی‏دهند که چیزی را نمی‏آفرینند، و خودشان مخلوقند. (191)و نمی‏توانند آنان را یاری کنند، و نه خودشان را یاری می‏دهند. (192)و هرگاه آنها را به سوی هدایت دعوت کنید، از شما پیروی نمی‏کنند; و برای شما یکسان است چه آنها را دعوت کنید و چه خاموش باشید؟! (193)آنهایی را که غیر از خدا می‏خوانید (و پرستش می‏کنید)، بندگانی همچون خود شما هستند; آنها را بخوانید، و اگر راست می‏گویید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را برآورند)! (194)آیا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهایی دارند که با آن راه بروند؟! یا دستهایی دارند که با آن چیزی را بگیرند (و کاری انجام دهند)؟! یا چشمانی دارند که با آن ببینند؟! یا گوشهایی دارند که با آن بشنوند؟! (نه، هرگز، هیچ‏کدام،) بگو: «(اکنون که چنین است،) بتهای خویش را که شریک خدا قرار داده‏اید (بر ضد من) بخوانید، و برای من نقشه بکشید، و لحظه‏ای مهلت ندهید، (تا بدانید کاری از آنها ساخته نیست)! (195)ولی و سرپرست من، خدایی است که این کتاب را نازل کرده; و او همه صالحان را سرپرستی می‏کند. (196)و آنهایی را که جز او می‏خوانید، نمی‏توانند یاریتان کنند، و نه (حتی) خودشان را یاری دهند; (197)و اگر آنها را به هدایت فرا خوانید، سخنانتان را نمی‏شنوند! و آنها را می‏بینی (که با چشمهای مصنوعیشان) به تو نگاه می‏کنند، اما در حقیقت نمی‏بینند!» (198)(به هر حال) با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی‏ها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن)! (199)و هرگاه‏وسوسه‏ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر; که او شنونده و داناست! (200)پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‏های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می‏افتند; و (در پرتو یاد او، راه حق را می‏بینند و) ناگهان بینا می‏گردند. (201)و (ناپرهیزگاران را) برادرانشان (از شیاطین) پیوسته در گمراهی پیش می‏برند، و باز نمی‏ایستند! (202)هنگامی که (در نزول وحی تاخیر افتد، و) آیه‏ای برای آنان نیاوری، می‏گویند: «چرا خودت (از پیش خود) آن را برنگزیدی؟!» بگو: «من تنها از چیزی پیروی می‏کنم که بر من وحی می‏شود; این وسیله بینایی از طرف پروردگارتان، و مایه هدایت و رحمت است برای جمعیتی که ایمان می‏آورند. (203)هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید; شاید مشمول رحمت خدا شوید! (204)پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن; و از غافلان مباش! (205)آنها که (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هیچ‏گاه) از عبادتش تکبر نمی‏ورزند، و او را تسبیح می‏گویند، و برایش سجده می‏کنند. (206) X.



          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة الانفال

 

سورة الانفال

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

از تو درباره انفال ( غنایم، و هرگونه مال بدون مالک مشخص) سؤال می‏کنند ; بگو: «انفال مخصوص خدا و پیامبر است; پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و خصومتهایی را که در میان شماست، آشتی دهید! و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید اگر ایمان دارید! (1)مؤمنان، تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان میگردد; و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‏شود، ایمانشان فزونتر می‏گردد; و تنها بر پروردگارشان توکل دارند. (2)آنها که نماز را برپا می‏دارند; و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم، انفاق می‏کنند. (3)(آری،) مؤمنان حقیقی آنها هستند; برای آنان درجاتی (مهم) نزد پروردگارشان است; و برای آنها، آمرزش و روزی بی‏نقص و عیب است. (4)همان‏گونه که خدا تو را بحق از خانه (به سوی میدان بدر،) بیرون فرستاد، در حالی که گروهی از مؤمنان ناخشنود بودند (;ولی سرانجامش پیروزی بود! ناخشنودی عده‏ای از چگونگی تقسیم غنایم بدر نیز چنین است)! (5)آنها پس از روشن شدن حق، باز با تو مجادله می‏کردند; (و چنان ترس و وحشت آنها را فراگرفته بود، که) گویی به سوی مرگ رانده می‏شوند، و آن را با چشم خود می‏نگرند! (6)و (به یاد آرید) هنگامی را که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه ( کاروان تجاری قریش، یا لشکر مسلح آنها) نصیب شما خواهد بود; و شما دوست می‏داشتید که کاروان (غیر مسلح) برای شما باشد (و بر آن پیروز شوید); ولی خداوند می‏خواهد حق را با کلمات خود تقویت، و ریشه کافران را قطع کند; (از این رو شما را بر خلاف میلتان با لشکر قریش درگیر ساخت، و آن پیروزی بزرگ نصیبتان شد.) (7)تا حق را تثبیت کند، و باطل را از میان بردارد، هر چند مجرمان کراهت داشته باشند. (8)(به خاطر بیاورید) زمانی را (که از شدت ناراحتی در میدان بدر،) از پروردگارتان کمک می‏خواستید; و او خواسته شما را پذیرفت (و گفت): من شما را با یکهزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود می‏آیند، یاری می‏کنم. (9)ولی خداوند، این را تنها برای شادی و اطمینان قلب شما قرار داد; وگرنه، پیروزی جز از طرف خدا نیست; خداوند توانا و حکیم است! (10)و (یاد آورید) هنگامی را که خواب سبکی که مایه آرامش از سوی خدا بود، شما را فراگرفت; و آبی از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند; و پلیدی شیطان را از شما دور سازد; و دلهایتان را محکم، و گامها را با آن استوار دارد! (11)و (به یاد آر) موقعی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: «من با شما هستم; کسانی را که ایمان آورده‏اند، ثابت قدم دارید! بزودی در دلهای کافران ترس و وحشت می‏افکنم; ضربه‏ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهای دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید! (12)این بخاطر آن است که آنها با خدا و پیامبرش (ص) دشمنی ورزیدند; و هر کس با خدا و پیامبرش دشمنی کند، (کیفر شدیدی می‏بیند;) و خداوند شدید العقاب است! (13)این (مجازات دنیا) را بچشید! و برای کافران، مجازات آتش (در جهان دیگر) خواهد بود! (14)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که با انبوه کافران در میدان نبرد روبه‏رو شوید، به آنها پشت نکنید (و فرار ننمایید)! (15)و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‏گیری از میدان برای حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسی) به غضب خدا گرفتار خواهد شد; و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهی است! (16)این شما نبودید که آنها را کشتید; بلکه خداوند آنها را کشت! واین تو نبودی (ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی; بلکه خدا انداخت! و خدا می‏خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند; خداوند شنوا و داناست. (17)سرنوشت مؤمنان و کافران، همان بود که دیدید! و خداوند سست‏کننده نقشه‏های کافران است. (18)اگر شما فتح و پیروزی می‏خواهید، پیروزی به سراغ شما آمد! و اگر (از مخالفت) خودداری کنید، برای شما بهتر است! و اگر بازگردید، ما هم باز خواهیم گشت; و جمعیت شما هر چند زیاد باشد، شما را (از یاری خدا) بی‏نیاز نخواهد کرد; و خداوند با مؤمنان است! (19)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! خدا و پیامبرش را اطاعت کنید; و سرپیچی ننمایید در حالی که (سخنان او را) می‏شنوید! (20)و همانند کسانی نباشید که می‏گفتند: «شنیدیم!» ولی در حقیقت نمی‏شنیدند! (21)بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‏کنند. (22)و اگر خداوند خیری در آنها می‏دانست، (حرف حق را) به گوش آنها می‏رساند; ولی (با این حال که دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‏شوند. (23)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت‏کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‏خواند که شما را حیات می‏بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‏شود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‏شوید! (24)و از فتنه‏ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‏رسد; (بلکه همه را فرا خواهد گرفت; چرا که دیگران سکوت اختیار کردند.) و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! (25)و به خاطر بیاورید هنگامی را که شما در روی زمین، گروهی کوچک و اندک و زبون بودید; آنچنان که می‏ترسیدید مردم شما را بربایند! ولی او شما را پناه داد; و با یاری خود تقویت کرد; و از روزیهای پاکیزه بهره‏مند ساخت; شاید شکر نعمتش را بجا آورید! (26)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که میدانید (این کار، گناه بزرگی است)! (27)و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش است; و (برای کسانی که از عهده امتحان برآیند،) پاداش عظیمی نزد خداست! (28)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، برای شما وسیله‏ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‏دهد; (روشن‏بینی خاصی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت;) و گناهانتان را می‏پوشاند; و شما را می‏زمرزد; و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است! (29)(به خاطر بیاور) هنگامی را که کافران نقشه می‏کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از مکه) خارج سازند; آنها چاره می‏اندیشیدند (و نقشه می‏کشیدند)، و خداوند هم تدبیر می‏کرد; و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است! (30)و هنگامی که آیات ما بر آنها خوانده می‏شود، می‏گویند: «شنیدیم; (چیز مهمی نیست;) ما هم اگر بخواهیم مثل آن را می‏گوییم; اینها همان افسانه‏های پیشینیان است!» (ولی دروغ می‏گویند، و هرگز مثل آن را نمی‏آورند.) (31)و (به خاطر بیاور) زمانی را که گفتند: «پروردگارا! اگر این حق است و از طرف توست، بارانی از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! یا عذاب دردناکی برای ما بفرست!» (32)ولی (ای پیامبر!) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد; و (نیز) تا استغفار می‏کنند، خدا عذابشان نمی‏کند. (33)چرا خدا آنها را مجازات نکند، با اینکه از (عبادت موحدان در کنار) مسجد الحرام جلوگیری می‏کنند در حالی که سرپرست آن نیستند؟! سرپرست آن، فقط پرهیزگارانند; ولی بیشتر آنها نمی‏دانند. (34)(آنها که مدعی هستند ما هم نماز داریم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چیزی جز «سوت کشیدن س‏ذللّه «کف زدن‏» نبود; پس بچشید عذاب (الهی) را بخاطر کفرتان! (35)آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج می‏کنند; آنان این اموال را (که برای به دست آوردنش زحمت کشیده‏اند، در این راه) مصرف می‏کنند، اما مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد; و سپس شکست خواهند خورد; و (در جهان دیگر) کافران همگی به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد. (36)(اینها همه) بخاطر آن است که خداوند (می‏خواهد) ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاکها را روی هم بگذارد، و همه را متراکم سازد، و یکجا در دوزخ قرار دهد; و اینها هستند زیانکاران! (37)به آنها که کافر شدند بگو: «چنانچه از مخالفت باز ایستند، (و ایمان آورند،) گذشته آنها بخشوده خواهد شد; و اگر به اعمال سابق بازگردند، سنت خداوند در گذشتگان، درباره آنها جاری می‏شود (;و حکم نابودی آنان صادر می‏گردد). (38)و با آنها پیکار کنید، تا فتنه ( شرک و سلب آزادی) برچیده شود، و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرک وفساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خودداری کنند، (خداوند آنها را می‏پذیرد;) خدا به آنچه انجام می‏دهند بیناست. (39)و اگر سرپیچی کنند، بدانید (ضرری به شما نمی‏رسانند;) خداوند سرپرست شماست! چه سرپرست خوبی! و چه یاور خوبی! (40)بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی‏القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بی‏ایمان) ( روز جنگ بدر) نازل کردیم، ایمان آورده‏اید; و خداوند بر هر چیزی تواناست! (41)در آن هنگام که شما در طرف پایین بودید، و آنها در طرف بالا; (و دشمن بر شما برتری داشت;) و کاروان (قریش)، پایین تر از شما بود; (و وضع چنان سخت بود که) اگر با یکدیگر وعده می‏گذاشتید (که در میدان نبرد حاضر شوید)، در انجام وعده خود اختلاف می‏کردید; ولی (همه اینها) برای آن بود که خداوند، کاری را که می‏بایست انجام شود، تحقق بخشد; تا آنها که هلاک (و گمراه) می‏شوند، از روی اتمام حجت باشد; و آنها که زنده می‏شوند (و هدایت می‏یابند) ، از روی دلیل روشن باشد; و خداوند شنواو داناست. (42)در آن هنگام که خداوند تعداد آنها را در خواب به تو کم نشان داد; و اگر فراوان نشان می‏داد، مسلما سست می‏شدید; و (درباره شروع جنگ با آنها) کارتان به اختلاف می‏کشید; ولی خداوند (شما را از شر اینها) سالم نگه داشت; خداوند به آنچه درون سینه‏هاست، داناست. (43)و در آن هنگام (که در میدان نبرد،) با هم روبه‏رو شدید، آنها را به چشم شما کم نشان می‏داد; و شما را (نیز) به چشم آنها کم می‏نمود; تا خداوند، کاری را که می‏بایست انجام گیرد، صورت بخشد; (شما نترسید و اقدام به جنگ کنید، آنها هم وحشت نکنند و حاضر به جنگ شوند، و سرانجام شکست بخورند!) و همه کارها به خداوند باز می‏گردد. (44)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که (در میدان نبرد) با گروهی رو به رو می‏شوید، ثابت قدم باشید! و خدا را فراوان یاد کنید، تا رستگار شوید! (45)و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است! (46)و مانند کسانی نباشید که از روی هوی پرستی و غرور و خودنمایی در برابر مردم، از سرزمین خود به (سوی میدان بدر) بیرون آمدند; و (مردم را) از راه خدا بازمی‏داشتند; (و سرانجام شکست خوردند) و خداوند به آنچه عمل می‏کنند، احاطه (و آگاهی) دارد! (47)و (به یاد آور) هنگامی را که شیطان، اعمال آنها ( مشرکان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت: س‏خ‏للّهامروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نمی‏گردد! و من، همسایه (و پناه‏دهنده) شما هستم!» اما هنگامی که دو گروه (کافران، و مؤمنان مورد حمایت فرشتگان) در برابر یکدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پیروانم) بیزارم! من چیزی می‏بینم که شما نمی‏بینید; من از خدا می‏ترسم، خداوند شدیدالعقاب است!» (48)و هنگامی را که منافقان، و آنها که در دلهایشان بیماری است می‏گفتند: «این گروه (مسلمانان) را دینشان مغرور ساخته است.» (آنها نمی‏دانستند که) هر کس بر خدا توکل کند، (پیروز می‏گردد;) خداوند قدرتمند و حکیم است! (49)و اگر ببینی کافران را هنگامی که فرشتگان (مرگ)، جانشان را می‏گیرند و بر صورت و پشت آنها می‏زنند و (می‏گویند:) بچشید عذاب سوزنده را (،به حال آنان تاسف خواهی خورد)! (50)این، در مقابل کارهایی است که از پیش فرستاده‏اید; و خداوند نسبت به بندگانش، هرگز ستم روا نمی‏دارد! (51)(حال این گروه مشرکان،) همانند حال نزدیکان فرعون، و کسانی است که پیش از آنان بودند; آنها آیات خدا را انکار کردند; خداوند هم آنان را به گناهانشان کیفر داد; خداوند قوی، و کیفرش شدید است (52)این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‏دهد; جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند; و خداوند، شنوا و داناست! (53)این، (درست) شبیه (حال) فرعونیان و کسانی است که پیش از آنها بودند; آیات پروردگارشان را تکذیب کردند; ما هم بخاطر گناهانشان، آنها را هلاک کردیم، و فرعونیان را غرق نمودیم; و همه آنها ظالم (و ستمگر) بودند! (54)
به یقین، بدترین جنبندگان نزد خدا، کسانی هستند که کافر شدند و ایمان نمی‏آورند. (55)همان کسانی که با آنها پیمان بستی; سپس هر بار عهد و پیمان خود را می‏شکنند; و (از پیمان شکنی و خیانت،) پرهیز ندارند. (56)اگر آنها را در (میدان) جنگ بیابی، آنچنان به آنها حمله کن که جمعیتهایی که پشت سر آنها هستند، پراکنده شوند; شاید متذکر گردند (و عبرت گیرند)! (57)و هرگاه (با ظهور نشانه‏هایی،) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، بطور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است; زیرا خداوند، خائنان را دوست نمی‏دارد! (58)آنها که راه کفر پیش گرفتند، گمان نکنند (با این اعمال،) پیش برده‏اند (و از قلمرو کیفر ما، بیرون رفته‏اند)! آنها هرگز ما را ناتوان نخواهند کرد! (59)هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها ( دشمنان)، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‏شناسید و خدا آنها را می‏شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‏شود، و به شما ستم نخواهد شد! (60)و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی; و بر خدا توکل کن، که او شنوا و داناست! (61)و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است; او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد... (62)و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‏کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‏توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است! (63)ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی می‏کنند، برای حمایت تو کافی است (;فقط بر آنها تکیه کن)! (64)ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‏کنند; و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‏گردند; چرا که آنها گروهی هستند که نمی‏فهمند! (65)هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعفی است; بنابراین، هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز می‏شوند; و اگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است! (66)هیچ پیامبری حق ندارد اسیرانی (از دشمن) بگیرد تا کاملا بر آنها پیروز گردد (;و جای پای خود را در زمین محکم کند)! شما متاع ناپایدار دنیا را می‏خواهید; (و مایلید اسیران بیشتری بگیرید، و در برابر گرفتن فدیه آزاد کنید; ولی خداوند، سرای دیگر را (برای شما) می‏خواهد; و خداوند قادر و حکیم است! (67)اگر فرمان سابق خدانبود (که بدون ابلاغ، هیچ امتی را کیفر ندهد)، بخاطر چیزی ( اسیرانی) که گرفتید، مجازات بزرگی به شما می‏رسید. (68)از آنچه به غنیمت گرفته‏اید، حلال و پاکیزه بخورید; و از خدا بپرهیزید; خداوند آمرزنده و مهربان است! (69)ای پیامبر! به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند، خیری در دلهای شما بداند، (و نیات پاکی داشته باشید،) بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می‏دهد; و شما را می‏بخشد; و خداوند آمرزنده و مهربان است!» (70)اما اگر بخواهند با تو خیانت کنند، (تازگی ندارد) آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند; و خداوند (شما را) بر آنها پیروز کرد; خداوند دانا و حکیم است! (71)کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند; و آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند، هیچ گونه ولایت ( دوستی و تعهدی) در برابر آنها ندارید تا هجرت کنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یاری طلبند، بر شماست که آنها را یاری کنید، جز بر ضد گروهی که میان شما و آنها، پیمان (ترک مخاصمه) است; و خداوند به‏آنچه عمل می‏کنید، بیناست! (72)کسانی که کافر شدند، اولیاء (و یاوران و مدافعان) یکدیگرند; اگر (این دستور را) انجام ندهید، فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می‏دهد. (73)و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مؤمنان حقیقی‏اند; برای آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزی شایسته‏ای است. (74)و کسانی که بعدا ایمان آوردند و هجرت کردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند; و خویشاوندان نسبت به یکدیگر، در احکامی که خدا مقرر داشته، (از دیگران) سزاوارترند; خداوند به همه چیز داناست. (75) 22:50



| .     ----    بنام خدا    .----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة


          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة التوبة

 

سورة التوبة

 

(این، اعلام) بیزاری از سوی خدا و پیامبر او، به کسانی از مشرکان است که با آنها عهد بسته‏اید!(1)با این حال، چهار ماه (مهلت دارید که آزادانه) در زمین سیر کنید (و هر جا می‏خواهید بروید، و بیندیشید)! و بدانید شما نمی‏توانید خدا را ناتوان سازید، (و از قدرت او فرار کنید! و بدانید) خداوند خوارکننده کافران است! (2)و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر ( روز عید قربان) که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی‏توانید خدا را ناتوان سازید (و از قلمرو قدرتش خارج شوید)! و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده! (3)مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حق شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضد شما تقویت ننمودند; پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم بشمرید; زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (4)(اما) وقتی ماه‏های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید; و آنها را اسیر سازید; و محاصره کنید; و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید; زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! (6)چگونه برای مشرکان پیمانی نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالی که آنها همواره آماده شکستن پیمانشان هستند)؟! مگر کسانی که نزد مسجد الحرام با آنان پیمان بستید; (و پیمان خود را محترم شمردند;) تا زمانی که در برابر شما وفادار باشند، شما نیز وفاداری کنید، که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (7)چگونه (پیمان مشرکان ارزش دارد)، در حالی که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندی با شما را می‏کنند، و نه پیمان را؟! شما را با زبان خود خشنود می‏کنند، ولی دلهایشان ابا دارد; و بیشتر آنها فرمانبردار نیستند! (8)آنها آیات خدا را به بهای کمی فروختند; و (مردم را) از راه او باز داشتند; آنها اعمال بدی انجام می‏دادند! (9)(نه تنها درباره شما،) درباره هیچ فرد باایمانی رعایت خویشاوندی و پیمان را نمی‏کنند; و آنها همان تجاوز کارانند! (10)(ولی) اگر توبه کنند، نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، برادر دینی شما هستند;و ما آیات خود را برای گروهی که می‏دانند (و می‏اندیشند)، شرح می‏دهیم! (11)و اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید; چرا که آنها پیمانی ندارند; شاید (با شدت عمل) دست بردارند! (12)آیا با گروهی که پیمانهای خود را شکستند، و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند، پیکار نمی‏کنید؟ ! در حالی که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند; آیا از آنها می‏ترسید؟! با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید! (13)با آنها پیکار کنید، که خداوند آنان را به دست شما مجازات می‏کند; و آنان را رسوا می‏سازد; و سینه گروهی از مؤمنان را شفا می‏بخشد(; و بر قلب آنها مرهم می‏نهد) (14)و خشم دلهای آنان را از میان می‏برد! و خدا توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‏پذیرد; و خداوند دانا و حکیم است. (15)آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می‏شوید در حالی که هنوز کسانی که از شما جهاد کردند، و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند، (از دیگران) مشخص نشده‏اند؟! (باید آزمون شوید; و صفوف از هم جدا گردد;) و خداوند به آنچه عمل می‏کنید، آگاه است! (16)مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالی که به کفر خویش گواهی می‏دهند! آنها اعمالشان نابود (و بی‏ارزش) شده; و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند! (17)مساجد خدا را تنها کسی آباد می‏کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد; امید است چنین گروهی از هدایت‏یافتگان باشند. (18)آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟!(این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی‏کند! (19)آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است; و آنها پیروز و رستگارند! (20)پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیه خود، و رضایت (خویش)، و باغهایی از بهشت بشارت می‏دهد که در آن، نعمتهای جاودانه دارند; (21)همواره و تا ابد در این باغها (و در میان این نعمتها) خواهند بود; زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است! (22)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هرگاه پدران و برادران شما، کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولی (و یار و یاور و تکیه‏گاه) خود قرار ندهید! و کسانی از شما که آنان را ولی خود قرار دهند، ستمگرند! (23)بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده‏اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‏ترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند; و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی‏کند! (24)خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید); و در روز حنین (نیز یاری نمود); در آن هنگام که فزونی جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده; سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید! (25)سپس خداوند «سکینه‏» خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد; و لشکرهایی فرستاد که شما نمی‏دیدید; و کافران را مجازات کرد; و این است جزای کافران! (26)سپس خداوند -بعد از آن- توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‏پذیرد; و خداوند آمرزنده و مهربان است. (27)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! مشرکان ناپاکند; پس نباید بعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر می‏ترسید، خداوند هرگاه بخواهد، شما را به کرمش بی‏نیاز می‏سازد; (و از راه دیگر جبران می‏کند;) خداوند دانا و حکیم است. (28)با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام می‏شمرند، و نه آیین حق را می‏پذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند! (29)یهود گفتند: «عزیر پسر خداست!» و نصاری کفتند: «مسیح پسر خداست!» این سخنی است که با زبان خود می‏گویند، که همانند گفتار کافران پیشین است; خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‏یابند؟! (30)(آنها) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و (همچنین) مسیح فرزند مریم را; در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتائی را که معبودی جز او نیست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار می‏دهند! (31)آنها می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند; ولی خدا جز این نمی‏خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! (32)او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند! (33)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! بسیاری از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل می‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمی‏دارند! و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) می‏سازند، و در راه خدا انفاق نمی‏کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (34)در آن روز که آن را در آتش جهنم، گرم و سوزان کرده، و با آن صورتها و پهلوها و پشتهایشان را داغ می‏کنند; (و به آنها می‏گویند): این همان چیزی است که برای خود اندوختید (و گنجینه ساختید)! پس بچشید چیزی را که برای خود می‏اندوختید! (35)تعداد ماه‏ها نزد خداوند در کتاب الهی، از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است; که چهار ماه از آن، ماه حرام است; (و جنگ در آن ممنوع می‏باشد.) این، آیین ثابت و پابرجا(ی الهی) است! بنابر این، در این ماه‏ها به خود ستم نکنید (و از هرگونه خونریزی بپرهیزید)! و (به هنگام نبرد) با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار می‏کنند; و بدانید خداوند با پرهیزگاران است! (36)نسی‏ء ( جا به جا کردن و تاخیر ماه‏های حرام)، افزایشی در کفر (مشرکان)است; که با آن، کافران گمراه می‏شوند; یک سال، آن را حلال، و سال دیگر آن را حرام می کنند، تا به مقدار ماه‏هایی که خداوند تحریم کرده بشود (و عدد چهار ماه، به پندارشان تکمیل گردد); و به این ترتیب، آنچه را خدا حرام کرده، حلال بشمرند. اعمال زشتشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده; و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی‏کند! (37)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‏شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‏کنید (و سستی به خرج می‏دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‏اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست! (38)اگر (به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می‏کند، و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرارمی‏دهد; و هیچ زیانی به او نمی‏رسانید; و خداوند بر هر چیزی تواناست! (39)اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد; (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت;) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت); در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد; و با لشکرهایی که مشاهده نمی‏کردید، او را تقویت نمود; و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت;) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز)است; و خداوند عزیز و حکیم است! (40)(همگی به سوی میدان جهاد) حرکت کنید; سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد نمایید; این برای شما بهتر است اگر بدانید! (41)(اما گروهی از آنها، چنانند که) اگر غنایمی نزدیک (و در دسترس)، و سفری آسان باشد، (به طمع دنیا) از تو پیروی می‏کنند; ولی (اکنون که برای میدان تبوک،) راه بر آنها دور (و پر مشقت) است، (سرباز می‏زنند;) و بزودی به خدا سوگند یاد می‏کنند که: «اگر توانایی داشتیم، همراه شما حرکت می‏کردیم!» (آنها با این اعمال و این دروغها، در واقع) خود را هلاک می‏کنند; و خداوند می‏داند آنها دروغگو هستند! (42)خداوند تو را بخشید; چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟! (خوب بود صبر می‏کردی، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!) (43)آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه برای ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان، از تو اجازه نمی‏گیرند; و خداوند پرهیزگاران را می‏شناسد. (44)تنها کسانی از تو اجازه (این کار را) می‏گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دلهایشان با شک و تردید آمیخته است; آنها در تردید خود سرگردانند. (45)اگر آنها (راست می‏گفتند، و) اراده داشتند که (بسوی میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‏ای برای آن فراهم می‏ساختند! ولی خدا از حرکت آنها کراهت داشت; از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد; و) آنها را (از جهاد) باز داشت; و به آنان گفته شد: «با «قاعدین‏» ( کودکان و پیران و بیماران) بنشینید!» (46)اگر آنها همراه شما (بسوی میدان جهاد) خارج می‏شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‏افزودند; و بسرعت در بین شما به فتنه‏انگیزی (و ایجاد تفرقه و نفاق) می‏پرداختند; و در میان شما، افرادی (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملا گوش فرامی‏دهند; و خداوند، ظالمان را می‏شناسد. (47)

آنها پیش از این (نیز) در پی فتنه‏انگیزی بودند، و کارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ریختند); تا آن که حق فرا رسید، و فرمان خدا آشکار گشت (و پیروز شدید)، در حالی که آنها کراهت داشتند. (48)بعضی از آنها می‏گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن‏»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‏اند; و جهنم، کافران را احاطه کرده است! (49)هرگاه نیکی به تو رسد، آنها را ناراحت می‏کند; و اگر مصیبتی به تو رسد، می‏گویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفته‏ایم.» و بازمی‏گردند در حالی که خوشحالند! (50)بگو: «هیچ حادثه‏ای برای ما رخ نمی‏دهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرر داشته است; او مولا (و سرپرست) ماست; و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند!» (51)بگو: «آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟!(: یا پیروزی یا شهادت) ولی ما انتظار داریم که خداوند، عذابی از سوی خودش (در آن جهان) به شما برساند، یا (در این جهان) به دست ما (مجازات شوید) اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار می‏کشیم!» (52)بگو: «انفاق کنید; خواه از روی میل باشد یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی‏شود; چرا که شما قوم فاسقی بودید!» (53)هیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمی‏آورند جز با کسالت، و انفاق نمی‏کنند مگر با کراهت! (54)و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد; خدا می‏خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند! (55)آنها به خدا سوگند می‏خورند که از شما هستند، در حالی که از شما نیستند; ولی آنها گروهی هستند که می‏ترسند (و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ می‏گویند)! (56)اگر پناهگاه یا غارها یا راهی در زیر زمین بیابند، بسوی آن حرکت می‏کنند، و با سرعت و شتاب فرار می‏کنند. (57)و در میان آنها کسانی هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده میگیرند; اگر از آن (غنایم، سهمی) به آنها داده شود، راضی می‏شوند; و اگر داده نشود، خشم می‏گیرند (;خواه حق آنها باشد یا نه)! (58)(در حالی که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضی باشند، و بگویند: «خداوند برای ما کافی است! و بزودی خدا و رسولش، از فضل خود به ما می‏بخشند; ما تنها رضای او را می‏طلبیم. » (برای آنها بهتر است)! (59)زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع آوری) آن زحمت می‏کشند، و کسانی که برای جلب محبتشان اقدام می‏شود، و برای (آزادی) بردگان، و (ادای دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه; این، یک فریضه (مهم) الهی است; و خداوند دانا و حکیم است! (60)از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‏دهند و می‏گویند: «او آدم خوش‏باوری است!» بگو: «خوش‏باور بودن او به نفع شماست! (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد; و (تنها) مؤمنان را تصدیق می‏کند; و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده‏اند!» و آنها که رسول خدا را آزار می‏دهند، عذاب دردناکی دارند! (61)آنها برای شما به خدا سوگند یاد می‏کنند، تا شما را راضی سازند; در حالی که شایسته‏تر این است که خدا و رسولش را راضی کنند، اگر ایمان دارند! (62)آیا نمی‏دانند هر کس با خدا و رسولش دشمنی کند، برای او آتش دوزخ است; جاودانه در آن می‏ماند؟! این، همان رسوایی بزرگ است! (63)منافقان از آن بیم دارند که سوره‏ای بر ضد آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار می‏سازد!» (64)و اگر از آنها بپرسی(: «چرا این اعمال خلاف را انجام دادید؟!»)، می‏گویند: «ما بازی و شوخی می‏کردیم!» بگو:« آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‏کردید؟!» (65)(بگو:) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است; چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهی از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد; زیرا مجرم بودند! (66)مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهی از معروف می‏کنند; و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) می‏بندند; خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (،و رحمتش را از آنها قطع نمود); به یقین، منافقان همان فاسقانند! (67)خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده; جاودانه در آن خواهند ماند -همان برای آنها کافی است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته; و عذاب همیشگی برای آنهاست! (68)(شما منافقان،) همانند کسانی هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق پیمودند; بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهی در راه گناه و هوس) استفاده کردند; شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند; شما (در کفر و نفاق و استهزای مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند; (ولی سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد; و آنها همان زیانکارانند! (69)آیا خبر کسانی که پیش از آنها بودند، به آنان نرسیده است؟! «قوم نوح‏» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهیم‏» و «اصحاب مدین‏» ( قوم شعیب) و «شهرهای زیر و رو شده‏» ( قوم لوط); پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، (ولی نپذیرفتند;) خداوند به آنها ستم نکرد، اما خودشان بر خویشتن ستم می‏کردند! (70)مردان و زنان باایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند; امر به معروف، و نهی از منکر می‏کنند; نماز را برپا می‏دارند; و زکات را می‏پردازند; و خدا و رسولش را اطاعت می‏کنند; بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمی‏دهد; خداوند توانا و حکیم است! (71)خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند; و مسکن‏های پاکیزه‏ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته); و (خشنودی و) رضای خدا، (از همه اینها) برتر است; و پیروزی بزرگ، همین است! (72)ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است; و چه بد سرنوشتی دارند! (73)به خدا سوگند می‏خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‏اند; در حالی که قطعا سخنان کفرآمیز گفته‏اند; و پس از اسلام‏آوردنشان، کافر شده‏اند; و تصمیم (به کار خطرناکی) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام می‏گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بی‏نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است; و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد; و در سراسر زمین، نه ولی و حامی دارند، و نه یاوری! (74)بعضی از آنها با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد، قطعا صدقه خواهیم داد; و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود!» (75)اما هنگامی که خدا از فضل خود به آنها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند! (76)این عمل، (روح) نفاق را، تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلف جستند; و بخاطر آن است که دروغ می‏گفتند. (77)آیا نمی‏دانستند که خداوند، اسرار و سخنان درگوشی آنها را می‏داند; و خداوند دانای همه غیبها (و امور پنهانی) است؟! (78)آنهایی که از مؤمنان اطاعت کار، در صدقاتشان عیبجویی می‏کنند، و کسانی را که (برای انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانائی خود دسترسی ندارند، مسخره می‏نمایند، خدا آنها را مسخره می‏کند; (و کیفر استهزاکنندگان را به آنها می‏دهد;) و برای آنها عذاب دردناکی است! (79)چه برای آنها استغفار کنی، و چه نکنی، (حتی) اگر هفتاد بار برای آنها استغفار کنی، هرگز خدا آنها را نمی‏آمرزد! چرا که خدا و پیامبرش را انکار کردند; و خداوند جمعیت فاسقان را هدایت نمی‏کند! (80)تخلف‏جویان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند; و کراهت داشتند که با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد کنند; و (به یکدیگر و به مؤمنان) گفتند: «در این گرما، (بسوی میدان) حرکت نکنید!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرمتر است!» اگر می‏دانستند! (81)از این‏رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزای کارهایی است که انجام می‏دادند! (82)هرگاه خداوند تو را بسوی گروهی از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (بسوی میدان جهاد) بخواهند، بگو: «هیچ گاه با من خارج نخواهید شد! و هرگز همراه من، با دشمنی نخواهید جنگید! شما نخستین بار به کناره‏گیری راضی شدید، اکنون نیز با متخلفان بمانید!» (83)هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، (برای دعا و طلب آمرزش،) نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند; و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند! (84)مبادا اموال و فرزندانشان، مایه شگفتی تو گردد! (این برای آنها نعمت نیست; بلکه) خدا می‏خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند، و جانشان برآید در حالی که کافرند! (85)و هنگامی که سوره‏ای نازل شود (و به آنان دستور دهد) که: «به خدا ایمان بیاورید! و همراه پیامبرش جهاد کنید!»، افرادی از آنها ( گروه منافقان) که توانایی دارند، از تو اجازه می‏خواهند و می‏گویند: «بگذار ما با قاعدین ( آنها که از جهاد معافند) باشیم!» (86)(آری،) آنها راضی شدند که با متخلفان باشند; و بر دلهایشان مهر نهاده شده; از این رو (چیزی) نمی‏فهمند! (87)ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند; و همه نیکیها برای آنهاست; و آنها همان رستگارانند! (88)خداوند برای آنها باغهایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند بود; و این است رستگاری (و پیروزی) بزرگ! (89)و عذرآورندگان از اعراب، (نزد تو) آمدند که به آنها اجازه (عدم شرکت در جهاد) داده شود; و آنها که به خدا و پیامبرش دروغ گفتند، (بدون هیچ عذری در خانه خود) نشستند; بزودی به کسانی از آنها که مخالفت کردند (و معذور نبودند)، عذاب دردناکی خواهد رسید! (90)بر ضعیفان و بیماران و آنها که وسیله‏ای برای انفاق (در راه جهاد) ندارند، ایرادی نیست (که در میدان جنگ شرکت نجویند،) هرگاه برای خدا و رسولش خیرخواهی کنند (;و از آنچه در توان دارند، مضایقه ننمایند). بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست; و خداوند آمرزنده و مهربان است! (91)و (نیز) ایرادی نیست بر آنها که وقتی نزد تو آمدند که آنان را بر مرکبی (برای جهاد) سوار کنی، گفتی: «مرکبی که شما را بر آن سوار کنم، ندارم!» (از نزد تو) بازگشتند در حالی که چشمانشان از اندوه اشکبار بود; زیرا چیزی نداشتند که در راه خدا انفاق کنند (و با آن به میدان بروند) (92)راه مؤاخذه تنها به روی کسانی باز است که از تو اجازه می‏خواهند در حالی که توانگرند; (و امکانات کافی برای جهاد دارند;) آنها راضی شدند که با متخلفان ( زنان و کودکان و بیماران) بمانند; و خداوند بر دلهایشان مهر نهاده; به همین جهت چیزی نمی‏دانند! (93)هنگامی که بسوی آنها (که از جهاد تخلف کردند) باز گردید، از شما عذرخواهی می‏کنند; بگو: «عذرخواهی نکنید، ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد! چرا که خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته; و خدا و رسولش، اعمال شما را می‏بینند; سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگشت داده می‏شوید; و او شما را به آنچه انجام می‏دادید، آگاه می‏کند (و جزا می‏دهد!) » (94)هنگامی که بسوی آنان بازگردید، برای شما به خدا سوگند یاد می‏کنند، تا از آنها اعراض (و صرف نظر) کنید; از آنها اعراض کنید (و روی بگردانید); چرا که پلیدند! و جایگاهشان دوزخ است، بکیفر اعمالی که انجام می‏دادند. (95)برای شما قسم یاد می‏کنند تا از آنها راضی شوید; اگر شما از آنها راضی شوید، خداوند (هرگز) از جمعیت فاسقان راضی نخواهد شد! (96)بادیه‏نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است; و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند; و خداوند دانا و حکیم است! (97)گروهی از (این) اعراب بادیه‏نشین، چیزی را که (در راه خدا) انفاق می‏کنند،غرامت محسوب می‏دارند; و انتظار حوادث دردناکی برای شما می‏کشند; حوادث دردناک برای خود آنهاست; و خداوند شنوا و داناست! (98)گروهی (دیگر) از عربهای بادیه‏نشین، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند; و آنچه را انفاق می‏کنند، مایه تقرب به خدا، و دعای پیامبر می‏دانند; آگاه باشید اینها مایه تقرب آنهاست! خداوند بزودی آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت; به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است! (99)پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند; و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند; و این است پیروزی بزرگ! (100)و از (میان) اعراب بادیه‏نشین که اطراف شما هستند، جمعی منافقند; و از اهل مدینه (نیز)، گروهی سخت به نفاق پای بندند. تو آنها را نمی‏شناسی، ولی ما آنها را می شناسیم. بزودی آنها را دو بار مجازات می‏کنیم (:مجازاتی با رسوایی در دنیا، و مجازاتی به هنگام مرگ); سپس بسوی مجازات بزرگی (در قیامت)فرستاده می‏شوند. (101)

و گروهی دیگر، به گناهان خود اعتراف کردند; و کار خوب و بد را به هم آمیختند; امید می‏رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد; به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است! (102)از اموال آنها صدقه‏ای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن; که دعای تو، مایه آرامش آنهاست; و خداوند شنوا و داناست! (103)آیا نمی‏دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‏پذیرد، و صدقات را می‏گیرد، و خداوند توبه‏پذیر و مهربان است؟! (104)بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‏بینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‏شوید; و شما را به آنچه عمل می‏کردید، خبر می‏دهد!» (105)و گروهی دیگر، به فرمان خدا واگذار شده‏اند (و کارشان با خداست); یا آنها را مجازات می‏کند، و یا توبه آنان را می‏پذیرد (،هر طور که شایسته باشند); و خداوند دانا و حکیم است! (106)(گروهی دیگر از آنها) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان (به مسلمانان)، و (تقویت) کفر، و تفرقه‏افکنی میان مؤمنان، و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود; آنها سوگند یاد می‏کنند که: «جز نیکی (و خدمت)، نظری نداشته‏ایم!» اما خداوند گواهی می‏دهد که آنها دروغگو هستند! (107)هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست! آن مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏تر است که در آن (به عبادت) بایستی; در آن، مردانی هستند که دوست می‏دارند پاکیزه باشند; و خداوند پاکیزگان را دوست دارد! (108)آیا کسی که شالوده آن را بر تقوای الهی و خشنودی او بنا کرده بهتر است،یا کسی که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستی بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومی‏ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمی‏کند! (109)(اما) این بنایی را که آنها ساختند، همواره بصورت یک وسیله شک و تردید،در دلهایشان باقی می‏ماند; مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود (و بمیرند; وگرنه، هرگز از دل آنها بیرون نمی‏رود); و خداوند دانا و حکیم است! (110)خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد; (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می‏کنند، می‏کشند و کشته می‏شوند; این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده; و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده‏اید; و این است آن پیروزی بزرگ! (111)توبه‏کنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهای)الهی، (مؤمنان حقیقی‏اند) ; و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان! (112)برای پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که برای مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند; (آن هم) پس از آنکه بر آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند! (113)و استغفار ابراهیم برای پدرش ( عمویش آزر)، فقط بخاطر وعده‏ای بود که به او داده بود (تا وی را بسوی ایمان جذب کند); اما هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست; به یقین، ابراهیم مهربان و بردبار بود! (114)چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آن که آنها را هدایت کرد (و ایمان آوردند) گمراه (و مجازات) کند; مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید (و آنها مخالفت کنند); زیرا خداوند به هر چیزی داناست! (115)حکومت آسمانها و زمین تنها از آن خداست; زنده می‏کند و می‏میراند; و جز خدا، ولی و یاوری ندارید! (116)مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوک) از او پیروی کردند، نمود; بعد از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنها، از حق منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند); سپس خدا توبه آنها را پذیرفت، که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است! (117)(همچنین) آن سه نفر که (از شرکت در جنگ تبوک) تخلف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حد که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد; (حتی) در وجود خویش، جایی برای خود نمی‏یافتند; (در آن هنگام) دانستند پناهگاهی از خدا جز بسوی او نیست; سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند; خداوند بسیار توبه‏پذیر و مهربان است! (118)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید! (119)سزاوار نیست که اهل مدینه، و بادیه‏نشینانی که اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلف جویند; و برای حفظ جان خویش، از جان او چشم بپوشند! این بخاطر آن است که هیچ تشنگی و خستگی، و گرسنگی در راه خدا به آنها نمی‏رسد و هیچ گامی که موجب خشم کافران می‏شود برنمی‏دارند، و ضربه‏ای از دشمن نمی‏خورند، مگر اینکه به خاطر آن، عمل صالحی برای آنها نوشته می‏شود; زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‏کند! (120)و هیچ مال کوچک یا بزرگی را (در این راه) انفاق نمی‏کنند، و هیچ سرزمینی را (بسوی میدان جهاد و یا در بازگشت) نمی‏پیمایند، مگر اینکه برای آنها نوشته می‏شود; تا خداوند آن را بعنوان بهترین اعمالشان، پاداش دهد. (121)شایسته نیست مؤمنان همگی (بسوی میدان جهاد) کوچ کنند; چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‏ای کوچ نمی‏کند (و طایفه‏ای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداری کنند! (122)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! با کافرانی که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدت و خشونت (و قدرت) احساس کنند; و بدانید خداوند با پرهیزگاران است! (123)و هنگامی که سوره‏ای نازل می‏شود، بعضی از آنان (به دیگران) می‏گویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما کسانی که ایمان آورده‏اند، بر ایمانشان افزوده; و آنها (به فضل و رحمت الهی) خوشحالند. (124)و اما آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده; و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند. (125)آیا آنها نمی‏بینند که در هر سال، یک یا دو بار آزمایش می‏شوند؟! باز توبه نمی‏کنند، و متذکر هم نمی‏گردند! (126)و هنگامی که سوره‏ای نازل می‏شود، بعضی از آنها ( منافقان) به یکدیگر نگاه می‏کنند و می‏گویند: «آیا کسی شما را می‏بیند؟ (اگر از حضور پیامبر بیرون رویم، کسی متوجه ما نمی‏شود! )» سپس منصرف می‏شوند (و بیرون می‏روند); خداوند دلهایشان را (از حق) منصرف ساخته; چرا که آنها، گروهی هستند که نمی‏فهمند (و بی‏دانشند)! (127)به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است; و اصرار بر هدایت شما دارد; و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128)اگر آنها (از حق) روی بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفایت می‏کند; هیچ معبودی جز او نیست; بر او توکل کردم; و او صاحب عرش بزرگ است!» (129


    ----    بنام خدا   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة



X
.
.
          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة یونس

 

سورة یونس

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الر، این آیات کتاب استوار و حکمت آمیز است! (1)آیا برای مردم، موجب شگفتی بود که به مردی از آنها وحی فرستادیم که مردم را (از عواقب کفر و گناه) بترسان، و به کسانی که ایمان آورده‏اند بشارت ده که برای آنها، سابقه نیک (و پاداشهای مسلم) نزد پروردگارشان است؟! (اما) کافران گفتند: «این مرد، ساحر آشکاری است!; س‏ذللّه (2)پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز ( شش دوران) آفرید; سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت; هیچ شفاعت کننده‏ای، جز با اذن او نیست; این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکر نمی‏شوید؟! (3)بازگشت همه شما بسوی اوست! خداوند وعده حقی فرموده; او آفرینش را آغاز می‏کند، سپس آن را بازمی‏گرداند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند، بعدالت جزا دهد; و برای کسانی که کافر شدند، نوشیدنی از مایع سوزان است; و عذابی دردناک، بخاطر آنکه کفر می‏ورزیدند! (4)او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد; و برای آن منزلگاه‏هایی مقدر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانید; خداوند این را جز بحق نیافریده; او آیات (خود را) برای گروهی که اهل دانشند، شرح می‏دهد! (5)مسلما در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، آیات (و نشانه‏هایی) است برای گروهی که پرهیزگارند (و حقایق را می‏بینند). (6)آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند، (7)(همه) آنها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایی که انجام می‏دادند! (8)(ولی) کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می‏کند; از زیر (قصرهای) آنها در باغهای بهشت، نهرها جاری است. (9)گفتار (و دعای) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهی تو!» و تحیت آنها در آنجا: سلام; و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!» (10)اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبی‏»ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب می‏کرد، (بزودی) عمرشان به پایان می‏رسید (و همگی نابود می‏شدند); ولی کسانی را که ایمان به لقای ما ندارند، به حال خود رها می‏کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند! (11)هنگامی که به انسان زیان (و ناراحتی) رسد، ما را (در هر حال:) در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، می‏خواند; اما هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان می‏رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (که زشتی این عمل را درک نمی‏کنند)! (12)ما امتهای پیش از شما را، هنگامی که ظلم کردند، هلاک نمودیم; در حالی که پیامبرانشان دلایل روشن برای آنها آوردند، ولی آنها ایمان نیاوردند; این‏گونه گروه مجرمان را کیفر می‏دهیم! (13)سپس شما را جانشینان آنها در روی زمین -پس از ایشان- قرار دادیم; تا ببینیم شما چگونه عمل می‏کنید! (14)و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‏شود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند می‏گویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم; فقط از چیزی که بر من وحی می‏شود، پیروی می‏کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) می‏ترسم!» (15)بگو: «اگر خدا می‏خواست، من این آیات را بر شما نمی‏خواندم; و خداوند از آن آگاهتان نمی‏کرد; چه اینکه مدتها پیش از این، در میان شما زندگی نمودم; (و هرگز آیه‏ای نیاوردم;) آیا نمی‏فهمید؟!» (16)چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‏بندد، یا آیات او را تکذیب می‏کند؟! مسلما مجرمان رستگار نخواهند شد! (17)آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‏پرستند که نه به آنان زیان می‏رساند، و نه سودی می‏بخشد; و می‏گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‏دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‏دهند! (18)(در آغاز) همه مردم امت واحدی بودند; سپس اختلاف کردند; و اگر فرمانی از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سریع آنان) از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‏شد (و سپس همگی به مجازات می‏رسیدند). (19)می‏گویند: «چرا معجزه‏ای از پروردگارش بر او نازل نمی‏شود؟!» بگو: «غیب (و معجزات) تنها برای خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‏جویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!)» (20)هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ می‏کنند (،و برای آن نعمت و رحمت توجیهات ناروا می‏کنند); بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر ( چاره‏جویی) می‏کند; و رسولان ( فرشتگان ) ما، آنچه نیرنگ می‏کنید (و نقشه می‏کشید)، می‏نویسند!» (21)او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‏دهد; زمانی که در کشتی قرارمی‏گیرید، و بادهای موافق آنان را (بسوی مقصد) حرکت میدهد و خوشحال می‏شوند، ناگهان طوفان شدیدی می‏وزد; و امواج از هر سو به سراغ آنها می‏آید; و گمان می‏کنند هلاک خواهند شد; در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می‏خوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتما از سپاسگزاران خواهیم بود!» (22)اما هنگامی که خدا آنها را رهایی بخشید، (باز) به ناحق، در زمین ستم میکنند. ای مردم! ستمهای شما، به زیان خود شماست! از زندگی دنیا بهره (میبرید)، سپس بازگشت شما بسوی ماست; و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهیم! (23)مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده‏ایم; که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن می‏خورند- می‏روید; تا زمانی که زمین، زیبایی خود را یافته و آراسته می‏گردد، و اهل آن مطمئن می‏شوند که می‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام یا در روز، (برای نابودی آن) فرامی‏رسد; (سرما یا صاعقه‏ای را بر آن مسلط می‏سازیم;) و آنچنان آن را درو می‏کنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که می‏اندیشند، شرح می‏دهیم! (24)و خداوند به سرای صلح و سلامت دعوت می‏کند; و هر کس را بخواهد (و شایسته و لایق ببیند) ، به راه راست هدایت می‏نماید. (25)کسانی که نیکی کردند، پاداش نیک و افزون بر آن دارند; و تاریکی و ذلت، چهره‏هایشان را نمی‏پوشاند; آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند. (26)اما کسانی که مرتکب گناهان شدند، جزای بدی بمقدار آن دارند; و ذلت و خواری، چهره آنان را می‏پوشاند; و هیچ چیز نمی‏تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‏هایشان آنچنان تاریک است که) گویی با پاره‏هایی از شب تاریک، صورت آنها پوشیده شده! آنها اهل دوزخند; و جاودانه در آن خواهند ماند! (27)(به خاطر بیاورید) روزی را که همه آنها را جمع می‏کنیم، سپس به مشرکان می‏گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید (تا به حسابتان رسیدگی شود!)» سپس آنها را از هم جدا می‏سازیم (و از هر یک جداگانه سؤال می‏کنیم). و معبودهایشان (به آنها) می‏گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‏کردید!» (28)(آنها در پاسخ می‏گویند:) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، اگر ما از عبادت شما غافل بودیم! (29)در آن جا، هر کس عملی را که قبلا انجام داده است، می‏آزماید. و همگی بسوی «الله‏» -مولا و سرپرست حقیقی خود- بازگردانده می‏شوند; و چیزهایی را که بدروغ همتای خدا قرار داده بودند، گم و نابود می‏شوند! (30)بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‏دهد؟ یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‏آورد؟ و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می‏کند؟» بزودی (در پاسخ) می‏گویند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمی‏کنید (و از خدا نمی‏ترسید)؟! (31)آن است خداوند، پروردگار حق شما (دارای همه این صفات)! با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روی گردان می‏شوید؟! (32)اینچنین فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلم شده که آنها (پس از این همه لجاجت و گناه)، ایمان نخواهند آورد! (33)بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، آفرینش را ایجاد می‏کند و سپس بازمی‏گرداند؟!» بگو: س‏خ‏للّهتنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمی‏گرداند; با این حال، چرا از حق روی‏گردان می‏شوید؟!» (34)بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، به سوی حق هدایت می‏کند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت می‏کند! آیا کسی که هدایت به سوی حق می‏کند برای پیروی شایسته‏تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی‏شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می‏شود، چگونه داوری می‏کنید؟! س‏ذللّه (35)و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بی‏اساس)، پیروی نمی‏کنند; (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حق بی‏نیاز نمی‏سازد (و به حق نمی‏رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‏دهند، آگاه است! (36)شایسته نبود (و امکان نداشت) که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود; ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است; شکی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (37)آیا آنها می‏گویند: «او قرآن را بدروغ به‏خدا نسبت داده است‏»؟! بگو: «اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید; و غیر از خدا، هر کس را می‏توانید (به یاری) طلبید!» (38)(ولی آنها از روی علم و دانش قرآن را انکار نکردند;) بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند; پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود! (39)بعضی از آنها، به آن ایمان می‏آورند; و بعضی ایمان نمی‏آورند; و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر می‏شناسد)! (40)و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‏دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‏دهید بیزارم!» (41)گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‏دهند (;اما گویی هیچ نمی‏شنوند و کرند)! آیا تو می‏توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (42)و گروهی از آنان، به سوی تو می‏نگرند (اما گویی هیچ نمی‏بینند)! آیا تو می‏توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (43)خداوند هیچ به مردم ستم نمی‏کند; ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‏کند! (44)(به یاد آور) روزی را که (خداوند) آنها را جمع (و محشور) می‏سازد; آنچنان که (احساس می‏کنند) گویی جز ساعتی از روز، (در دنیا) توقف نکردند; به آن مقدار که یکدیگر را (ببینند و) بشناسند! مسلما آنها که لقای خداوند (و روز رستاخیز) را تکذیب کردند، زیان بردند و هدایت نیافتند! (45)

اگر ما، پاره‏ای از مجازاتهایی را که به آنها وعده داده‏ایم، (در حال حیات تو (به تو نشان دهیم، و یا) پیش از آنکه گرفتار عذاب شوند،) تو را از دنیا ببریم، در هر حال، بازگشتشان به سوی ماست; سپس خداوند بر آنچه آنها انجام می‏دادند گواه است! (46)برای هر امتی، رسولی است; هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید، بعدالت در میان آنها داوری می‏شود; و ستمی به آنها نخواهد شد! (47)و می‏گویند: «اگر راست می‏گوئی، این وعده (مجازات) کی خواهد بود؟» (48)بگو: «من (حتی) برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، (تا چه رسد برای شما!) مگر آنچه خدا بخواهد. (این مقدار می‏دانم که) برای هر قوم و ملتی، سرآمدی است; هنگامی که اجل آنها فرا رسد، (و فرمان مجازات یا مرگشان صادر شود،) نه ساعتی تاخیر می‏کنند، و نه پیشی می‏گیرند! (49)بگو: «اگر مجازات او، شب‏هنگام یا در روز به سراغ شما آید (،آیا می‏توانید آن را از خود دفع کنید؟!)» پس مجرمان برای چه عجله می‏کنند؟! (50)یا اینکه آنگاه که واقع شد، به آن ایمان می‏آورید! (به شما گفته می‏شود:) حالا؟! در حالی که قبلا برای آن عجله می‏کردید! (ولی اکنون چه سود!) (51)سپس به کسانی که ستم کردند گفته می‏شود: عذاب ابدی را بچشید! آیا جز به آنچه انجام می‏دادید کیفر داده می‏شوید؟!» (52)از تو می‏پرسند: «آیا آن (وعده مجازات الهی) حق است؟» بگو: «آری، به پروردگارم سوگند، قطعا حق است; و شما نمی‏توانید از آن جلوگیری کنید!» (53)و هر کس که ستم کرده، اگر تمامی آنچه روی زمین است در اختیار داشته باشد، (همه را از هول عذاب،) برای نجات خویش می‏دهد! و هنگامی که عذاب را ببینند،( پشیمان می‏شوند; اما) پشیمانی خود را کتمان می‏کنند (،مبادا رسواتر شوند)! و در میان آنها، بعدالت داوری می‏شود; و ستمی بر آنها نخواهد شد! (54)آگاه باشید آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست! آگاه باشید وعده خدا حق است، ولی بیشتر آنها نمی‏دانند! (55)اوست که زنده می کند و می میراند، و به سوی او باز گردانده می شوید! (56)ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است; و درمانی برای آنچه در سینه‏هاست; (درمانی برای دلهای شما;) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان! (57)بگو: «به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند; که این، از تمام آنچه گردآوری کرده‏اند، بهتر است!» (58)بگو: «آیا روزیهایی را که خداوند بر شما نازل کرده دیده‏اید، که بعضی از آن را حلال، و بعضی را حرام نموده‏اید؟!» بگو: «آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا می بندید (و از پیش خود، حلال و حرام می‏کنید؟!)» (59)آنها که بر خدا افترا می‏بندند، درباره (مجازات) روز رستاخیز، چه می‏اندیشند؟! خداوند نسبت به همه مردم فضل (و بخشش) دارد، اما اکثر آنها سپاسگزاری نمی‏کنند! (60)در هیچ حال (و اندیشه‏ای) نیستی، و هیچ قسمتی از قرآن را تلاوت نمی‏کنی، و هیچ عملی را انجام نمی‏دهید، مگر اینکه ما گواه بر شما هستیم در آن هنگام که وارد آن می شوید! و هیچ چیز در زمین و آسمان، از پروردگار تو مخفی نمی‏ماند; حتی به اندازه سنگینی ذره‏ای، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه (همه آنها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است! (61)آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‏شوند! (62)همانها که ایمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز می‏کردند. (63)در زندگی دنیا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند; وعده‏های الهی تخلف ناپذیر است! این است آن رستگاری بزرگ! (64)سخن آنها تو را غمگین نسازد! تمام عزت (و قدرت)، از آن خداست; و او شنوا و داناست! (65)آگاه باشید تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از آن خدا می‏باشند! و آنها که غیر خدا را همتای او می‏خوانند، (از منطق و دلیلی) پیروی نمی‏کنند; آنها فقط از پندار بی اساس پیروی می‏کنند; و آنها فقط دروغ می‏گویند! (66)او کسی است که شب را برای شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید; و روز را روشنی بخش (تا به تلاش زندگی پردازید) در اینها نشانه‏هایی است برای کسانی که گوش شنوا دارند! (67)گفتند: «خداوند فرزندی برای خود انتخاب کرده است‏»! (از هر عیب و نقص و احتیاجی) منزه است! او بی‏نیاز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچ‏گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می‏دهید که نمی‏دانید؟! (68)بگو: «آنها که به خدا دروغ می‏بندند، (هرگز) رستگار نمی‏شوند! (69)بهره‏ای (ناچیز) از دنیا دارند; سپس بازگشتشان بسوی ماست; و بعد، به آنها مجازات شدید به سزای کفرشان می‏چشانیم! (70)سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام که به قوم خود گفت: «ای قوم من! اگر تذکرات من نسبت به آیات الهی، بر شما سنگین (و غیر قابل تحمل) است، (هر کار از دستتان ساخته است بکنید.) من بر خدا توکل کرده‏ام! فکر خود، و قدرت معبودهایتان را جمع کنید; سپس هیچ چیز بر شما پوشیده نماند; (تمام جوانب کارتان را بنگرید;) سپس به حیات من پایان دهید، و (لحظه‏ای) مهلتم ندهید! (اما توانایی ندارید!) (71)و اگر از قبول دعوتم روی بگردانید، (کار نادرستی کرده‏اید; چه اینکه) من از شما مزدی نمی‏خواهم; مزد من، تنها بر خداست! و من مامورم که از مسلمین ( تسلیم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم!» (72)اما آنها او را تکذیب کردند! و ما، او و کسانی را که با او در کشتی بودند، نجات دادیم; و آنان را جانشین (و وارث کافران) قرار دادیم; و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم! پس ببین عاقبت کار کسانی که انذار شدند (و به انذار الهی اهمیت ندادند)، چگونه بود! (73)سپس بعد از نوح، رسولانی به سوی قومشان فرستادیم; آنان دلایل روشن برایشان آوردند; اما آنها، به چیزی که پیش از آن تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند! اینچنین بر دلهای تجاوزکاران مهر می‏نهیم (تا چیزی را درک نکنند)! (74)بعد از آنها، موسی و هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اطرافیانش فرستادیم; اما آنها تکبر کردند (و زیر بار حق نرفتند; چرا که) آنها گروهی مجرم بودند! (75)و هنگامی که حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «این، سحری است آشکار !» (76)موسی گفت: «آیا درباره حق، هنگامی که به سوی شما آمد، (چنین) می‏گویید؟! آیا این سحر است؟! در حالی که ساحران (هرگز) رستگار (و پیروز) نمی‏شوند! (77)گفتند: «آیا آمده‏ای که ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، منصرف سازی; و بزرگی (و ریاست) در روی زمین، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ایمان نمی‏آوریم!» (78)فرعون گفت: «(بروید و) هر جادوگر (و ساحر) دانایی را نزد من آورید!» (79)هنگامی که ساحران (به میدان مبارزه) آمدند، موسی به آنها گفت: «آنچه (از وسایل سحر) را می‏توانید بیفکنید، بیفکنید!» (80)هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه شما آوردید، سحر است; که خداوند بزودی آن را باطل می‏کند; چرا که خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمی‏کند! (81)او حق را به وعده خویش، تحقق می‏بخشد; هر چند مجرمان کراهت داشته باشند!» (82)(در آغاز،) هیچ کس به موسی ایمان نیاورد، مگر گروهی از فرزندان قوم او; (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافیانش، مبادا آنها را شکنجه کنند; زیرا فرعون، برتری‏جویی در زمین داشت; و از اسرافکاران بود! (83)موسی گفت: «ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‏اید، بر او توکل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید!» (84)گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم; پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده! (85)و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش! (86)و به موسی و برادرش وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‏هایی در سرزمین مصر انتخاب کنید; و خانه‏هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید! و نماز را برپا دارید! و به مؤمنان بشارت ده (که سرانجام پیروز می‏شوند!)» (87)موسی گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده‏ای، پروردگارا! در نتیجه(بندگانت را) از راه تو گمراه می‏سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونه‏ای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!» (88)فرمود: «دعای شما پذیرفته شد! استقامت به خرج دهید; و از راه (و رسم) کسانی که نمی‏دانند، تبعیت نکنید!» (89)(سرانجام) بنی اسرائیل را از دریا ( رود عظیم نیل) عبور دادیم; و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند; هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‏اند، وجود ندارد; و من از مسلمین هستم! س‏ذللّه (90)(اما به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالی که قبلا عصیان کردی، و از مفسدان بودی! (91)ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات می‏دهیم، تا عبرتی برای آیندگان باشی! و بسیاری از مردم، از آیات ما غافلند! (92)(سپس) بنی اسرائیل را در جایگاه صدق (و راستی) منزل دادیم; و از روزیهای پاکیزه به آنها عطا کردیم; (اما آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و آگاهی به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قیامت، در آنچه اختلاف می‏کردند، میان آنها داوری می‏کند! (93)و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‏ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‏خواندند بپرس، به یقین، «حق‏» از طرف پروردگارت به تو رسیده است; بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (مسلما او تردیدی نداشت! این درسی برای مردم بود!) (94)و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود! (95)(و بدان) آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق یافته، (و بجرم اعمالشان، توفیق هدایت را از آنها گرفته هرگز) ایمان نمی‏آورند، (96)هر چند تمام آیات (و نشانه‏های الهی) به آنان برسد، تا زمانی که عذاب دردناک را ببینند! (زیرا تاریکی گناه، قلبهایشان را فرا گرفته، و راهی به روشنایی ندارند!) (97)چرا هیچ یک از شهرها و آبادیها ایمان نیاوردند که (ایمانشان بموقع باشد، و) به حالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس، هنگامی که آنها ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم; و تا مدت معینی ( پایان زندگی و اجلشان) آنها را بهره‏مند ساختیم. (98)و اگر پروردگار تو می‏خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به(اجبار) ایمان می‏آوردند; آیا تو می‏خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟! (ایمان اجباری چه سودی دارد؟!) (99)(اما) هیچ کس نمی‏تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یاری و هدایت او)! و پلیدی (کفر و گناه) را بر کسانی قرارمی‏دهد که نمی‏اندیشند. (100)بگو: «نگاه کنید چه چیز (از آیات خدا و نشانه‏های توحیدش) در آسمانها و زمین است!» اما این آیات و انذارها به حال کسانی که (به خاطر لجاجت) ایمان نمی‏آورند مفید نخواهد بود! (101)آیا آنها (چیزی) جز همانند روزهای پیشینیان (و بلاها و مجازاتهایشان) را انتظار می‏کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید، من نیز با شما انتظار می‏کشم!» (102)سپس (هنگام نزول بلا و مجازات،) فرستادگان خود و کسانی را که (به آنان) ایمان می‏آورند، نجات می‏دهیم و همین گونه، بر ما حق است که مؤمنان (به تو) را (نیز) رهایی بخشیم! (103)بگو: «ای مردم! اگر در عقیده من شک دارید، من آنهایی را که جز خدا می‏پرستید، نمی‏پرستم! تنها خداوندی را پرستش می‏کنم که شما را می‏میراند! و من مامورم که از مؤمنان باشم! (104)و (به من دستور داده شده که:) روی خود را به آیینی متوجه‏ساز که از هر گونه شرک، خالی است; و از مشرکان مباش! (105)و جز خدا، چیزی را که نه سودی به تو می‏رساند و نه زیانی، مخوان! که اگر چنین کنی، از ستمکاران خواهی بود! (106)و اگر خداوند، (برای امتحان یا کیفر گناه،) زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمی‏سازد; و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد می‏رساند; و او غفور و رحیم است!» (107)بگو: «ای مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده; هر کس (در پرتو آن) هدایت یابد، برای خود هدایت شده; و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه می‏گردد; و من مامور (به اجبار) شما نیستم!» (108)و از آنچه بر تو وحی می‏شود پیروی کن، و شکیبا باش (و استقامت نما)، تا خداوند فرمان (پیروزی) را صادر کند; و او بهترین حاکمان است! (109) 19:26 | .     ----

    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة



ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم     مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی.
سورة هود

 

سورة هود

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الر، این کتابی است که آیاتش استحکام یافته; سپس تشریح شده و از نزد خداوند حکیم و آگاه (نازل گردیده) است! (1)(دعوت من این است) که: جز «الله‏» را نپرستید! من از سوی او برای شما بیم دهنده و بشارت دهنده‏ام! (2)و اینکه: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید; سپس بسوی او بازگردید; تا شما را تا مدت معینی، (از مواهب زندگی این جهان،) به خوبی بهره‏مند سازد; و به هر صاحب فضیلتی، به مقدار فضیلتش ببخشد! و اگر (از این فرمان) روی گردان شوید، من بر شما از عذاب روز بزرگی بیمناکم! (3)(بدانید) بازگشت شما بسوی «الله‏» است، و او بر هر چیز تواناست! (4)آگاه باشید، آنها (سرها را به هم نزدیک ساخته، و) سینه‏هاشان را در کنار هم قرارمی‏دهند، تا خود (و سخنان خویش) را از او ( پیامبر) پنهان دارند! آگاه باشید، آنگاه که آنها لباسهایشان را به خود می‏پیچند و خویش را در آن پنهان می‏کنند، (خداوند) می‏داند آنچه را پنهان می‏کنند و آنچه را آشکار می‏سازند; چرا که او، از اسرار درون سینه‏ها، آگاه است! (5)هیچ جنبنده‏ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را می‏داند; همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است! ( در لوح محفوظ ، در کتاب علم خدا) (6)او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز ( شش دوران) آفرید; و عرش (حکومت) او، بر آب قرار داشت; (بخاطر این آفرید) تا شما را بیازماید که کدامیک عملتان بهتر است! و اگر (به آنها) بگویی: «شما بعد از مرگ، برانگیخته می‏شوید! «، مسلما» کافران می‏گویند: «این سحری آشکار است!» (7)و اگر مجازات را تا زمان محدودی از آنها به تاخیر اندازیم، (از روی استهزا می‏گویند: «چه چیز مانع آن شده است؟!» آگاه باشید، آن روز که (عذاب) به سراغشان آید، از آنها بازگردانده نخواهد شد; (و هیچ قدرتی مانع آن نخواهد بود;) و آنچه را مسخره می‏کردند، دامانشان را می‏گیرد! (8)و اگر از جانب خویش، نعمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود! (9)و اگر بعد از شدت و رنجی که به او رسیده، نعمتهایی به او بچشانیم، می‏گوید: «مشکلات از من برطرف شد، و دیگر باز نخواهد گشت!» و غرق شادی و غفلت و فخرفروشی می‏شود... (10)مگر آنها که (در سایه ایمان راستین،) صبر و استقامت ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند; که برای آنها، آمرزش و اجر بزرگی است! (11)شاید (ابلاغ) بعض آیاتی را که به تو وحی می‏شود، (بخاطر عدم پذیرش آنها) ترک کنی (و به تاخیر اندازی); و سینه‏ات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که می‏گویند: «چرا گنجی بر او نازل نشده؟! و یا چرا فرشته‏ای همراه او نیامده است؟!» (ابلاغ کن، و نگران و ناراحت مباش! چرا که) تو فقط بیم دهنده‏ای; و خداوند، نگاهبان و ناظر بر همه چیز است (;و به حساب آنان می‏رسد)! (12)آنها می‏گویند: «او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگی است)!» بگو: «اگر راست می‏گویید، شما هم ده سوره ساختگی همانند این قرآن بیاورید; و تمام کسانی را که می‏توانید -غیر از خدا- (برای این کار) دعوت کنید!» (13)و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند، بدانید (قرآن) تنها با علم الهی نازل شده; و هیچ معبودی جز او نیست! آیا با این حال، تسلیم می‏شوید؟ (14)کسانی که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها می‏دهیم; و چیزی کم و کاست از آنها نخواهد شد! (15)(ولی) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمی) نخواهند داشت; و آنچه را در دنیا (برای غیر خدا) انجام دادند، بر باد می‏رود; و آنچه را عمل می‏کردند، باطل و بی‏اثر می‏شود! (16)آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد، و بدنبال آن، شاهدی از سوی او می‏باشد، و پیش از آن، کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (گواهی بر آن می‏دهد، همچون کسی است که چنین نباشد)؟! آنها ( حق‏طلبان و حقیقت‏جویان) به او (که دارای این ویژگیهاست،) ایمان می‏آورند! و هر کس از گروه‏های مختلف به او کافر شود، آتش وعده‏گاه اوست! پس، تردیدی در آن نداشته باش که آن حق است از پروردگارت! ولی بیشتر مردم ایمان نمی‏آورند! (17)چه کسی ستمکارتر است از کسانی که بر خدا افترا می‏بندند؟! آنان (روز رستاخیز) بر پروردگارشان عرضه می‏شوند، در حالی که شاهدان ( پیامبران و فرشتگان) می‏گویند: «اینها همانها هستند که به پروردگارشان دروغ بستند! ای لعنت خدا بر ظالمان باد!» (18)همانها که (مردم را) از راه خدا بازمی‏دارند; و راه حق را کج و معوج نشان می‏دهند; و به سرای آخرت کافرند! (19)آنها هیچ گاه توانایی فرار در زمین را ندارند; و جز خدا، پشتیبانهایی نمی‏یابند! عذاب خدا برای آنها مضاعف خواهد بود; (چرا که هم خودشان گمراه بودند، و هم دیگران را گمراه ساختند; ) آنها هرگز توانایی شنیدن (حق را) نداشتند; و (حقیقت را) نمی‏دیدند! (20)آنان کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده‏اند; و تمام معبودهای دروغین از نظرشان گم شدند... (21)(به ناچار) آنها در سرای آخرت، قطعا از همه زیانکارترند! (22)کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع کردند، آنها اهل بهشتند; و جاودانه در آن خواهند ماند! (23)حال این دو گروه ( مؤمنان و منکران)، حال «نابینا و کر» و «بینا و شنوا» است; آیا این دو، همانند یکدیگرند؟! آیا پند نمی‏گیرند؟! (24)ما نوح را بسوی قومش فرستادیم (;نخستین بار به آنها گفت): «من برای شما بیم‏دهنده‏ای آشکارم! (25)جز «الله‏» ( خدای یگانه یکتا) را نپرستید; زیرا بر شما از عذاب روز دردناکی می‏ترسم! (26)اشراف کافر قومش (در پاسخ او) گفتند: «ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‏بینیم! و کسانی را که از تو پیروی کرده‏اند، جز گروهی اراذل ساده‏لوح، مشاهده نمی‏کنیم; و برای شما فضیلتی نسبت به خود نمی‏بینیم; بلکه شما را دروغگو تصور می‏کنیم!» (27)(نوح) گفت: «اگر من دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتی به من داده باشد -و بر شما مخفی مانده- (آیا باز هم رسالت مرا انکار می‏کنید)؟! آیا ما می‏توانیم شما را به پذیرش این دلیل روشن مجبور سازیم، با اینکه شما کراهت دارید؟! (28)ای قوم! من به خاطر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‏طلبم; اجر من، تنها بر خداست! و من، آنها را که ایمان آورده‏اند، (بخاطر شما) از خود طرد نمی‏کنم; چرا که آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد; (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قیامت، خصم من خواهند بود;) ولی شما را قوم جاهلی می‏بینم! (29)ای قوم! چه کسی مرا در برابر (مجازات) خدا یاری می‏دهد اگر آنان را طرد کنم؟! آیا اندیشه نمی‏کنید؟! (30)من هرگز به شما نمی‏گویم خزائن الهی نزد من است! و غیب هم نمی‏دانم! و نمی‏گویم من فرشته‏ام! و (نیز) نمی‏گویم کسانی که در نظر شما خوار می‏آیند، خداوند خیری به آنها نخواهد داد; خدا از دل آنان آگاهتر است! (با این حال، اگر آنها را برانم،) در این صورت از ستمکاران خواهم بود!» (31)(نوح) گفت: «اگر خدا اراده کند، خواهد آورد; و شما قدرت فرار (از آن را) نخواهید داشت! (32)گفتند: «ای نوح! با ما جر و بحث کردی، و زیاد هم جر و بحث کردی! (بس است!) اکنون اگر راستی می‏گویی، آنچه را (از عذاب الهی) به ما وعده می‏دهی بیاور!» (33)(اما چه سود که) هرگاه خدا بخواهد شما را (بخاطر گناهانتان) گمراه سازد، و من بخواهم شما را اندرز دهم، اندرز من سودی به حالتان نخواهد داشت! او پروردگار شماست; و بسوی او بازگشت داده می‏شوید.» (34)(مشرکان) می‏گویند: «او ( محمد (ص)) این سخنان را بدروغ به خدا نسبت داده است! « بگو: س‏خ‏للّهاگر من اینها را از پیش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم، گناهش بر عهده من است; ولی من از گناهان شما بیزارم!» (35)به نوح وحی شد که: «جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده‏اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد! پس، از کارهایی که می‏کردند، غمگین مباش! (36)و (اکنون) در حضور ما و طبق وحی ما، کشتی بساز! و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که (همه) آنها غرق شدنی هستند!» (37)او مشغول ساختن کشتی بود، و هر زمان گروهی از اشراف قومش بر او می‏گذشتند، او را مسخره می‏کردند; (ولی نوح) گفت: «اگر ما را مسخره می‏کنید، ما نیز شما را همین‏گونه مسخره خواهیم کرد! (38)بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش خواهد آمد، و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد!» (39)(این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت; (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتی) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) -مگر آنها که قبلا وعده هلاک آنان داده شده ( همسر و یکی از فرزندانت)- و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند! (40)او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتی، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!» (41)و آن کشتی، آنها را از میان امواجی همچون کوه‏ها حرکت میداد; (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه‏ای بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!» (42)گفت: «بزودی به کوهی پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگهداری در برابر فرمان خدا نیسست; مگر آن کس را که او رحم کند!» در این هنگام، موج در میان آن دو حایل شد; و او در زمره غرق‏شدگان قرار گرفت! (43)و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بر! و ای آسمان، خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتی) بر (دامنه کوه) جودی، پهلو گرفت; و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)» (44)نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است; و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است; و تو از همه حکم‏کنندگان برتری!» (45)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است ( فرد ناشایسته‏ای است)! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‏دهم تا از جاهلان نباشی!!» (46)عرض کرد: «پروردگارا! من به تو پناه می‏برم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود!» (47)(به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهای نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‏مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‏رسد (،چرا که این نعمتها را کفران می‏کنند!)» (48)اینها از خبرهای غیب است که به تو (ای پیامبر) وحی می‏کنیم; نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‏دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است! (49)(ما) به سوی (قوم) عاد، برادرشان «هود» را فرستادیم; (به آنها) گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! شما فقط تهمت می‏زنید (و بتها را شریک او می‏خوانید)! (50)ای قوم من! من از شما برای این (رسالت)، پاداشی نمی‏طلبم; پاداش من، تنها بر کسی است که مرا آفریده است; آیا نمی‏فهمید؟! (51)و ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید، تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد; و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید! و گنهکارانه، روی (از حق) بر نتابید! س‏ذللّه (52)گفتند: «ای هود! تو دلیل روشنی برای ما نیاورده‏ای! و ما خدایان خود را بخاطر حرف تو، رها نخواهیم کرد! و ما (اصلا) به تو ایمان نمی‏آوریم! (53)ما (درباره تو) فقط می‏گوییم: بعضی از خدایان ما، به تو زیان رسانده (و عقلت را ربوده)اند! س‏ذللّه (هود) گفت: «من خدا را به شهادت می‏طلبم، شما نیز گواه باشید که من بیزارم از آنچه شریک (خدا) قرارمی‏دهید... (54)از آنچه غیر او (می‏پرستید)! حال که چنین است، همگی برای من نقشه بکشید; و مرا مهلت ندهید! (اما بدانید کاری از دست شما ساخته نیست!) (55)من، بر «الله‏» که پروردگار من و شماست، توکل کرده‏ام! هیچ جنبنده‏ای نیست مگر اینکه او بر آن تسلط دارد; (اما سلطه‏ای با عدالت! چرا که) پروردگار من بر راه راست است! (56)پس اگر روی برگردانید، من رسالتی را که مامور بودم به شما رساندم; و پروردگارم گروه دیگری را جانشین شما می‏کند; و شما کمترین ضرری به او نمی‏رسایند; پروردگارم حافظ و نگاهبان هر چیز است!» (57)و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، «هود» و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم; و آنها را از عذاب شدید، رهایی بخشیدیم! (58)و این قوم «عاد» بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند; و پیامبران او را معصیت نمودند; و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پیروی کردند! (59)
آنان، در این دنیا و روز قیامت، لعنت (و نام ننگینی) بدنبال دارند! بدانید «عاد»نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند! دور باد «عاد» -قوم هود- (از رحمت خدا، و خیر و سعادت)! (60)

و بسوی قوم «ثمود»، برادرشان «صالح‏» را (فرستادیم); گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید، که پروردگارم (به بندگان خود) نزدیک، و اجابت‏کننده (خواسته‏های آنها) است!» (61)گفتند: «ای صالح! تو پیش از این، مایه امید ما بودی! آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‏پرستیدند، نهی می‏کنی؟! در حالی که ما، در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان می‏کنی، در شک و تردید هستیم!» (62)گفت: «ای قوم! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رحمتی از جانب خود به من داده باشد (،می‏توانم از ابلاغ رسالت او سرپیچی کنم)؟! اگر من نافرمانی او کنم، چه کسی می‏تواند مرا در برابر وی یاری دهد؟! پس، (سخنان) شما، جز اطمینان به زیانکار بودنتان، چیزی بر من نمی‏افزاید! (63)ای قوم من! این «ناقه‏» خداوند است، که برای شما نشانه‏ای است; بگذارید در زمین خدا به چرا مشغول شود; هیچ گونه آزاری به آن نرسانید، که بزودی عذاب خدا شما را خواهد گرفت!» (64)(اما) آنها آن (ناقه) را از پای در آوردند! و (صالح به آنها) گفت: «(مهلت شما تمام شد!) سه روز در خانه‏هایتان بهره‏مند گردید; (و بعد از آن، عذاب الهی فرا خواهد رسید;) این وعده‏ای است که دروغ نخواهد بود!» (65)و هنگامی که فرمان (مجازات) ما فرا رسید، صالح و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوایی آن روز، رهایی بخشیدیم; چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است! (66)و کسانی را که ستم کرده بودند، صیحه (آسمانی) فروگرفت; و در خانه‏هایشان به روی افتادند و مردند... (67)آنچنان که گویی هرگز ساکن آن دیار نبودند! بدانید قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)! (68)فرستادگان ما ( فرشتگان) برای ابراهیم بشارت آوردند; گفتند: «سلام!» (او نیز) گفت: «سلام! س‏ذللّه و طولی نکشید که گوساله بریانی (برای آنها) آورد. (69)(اما) هنگامی که دید دست آنها به آن نمی‏رسد (و از آن نمی‏خورند، کار) آنها را زشت شمرد; و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‏ایم!» (70)و همسرش ایستاده بود، (از خوشحالی) خندید; پس او را بشارت به اسحاق، و بعد از او یعقوب دادیم. (71)گفت: «ای وای بر من! آیا من فرزند می‏آورم در حالی که پیرزنم، و این شوهرم پیرمردی است؟! این راستی چیز عجیبی است!» (72)گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است; چرا که او ستوده و والا است!» (73)هنگامی که ترس ابراهیم فرو نشست، و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط با ما مجادله می‏کرد... (74)چرا که ابراهیم، بردبار و دلسوز و بازگشت‏کننده (بسوی خدا) بود! (75)ای ابراهیم! از این (درخواست) صرف‏نظر کن، که فرمان پروردگارت فرا رسیده; و بطور قطع عذاب (الهی) به سراغ آنها می‏آید; و برگشت ندارد! (76)و هنگامی که رسولان ما ( فرشتگان عذاب) به سراغ لوط آمدند، از آمدنشان ناراحت شد; و قلبش پریشان گشت; و گفت: «امروز روز سختی است!» (زیرا آنها را نشناخت; و ترسید قوم تبهکار مزاحم آنها شوند.) (77)قوم او (بقصد مزاحمت میهمانان) بسرعت به سراغ او آمدند -و قبلا کارهای بد انجام می‏دادند- گفت: «ای قوم من! اینها دختران منند; برای شما پاکیزه‏ترند! (با آنها ازدواج کنید; و از زشتکاری چشم بپوشید!) از خدا بترسید; و مرا در مورد میهمانانم رسوا نسازید! آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!» (78)گفتند: «تو که می‏دانی ما تمایلی به دختران تو نداریم; و خوب می‏دانی ما چه می‏خواهیم!» (79)گفت: «(افسوس!) ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم; یا تکیه‏گاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود! (آنگاه می‏دانستم با شما زشت‏سیرتان ددمنش چه کنم!)» (80)(فرشتگان عذاب) گفتند: «ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم! آنها هرگز دسترسی به تو پیدا نخواهند کرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از این شهر) حرکت ده! و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند; مگر همسرت، که او هم به همان بلایی که آنها گرفتار می‏شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است; آیا صبح نزدیک نیست؟!» (81)و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، آن (شهر و دیار) را زیر و رو کردیم; و بارانی از سنگ ( گلهای متحجر) متراکم بر روی هم، بر آنها نازل نمودیم... (82)(سنگهایی که) نزد پروردگارت نشاندار بود; و آن، (از سایر) ستمگران دور نیست! (83)و بسوی «مدین‏» برادرشان شعیب را (فرستادیم); گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او، معبود دیگری برای شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم‏فروشی نزنید)! من (هم اکنون) شما را در نعمت می‏بینم; (ولی) از عذاب روز فراگیر، بر شما بیمناکم! (84)و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت، تمام دهید! و بر اشیاء (و اجناس) مردم، عیب نگذارید; و از حق آنان نکاهید! و در زمین به فساد نکوشید! (85)آنچه خداوند برای شما باقی گذارده (از سرمایه‏های حلال)، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من، پاسدار شما (و مامور بر اجبارتان به ایمان) نیستم! (86)گفتند: «ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور می‏دهد که آنچه را پدرانمان می‏پرستیدند، ترک کنیم; یا آنچه را می‏خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیده‏ای هستی! س‏ذللّه (87)گفت: «ای قوم! به من بگویید، هرگاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد، (آیا می‏توانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمی‏خواهم چیزی که شما را از آن باز می‏دارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح -تا آنجا که توانایی دارم- نمی‏خواهم! و توفیق من، جز به خدا نیست! بر او توکل کردم; و به سوی او بازمی‏گردم! (88)و ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من، سبب نشود که شما به همان سرنوشتی که قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح گرفتار شدند، گرفتار شوید! و قوم لوط از شما چندان دور نیست! (89)از پروردگار خود، آمرزش بطلبید; و به سوی او بازگردید; که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه‏کار) است!» (90)گفتند: «ای شعیب! بسیاری از آنچه را می‏گویی، ما نمی‏فهمیم! و ما تو را در میان خود، ضعیف می‏یابیم; و اگر (بخاطر) قبیله کوچکت نبود، تو را سنگسار می‏کردیم; و تو در برابر ما قدرتی نداری!» (91)گفت: «ای قوم! آیا قبیله کوچک من، نزد شما عزیزتر از خداوند است؟! در حالی که (فرمان) او را پشت سر انداخته‏اید! پروردگارم به آنچه انجام می‏دهید، احاطه دارد (و آگاه است)! (92)ای قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید، من هم کار خود را خواهم کرد; و بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش می‏آید، و چه کسی دروغگوست! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم!» (93)و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم; و آنها را که ستم کردند، صیحه (آسمانی) فرو گرفت; و در دیار خود، به رو افتادند (و مردند)... (94)آنچنان که گویی هرگز از ساکنان آن (دیار) نبودند! دور باد مدین (و اهل آن) از رحمت خدا، همان گونه که قوم ثمود دور شدند! (95)ما، موسی را با آیات خود و دلیل آشکاری فرستادیم... (96)بسوی فرعون و اطرافیانش; اما آنها از فرمان فرعون پیروی کردند; در حالی که فرمان فرعون، مایه رشد و نجات نبود! (97)روز قیامت، او در پیشاپیش قومش خواهد بود; و (به جای چشمه‏های زلال بهشت) آنها را وارد آتش می‏کند! و چه بد آبشخوری است (آتش)، که بر آن وارد می‏شوند! (98)آنان در این جهان و روز قیامت، لعنتی بدنبال دارند; و چه بد عطایی است (لعن و دوری از رحمت خدا)، که نصیب آنان می‏شود! (99)این از اخبار شهرها و آبادیهاست که ما برای تو بازگو می‏کنیم; که بعضی (هنوز) برپا هستند، و بعضی درو شده‏اند (و از میان رفته‏اند)! (100)ما به آنها ستم نکردیم; بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم روا داشتند! و هنگامی که فرمان مجازات الهی فرا رسید، معبودانی را که غیر از خدا می‏خواندند، آنها را یاری نکردند; و جز بر هلاکت آنان نیفزودند! (101)و اینچنین است مجازات پروردگار تو، هنگامی که شهرها و آبادیهای ظالم را مجازات می‏کند! (آری،) مجازات او، دردناک و شدید است! (102)در این، نشانه‏ای است برای کسی که از عذاب آخرت می‏ترسد; همان روزی است که مردم در آن جمع می‏شوند، و روزی که همه آن را مشاهده می‏کنند. (103)و ما آن (مجازات) را، جز تا زمان محدودی، تاخیر نمی‏اندازیم! (104)آن روز که (قیامت و زمان مجازات) فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمی‏گوید; گروهی بدبختند و گروهی خوشبخت! (105)اما آنها که بدبخت شدند، در آتشند; و برای آنان در آنجا، «زفیر» و «شهیق‏» ( ناله‏های طولانی دم و بازدم) است... (106)جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست; مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام می‏دهد! (107)اما آنها که خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششی است قطع نشدنی! (108)پس شک و تردیدی (در باطل بودن) معبودهایی که آنها می‏پرستند، به خود راه مده! آنها همان‏گونه این معبودها را پرستش می‏کنند که پدرانشان قبلا می‏پرستیدند، و ما نصیب آنان را بی‏کم و کاست خواهیم داد! (109)ما به موسی کتاب آسمانی دادیم; سپس در آن اختلاف شد; و اگر فرمان قبلی خدا (در زمینه‏آزمایش و اتمام حجت بر آنها) نبود، در میان آنان داوری می‏شد! و آنها (هنوز) در شک‏اند، شکی آمیخته به بدگمانی! (110)و پروردگارت اعمال هر یک را بی‏کم و کاست به آنها خواهد داد; او به آنچه عمل می‏کنند آگاه است! (111)پس همان‏گونه که فرمان یافته‏ای، استقامت کن; و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‏اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‏دهید می‏بیند! (112)و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب می‏شود آتش شما را فرا گیرد; و در آن حال، هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت; و یاری نمی‏شوید! (113)در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار; چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین می‏برند; این تذکری است برای کسانی که اهل تذکرند! (114)و شکیبایی کن، که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد! (115)چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتی نبودند که از فساد در زمین جلوگیری کنند؟! مگر اندکی از آنها، که نجاتشان دادیم! و آنان که ستم می‏کردند، از تنعم و کامجوئی پیروی کردند; و گناهکار بودند (و نابود شدند)! (116)و چنین نبود که پروردگارت آبادیها را بظلم و ستم نابود کند در حالی که اهلش در صدد اصلاح بوده باشند! (117)و اگر پروردگارت می‏خواست، همه مردم را یک امت (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار می‏داد; ولی آنها همواره مختلفند... (118)مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین (پذیرش رحمت) آنها را آفرید! و فرمان پروردگارت قطعی شده که: جهنم را از همه (سرکشان و طاغیان) جن و انس پر خواهم کرد! (119)ما از هر یک از سرگذشتهای انبیا برای تو بازگو کردیم، تا به وسیله آن، قلبت را آرامش بخشیم; و اراده‏ات قوی گردد. و در این (اخبار و سرگذشتها،) برای تو حق، و برای مؤمنان موعظه و تذکر آمده است. (120)و به آنها که ایمان نمی‏آورند، بگو: «هر چه در قدرت دارید، انجام دهید! ما هم انجام می‏دهیم! (121)و انتظار بکشید! ما هم منتظریم! (122)و (آگاهی از) غیب (و اسرار نهان) آسمانها و زمین، تنها از آن خداست; و همه کارها به سوی او بازمی‏گردد! پس او را پرستش کن! و بر او توکل نما! و پروردگارت از کارهایی که می‏کنید، هرگز غافل نیست! (123




    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)   

ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة یوسف

 

سورة یوسف

 

به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

الر، آن آیات کتاب آشکار است! (1)ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)! (2)ما بهترین سرگذشتها را از طریق این قرآن -که به تو وحی کردیم- بر تو بازگو می‏کنیم; و مسلما پیش از این، از آن خبر نداشتی! (3)(به خاطر بیاور) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب دیدم که یازده ستاره، و خورشید و ماه در برابرم سجده می‏کنند!» (4)گفت: «فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن، که برای تو نقشه (خطرناکی) می‏کشند; چرا که شیطان، دشمن آشکار انسان است! (5)و این گونه پروردگارت تو را برمی‏گزیند; و از تعبیر خوابها به تو می‏آموزد; و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام و کامل می‏کند، همان‏گونه که پیش از این، بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد; به یقین، پروردگار تو دانا و حکیم است!» (6)در (داستان) یوسف و برادرانش، نشانه‏ها(ی هدایت) برای سؤال‏کنندگان بود! (7)هنگامی که (برادران) گفتند: «یوسف و برادرش ( بنیامین) نزد پدر، از ما محبوبترند; در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم! مسلما پدر ما، در گمراهی آشکاری است! (8)یوسف را بکشید; یا او را به سرزمین دوردستی بیفکنید; تا توجه پدر، فقط به شما باشد; و بعد از آن، (از گناه خود توبه می‏کنید; و) افراد صالحی خواهید بود! (9)یکی از آنها گفت: «یوسف را نکشید! و اگر می‏خواهید کاری انجام دهید، او را در نهانگاه چاه بیفکنید; تا بعضی از قافله‏ها او را برگیرند (و با خود به مکان دوری ببرند)!» (10)(و برای انجام این کار، برادران نزد پدر آمدند و) گفتند: «پدرجان! چرا تو درباره (برادرمان) یوسف، به ما اطمینان نمی‏کنی؟! در حالی که ما خیرخواه او هستیم! (11)فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذای کافی بخورد و تفریح کند; و ما نگهبان او هستیم!» (12)(پدر) گفت: «من از بردن او غمگین می‏شوم; و از این می‏ترسم که گرگ او را بخورد، و شما از او غافل باشید!» (13)گفتند: «با اینکه ما گروه نیرومندی هستیم، اگر گرگ او را بخورد، ما از زیانکاران خواهیم بود (و هرگز چنین چیزی) ممکن نیست!)» (14)هنگامی که او را با خود بردند، و تصمیم گرفتند وی را در مخفی‏گاه چاه قرار دهند، (سرانجام مقصد خود را عملی ساختند;) و به او وحی فرستادیم که آنها رادر آینده از این کارشان با خبر خواهی ساخت; در حالی که آنها نمی‏دانند! (15)(برادران یوسف) شب هنگام، گریان به سراغ پدر آمدند. (16)گفتند: «ای پدر! ما رفتیم و مشغول مسابقه شدیم، و یوسف را نزد اثاث خود گذاردیم; و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهی کرد، هر چند راستگو باشیم!» (17)و پیراهن او را با خونی دروغین (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند; گفت: «هوسهای نفسانی شما این کار را برایتان آراسته! من صبر جمیل (و شکیبائی خالی از ناسپاسی) خواهم داشت; و در برابر آنچه می‏گویید، از خداوند یاری می‏طلبم!» (18)و (در همین حال) کاروانی فرا رسید; و مامور آب را (به سراغ آب) فرستادند; او دلو خود را در چاه افکند; (ناگهان) صدا زد: «مژده باد! این کودکی است (زیبا و دوست داشتنی!)» و این امر را بعنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند. و خداوند به آنچه آنها انجام می‏دادند، آگاه بود. (19)و (سرانجام،) او را به بهای کمی -چند درهم- فروختند; و نسبت به( فروختن) او، بی رغبت بودند (;چرا که می‏ترسیدند رازشان فاش شود). (20)و آن کس که او را از سرزمین مصر خرید ( عزیز مصر)، به همسرش گفت: «مقام وی را گرامی دار، شاید برای ما سودمند باشد; و یا او را بعنوان فرزند انتخاب کنیم!» و اینچنین یوسف را در آن سرزمین متمکن ساختیم! (ما این کار را کردیم، تا او را بزرگ داریم; و) از علم تعبیر خواب به او بیاموزیم; خداوند بر کار خود پیروز است، ولی بیشتر مردم نمی‏دانند! (21)و هنگامی که به بلوغ و قوت رسید، ما «حکم‏» ( نبوت) و «علم‏» به او دادیم; و اینچنین نیکوکاران را پاداش می‏دهیم! (22)و آن زن که یوسف در خانه او بود، از او تمنای کامجویی کرد; درها را بست و گفت: «بیا (بسوی آنچه برای تو مهیاست!)» (یوسف) گفت: «پناه می‏برم به خدا! او ( عزیز مصر) صاحب نعمت من است; مقام مرا گرامی داشته; (آیا ممکن است به او ظلم و خیانت کنم؟!) مسلما ظالمان رستگار نمی‏شوند!» (23)آن زن قصد او کرد; و او نیز -اگر برهان پروردگار را نمی‏دید- قصد وی می‏نمود! اینچنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم; چرا که او از بندگان مخلص ما بود! (24)و هر دو به سوی در، دویدند (در حالی که همسر عزیز، یوسف را تعقیب می‏کرد); و پیراهن او را از پشت (کشید و) پاره کرد. و در این هنگام، آقای آن زن را دم در یافتند! آن زن‏گفت: «کیفر کسی که بخواهد نسبت به اهل تو خیانت کند، جز زندان و یا عذاب دردناک، چه خواهد بود؟! س‏ذللّه (25)(یوسف) گفت: «او مرا با اصرار به سوی خود دعوت کرد!» و در این هنگام، شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد که: «اگر پیراهن او از پیش رو پاره شده، آن آن راست می‏گوید، و او از دروغگویان است. (26)و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، آن زن دروغ می‏گوید، و او از راستگویان است.» (27)هنگامی که (عزیز مصر) دید پیراهن او ( یوسف) از پشت پاره شده، گفت: «این از مکر و حیله شما زنان است; که مکر و حیله شما زنان، عظیم است! (28)یوسف از این موضوع، صرف‏نظر کن! و تو ای زن نیز از گناهت استغفار کن، که از خطاکاران بودی!» (29)(این جریان در شهر منعکس شد;) گروهی از زنان شهر گفتند: «همسر عزیز، جوانش ( غلامش) را بسوی خود دعوت می‏کند! عشق این جوان، در اعماق قلبش نفوذ کرده، ما او را در گمراهی آشکاری می‏بینیم!» (30)هنگامی که (همسر عزیز) از فکر آنها باخبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت کرد); و برای آنها پشتی (گرانبها، و مجلس باشکوهی) فراهم ساخت; و به دست هر کدام، چاقویی (برای بریدن میوه) داد; و در این موقع (به یوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامی که چشمشان به او افتاد، او را بسیار بزرگ (و زیبا) شمردند; و (بی‏توجه) دستهای خود را بریدند; و گفتند: «منزه است خدا! این بشر نیست; این یک فرشته بزرگوار است!» (31)(همسر عزیز) گفت: «این همان کسی است که بخاطر (عشق) او مرا سرزنش کردید! (آری،) من او را به خویشتن دعوت کردم; و او خودداری کرد! و اگر آنچه را دستور می‏دهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد; و مسلما خوار و ذلیل خواهد شد!» (32)(یوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا بسوی آن می‏خوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، بسوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!» (33)پروردگارش دعای او را اجابت کرد; و مکر آنان را از او بگردانید; چرا که او شنوا و داناست! (34)و بعد از آنکه نشانه‏های (پاکی یوسف) را دیدند، تصمیم گرفتند او را تا مدتی زندانی کنند! (35)و دو جوان، همراه او وارد زندان شدند; یکی از آن دو گفت: «من در خواب دیدم که (انگور برای) شراب می‏فشارم!» و دیگری گفت: «من در خواب دیدم که نان بر سرم حمل می‏کنم; و پرندگان از آن می‏خورند; ما را از تعبیر این خواب آگاه کن که تو را از نیکوکاران می‏بینیم.» (36)(یوسف) گفت: «پیش از آنکه جیره غذایی شما فرا رسد، شما را از تعبیر خوابتان آگاه خواهم ساخت. این، از دانشی است که پروردگارم به من آموخته است. من آیین قومی را که به خدا ایمان ندارند، و به سرای دیگر کافرند، ترک گفتم (و شایسته چنین موهبتی شدم)! (37)من از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کردم! برای ما شایسته نبود چیزی را همتای خدا قرار دهیم; این از فضل خدا بر ما و بر مردم است; ولی بیشتر مردم شکرگزاری نمی‏کنند! (38)ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراکنده بهترند، یا خداوند یکتای پیروز؟! (39)این معبودهایی که غیر از خدا می‏پرستید، چیزی جز اسمهائی (بی‏مسما) که شما و پدرانتان آنها را خدا نامیده‏اید، نیست; خداوند هیچ دلیلی بر آن نازل نکرده; حکم تنها از آن خداست; فرمان داده که غیر از او را نپرستید! این است آیین پابرجا; ولی بیشتر مردم نمی‏دانند! (40)ای دوستان زندانی من! اما یکی از شما (دو نفر، آزاد می‏شود; و) ساقی شراب برای صاحب خود خواهد شد; و اما دیگری به دار آویخته می‏شود; و پرندگان از سر او می‏خورند! و مطلبی که درباره آن (از من) نظر خواستید، قطعی و حتمی است!» (41)و به آن یکی از آن دو نفر، که می‏دانست رهایی می‏یابد، گفت: «مرا نزد صاحبت ( سلطان مصر) یادآوری کن!» ولی شیطان یادآوری او را نزد صاحبش از خاطر وی برد; و بدنبال آن، (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند. (42)پادشاه گفت: «من در خواب دیدم هفت گاو چاق را که هفت گاو لاغر آنها را می‏خورند; و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده; (که خشکیده‏ها بر سبزها پیچیدند; و آنها را از بین بردند.) ای جمعیت اشراف! درباره خواب من نظر دهید، اگر خواب را تعبیر می‏کنید!» (43)گفتند: «خوابهای پریشان و پراکنده‏ای است; و ما از تعبیر این گونه خوابها آگاه نیستیم!» (44)و یکی از آن دو که نجات یافته بود -و بعد از مدتی به خاطرش آمد- گفت: «من تاویل آن را به شما خبر می‏دهم; مرا (به سراغ آن جوان زندانی) بفرستید!» (45)(او به زندان آمد، و چنین گفت:) یوسف، ای مرد بسیار راستگو! درباره این خواب اظهار نظر کن که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر می‏خورند; و هفت خوشه تر، و هفت خوشه خشکیده; تا من بسوی مردم بازگردم، شاید (از تعبیر این خواب) آگاه شوند! (46)گفت: «هفت سال با جدیت زراعت می‏کنید; و آنچه را درو کردید، جز کمی که می‏خورید، در خوشه‏های خود باقی بگذارید (و ذخیره نمایید). (47)پس از آن، هفت سال سخت (و خشکی و قحطی) می‏آید، که آنچه را برای آن سالها ذخیره کرده‏اید، می‏خورند; جز کمی که (برای بذر) ذخیره خواهید کرد. (48)سپس سالی فرامی‏رسد که باران فراوان نصیب مردم می‏شود; و در آن سال، مردم عصاره (میوه‏ها و دانه‏های روغنی را) می‏گیرند (و سال پر برکتی است.)» (49)پادشاه گفت: «او را نزد من آورید!» ولی هنگامی که فرستاده او نزد وی ( یوسف) آمد گفت: س‏خ‏للّهبه سوی صاحبت بازگرد، و از او بپرس ماجرای زنانی که دستهای خود را بریدند چه بود؟ که خدای من به نیرنگ آنها آگاه است.» (50)(پادشاه آن زنان را طلبید و) گفت: «به هنگامی که یوسف را به سوی خویش دعوت کردید، جریان کار شما چه بود؟» گفتند: «منزه است خدا، ما هیچ عیبی در او نیافتیم!» (در این هنگام) همسر عزیز گفت: «الآن حق آشکار گشت! من بودم که او را به سوی خود دعوت کردم; و او از راستگویان است! (51)این سخن را بخاطر آن گفتم تا بداند من در غیاب به او خیانت نکردم; و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی‏کند! (52)من هرگز خودم را تبرئه نمی‏کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر می‏کند; مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.» (53)پادشاه گفت: «او ( یوسف) را نزد من آورید، تا وی را مخصوص خود گردانم!» هنگامی که (یوسف نزد وی آمد و) با او صحبت کرد، (پادشاه به عقل و درایت او پی برد; و) گفت: «تو امروز نزد ما جایگاهی والا داری، و مورد اعتماد هستی!» (54)(یوسف) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم!» (55)و این‏گونه ما به یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم، که هر جا می‏خواست در آن منزل می‏گزید (و تصرف می‏کرد)! ما رحمت خود را به هر کس بخواهیم (و شایسته بدانیم) میبخشیم; و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‏کنیم! (56)
(اما) پاداش آخرت، برای کسانی که ایمان آورده و پرهیزگاری داشتند، بهتر است! (57)(سرزمین کنعان را قحطی فرا گرفت;) برادران یوسف (در پی مواد غذایی به مصر) آمدند; و بر او وارد شدند. او آنان را شناخت; ولی آنها او را نشناختند. (58)و هنگامی که (یوسف) بارهای آنان را آماده ساخت، گفت: «(نوبت آینده) آن برادری را که از پدر دارید، نزد من آورید! آیا نمی‏بینید من حق پیمانه را ادا می‏کنم، و من بهترین میزبانان هستم؟! (59)و اگر او را نزد من نیاورید، نه کیل (و پیمانه‏ای از غله) نزد من خواهید داشت; و نه (اصلا) به من نزدیک شوید!» (60)گفتند: «ما با پدرش گفتگو خواهیم کرد; (و سعی می‏کنیم موافقتش را جلب نمائیم;) و ما این کار را خواهیم کرد!» (61)(سپس) به کارگزاران خود گفت: «آنچه را بعنوان قیمت پرداخته‏اند، در بارهایشان بگذارید! شاید پس از بازگشت به خانواده خویش، آن را بشناسند; و شاید برگردند!» (62)هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: «ای پدر! دستور داده شده که (بدون حضور برادرمان بنیامین) پیمانه‏ای (از غله) به ما ندهند; پس برادرمان را با ما بفرست، تا سهمی (از غله) دریافت داریم; و ما او را محافظت خواهیم کرد!» (63)گفت: «آیا نسبت به او به شما اطمینان کنم همان‏گونه که نسبت به برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید چه شد)؟! و (در هر حال،) خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است س‏ذللّه (64)و هنگامی که متاع خود را گشودند، دیدند سرمایه آنها به آنها بازگردانده شده! گفتند: «پدر! ما دیگر چه میخواهیم؟! این سرمایه ماست که به ما باز پس گردانده شده است! (پس چه بهتر که برادر را با ما بفرستی;) و ما برای خانواده خویش مواد غذایی می‏آوریم; و برادرمان را حفظ خواهیم کرد; و یک بار شتر زیادتر دریافت خواهیم داشت; این پیمانه (بار) کوچکی است!» (65)گفت: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا پیمان مؤکد الهی بدهید که او را حتما نزد من خواهید آورد! مگر اینکه (بر اثر مرگ یا علت دیگر،) قدرت از شما سلب گردد. و هنگامی که آنها پیمان استوار خود را در اختیار او گذاردند، گفت: «خداوند، نسبت به آنچه می‏گوییم، ناظر و نگهبان است!» (66)و (هنگامی که می‏خواستند حرکت کنند، یعقوب) گفت: «فرزندان من! از یک در وارد نشوید; بلکه از درهای متفرق وارد گردید (تا توجه مردم به سوی شما جلب نشود)! و (من با این دستور، ) نمی‏توانم حادثه‏ای را که از سوی خدا حتمی است، از شما دفع کنم! حکم و فرمان، تنها از آن خداست! بر او توکل کرده‏ام; و همه متوکلان باید بر او توکل کنند!» (67)و هنگامی که از همان طریق که پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، این کار هیچ حادثه حتمی الهی را نمی‏توانست از آنها دور سازد، جز حاجتی در دل یعقوب (که از این طریق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت); و او به خاطر تعلیمی که ما به او دادیم، علم فراوانی داشت; ولی بیشتر مردم نمی‏دانند! (68)هنگامی که (برادران) بر یوسف وارد شدند، برادرش را نزد خود جای داد و گفت: «من برادر تو هستم، از آنچه آنها انجام می‏دادند، غمگین و ناراحت نباش!» (69)و هنگامی که (مامور یوسف) بارهای آنها را بست، ظرف آبخوری پادشاه را در بار برادرش گذاشت; سپس کسی صدا زد; «ای اهل قافله، شما دزد هستید!» (70)آنها رو به سوی او کردند و گفتند: «چه چیز گم کرده‏اید؟» (71)گفتند: «پیمانه پادشاه را! و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر (غله) به او داده می‏شود; و من ضامن این (پاداش) هستم!» (72)گفتند: «به خدا سوگند شما می‏دانید ما نیامده‏ایم که در این سرزمین فساد کنیم; و ما (هرگز) دزد نبوده‏ایم!» (73)آنها گفتند: «اگر دروغگو باشید، کیفرش چیست؟» (74)گفتند: «هر کس (آن پیمانه) در بار او پیدا شود، خودش کیفر آن خواهد بود;(و بخاطر این کار، برده شما خواهد شد;) ما این‏گونه ستمگران را کیفر می‏دهیم!» (75)در این هنگام، (یوسف)قبل از بار برادرش، به کاوش بارهای آنها پرداخت; سپس آن را از بار برادرش بیرون آورد; این گونه راه چاره را به یوسف یاد دادیم! او هرگز نمی‏توانست برادرش را مطابق آیین پادشاه (مصر) بگیرد، مگر آنکه خدا بخواهد! درجات هر کس را بخواهیم بالا می‏بریم; و برتر از هر صاحب علمی، عالمی است! (76)(برادران) گفتند: «اگر او (بنیامین) دزدی کند، (جای تعجب نیست;) برادرش (یوسف) نیز قبل از او دزدی کرد» یوسف (سخت ناراحت شد، و) این (ناراحتی) را در درون خود پنهان داشت، و برای آنها آشکار نکرد; (همین اندازه) گفت: «شما (از دیدگاه من،) از نظر منزلت بدترین مردمید! و خدا از آنچه توصیف می‏کنید، آگاهتر است!» (77)گفتند: «ای عزیز! او پدر پیری دارد (که سخت ناراحت می‏شود); یکی از ما را به جای او بگیر; ما تو را از نیکوکاران می‏بینیم!» (78)گفت: «پناه بر خدا که ما غیر از آن کس که متاع خود را نزد او یافته‏ایم بگیریم; در آن صورت، از ظالمان خواهیم بود!» (79)هنگامی که (برادران) از او مایوس شدند، به کناری رفتند و با هم به نجوا پرداختند; (برادر) بزرگشان گفت: «آیا نمی‏دانید پدرتان از شما پیمان الهی گرفته; و پیش از این درباره یوسف کوتاهی کردید؟! من از این سرزمین حرکت نمی‏کنم، تا پدرم به من اجازه دهد; یا خدا درباره من داوری کند، که او بهترین حکم‏کنندگان است! (80)شما به سوی پدرتان بازگردید و بگویید: پدر(جان)، پسرت دزدی کرد! و ما جز به آنچه می‏دانستیم گواهی ندادیم; و ما از غیب آگاه نبودیم! (81)(و اگر اطمینان نداری،) از آن شهر که در آن بودیم سؤال کن، و نیز از آن قافله که با آن آمدیم (بپرس)! و ما (در گفتار خود) صادق هستیم!» (82)(یعقوب) گفت: «(هوای) نفس شما، مساله را چنین در نظرتان آراسته است! من صبر می‏کنم، صبری زیبا (و خالی از کفران)! امیدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند; چرا که او دانا و حکیم است! (83)و از آنها روی برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو می‏برد (و هرگز کفران نمی‏کرد)! (84)گفتند: «به خدا تو آنقدر یاد یوسف می‏کنی تا در آستانه مرگ قرار گیری، یا هلاک گردی!» (85)گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا می‏گویم (و شکایت نزد او می‏برم)! و از خدا چیزهایی می‏دانم که شما نمی‏دانید! (86)پسرانم! بروید، و از یوسف وبرادرش جستجو کنید; و از رحمت خدا مایوس نشوید; که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مایوس می‏شوند!» (87)هنگامی که آنها بر او ( یوسف) وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی (برای خرید مواد غذایی) با خود آورده‏ایم; پیمانه را برای ما کامل کن; و بر ما تصدق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می‏دهد!» (88)گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!» (89)گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: «(آری،) من یوسفم، و این برادر من است! خداوند بر ما منت گذارد; هر کس تقوا پیشه کند، و شکیبایی و استقامت نماید، (سرانجام پیروز می‏شود;) چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‏کند!» (90)گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری بخشیده; و ما خطاکار بودیم!» (91)(یوسف) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را می‏بخشد; و او مهربانترین مهربانان است! (92)این پیراهن مرا ببرید، و بر صورت پدرم بیندازید، بینا می‏شود! و همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید!» (93)هنگامی که کاروان (از سرزمین مصر) جدا شد، پدرشان ( یعقوب) گفت: «من بوی یوسف را احساس می‏کنم، اگر مرا به نادانی و کم عقلی نسبت ندهید!» (94)گفتند: «به خدا تو در همان گمراهی سابقت هستی!» (95)اما هنگامی که بشارت دهنده فرا رسید، آن (پیراهن) را بر صورت او افکند; ناگهان بینا شد! گفت: «آیا به شما نگفتم من از خدا چیزهایی می‏دانم که شما نمی‏دانید؟!» (96)گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بودیم!» (97)گفت: «بزودی برای شما از پروردگارم آمرزش می‏طلبم، که او آمرزنده و مهربان است!» (98)و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگی داخل مصر شوید، که انشاء الله در امن و امان خواهید بود!» (99)و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند; و همگی بخاطر او به سجده افتادند; و گفت: «پدر! این تعبیر خوابی است که قبلا دیدم; پروردگارم آن را حق قرار داد! و او به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد، و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد بعد از آنکه شیطان، میان من و برادرانم فساد کرد.پروردگارم نسبت به آنچه می‏خواهد (و شایسته می‏داند،) صاحب لطف است; چرا که او دانا و حکیم است! (100)پروردگارا! بخشی (عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختی! ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولی و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران; و به صالحان ملحق فرما!» (101)این از خبرهای غیب است که به تو وحی می‏فرستیم! تو (هرگز) نزد آنها نبودی هنگامی که تصمیم می‏گرفتند و نقشه می‏کشیدند! (102)و بیشتر مردم، هر چند اصرار داشته باشی، ایمان نمی‏آورند! (103)و تو (هرگز) از آنها پاداشی نمی‏طلبی; آن نیست مگر تذکری برای جهانیان! (104)و چه بسیار نشانه‏ای (از خدا) در آسمانها و زمین که آنها از کنارش می‏گذرند، و از آن رویگردانند! (105)و بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرکند! (106)آیا ایمن از آنند که عذاب فراگیری از سوی خدا به سراغ آنان بیاید، یا ساعت رستاخیز ناگهان فرارسد، در حالی که متوجه نیستند؟! (107)بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‏کنیم! منزه است خدا! و من از مشرکان نیستم!» (108)و ما نفرستادیم پیش از تو، جز مردانی از اهل آبادیها که به آنها وحی می‏کردیم! آیا (مخالفان دعوت تو،) در زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چه شد؟! و سرای آخرت برای پرهیزکاران بهتر است! آیا فکر نمی‏کنید؟! (109)(پیامبران به دعوت خود، و دشمنان آنها به مخالفت خود همچنان ادامه دادند) تا آنگاه که رسولان مایوس شدند، و (مردم) گمان کردند که به آنان دروغ گفته شده است; در این هنگام، یاری ما به سراغ آنها آمد; آنان را که خواستیم نجات یافتند; و مجازات و عذاب ما از قوم گنهکار بازگردانده نمی‏شود! (110)در سرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود! اینها داستان دروغین نبود; بلکه (وحی آسمانی است، و) هماهنگ است با آنچه پیش روی او (از کتب آسمانی پیشین) قرار دارد; و شرح هر چیزی (که پایه سعادت انسان است); و هدایت و رحمتی است برای گروهی که ایمان می‏آورند! (111


    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة


          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة الرعد

 

سورة الرعد

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

المر، اینها آیات کتاب (آسمانی) است; و آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حق است; ولی بیشتر مردم ایمان نمی‏آورند! (1)خدا همان کسی است که آسمانها را، بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد، برافراشت، سپس بر عرش استیلا یافت (و زمام تدبیر جهان را در کف قدرت گرفت); و خورشید و ماه را مسخر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند! کارها را او تدبیر می‏کند; آیات را (برای شما) تشریح می‏نماید; شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید! (2)و او کسی است که زمین را گسترد; و در آن کوه‏ها و نهرهایی قرار داد; و در آن از تمام میوه‏ها دو جفت آفرید; (پرده سیاه) شب را بر روز می‏پوشاند; در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‏کنند! (3)و در روی زمین، قطعاتی در کنار هم قرار دارد که با هم متفاوتند; و (نیز) باغهایی از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان میوه گوناگون) که گاه بر یک پایه می‏رویند و گاه بر دو پایه; (و عجیب‏تر آنکه) همه آنها از یک آب سیراب می‏شوند! و با این حال، بعضی از آنها را از جهت میوه بر دیگری برتری می‏دهیم; در اینها نشانه‏هایی است برای گروهی که عقل خویش را به کار می‏گیرند! (4)و اگر (از چیزی) تعجب می‏کنی، عجیب گفتار آنهاست که می‏گویند: «آیا هنگامی که ما خاک شدیم، (بار دیگر زنده می‏شویم و) به خلقت جدیدی بازمی‏گردیم؟!» آنها کسانی هستند که به پروردگارشان کافر شده‏اند; و آنان غل و زنجیرها در گردنشان است; و آنها اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند! (5)آنها پیش از حسنه (و رحمت)، از تو تقاضای شتاب در سیئه (و عذاب) می‏کنند; با اینکه پیش از آنها بلاهای عبرت انگیز نازل شده است! و پروردگار تو نسبت به مردم -با اینکه ظلم می‏کنند- دارای مغفرت است; و (در عین حال،) پروردگارت دارای عذاب شدید است! (6)کسانی که کافر شدند می‏گویند: «چرا آیه (و معجزه‏ای) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بیم دهنده‏ای! و برای هر گروهی هدایت کننده‏ای است (;و اینها همه بهانه است، نه برای جستجوی حقیقت)! (7)خدا از جنین‏هایی که هر (انسان یا حیوان) ماده‏ای حمل می‏کند آگاه است; و نیز از آنچه رحمها کم می‏کنند (و پیش از موعد مقرر می‏زایند)، و هم از آنچه افزون می‏کنند (و بعد از موقع میزایند); و هر چیز نزد او مقدار معینی دارد. (8)او از غیب و شهود آگاه، وبزرگ و متعالی است! (9)برای او یکسان است کسانی از شما که پنهانی سخن بگویند، یا آن را آشکار سازند; و کسانی که شبانگاه مخفیانه حرکت می‏کنند، یا در روشنایی روز. (10)برای انسان، مامورانی است که پی در پی، از پیش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا ( حوادث غیر حتمی) حفظ می‏کنند; (اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد; و جز خدا، سرپرستی نخواهند داشت! (11)او کسی است که برق را به شما نشان می‏دهد، که هم مایه ترس است و هم مایه امید; و ابرهای سنگین‏بار ایجاد می‏کند! (12)و رعد، تسبیح و حمد او می‏گوید; و (نیز) فرشتگان از ترس او! و صاعقه‏ها را می‏فرستد; و هر کس را بخواهد گرفتار آن می‏سازد، (در حالی که آنها با مشاهده این همه آیات الهی، باز هم) درباره خدا به مجادله مشغولند! و او قدرتی بی‏انتها (و مجازاتی دردناک) دارد! (13)دعوت حق از آن اوست! و کسانی را که (مشرکان) غیر از خدا می‏خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمی‏گویند! آنها همچون کسی هستند که کفهای (دست) خود را به سوی آب می‏گشاید تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسید! و دعای کافران، جز در ضلال (و گمراهی) نیست! (14)تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند -از روی اطاعت یا اکراه- و همچنین سایه‏هایشان، هر صبح و عصر برای خدا سجده می‏کنند. (15)بگو: «چه کسی پروردگار آسمانها و زمین است؟» بگو: «الله!» (سپس) بگو: «آیا اولیا (و خدایانی) غیر از او برای خود برگزیده‏اید که (حتی) مالک سود و زیان خود نیستند (تا چه رسد به شما؟!); س‏ذللّه بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟! یا ظلمتها و نور برابرند؟! آیا آنها همتایانی برای خدا قرار دادند بخاطر اینکه آنان همانند خدا آفرینشی داشتند، و این آفرینشها بر آنها مشتبه شده است؟!» بگو: «خدا خالق همه چیز است; و اوست یکتا و پیروز!» (16)خداوند از آسمان آبی فرستاد; و از هر دره و رودخانه‏ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد; سپس سیل بر روی خود کفی حمل کرد; و از آنچه (در کوره‏ها،) برای به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی، آتش روی آن روشن می‏کنند نیز کفهایی مانند آن به وجود می‏آید -خداوند، حق و باطل را چنین مثل می‏زند!- اما کفها به بیرون پرتاب می‏شوند، ولی‏آنچه به مردم سود می‏رساند ( آب یا فلز خالص ) در زمین می‏ماند; خداوند اینچنین مثال می‏زند! (17)برای آنها که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، (سرانجام و) نتیجه نیکوتر است; و کسانی که دعوت او را اجابت نکردند، (آنچنان در وحشت عذاب الهی فرو می‏روند، که) اگر تمام آنچه روی زمین است، و همانندش، از آن آنها باشد، همه را برای رهایی از عذاب می‏دهند! (ولی از آنها پذیرفته نخواهد شد!)برای آنها حساب بدی است; و جایگاهشان جهنم، و چه بد جایگاهی است! (18)آیا کسی که می‏داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر می‏شوند... (19)آنها که به عهد الهی وفا می‏کنند، و پیمان را نمی‏شکنند... (20)و آنها که پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده، برقرار میدارند; و از پروردگارشان می‏ترسند; و از بدی حساب (روز قیامت) بیم دارند... (21)و آنها که بخاطر ذات (پاک) پروردگارشان شکیبایی می‏کنند; و نماز را برپا می‏دارند; و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم، در پنهان و آشکار، انفاق می‏کنند; و با حسنات، سیئات را از میان می‏برند; پایان نیک سرای دیگر،از آن آنهاست... (22)(همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می‏شوند; و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها; و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می‏گردند... (23)(و به آنان می‏گویند:) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سرا(ی جاویدان)! (24)آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می‏شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‏کنند، و در روی زمین فساد می‏نمایند، لعنت برای آنهاست; و بدی (و مجازات) سرای آخرت! (25)خدا روزی را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) وسیع، برای هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرارمی‏دهد; ولی آنها ( کافران) به زندگی دنیا، شاد (و خوشحال) شدند; در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است! (26)کسانی که کافر شدند می‏گویند: «چرا آیه (و معجزه)ای از پروردگارش بر او نازل نشده است؟! س‏ذللّه بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه، و هر کس را که بازگردد، به سوی خودش هدایت می‏کند! (کمبودی در معجزه‏ها نیست; لجاجت آنها مانع است!)» (27)آنها کسانی هستند که ایمان آورده‏اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است; آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‏یابد! (28)آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاکیزه‏ترین (زندگی)نصیبشان است; و بهترین سرانجامها! (29)همان گونه (که پیامبران پیشین را مبعوث کردیم،) تو را به میان امتی فرستادیم که پیش از آنها امتهای دیگری آمدند و رفتند، تا آنچه را به تو وحی نموده‏ایم بر آنان بخوانی، در حالی که به رحمان ( خداوندی که رحمتش همگان را فراگرفته) کفر می‏ورزند; بگو: «او پروردگار من است! معبودی جز او نیست! بر او توکل کردم; و بازگشتم بسوی اوست!» (30)اگر بوسیل; قرآن، کوه‏ها به حرکت درآیند یا زمینها قطعه قطعه شوند، یا بوسیل; آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ایمان نخواهند آورد!) ولی همه کارها در اختیار خداست! آیا آنها که ایمان آورده‏اند نمی‏دانند که اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدایت می‏کند (اما هدایت اجباری سودی ندارد)! و پیوسته بلاهای کوبنده‏ای بر کافران بخاطر اعمالشان وارد می‏شود، و یا بنزدیکی خانه آنها فرود می‏آید، تا وعده (نهایی) خدا فرا رسد; به یقین خداوند در وعد; خود تخلف نمی‏کند! (31)(تنها تو را استهزا نکردند،) پیامبران پیش از تورا نیز مورد استهزا قرار دادند; من به کافران مهلت دادم; سپس آنها را گرفتم; دیدی مجازات من چگونه بود؟! (32)آیا کسی که بالای سر همه ایستاده، (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است،) و اعمال همه را می‏بییند (،همچون کسی است که هیچ یک از این صفات را ندارد)؟! آنان برای خدا همتایانی قرار دادند; بگو: «آنها را نام ببرید! آیا چیزی را به او خبر می‏دهید که از وجود آن در روی زمین بی‏خبر است، یا سخنان ظاهری (و تو خالی) می‏گویید؟!» (نه، شریکی برای خدا وجود ندارد;) بلکه در نظر کافران، دروغهایشان زینت داده شده، (و بر اثر ناپاکی درون، چنین می‏پندارند که واقعیتی دارد;) و آنها از راه (خدا) بازداشته شده‏اند; و هر کس را خدا گمراه کند، راهنمایی برای او وجود نخواهد داشت! (33)در دنیا، برای آنها عذابی (دردناک) است; و عذاب آخرت سخت‏تر است; و در برابر (عذاب) خدا، هیچ کس نمی‏تواند آنها را نگه دارد! (34)توصیف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده، (این است که) نهرهای آب از زیر درختانش جاری است، میوه آن همیشگی، و سایه‏اش دائمی است; این سرانجام کسانی است که پرهیزگاری پیشه کردند; و سرانجام کافران، آتش است! (35)کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده‏ایم، از آنچه بر تو نازل شده، خوشحالند; و بعضی از احزاب (و گروه‏ها)، قسمتی از آن را انکار می‏کنند; بگو: «من مامورم که «الله‏» را بپرستم; و شریکی برای او قائل نشوم! به سوی او دعوت می‏کنم; و بازگشت من بسوی اوست!» (36)همان‏گونه (که به پیامبران پیشین کتاب آسمانی دادیم،) بر تو نیز این (قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صریحی نازل کردیم; و اگر از هوسهای آنان -بعد از آنکه آگاهی برای تو آمده- پیروی کنی، هیچ کس در برابر خدا، از تو حمایت و جلوگیری نخواهد کرد. (37)ما پیش از تو (نیز) رسولانی فرستادیم; و برای آنها همسران و فرزندانی قرار دادیم; و هیچ رسولی نمی‏توانست ا(ز پیش خود) معجزه‏ای بیاورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانی نوشته‏ای دارد (و برای هر کاری، موعدی مقرر است)! (38)خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات می‏کند; و «ام الکتاب‏» ( لوح محفوظ) نزد اوست! (39)و اگر پاره‏ای از مجازاتها را که به آنها وعده می‏دهیم به تو نشان دهیم، یا (پیش از فرا رسیدن این مجازاتها) تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مامور ابلاغ هستی; و حساب (آنها) برماست. (40)« آیا ندیدند که ما پیوسته به سراغ زمین می‏آییم و از اطراف (و جوانب) آن کم می‏کنیم؟! (و جامعه‏ها، تمدنها، و دانشمندان تدریجا از میان می‏روند.) و خداوند حکومت می‏کند; و هیچ کس را یارای جلوگیری یا رد احکام او نیست; و او سریع الحساب است! (41)پیش از آنان نیز کسانی طرحها و نقشه‏ها کشیدند; ولی تمام طرحها و نقشه‏ها از آن خداست! او از کار هر کس آگاه است; و بزودی کفار می‏دانند سرانجام (نیک و بد) در سرای دیگر از آن کیست! (42)آنها که کافر شدند می‏گویند: «تو پیامبر نیستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!» (43)


| .     ----    بنام خدا
   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة






X
.
-------
          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة ابراهیم

 

سورة ابراهیم

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الر، (این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها(ی شرک و ظلم و جهل،) به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی،) بفرمان پروردگارشان در آوری، بسوی راه خداوند عزیز و حمید. (1)همان خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست; وای بر کافران از مجازات شدید (الهی)! (2)همانها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‏دهند; و (مردم را) از راه خدا باز می‏دارند; و می‏خواهند راه حق را منحرف سازند; آنها در گمراهی دوری هستند! (3)ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم; تا (حقایق را) برای آنها آشکار سازد; سپس خدا هر کس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) هدایت می‏کند; و او توانا و حکیم است. (4)ما موسی را با آیات خود فرستادیم; (و دستور دادیم:) قومت را از ظلمات به نور بیرون آر! و س‏خ‏للّهایام الله‏» را به آنان یاد آور! در این، نشانه‏هایی است برای هر صبر کننده شکرگزار! (5)و (به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به قومش گفت: «نعمت خدا را بر خود به یاد داشته باشید، زمانی که شما را از (چنگال) آل فرعون رهایی بخشید! همانها که شما را به بدترین وجهی عذاب می‏کردند; پسرانتان را سر می‏بریدند، و زنانتان را (برای خدمتگاری) زنده می‏گذاشتند; و در این، آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود!» (6)و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود; و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است!» (7)و موسی (به بنی اسرائیل) گفت: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‏رسد; چرا که) خداوند، بی‏نیاز و شایسته ستایش است!» (8)آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، به شما نرسید؟! «قوم نوح‏» و «عاد» و «ثمود» و آنها که پس از ایشان بودند; همانها که جز خداوند از آنان آگاه نیست; پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی آنها (از روی تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏اید، کافریم! و نسبت به آنچه ما را به سوی آن می‏خوانید، شک و تردید داریم!; س‏ذللّه (9)رسولان آنها گفتند: «آیا در خدا شک است؟! خدایی که آسمانها و زمین را آفریده; او شما را دعوت می‏کند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعدمقرری شما را باقی گذارد!» آنها گفتند: «(ما اینها را نمی‏فهمیم! همین اندازه می‏دانیم که) شما انسانهایی همانند ما هستید، می‏خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‏پرستیدند بازدارید; شما دلیل و معجزه روشنی برای ما بیاورید!» (10)پیامبرانشان به آنها گفتند: «درست است که ما بشری همانند شما هستیم، ولی خداوند بر هر کس از بندگانش بخواهد (و شایسته بداند)، نعمت می‏بخشد (و مقام رسالت عطا می‏کند)! و ما هرگز نمی‏توانیم معجزه‏ای جز بفرمان خدا بیاوریم! (و از تهدیدهای شما نمی‏هراسیم;) افراد باایمان باید تنها بر خدا توکل کنند! (11)و چرا بر خدا توکل نکنیم، با اینکه ما را به راه‏های (سعادت) رهبری کرده است؟! و ما بطور مسلم در برابر آزارهای شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمی‏داریم)! و توکل‏کنندگان، باید فقط بر خدا توکل کنند!» (12)(ولی) کافران به پیامبران خود گفتند: «ما قطعا شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به آیین ما بازگردید!» در این حال، پروردگارشان به آنها وحی فرستاد که: «ما ظالمان را هلاک می‏کنیم! (13)و شما را بعد از آنان در زمین سکوت خواهیم داد، این (موفقیت)، برای کسی است که از مقام (عدالت) من بترسد; و از عذاب (من) بیمناک باشد!» (14)و آنها (از خدا) تقاضای فتح و پیروزی (بر کفار) کردند; و (سرانجام) هر گردنکش منحرفی نومید و نابود شد! (15)به دنبال او جهنم خواهد بود; و از آب بد بوی متعفنی نوشانده می‏شود! (16)بزحمت جرعه جرعه آن را سرمی‏کشد; و هرگز حاضر نیست به میل خود آن را بیاشامد; و مرگ از هرجا به سراغ او می‏آید; ولی با این همه نمی‏میرد! و بدنبال آن، عذاب شدیدی است! (17)اعمال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکستری است در برابر تندباد در یک روز طوفانی! آنها توانایی ندارند کمترین چیزی از آنچه را انجام داده‏اند، به دست آورند; و این همان گمراهی دور و دراز است! (18)آیا ندیدی خداوند، آسمانها و زمین را بحق آفریده است؟! اگر بخواهد، شما را می‏برد و خلق تازه‏ای می‏آورد! (19)و این کار برای خدا مشکل نیست! (20)و (در قیامت)، همه آنها در برابر خدا ظاهر می‏شوند; در این هنگام، ضعفا ( دنباله‏روان نادان) به مستکبران (و رهبران گمراه) می‏گویند: «ما پیروان شما بودیم! آیا (اکنون که بخاطر پیروی از شما گرفتار مجازات الهی شده‏ایم،) شما حاضرید سهمی از عذاب الهی را بپذیرید و از ما بردارید؟» آنها می‏گویند: «اگر خدا ما را هدایت کرده بود، ما نیز شما را هدایت می‏کردیم! (ولی کار از اینها گذشته است،) چه بیتابی کنیم و چه شکیبایی، تفاوتی برای ما ندارد; راه گریزی برای ما نیست!» (21)و شیطان، هنگامی که کار تمام می‏شود، می‏گوید: «خداوند به شما وعده حق داد; و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلف کردم! من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید; خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلما ستمکاران عذاب دردناکی دارند! (22)و کسانی را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهای بهشت وارد می‏کنند; باغهایی که نهرها از زیر درختانش جاری است; به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن می‏مانند; و تحیت آنها در آن، «سلام‏» است. (23)آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه‏» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‏ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! (24)هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می‏دهد. و خداوند برای مردم مثلها می‏زند، شاید متذکر شوند (و پند گیرند)! (25)(همچنین) «کلمه خبیثه‏» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از روی زمین برکنده شده، و قرار و ثباتی ندارد. (26)خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار می‏دارد; هم در این جهان، و هم در سرای دیگر! و ستمگران را گمراه می‏سازد، (و لطف خود را از آنها برمی‏گیرد) ; خداوند هر کار را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام می‏دهد! (27)آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟! (28)(سرای نیستی و نابودی، همان) جهنم است که آنها در آتش آن وارد می‏شوند; و بد قرارگاهی است! (29)آنها برای خدا همتایانی قرار داده‏اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند; بگو: «(چند روزی از زندگی دنیا و لذات آن) بهره گیرید; اما عاقبت کار شما به سوی آتش (دوزخ) است! س‏ذللّه (30)به بندگان من که ایمان آورده‏اند بگو نماز را برپا دارند; و از آنچه به آنها روزی داده‏ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند; پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه در آن خرید و فروش است، و نه دوستی! (نه با مال می‏توانند از کیفر خدا رهایی یابند، و نه با پیوندهای مادی!) (31)خداوند همان کسی است که آسمانها و زمین را آفرید; و از آسمان، آبی نازل کرد; و با آن، میوه‏ها(ی مختلف) را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد; و کشتی‏ها را مسخر شما گردانید، تا بر صفحه دریا به فرمان او حرکت کنند; و نهرها را (نیز) مسخر شما نمود; (32)و خورشید و ماه را -که با برنامه منظمی درکارند- به تسخیر شما درآورد; و شب و روز را (نیز) مسخر شما ساخت; (33)و از هر چیزی که از او خواستید، به شما داد; و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است! (34)(به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر ( مکه) را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار! (35)پروردگارا! آنها ( بتها) بسیاری از مردم را گمراه ساختند! هر کس از من پیروی کند از من است; و هر کس نافرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی! (36)پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‏آب و علفی، در کنار خانه‏ای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند; تو دلهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز; و از ثمرات به آنها روزی ده; شاید آنان شکر تو را بجای آورند! (37)پروردگارا! تو می‏دانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار می‏کنیم; و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست! (38)حمد خدای را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید; مسلما پروردگار من، شنونده (و اجابت کننده) دعاست. (39)پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر! (40)پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می‏شود، بیامرز! (41)گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام می‏دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را برای روزی تاخیر انداخته است که چشمها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت بازمی‏ایستد... (42)گردنها را کشیده، سرها را به آسمان بلندکرده، حتی پلک چشمهایشان از حرکت بازمی‏ماند; زیرا به هر طرف نگاه کنند، آثار عذاب آشکار است!) و (در این حال) دلهایشان (فرومی‏ریزد; و از اندیشه و امید،) خالی می‏گردد! (43)و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‏آید، بترسان! آن روز که ظالمان می‏گویند: س‏خ‏للّهپروردگارا! مدت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (اما پاسخ می‏شنوند که:) مگر قبلا سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟! (44)(آری شما بودید که) در منازل (و کاخهای) کسانی که به خویشتن ستم کردند، ساکن شدید; و برای شما آشکار شد چگونه با آنان رفتار کردیم; و برای شما، مثلها (از سرگذشت پیشینیان) زدیم (باز هم بیدار نشدید)! (45)آنها نهایت مکر (و نیرنگ) خود را به کار زدند; و همه مکرها (و توطئه‏هایشان) نزد خدا آشکار است، هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‏ها را از جا برکند! (46)پس گمان مبر که خدا وعده‏ای را که به پیامبرانش داده، تخلف کند! چرا که خداوند قادر و انتقام گیرنده است. (47)در آن روز که این زمین به زمین دیگر، و آسمانها (به آسمانهای دیگری) مبدل می‏شود، و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر می‏گردند! (48)و در آن روز، مجرمان را با هم در غل و زنجیر می‏بینی! (که دستها و گردنهایشان را به هم بسته است!) (49)لباسهایشان از قطران ( ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال) است; و صورتهایشان را آتش می‏پوشاند... (50)تا خداوند هر کس را، هر آنچه انجام داده، جزا دهد! به یقین، خداوند سریع الحساب است! (51)این (قرآن،) پیام (و ابلاغی) برای (عموم) مردم است; تا همه به وسیله آن انذار شوند، و بدانند او خدا یکتاست; و تا صاحبان مغز (و اندیشه) پند گیرند! (52

    ----    بنام خدا    .----.----
----سوره ها    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة



    ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم     مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی.
سورة الحجر

 سورة الحجر
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الر، این آیات کتاب، و قرآن مبین است. (1)کافران (هنگامی که آثار شوم اعمال خود را ببینند،) چه بسا آرزو می‏کنند که ای کاش مسلمان بودند! (2)بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد; ولی بزودی خواهند فهمید! (3)ما اهل هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه اجل معین (و زمان تغییر ناپذیری) داشتند! (4)هیچ گروهی از اجل خود پیشی نمی‏گیرد; و از آن عقب نخواهد افتاد! (5)و گفتند: «ای کسی که «ذکر» ( قرآن) بر او نازل شده، مسلما تو دیوانه‏ای! (6)اگر راست می‏گویی، چرا فرشتگان را نزد ما نمی‏زوری؟!» (7)(اما اینها باید بدانند) ما فرشتگان را، جز بحق، نازل نمی‏کنیم،;و هرگاه نازل شوند، دیگر به اینها مهلت داده نمی‏شود (;و در صورت انکار، به عذاب الهی نابود می‏گردند)! (8)ما قرآن را نازل کردیم; و ما بطور قطع نگهدار آنیم! (9)ما پیش از تو (نیز) پیامبرانی در میان امتهای نخستین فرستادیم. (10)هیچ پیامبری به سراغ آنها نمی‏آمد مگر اینکه او را مسخره می‏کردند. (11)ما اینچنین (و از هر طریق ممکن) قرآن را به درون دلهای مجرمان راه می‏دهیم! (12)(اما با این حال،) آنها به آن ایمان نمی‏آورند; روش اقوام پیشین نیز چنین بود! (13)و اگر دری از آسمان به روی آنان بگشاییم، و آنها پیوسته در آن بالا روند... (14)باز می‏گویند: «ما را چشم‏بندی کرده‏اند; بلکه ما (سر تا پا) سحر شده‏ایم!» (15)ما در آسمان برجهایی قرار دادیم; و آن را برای بینندگان آراستیم. (16)و آن را از هر شیطان رانده شده‏ای حفظ کردیم; (17)مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین‏» او را تعقیب می‏کند (و می‏راند) (18)و زمین را گستردیم; و در آن کوه‏های ثابتی افکندیم; و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم; (19)و برای شما انواع وسایل زندگی در آن قرار دادیم; همچنین برای کسانی که شما نمی‏توانید به آنها روزی دهید! (20)و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست; ولی ما جز به اندازه معین آن را نازل نمی‏کنیم! (21)ما بادها را برای بارور ساختن (ابرها و گیاهان) فرستادیم; و از آسمان آبی نازل کردیم، و شما را با آن سیراب ساختیم; در حالی که شما توانایی حفظ و نگهداری آن را نداشتید! (22)« ماییم که زنده می‏کنیم و می‏میرانیم; و ماییم وارث (همه جهان)! (23)ما، هم پیشینیان شما را دانستیم; و هم متاخران را! (24)پروردگار تو، قطعا آنها را (در قیامت) جمع و محشور می‏کند; چرا که او حکیم و داناست! (25)ما انسان را از گل خشکیده‏ای (همچون سفال) که از گل بد بوی (تیره رنگی) گرفته شده بود آفریدیم! (26)و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم! (27)و (به خاطر بیاور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‏ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‏آفرینم. (28)هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (29)همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (30)جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‏کنندگان باشد. (31)(خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‏کنندگان نیستی؟!» (32)گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‏ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‏ای، سجده نخواهم کرد!» (33)فرمود: «از صف آنها ( فرشتگان) بیرون رو، که رانده‏شده‏ای (از درگاه ما!).و لعنت (و دوری از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!» (35)گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (و زنده بگذار!)» (36)فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (37)(اما نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معینی.» (38)گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمتهای مادی را) در زمین در نظر آنها زینت می‏دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت، (39)مگر بندگان مخلصت را.» (40)فرمود: «این راه مستقیمی است که بر عهده من است (و سنت همیشگیم)... (41)که بر بندگانم تسلط نخواهی یافت; مگر گمراهانی که از تو پیروی می‏کنند; (42)و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست! (43)هفت در دارد; و برای هر دری، گروه معینی از آنها تقسیم شده‏اند! (44)به یقین، پرهیزگاران در باغها(ی سرسبز بهشت) و در کنار چشمه‏ها هستند. (45)(فرشتگان به آنها می‏گویند:) داخل این باغها شوید با سلامت و امنیت! (46)هر گونه غل ( حسد و کینه و دشمنی) را از سینه آنها برمی‏کنیم (و روحشان را پاک می‏سازیم); در حالی که همه برابرند، و بر تختها روبه‏روی یکدیگر قرار دارند. (47)هیچ خستگی و تعبی در آنجا به آنها نمی‏رسد، و هیچ گاه از آن اخراج نمی‏گردند! (48)بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم! (49)و (اینکه) عذاب و کیفر من، همان عذاب دردناک است! (50)و به آنها از مهمانهای ابراهیم خبر ده! (51)هنگامی که بر او وارد شدند و سلام کردند; (ابراهیم) گفت: «ما از شما بیمناکیم!» (52)گفتند: «نترس، ما تو را به پسری دانا بشارت می‏دهیم!» (53)گفت: «آیا به من (چنین) بشارت می‏دهید با اینکه پیر شده‏ام؟! به چه چیز بشارت می‏دهید؟! س‏ذللّه (54)گفتند: «تو را به حق بشارت دادیم; از مایوسان مباش!» (55)گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مایوس می‏شود؟!» (56)(سپس) گفت: «ماموریت شما چیست ای فرستادگان خدا؟» (57)گفتند: «ما به سوی قومی گنهکار ماموریت یافته‏ایم (تا آنها را هلاک کنیم)! (58)مگر خاندان لوط، که همگی آنها را نجات خواهیم داد... (59)بجز همسرش، که مقدر داشتیم از بازماندگان (در شهر، و هلاک‏شوندگان) باشد!» (60)هنگامی که فرستادگان (خدا) به سراغ خاندان لوط آمدند... (61)(لوط) گفت: «شما گروه ناشناسی هستید!» (62)گفتند: «ما همان چیزی را برای تو آورده‏ایم که آنها ( کافران) در آن تردید داشتند (آری،) ما مامور عذابیم)! (63)ما واقعیت مسلمی را برای تو آورده‏ایم; و راست می‏گوییم! (64)پس، خانواده‏ات را در اواخر شب با خود بردار، و از اینجا ببر; و خودت به دنبال آنها حرکت کن; و کسی از شما به پشت سر خویش ننگرد; مامور هستید بروید!» (65)و ما به لوط این موضوع را وحی فرستادیم که صبحگاهان، همه آنها ریشه‏کن خواهند شد. (66)(از سوی دیگر،) اهل شهر (از ورود میهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالی که شادمان بودند. (67)(لوط) گفت: «اینها میهمانان منند; آبروی مرا نریزید! (68)و از خدا بترسید، و مرا شرمنده نسازید!» (69)گفتند: «مگر ما تو را از جهانیان نهی نکردیم (و نگفتیم کسی را به میهمانی نپذیر؟!» (70)گفت: «دختران من حاضرند، اگر می‏خواهید کار صحیحی انجام دهید (با آنها ازدواج کنید، و از گناه و آلودگی بپرهیزید!)» (71)به جان تو سوگند، اینها در مستی خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‏اند)! (72)سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صیحه (مرگبار -بصورت صاعقه یا زمین‏لرزه-) آنها را فراگرفت! (73)سپس (شهر و آبادی آنها را زیر و رو کردیم;) بالای آن را پایین قرار دادیم; و بارانی از سنگ بر آنها فرو ریختیم! (74)در این (سرگذشت عبرت‏انگیز)، نشانه‏هایی است برای هوشیاران! (75)و ویرانه‏های سرزمین آنها، بر سر راه (کاروانها)، همواره ثابت و برقرار است; (76)در این، نشانه‏ای است برای مؤمنان! (77)«اصحاب الایکه‏» ( صاحبان سرزمینهای پردرخت قوم شعیب) مسلما قوم ستمگری بودند! (78)ما از آنها انتقام گرفتیم; و (شهرهای ویران شده) این دو ( قوم لوط و اصحاب الایکه) بر سر راه (شما در سفرهای شام)، آشکار است! (79)و «اصحاب حجر» ( قوم ثمود) پیامبران را تکذیب کردند! (80)ما آیات خود را به آنان دادیم; ولی آنها از آن روی گرداندند! (81)آنها خانه‏های امن در دل کوه‏ها می‏تراشیدند. (82)اما سرانجام صیحه (مرگبار)، صبحگاهان آنان را فرا گرفت; (83)و آنچه را به دست آورده بودند، آنها را از عذاب الهی نجات نداد! (84)ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است، جز بحق نیافریدیم; و ساعت موعود ( قیامت) قطعا فرا خواهد رسید (و جزای هر کس به او می‏رسد)! پس، از آنها به طرز شایسته‏ای صرف‏نظر کن (و آنها را بر نادانیهایشان ملامت ننما)! (85)به یقین، پروردگار تو، آفریننده آگاه است! (86)ما به تو سوره حمد و قرآن عظیم دادیم! (87)(بنابر این،) هرگز چشم خود را به نعمتهای (مادی)، که به گروه‏هایی از آنها ( کفار) دادیم، میفکن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگین مباش! و بال (عطوفت) خود را برای مؤمنین فرود آر! (88)و بگو: «من انذارکننده آشکارم!» (89)(ما بر آنها عذابی می‏فرستیم) همان گونه که بر تجزیه‏گران (آیات الهی) فرستادیم! (90)همانها که قرآن را تقسیم کردند (;آنچه را به سودشان بود پذیرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهایشان بود رها نمودند)! (91)به پروردگارت سوگند، (در قیامت) از همه آنها سؤال خواهیم کرد... (92)از آنچه عمل می‏کردند! (93)آنچه را ماموریت داری، آشکارا بیان کن! و از مشرکان روی گردان (و به آنها اعتنا نکن)! (94)ما شر استهزاکنندگان را از تو دفع خواهیم کرد; (95)همانها که معبود دیگری با خدا قرار دادند; اما بزودی می‏فهمند! (96)ما می‏دانیم‏سینه‏ات از آنچه آنها می‏گویند تنگ می‏شود (و تو را سخت ناراحت می‏کنند). (97)(برای دفع ناراحتی آنان) پروردگارت را تسبیح و حمد گو! و از سجده‏کنندگان باش! (98)و پروردگارت را عبادت کن تا یقین ( مرگ) تو فرا رسد! (99) 22:57 | .     ----

    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة


   
          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة النحل

 

سورة النحل

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

فرمان خدا (برای مجازات مشرکان و مجرمان،) فرا رسیده است; برای آن عجله نکنید! منزه و برتر است خداوند از آنچه همتای او قرارمی‏دهند! (1)فرشتگان را با روح (الهی) بفرمانش بر هر کس از بندگانش بخواهد نازل می‏کند; (و به آنها دستور می‏دهد) که مردم را انذار کنید; (و بگویید:) معبودی جز من نیست; از (مخالفت دستور) من، بپرهیزید! (2)آسمانها و زمین را بحق آفرید; او برتر است از اینکه همتایی برای او قرار می‏دهند! (3)انسان را از نطفه بی‏ارزشی آفرید; و سرانجام (او موجودی فصیح، و) مدافع آشکار از خویشتن گردید! (4)و چهارپایان را آفرید; در حالی که در آنها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است; و از گوشت آنها می‏خورید! (5)و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان بازمی‏گردانید، و هنگامی که (صبحگاهان) به صحرا می‏فرستید! (6)آنها بارهای سنگین شما را به شهری حمل می‏کنند که جز با مشقت زیاد، به آن نمی‏رسیدید; پروردگارتان رؤوف و رحیم است (که این وسایل حیات را در اختیارتان قرار داده)! (7)همچنین اسبها و استرهاو الاغها را آفرید; تا بر آنها سوار شوید و زینت شما باشد، و چیزهایی می‏آفریند که نمی‏دانید. (8)و بر خداست که راه راست را (به بندگان) نشان دهد; اما بعضی از راه‏ها بیراهه است! و اگر خدا بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدایت می‏کند (;ولی اجبار سودی ندارد). (9)او کسی است که از آسمان، آبی فرستاد، که نوشیدن شما از آن است; و (همچنین) گیاهان و درختانی که حیوانات خود را در آن به چرا می‏برید، نیز از آن است. (10)خداوند با آن (آب باران)، برای شما زراعت و زیتون و نخل و انگور، و از همه میوه‏ها می‏رویاند; مسلما در این، نشانه روشنی برای اندیشمندان است. (11)او شب و روز و خورشید و ماه را مسخر شما ساخت; و ستارگان نیز به فرمان او مسخر شمایند; در این، نشانه‏هایی است (از عظمت خدا،) برای گروهی که عقل خود را به کار می‏گیرند! (12)(علاوه بر این،) مخلوقاتی را که در زمین به رنگهای گوناگون آفریده نیز مسخر (فرمان شما) ساخت; در این، نشانه روشنی است برای گروهی که متذکر می‏شوند! (13)او کسی است که دریا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید; و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید; و کشتیها را می‏بینی که سینه دریا را می‏شکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید; شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید! (14)و در زمین، کوه‏های ثابت و محکمی افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد; و نهرها و راه‏هایی ایجاد کرد، تا هدایت شوید. (15)و (نیز) علاماتی قرار داد; و (شب هنگام) به وسیله ستارگان هدایت می‏شوند. (16)آیا کسی که (این گونه مخلوقات را) می‏آفریند، همچون کسی است که نمی‏آفریند؟! آیا متذکر نمی‏شوید؟! (17)و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز نمی‏توانید آنها را احصا کنید; خداوند بخشنده و مهربان است! (18)خداوند آنچه را پنهان می‏دارید و آنچه را آشکار می‏سازید، می‏داند. (19)معبودهایی را که غیر از خدا می‏خوانند، چیزی را خلق نمی‏کنند; بلکه خودشان هم مخلوقند! (20)آنها مردگانی هستند که هرگز استعداد حیات ندارند; و نمی‏دانند (عبادت‏کنندگانشان) در چه زمانی محشور می‏شوند! (21)معبود شما خداوند یگانه است; اما کسانی که به آخرت ایمان نمی‏آورند، دلهایشان (حق را) انکار می‏کند و مستکبرند. (22)قطعا خداوند از آنچه پنهان می‏دارند و آنچه آشکار می‏سازند با خبر است; او مستکبران را دوست نمی‏دارد! (23)و هنگامی که به آنها گفته شود: «پروردگار شما چه نازل کرده است؟» می‏گویند: «اینها (وحی الهی نیست;) همان افسانه‏های دروغین پیشینیان است!» (24)آنها باید روز قیامت، (هم) بار گناهان خود را بطور کامل بر دوش کشند; و هم سهمی از گناهان کسانی که بخاطر جهل، گمراهشان می‏سازند! بدانید آنها بار سنگین بدی بر دوش می‏کشند! (25)کسانی که قبل از ایشان بودند (نیز) از این توطئه‏ها داشتند; ولی خداوند به سراغ شالوده (زندگی) آنها رفت; و آن را از اساس ویران کرد; و سقف از بالا بر سرشان فرو ریخت; و عذاب (الهی) از آن جایی که نمی‏دانستند به سراغشان آمد! (26)سپس روز قیامت خدا آنها را رسوا می‏سازد; و می‏گوید: «شریکانی که شما برای من ساختید، و بخاطر آنها با دیگران دشمنی می‏کردید، کجا هستید؟!» (در این هنگام،) کسانی که به آنها علم داده شده می‏گویند: «رسوایی و بدبختی، امروز بر کافران است!» (27)همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‏گیرند در حالی که به خود ظلم کرده بودند! در این موقع آنها تسلیم می‏شوند (و بدروغ می‏گویند:) ما کار بدی انجام نمی‏دادیم! آری، خداوند به آنچه انجام می‏دادید عالم است! (28)(به آنها گفته می‏شود:) اکنون از درهای جهنم وارد شوید در حالی که جاودانه در آن خواهید بود! چه جای بدی است جایگاه مستکبران! (29)(ولی هنگامی که) به پرهیزگاران گفته می‏شد: «پروردگار شما چه چیز نازل کرده است؟» می‏گفتند: «خیر (و سعادت)» (آری،) برای کسانی که نیکی کردند، در این دنیا نیکی است; و سرای آخرت از آن هم بهتر است; و چه خوب است سرای پرهیزگاران! (30)باغهایی از بهشت جاویدان است که همگی وارد آن می‏شوند; نهرها از زیر درختانش می‏گذرد; هر چه بخواهند در آنجا هست; خداوند پرهیزگاران را چنین پاداش می‏دهد! (31)همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‏گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‏اند; به آنها می‏گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‏دادید!» (32)آیا آنها انتظاری جز این دارند که فرشتگان (قبض ارواح) به سراغشان بیایند، یا فرمان پروردگارت (برای مجازاتشان) فرا رسد (آنگاه توبه کنند؟! ولی توبه آنها در آن زمان بی اثر است! آری،) کسانی که پیش از ایشان بودند نیز چنین کردند! خداوند به آنها ستم نکرد; ولی آنان به خویشتن ستم می‏نمودند! (33)و سرانجام بدیهای اعمالشان به آنها رسید; و آنچه را (از وعده‏های عذاب) استهزا می‏کردند، بر آنان وارد شد. (34)مشرکان گفتند: «اگر خدا می‏خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‏کردیم; و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‏ساختیم!» (آری،) کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند; ولی آیا پیامبران وظیفه‏ای جز ابلاغ آشکار دارند؟! (35)ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: «خدای یکتا را بپرستید; و از طاغوت اجتناب کنید!» خداوند گروهی را هدایت کرد; و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت; پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‏کنندگان چگونه بود! (36)هر قدر بر هدایت آنها حریص باشی، (سودی ندارد; چرا) که خداوند کسی را که گمراه ساخت، هدایت نمی‏کند; و آنها یاورانی نخواهند داشت! (37)آنها سوگندهای شدید به خدا یاد کردند که: «هرگز خداوند کسی را که می‏میرد، برنمی‏انگیزد! س‏ذللّه آری، این وعده قطعی خداست (که همه مردگان را برای جزا بازمی‏گرداند); ولی بیشتر مردم نمی‏دانند! (38)هدف این است که آنچه را در آن اختلاف داشتند، برای آنها روشن سازد; و کسانی که منکر شدند، بدانند دروغ می‏گفتند! (39)(رستاخیز مردگان برای ما مشکل نیست; زیرا) وقتی چیزی را اراده می‏کنیم، فقط به آن می‏گوییم: «موجود باش!» بلافاصله موجود می‏شود. (40)آنها که پس از ستم دیدن در راه خدا، هجرت کردند، در این دنیا جایگاه (و مقام) خوبی به آنها می‏دهیم; و پاداش آخرت، از آن هم بزرگتر است اگر می‏دانستند! (41)آنها کسانی هستند که صبر و استقامت پیشه کردند، و تنها بر پروردگارشان توکل می‏کنند. (42)و پیش از تو، جز مردانی که به آنها وحی می‏کردیم، نفرستادیم! اگر نمی‏دانید، از آگاهان بپرسید (تا تعجب نکنید از اینکه پیامبر اسلام از میان همین مردان برانگیخته شده است)! (43)(از آنها بپرسید که) از دلایل روشن و کتب (پیامبران پیشین آگاهند!) و ما این ذکر ( قرآن) را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی; و شاید اندیشه کنند! (44)آیا توطئه‏گران از این ایمن گشتند که ممکن است خدا آنها را در زمین فروبرد، و یا مجازات (الهی)، از آن جا که انتظارش را ندارند، به سراغشان آید؟!... (45)یا به هنگامی (که برای کسب مال و ثروت افزونتر) در رفت و آمدند، دامانشان را بگیرد در حالی که قادر به فرار نیستند؟!... (46)یا بطور تدریجی، با هشدارهای خوف‏انگیز آنان را گرفتار سازد؟! چرا که پروردگار شما، رؤوف و رحیم است. (47)آیا آنها مخلوقات خدا را ندیدند که سایه‏هایشان از راست و چپ حرکت دارند، و با خضوع برای خدا سجده می‏کنند؟! (48)(نه تنها سایه‏ها، بلکه) تمام آنچه در آسمانها و زمین از جنبندگان وجود دارد، و همچنین فرشتگان، برای خدا سجده می‏کنند و تکبر نمی‏ورزند. (49)آنها (تنها) از (مخالفت) پروردگارشان، که حاکم بر آنهاست، می‏ترسند; و آنچه را ماموریت دارند انجام می‏دهند. (50)خداوند فرمان داده: «دو معبود (برای خود) انتخاب نکنید; معبود (شما) همان خدای یگانه است; تنها از (کیفر) من بترسید!» (51)آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست; و دین خالص (نیز) همواره از آن او می‏باشد; آیا از غیر او می‏ترسید؟! (52)آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست! و هنگامی که ناراحتی به شما رسد، فقط او را می‏خوانید! (53)(اما) هنگامی که ناراحتی و رنج را از شما برطرف می‏سازد، ناگاه گروهی از شما برای پروردگارشان همتا قائل می‏شوند. (54)(بگذار) تا نعمتهایی را که به آنها داده‏ایم کفران کنند! (اکنون) چند روزی (از متاع دنیا) بهره گیرید، اما بزودی خواهید دانست (سرانجام کارتان به کجا خواهد کشید)! (55)آنان برای بتهایی که هیچ گونه سود و زیانی از آنها سراغ ندارند، سهمی از آنچه به آنان روزی داده‏ایم قرارمی‏دهند; به خدا سوگند، (در دادگاه قیامت،) از این افتراها که می‏بندید، بازپرسی خواهید شد! (56)آنها (در پندار خود،) برای خداوند دختران قرارمی‏دهند; -منزه است (از اینکه فرزندی داشته باشد)- ولی برای خودشان، آنچه را میل دارند قائل می‏شوند... (57)در حالی که هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش (از فراب ناراحتی) سیاه می‏شود; و به شدت خشمگین می‏گردد;... (58)بخاطر بشارت بدی که به او داده شده، از قوم و قبیله خود متواری می‏گردد; (و نمی‏داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟! چه بد حکم می‏کنند! (59)برای آنها که به سرای آخرت ایمان ندارند، صفات زشت است; و برای خدا، صفات عالی است; و او قدرتمند و حکیم است. (60)و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات می‏کرد، جنبنده‏ای را بر پشت زمین باقی نمی‏گذارد; ولی آنها را تا زمان معینی به تاخیر می‏اندازد. و هنگامی که اجلشان فرا رسد، نه ساعتی تاخیر می‏کنند، و نه ساعتی پیشی می‏گیرند. (61)آنها برای خدا چیزهایی قرارمی‏دهند که خودشان از آن کراهت دارند ( فرزندان دختر); با این حال زبانشان به دروغ می‏گوید سرانجام نیکی دارند! از این رو برای آنان آتش است; و آنها از پیشگامان (دوزخ)اند. (62)به خدا سوگند، به سوی امتهای پیش از تو پیامبرانی فرستادیم; اما شیطان اعمالشان را در نظرشان آراست; و امروز او ولی و سرپرستشان است; و مجازات دردناکی برای آنهاست! (63)ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی; و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‏آورند! (64)خداوند از آسمان، آبی فرستاد; و زمین را، پس از آنکه مرده بود، حیات بخشید! در این، نشانه روشنی است برای جمعیتی که گوش شنوا دارند! (65)و در وجود چهارپایان، برای شما (درسهای) عبرتی است: از درون شکم آنها، از میان غذاهای هضم‏شده و خون، شیر خالص و گوارا به شما می‏نوشانیم! (66)و از میوه‏های درختان نخل و انگور، مسکرات (ناپاک) و روزی خوب و پاکیزه می‏گیرید; در این، نشانه روشنی است برای جمعیتی که اندیشه می‏کنند! (67)و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی‏» (و الهام غریزی) نمود که: «از کوه‏ها و درختان و داربستهایی که مردم می‏سازند، خانه‏هایی برگزین! (68)سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راه‏هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است، براحتی بپیما! «از درون شکم آنها، نوشیدنی با رنگهای مختلف خارج می‏شود که در آن، شفا برای مردم است; به یقین در این امر، نشانه روشنی است برای جمعیتی که می‏اندیشند. (69)خداوند شما را آفرید; سپس شما را می‏میراند; بعضی از شما به نامطلوب‏ترین سنین بالای عمر می‏رسند، تا بعد از علم و آگاهی، چیزی ندانند (و همه چیز را فراموش کنند); خداوند دانا و تواناست! (70)خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر از نظر روزی برتری داد (چرا که استعدادها و تلاشهایتان متفاوت است)! اما آنها که برتری داده شده‏اند، حاضر نیستند از روزی خود به بردگانشان بدهند و همگی در آن مساوی گردند; آیا آنان نعمت خدا را انکار می‏نمایند (که شکر او را ادا نمی‏کنند)؟! (71)

خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد; و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوه‏هایی به وجود آورد; و از پاکیزه‏ها به شما روزی داد; آیا به باطل ایمان می‏آورند، و نعمت خدا را انکار می‏کنند؟! (72)آنها غیر از خدا، موجوداتی را می‏پرستند که هیچ رزقی را برای آنان از آسمانها و زمین در اختیار ندارند; و توان این کار را نیز ندارند. (73)پس، برای خدا امثال (و شبیه‏ها) قائل نشوید! خدا می‏داند، و شما نمی‏دانید. (74)خداوند مثالی زده: برده مملوکی را که قادر بر هیچ چیز نیست; و انسان (با ایمانی) را که از جانب خود، رزقی نیکو به او بخشیده‏ایم، و او پنهان و آشکار از آنچه خدا به او داده، انفاق می‏کند; آیا این دو نفر یکسانند؟! شکر مخصوص خداست، ولی اکثر آنها نمی‏دانند! (75)خداوند مثالی (دیگر) زده است: دو نفر را، که یکی از آن دو، گنگ مادرزاد است; و قادر بر هیچ کاری نیست; و سربار صاحبش می‏باشد; او را در پی هر کاری بفرستد، خوب انجام نمی‏دهد; آیا چنین انسانی، با کسی که امر به عدل و داد می‏کند، و بر راهی راست قرار دارد، برابر است؟! (76)غیب آسمانها و زمین، مخصوص خداست (و او همه را می‏داند); و امر قیامت(بقدری نزدیک و آسان است) درست همانند چشم برهم زدن، و یا از آن هم نزدیکتر; چرا که خدا بر هر چیزی تواناست! (77)و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ چیز نمی‏دانستید; و برای شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شکر نعمت او را بجا آورید! (78)آیا آنها به پرندگانی که بر فراز آسمانها نگه‏داشته شده، نظر نیفکندند؟ هیچ کس جز خدا آنها را نگاه نمی‏دارد; در این امر، نشانه‏هایی (از عظمت و قدرت خدا) است برای کسانی که ایمان می‏آورند! (79)و خدا برای شما از خانه‏هایتان محل سکونت (و آرامش) قرار داد; و از پوست چهارپایان نیز برای شما خانه‏هایی قرار داد که روز کوچ کردن و روز اقامتتان، به آسانی می‏توانید آنها را جا به جا کنید; و از پشم و کرک و موی آنها، برای شما اثاث و متاع (و وسایل مختلف زندگی) تا زمان معینی قرار داد. (80)و (نیز) خداوند از آنچه آفریده است سایه‏هایی برای شما قرار داده; و از کوه‏ها پناهگاه‏هایی; و برای شما پیراهنهایی آفریده، که شما را از گرما (و سرما) حفظ می‏کند; و پیراهنهایی که به هنگام جنگ، حافظ شماست; این گونه نعمتهایش را بر شما کامل می‏کند، شاید تسلیم فرمان او شوید! (81)(با این همه،) اگر روی برتابند، (نگران مباش;) تو فقط وظیفه ابلاغ آشکار داری. (82)آنها نعمت خدا را می‏شناسند; سپس آن را انکار می‏کنند; و اکثرشان کافرند! (83)(به خاطر بیاورید) روزی را که از هر امتی گواهی بر آنان برمی‏انگیزیم; سپس به آنان که کفر ورزیدند، اجازه (سخن گفتن) داده نمی‏شود; (بلکه دست و پا و گوش و چشم، حتی پوست تن آنها گواهی می‏دهند!) و (نیز) اجازه عذرخواهی و تقاضای عفو به آنان نمی‏دهند! (84)و هنگامی که ظالمان عذاب را ببینند، نه به آنها تخفیف داده می‏شود، و نه مهلت! (85)و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‏بینند، می‏گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‏خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‏گویند: «شما دروغگو هستید! (شما هوای نفس خود را پرستش می‏کردید!)» (86)و در آن روز، همگی (ناگزیر) در پیشگاه خدا تسلیم می‏شوند; و تمام آنچه را (نسبت به خدا) دروغ می‏بستند، گم و نابود می‏شود! (87)کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، بخاطر فسادی که می‏کردند، عذابی بر عذابشان می‏افزاییم! (88)(به یاد آورید) روزی را که از هر امتی، گواهی از خودشان بر آنها برمی‏انگیزیم; و تو را گواه بر آنان قرارمی‏دهیم! و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است! (89)خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می‏دهد; و از فحشا و منکر و ستم، نهی می‏کند; خداوند به شما اندرز می‏دهد، شاید متذکر شوید! (90)و هنگامی که با خدا عهد بستید، به عهد او وفا کنید! و سوگندها را بعد از محکم ساختن نشکنید، در حالی که خدا را کفیل و ضامن بر (سوگند) خود قرار داده‏اید، به یقین خداوند از آنچه انجام می‏دهید، آگاه است! (91)همانند آن زن (سبک مغز) نباشید که پشمهای تابیده خود را، پس از استحکام،وامی‏تابید! در حالی که (سوگند و پیمان) خود را وسیله خیانت و فساد قرار می‏دهید; بخاطر اینکه گروهی، جمعیتشان از گروه دیگر بیشتر است (و کثرت دشمن را بهانه‏ای برای شکستن بیعت با پیامبر می‏شمرید)! خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش می‏کند; و به یقین روز قیامت، آنچه را در آن اختلاف داشتید، برای شما روشن می‏سازد! (92)و اگر خدا می‏خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‏داد; (و همه را به اجبار وادار به ایمان می‏کرد; اما ایمان اجباری فایده‏ای ندارد!) ولی خدا هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و لایق بداند) هدایت می‏کند! (به گروهی توفیق هدایت داده، و از گروهی سلب می‏کند!) و یقینا شما از آنچه انجام می‏دادید، بازپرسی خواهید شد! (93)سوگندهایتان را وسیله تقلب و خیانت در میان خود قرار ندهید، مبادا گامی بعد از ثابت‏گشتن (بر ایمان) متزلزل شود; و به خاطر بازداشتن (مردم) از راه خدا، آثار سوء آن را بچشید! و برای شما، عذاب عظیمی خواهد بود! (94)و (هرگز) پیمان الهی را با بهای کمی مبادله نکنید (و هر بهایی در برابر آن ناچیز است!) آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است اگر می‏دانستید. (95)آنچه نزد شماست فانی می‏شود; اما آنچه نزد خداست باقی است; و به کسانی که صبر و استقامت پیشه کنند، مطابق بهترین اعمالی که انجام می‏دادند پاداش خواهیم داد. (96)هر کس کار شایسته‏ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‏داریم; و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‏دادند، خواهیم داد. (97)هنگامی که قرآن می‏خوانی، از شر شیطان مطرود، به خدا پناه بر! (98)چرا که او، بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می‏کنند، تسلطی ندارد. (99)تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‏اند، و آنها که نسبت به او ( خدا) شرک می‏ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‏نهند) (100)و هنگامی که آیه‏ای را به آیه دیگر مبدل کنیم ( حکمی را نسخ نماییم) -و خدا بهتر می‏داند چه حکمی را نازل کند- آنها می‏گویند: «تو افترا می‏بندی!» اما بیشترشان (حقیقت را) نمی‏دانند! (101)بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحق نازل کرده، تا افراد باایمان را ثابت‏قدم گرداند; و هدایت و بشارتی است برای عموم مسلمانان! (102)ما می‏دانیم که آنها می‏گویند: «این آیات را انسانی به او تعلیم می‏دهد!» در حالی که زبان کسی که اینها را به او نسبت می‏دهند عجمی است; ولی این (قرآن)، زبان عربی آشکار است! (103)به یقین، کسانی که به آیات الهی ایمان نمی‏آورند، خدا آنها را هدایت نمی‏کند; و برای آنان عذاب دردناکی است. (104)تنها کسانی دروغ می‏بندند که به آیات خدا ایمان ندارند; (آری،) دروغگویان واقعی آنها هستند! (105)کسانی که بعد از ایمان کافر شوند -بجز آنها که تحت فشار واقع شده‏اند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است- آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده‏اند، غضب خدا بر آنهاست; و عذاب عظیمی در انتظارشان! (106)این به خاطر آن است که زندگی دنیا (و پست را) بر آخرت ترجیح دادند; و خداوند افراد بی‏ایمان (لجوج) را هدایت نمی‏کند. (107)آنها کسانی هستند که (بر اثر فزونی گناه،) خدا بر قلب و گوش و چشمانشان مهر نهاده; (به همین دلیل نمی‏فهمند،) و غافلان واقعی همانها هستند! (108)
و ناچار آنها در آخرت زیانکارند. (109)اما پروردگار تو نسبت به کسانی که بعد از فریب‏خوردن، (به ایمان بازگشتند و) هجرت کردند; سپس جهاد کردند و در راه خدا استقامت نمودند; پروردگارت، بعد از انجام این کارها، بخشنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود می‏سازد). (110)(به یاد آورید) روزی را که هر کس (در فکر خویشتن است; و تنها) به دفاع از خود برمی‏خیزد; و نتیجه اعمال هر کسی، بی‏کم و کاست، به او داده می‏شود; و به آنها ظلم نخواهد شد! (111)خداوند (برای آنان که کفران نعمت می‏کنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود; و همواره روزیش از هر جا می‏رسید; اما به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند; و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می‏دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید! (112)پیامبری از خودشان به سراغ آنها آمد، او را تکذیب کردند; از این رو عذاب الهی آنها را فراگرفت در حالی که ظالم بودند! (113)پس، از آنچه خدا روزیتان کرده است، حلال و پاکیزه بخورید; و شکر نعمت خدا را بجا آورید اگر او را می‏پرستید! (114)خداوند، تنها مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا سر بریده‏اند، بر شما حرام کرده است; اما کسانی که ناچار شوند، در حالی که تجاوز و تعدی از حد ننمایند، (خدا آنها را می‏بخشد; چرا که) خدا بخشنده و مهربان است. (115)به خاطر دروغی که بر زبانتان جاری می‏شود (و چیزی را مجاز و چیزی را ممنوع می‏کنید،) نگویید: «این حلال است و آن حرام‏»، تا بر خدا افترا ببندید به یقین کسانی که به خدا دروغ می‏بندند، رستگار نخواهند شد! (116)بهره کمی است (که در این دنیا نصیبشان می‏شود); و عذاب دردناکی در انتظار آنان است! (117)چیزهایی را که پیش از این برای تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم; ما به آنها ستم نکردیم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم می‏کردند! (118)اما پروردگارت نسبت به آنها که از روی جهالت، بدی کرده‏اند، سپس توبه کرده و در مقام جبران برآمده‏اند، پروردگارت بعد از آن آمرزنده و مهربان است. (119)ابراهیم (به تنهایی) امتی بود مطیع فرمان خدا; خالی از هر گونه انحراف; و از مشرکان نبود; (120)شکرگزار نعمتهای پروردگار بود; خدا او را برگزید; و به راهی راست هدایت نمود! (121)ما در دنیا به او (همت) نیکویی دادیم; و در آخرت از نیکان است! (122)سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم -که ایمانی خالص داشت و از مشرکان نبود- پیروی کن! (123)(تحریمهای) روز شنبه (برای یهود) فقط بعنوان یک مجازات بود، که در آن هم اختلاف کردند; و پروردگارت روز قیامت، در آنچه اختلاف داشتند، میان آنها داوری می‏کند! (124)با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‏داند چه کسی از راه او گمراه شده است; و او به هدایت‏یافتگان داناتر است. (125)و هر گاه خواستید مجازات کنید، تنها بمقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید! و اگر شکیبایی کنید، این کار برای شکیبایان بهتر است. (126)صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‏های آنها، در تنگنا قرار مگیر! (127)خداوند با کسانی است که تقوا پیشه کرده‏اند، و کسانی که نیکوکارند. (128) 22:59 | .
    ----    بنام خدا    .----.----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)    شناخت سوره های قرآن---

    ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم     مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة الاسراء

 

سورة الاسراء

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

پاک و منزه است خدایی که بنده‏اش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی -که گرداگردش را پربرکت ساخته‏ایم- برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم; چرا که او شنوا و بیناست. (1)ما به موسی کتاب آسمانی دادیم; و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل ساختیم; (و گفتیم:) غیر ما را تکیه‏گاه خود قرار ندهید! (2)ای فرزندان کسانی که با نوح (بر کشتی) سوار کردیم! او بنده شکرگزاری بود. (شما هم مانند او باشید، تا نجات یابید!) (3)ما به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دوبار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری‏جویی بزرگی خواهید نمود. (4)هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضد شما میانگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند; حتی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه‏ها را جستجو می‏کنند; و این وعده‏ای است قطعی! (5)سپس شما را بر آنها چیره می‏کنیم; و شما را به وسیله داراییها و فرزندانی کمک خواهیم کرد; و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرارمی‏دهیم. (6)اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‏کنید; و اگر بدی کنید باز هم به خود می‏کنید. و هنگامی که وعده دوم فرا رسد، (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که) آثار غم و اندوه در صورتهایتان ظاهر می‏شود; و داخل مسجد (الاقصی) می‏شوند همان گونه که بار اول وارد شدند; و آنچه را زیر سلطه خود می‏گیرند، در هم می‏کوبند. (7)امید است پروردگارتان به شما رحم کند! هرگاه برگردید، ما هم بازمی‏گردیم; و جهنم را برای کافران، زندان سختی قرار دادیم. (8)این قرآن، به راهی که استوارترین راه‏هاست، هدایت می‏کند; و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت می‏دهد که برای آنها پاداش بزرگی است. (9)و اینکه آنها که به قیامت ایمان نمی‏آورند، عذاب دردناکی برای آنان آماده ساخته‏ایم. (10)انسان (بر اثر شتابزدگی)، بدیها را طلب می‏کند آن گونه که نیکیها را می‏طلبد; و انسان، همیشه عجول بوده است! (11)ما شب و روز را دو نشانه توحید و عظمت خود قرار دادیم; سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‏بخش ساختیم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش زندگی برخیزید)، و عدد سالها و حساب را بدانید; و هر چیزی را بطور مشخص و آشکار، بیان کردیم. (12)و هر انسانی، اعمالش را بر گردنش آویخته‏ایم; و روز قیامت، کتابی برای او بیرون می‏آوریم که آن را در برابر خود، گشوده می‏بیند! (این همان نامه اعمال اوست!) (13)(و به او می‏گوییم:) کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی! (14)هر کس هدایت شود، برای خود هدایت یافته; و آن کس که گمراه گردد، به زیان خود گمراه شده است; و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‏کشد; و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم (تا وظایفشان را بیان کند.) (15)و هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را برای «مترفین‏» (و ثروتمندان مست شهوت) آنجا، بیان می‏داریم، سپس هنگامی که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدت درهم می‏کوبیم. (16)چه بسیار مردمی که در قرون بعد از نوح، زندگی می‏کردند; (و طبق همین سنت،) آنها را هلاک کردیم! و کافی است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بیناست. (17)آن کس که (تنها) زندگی زودگذر (دنیا) را می‏طلبد، آن مقدار از آن را که بخواهیم -و به هر کس اراده کنیم- می‏دهیم; سپس دوزخ را برای او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش می‏سوزد در حالی که نکوهیده و رانده (درگاه خدا) است. (18)و آن کس که سرای آخرت را بطلبد، و برای آن سعی و کوشش کند -در حالی که ایمان داشته باشد- سعی و تلاش او، (از سوی خدا) پاداش داده خواهد شد. (19)هر یک از این دو گروه را از عطای پروردگارت، بهره و کمک می‏دهیم; و عطای پروردگارت هرگز (از کسی) منع نشده است. (20)ببین چگونه بعضی را (در دنیا بخاطر تلاششان) بر بعضی دیگر برتری بخشیده‏ایم; درجات آخرت و برتریهایش، از این هم بیشتر است! (21)هرگز معبود دیگری را با خدا قرار مده، که نکوهیده و بی‏یار و یاور خواهی نشست! (22)و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو! (23)و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‏گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده!» (24)پروردگار شما از درون دلهایتان آگاهتر است; (اگر لغزشی در این زمینه داشتید) هر گاه صالح باشید (و جبران کنید) او بازگشت‏کنندگان را می‏بخشد. (25)و حق نزدیکان را بپرداز، و (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذیر مکن، (26)چرا که تبذیرکنندگان، برادران شیاطینند; و شیطان در برابر پروردگارش، بسیار ناسپاس بود! (27)و هرگاه از آنان ( مستمندان) روی برتابی، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشی (تا گشایشی در کارت پدید آید و به آنها کمک کنی)، با گفتار نرم و آمیخته با لطف با آنها سخن بگو! (28)هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد (نیز) دست خود را مگشای، تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی! (29)به یقین، پروردگارت روزی را برای هر کس بخواهد، گشاده یا تنگ می‏دارد; او نسبت به بندگانش، آگاه و بیناست. (30)و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آنها و شما را روزی می‏دهیم; مسلما کشتن آنها گناه بزرگی است! (31)و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت، و بد راهی است! (32)و کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید، جز بحق! و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است! (33)و به مال یتیم، جز به بهترین راه نزدیک نشوید، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا کنید، که از عهد سؤال می‏شود! (34)و هنگامی که پیمانه می‏کنید، حق پیمانه را ادا نمایید، و با ترازوی درست وزن کنید! این برای شما بهتر، و عاقبتش نیکوتر است. (35)از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. (36)و روی زمین، با تکبر راه مرو! تو نمی‏توانی زمین را بشکافی، و طول قامتت هرگز به کوه‏ها نمی‏رسد! (37)همه اینها گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است. (38)این (احکام)، از حکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی فرستاده; و هرگز معبودی با خدا قرار مده، که در جهنم افکنده می‏شوی، در حالی که سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهی بود! (39)آیا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته، و خودش دخترانی از فرشتگان برگزیده است؟! شما سخن بزرگ (و بسیار زشتی) می‏گویید! (40)ما در این قرآن، انواع بیانات مؤثر را آوردیم تا متذکر شوند! ولی (گروهی از کوردلان،) جز بر نفرتشان نمی‏افزاید. (41)بگو: «اگر آنچنان که آنها می‏گویند با او خدایانی بود، در این صورت، (خدایان) سعی می‏کردند راهی به سوی (خداوند) صاحب عرش پیدا کنند.» (42)او پاک و برتر است از آنچه آنها می‏گویند، بسیار برتر و منزه‏تر! (43)آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می‏گویند; و هر موجودی، تسبیح و حمد او می‏گوید; ولی شما تسبیح آنها را نمی‏فهمید; او بردبار و آمرزنده است. (44)و هنگامی که قرآن می‏خوانی، میان تو و آنها که به آخرت ایمان نمی‏آورند، حجاب ناپیدایی قرارمی‏دهیم; (45)و بر دلهایشان پوششهایی، تا آن را نفهمند; و در گوشهایشان سنگینی; و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می‏کنی، آنها پشت می‏کنند و از تو روی بر می‏گردانند. (46)هنگامی که به سخنان تو گوش فرامی‏دهند، ما بهتر می‏دانیم برای چه گوش فرا می‏دهند; (و همچنین) در آن هنگام که با هم نجوا می‏کنند; آنگاه که ستمگران می‏گویند: «شما جز از انسانی که افسون شده، پیروی نمی‏کنید!» (47)ببین چگونه برای تو مثلها زدند! در نتیجه گمراه شدند، و نمی‏توانند راه حق را پیدا کنند. (48)و گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‏ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‏ای خواهیم یافت؟!» (49)بگو: «شما سنگ باشید یا آهن، (50)یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‏تر است (و از حیات و زندگی دورتر می‏باشد، باز خدا قادر است شما را به زندگی مجدد بازگرداند). آنها بزودی می گویند: «چه کسی ما را بازمی‏گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را (از روی تعجب و انکار،) به سوی تو خم می‏کنند و می‏گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد! (51)همان روز که شما را (از قبرهایتان) فرامی‏خواند; شما هم اجابت می‏کنید در حالی که حمد او را می‏گویید; می‏پندارید تنها مدت کوتاهی (در جهان برزخ) درنگ کرده‏اید!» (52)به بندگانم بگو: «سخنی بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها فتنه و فساد می‏کند; همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده است! (53)پروردگار شما، از (نیات و اعمال) شما آگاهتر است; اگر بخواهد (و شایسته بداند)، شما را مشمول رحمت خود می‏سازد; و اگر بخواهد، مجازات می‏کند; و ما تو را بعنوان مامور بر آنان نفرستاده‏ایم (که آنان را مجبور به ایمان کنی!) (54)پروردگار تو، از حال همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند، آگاهتر است; و (اگر تو را بر دیگران برتری دادیم، بخاطر شایستگی توست،) ما بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری دادیم; و به داوود، زبور بخشیدیم. (55)بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‏پندارید، بخوانید! آنها نه می‏توانند مشکلی را از شما برطرف سازند، و نه تغییری در آن ایجاد کنند.» (56)کسانی را که آنان می‏خوانند، خودشان وسیله‏ای (برای تقرب) به پروردگارشان می‏جویند، وسیله‏ای هر چه نزدیکتر; و به رحمت او امیدوارند; و از عذاب او می‏ترسند; چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است! (57)هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‏کنیم; یا (اگر گناهکارند، ) به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت; این، در کتاب الهی ( لوح محفوظ) ثبت است. (58)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‏جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند; (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم; (معجزه‏ای) که روشنگر بود; اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‏فرستیم. (59)(به یاد آور) زمانی را که به تو گفتیم: «پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد; (و از وضعشان کاملا آگاه است.) و ما آن رؤیایی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود; همچنین شجره ملعونه ( درخت نفرین شده) را که در قرآن ذکر کرده‏ایم. ما آنها را بیم داده (و انذار) می‏کنیم; اما جز طغیان عظیم، چیزی بر آنها نمی‏افزاید!» (60)(به یاد آورید) زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‏ای؟!» (61)(سپس) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‏ای (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‏کن خواهم ساخت!» (62)فرمود: «برو! هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفری است فراوان! (63)هر کدام از آنها را می‏توانی با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده‏ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی! و آنان را با وعده‏ها سرگرم کن! -ولی شیطان، جز فریب و دروغ، وعده‏ای به آنها نمی‏دهد- (64)(اما بدان) تو هرگز سلطه‏ای بر بندگان من، نخواهی یافت (و آنها هیچ‏گاه به دام تو گرفتار نمی‏شوند)! همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنها باشد.» (65)پروردگارتان کسی است که کشتی را در دریا برای شما به حرکت درمی‏آورد، تا از نعمت او بهره‏مند شوید; او نسبت به شما مهربان است. (66)و هنگامی که در دریا ناراحتی به شما برسد، جز او، تمام کسانی را که (برای حل مشکلات خود) می‏خوانید، فراموش می‏کنید; اما هنگامی که شما را به خشکی نجات دهد، روی می‏گردانید; و انسان، بسیار ناسپاس است! (67)آیا از این ایمن هستید که در خشکی (با یک زلزله شدید) شما را در زمین فرو ببرد، یا طوفانی از سنگریزه بر شما بفرستد (و در آن مدفونتان کند)، سپس حافظ (و یاوری) برای خود نیابید؟! (68)یا اینکه ایمن هستید که بار دیگر شما را به دریا بازگرداند، و تندباد کوبنده‏ای بر شما بفرستد، و شما را بخاطر کفرتان غرق کند، سپس دادخواه و خونخواهی در برابر ما پیدا نکنید؟! (69)ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم; و آنها را در خشکی و دریا، (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم; و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم; و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‏ایم، برتری بخشیدیم. (70)(به یاد آورید) روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان می‏خوانیم! کسانی که نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادی و سرور) می‏خوانند; و بقدر رشته شکاف هسته خرمایی به آنان ستم نمی‏شود! (71)اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است! (72)نزدیک بود آنها تو را (با وسوسه‏های خود) از آنچه بر تو وحی کرده‏ایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی; و در آن صورت، تو را به دوستی خود برمیگزینند! (73)و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‏ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودی)، نزدیک بود به آنان تمایل کنی. (74)اگر چنین می‏کردی، ما دو برابر مجازات (مشرکان) در زندگی دنیا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو می‏چشاندیم; سپس در برابر ما، یاوری برای خود نمی‏یافتی! (75)و نزدیک بود (با نیرنگ و توطئه) تو را از این سرزمین بلغزانند، تا از آن بیرونت کنند!و هرگاه چنین می‏کردند، (گرفتار مجازات سخت الهی شده،) و پس از تو، جز مدت کمی باقی نمی‏ماندند! (76)این سنت (ما در مورد) پیامبرانی است که پیش از تو فرستادیم; و هرگز برای سنت ما تغییر و دگرگونی نخواهی یافت! (77)نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر) تا نهایت تاریکی شب ( نیمه شب) برپا دار; و همچنین قرآن فجر ( نماز صبح) را; چرا که قرآن فجر، مشهود (فرشتگان شب و روز) است! (78)و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست; امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد! (79)و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!» (80)و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد; یقینا باطل نابود شدنی است!» (81)و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می‏کنیم; و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی‏افزاید. (82)هنگامی که به انسان نعمت می‏بخشیم، (از حق) روی می‏گرداند و متکبرانه دور می‏شود; و هنگامی که (کمترین) بدی به او می‏رسد، (از همه چیز) مایوس می‏گردد! (83)بگو: «هر کس طبق روش (و خلق و خوی) خود عمل می‏کند; و پروردگارتان کسانی را که راهشان نیکوتر است، بهتر می‏شناسد.» (84)و از تو درباره «روح‏» سؤال می‏کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است; و جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است!» (85)و اگر بخواهیم، آنچه را بر تو وحی فرستاده‏ایم، از تو می‏گیریم; سپس کسی را نمی‏یابی که در برابر ما، از تو دفاع کند... (86)مگر رحمت پروردگارت (شامل حالت گردد،) که فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است! (87)بگو: «اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد; هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. (88)ما در این قرآن، برای مردم از هر چیز نمونه‏ای آوردیم (و همه معارف در آن جمع است); اما بیشتر مردم (در برابر آن، از هر کاری) جز انکار، ابا داشتند! (89)و گفتند: «ما هرگز به تو ایمان نمی‏آوریم تا اینکه چشمه‏جوشانی از این سرزمین (خشک و سوزان) برای ما خارج سازی... (90)یا باغی از نخل و انگور از آن تو باشد; و نهرها در لابه‏لای آن جاری کنی... (91)یا قطعات (سنگهای) آسمان را -آنچنان که می‏پنداری- بر سر ما فرود آری; یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاوری... (92)یا برای تو خانه‏ای پر نقش و نگار از طلا باشد; یا به آسمان بالا روی; حتی اگر به آسمان روی، ایمان نمی‏آوریم مگر آنکه نامه‏ای بر ما فرود آوری که آن را بخوانیم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از این سخنان بی‏معنی)! مگر من جز انسانی فرستاده خدا هستم؟! (93)تنها چیزی که بعد از آمدن هدایت مانع شد مردم ایمان بیاورند، این بود (که از روی نادانی و بی‏خبری) گفتند: «آیا خداوند بشری را بعنوان رسول فرستاده است؟!» (94)بگو: «(حتی) اگر در روی زمین فرشتگانی (زندگی می‏کردند، و) با آرامش گام برمی‏داشتند، ما فرشته‏ای را به عنوان رسول، بر آنها می‏فرستادیم!» (چرا که رهنمای هر گروهی باید از جنس خودشان باشد). (95)بگو: «همین کافی است که خداوند، میان من و شما گواه باشد; چرا که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست! (96)هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعی اوست; و هر کس را (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هادیان و سرپرستانی غیر خدا برای او نخواهی یافت; و روز قیامت، آنها را بر صورتهایشان محشور می‏کنیم، در حالی که نابینا و گنگ و کرند; جایگاهشان دوزخ است; هر زمان آتش آن فرونشیند، شعله تازه‏ای بر آنان می‏افزاییم! (97)این کیفر آنهاست، بخاطر اینکه نسبت به آیات ما کافر شدند و گفتند: «آیا هنگامی که ما استخوانهای پوسیده و خاکهای پراکنده‏ای شدیم، بار دیگر آفرینش تازه‏ای خواهیم یافت؟! س‏ذللّه (98)آیا نمی‏دانند خدایی که آسمانها و زمین را آفریده، قادر است مثل آنان را بیافریند (و به زندگی جدید بازشان گرداند)؟! و برای آنان سرآمدی قطعی -که شکی در آن نیست- قرار داده; اما ظالمان، جز کفر و انکار را پذیرا نیستند! (99)بگو: «اگر شما مالک خزائن رحمت پروردگار من بودید. در آن صورت، (بخاطر تنگ نظری) امساک می‏کردید، مبادا انفاق، مایه تنگدستی شما شود» و انسان تنگ نظر است! (100)ما به موسی نه معجزه روشن دادیم; پس از بنی اسرائیل سؤال کن آن زمان که این (معجزات نه گانه) به سراغ آنها آمد (چگونه بودند)؟! فرعون به او گفت: «ای موسی! گمان می‏کنم تو دیوانه (یا ساحری)!» (101)(موسی) گفت: «تو می‏دانی این آیات را جز پروردگار آسمانها و زمین -برای روشنی دلها- نفرستاده; و من گمان می‏کنم ای فرعون، تو (بزودی) هلاک خواهی شد!» (102)پس (فرعون) تصمیم گرفت آنان را از آن سرزمین ریشه کن سازد; ولی ما، او و تمام کسانی را که با او بودند، غرق کردیم. (103)و بعد از آن به بنی اسرائیل گفتیم: «در این سرزمین ( مصر و شام) ساکن شوید! اما هنگامی که وعده آخرت فرا رسد، همه شما را دسته جمعی (به آن دادگاه عدل) می‏آوریم‏» (104)و ما قرآن را بحق نازل کردیم; و بحق نازل شد; و تو را، جز بعنوان بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده، نفرستادیم! (105)و قرآنی که آیاتش را از هم جدا کردیم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی; و آن را بتدریج نازل کردیم. (106)بگو: «خواه به آن ایمان بیاورید، و خواه ایمان نیاورید، کسانی که پیش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامی که (این آیات) بر آنان خوانده می‏شود، سجده‏کنان به خاک می‏افتند... (107)و می‏گویند: «منزه است پروردگار ما، که وعده‏هایش به یقین انجام‏شدنی است !» (108)آنها (بی‏اختیار) به زمین می‏افتند و گریه می‏کنند; و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان می‏افزاید. (109)بگو: ««الله‏» را بخوانید یا «رحمان‏» را، هر کدام را بخوانید، (ذات پاکش یکی است; و) برای او بهترین نامهاست!» و نمازت‏را زیاد بلند، یا خیلی آهسته نخوان; و در میان آن دو، راهی (معتدل) انتخاب کن! (110)و بگو: «ستایش برای خداوندی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده، و نه شریکی در حکومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلت، (حامی و) سرپرستی برای اوست!» و او را بسیار بزرگ بشمار! (111)
23:01 | .    
----

    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)    شناخت سوره های قرآن---    --: 488831X..          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم     مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی.
سورة الکهف

 

سورة الکهف

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حمد مخصوص خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بنده (برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد... (1)در حالی که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهای (آسمانی) دیگر است; تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند; و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‏دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویی برای آنهاست... (2)(همان بهشت برین) که جاودانه در آن خواهند ماند! (3)و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندی (برای خود) انتخاب کرده است‏»، انذار کند. (4)نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان! سخن بزرگی از دهانشان خارج می‏شود! آنها فقط دروغ می‏گویند! (5)ج832)گویی می‏خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند! (6)ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می‏کنند! (7)(ولی) این زرق و برقها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قشر روی زمین را خاک بی گیاهی قرار می‏دهیم! (8)آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟! (9)« زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!» (10)ما (پرده خواب را) در غار بر گوششان زدیم، و سالها در خواب فرو رفتند. (11)سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم (و این امر آشکار گردد که) کدام یک از آن دو گروه، مدت خواب خود را بهتر حساب کرده‏اند. (12)ما داستان آنان را بحق برای تو بازگو می‏کنیم; آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم. (13)و دلهایشان را محکم ساختیم در آن موقع که قیام کردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است; هرگز غیر او معبودی را نمی‏خوانیم; که اگر چنین کنیم، سخنی بگزاف گفته‏ایم. (14)این قوم ما هستند که معبودهایی جز خدا انتخاب کرده‏اند; چرا دلیل آشکاری (بر این کار) نمی‏آورند؟! و چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!» (15)و (به آنها گفتیم:) هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می‏پرستند کناره‏گیری کردید، به غار پناه برید; که پروردگارتان (سایه) رحمتش را بر شما می‏گستراند; و در این امر، آرامشی ب شما فراهم می‏سازد! (16)و (اگر در آنجا بودی) خورشید را می‏دیدی که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمایل می‏گردد; و به هنگام غروب، به سمت چپ; و آنها در محل وسیعی از آن (غار) قرار داشتند; این از آیات خداست! هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعی اوست; و هر کس را گمراه نماید، هرگز ولی و راهنمایی برای او نخواهی یافت! (17)و (اگر به آنها نگاه می‏کردی) می‏پنداشتی بیدارند; در حالی که در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ میگرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانی می‏کرد). اگر نگاهشان می‏کردی، از آنان می‏گریختی; و سر تا پای تو از ترس و وحشت پر می‏شد! (18)این‏گونه آنها را (از خواب) برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند; یکی از آنها گفت: «چه مدت خوابیدید؟!» گفتند: «یک روز، یا بخشی از یک روز!» (و چون نتوانستند مدت خوابشان را دقیقا بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است! اکنون یک نفر از خودتان را با این سکه‏ای که دارید به شهر بفرستید، تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزه‏تری دارند، و مقداری از آن برای روزی شما بیاورد. اما باید دقت کند، و هیچ کس را از وضع شما آگاه نسازد... (19)چرا که اگر آنان از وضع شما آگاه شوند، سنگسارتان می‏کنند; یا شما را به آیین خویش بازمی‏گردانند; و در آن صورت، هرگز روی رستگاری را نخواهید دید!» (20)و اینچنین مردم را متوجه حال آنها کردیم، تا بدانند که وعده خداوند (در مورد رستاخیز) حق است; و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست! در آن هنگام که میان خود درباره کار خویش نزاع داشتند، گروهی می‏گفتند: «بنایی بر آنان بسازید (تا برای همیشه از نظر پنهان شوند! و از آنها سخن نگویید که) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!» ولی آنها که از رازشان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند: «ما مسجدی در کنار (مدفن) آنها می‏سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود.)» (21)گروهی خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمین آنها سگشان بود!» و گروهی می‏گویند: س‏خ‏للّهپنچ نفر بودند، که ششمین آنها سگشان بود.» -همه اینها سخنانی بی‏دلیل است- و گروهی می‏گویند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمین آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» جز گروه کمی، تعداد آنها را نمی‏دانند. پس درباره آنان جز با دلیل سخن مگو; و از هیچ کس درباره آنها سؤال مکن! (22)و هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام می‏دهم‏»... (23)مگر اینکه خدا بخواهد! و هرگاه فراموش کردی، (جبران کن) و پروردگارت را به خاطر بیاور; و بگو: «امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند!» (24)آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نه سال (نیز) بر آن افزودند. (25)بگو: «خداوند از مدت توقفشان آگاهتر است; غیب آسمانها و زمین از آن اوست! راستی چه بینا و شنواست! آنها هیچ ولی و سرپرستی جز او ندارند! و او هیچ کس را در حکم خود شرکت نمی‏دهد!» (26)آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن! هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمی‏سازد; و هرگز پناهگاهی جز او نمی‏یابی! (27)با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می‏خوانند، و تنها رضای او را می‏طلبند! و هرگز بخاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانها که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان افراطی است. (28)بگو: «این حق است از سوی پروردگارتان! هر کس می‏خواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‏اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‏کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است! (29)مسلما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، ما پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد! (30)آنها کسانی هستند که بهشت جاودان برای آنان است; باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختان و قصرهایش جاری است; در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می‏شوند; و لباسهایی (فاخر) به رنگ سبز، از حریر نازک و ضخیم، دربر می‏کنند; در حالی که بر تختها تکیه کرده‏اند. چه پاداش خوبی، و چه جمع نیکویی! (31)(ای پیامبر!) برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم; و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم; و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم. (32)هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه‏های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود; و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم. (33)صاحب این باغ، درآمد فراوانی داشت; به همین جهت، به دوستش -در حالی که با او گفتگو می‏کرد- چنین گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نیرومندترم!» (34)و در حالی که نسبت به خود ستمکار بود، در باغ خویش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمی‏کنم هرگز این باغ نابود شود! (35)و باور نمی‏کنم قیامت برپا گردد! و اگر به سوی پروردگارم بازگردانده شوم (و قیامتی در کار باشد)، جایگاهی بهتر از این جا خواهم یافت!» (36)دوست (با ایمان) وی -در حالی که با او گفتگو می‏کرد- گفت: «آیا به خدایی که تو را از خاک، و سپس از نطفه آفرید، و پس از آن تو را مرد کاملی قرار داد ، کافر شدی؟! (37)ولی من کسی هستم که «الله‏» پروردگار من است; و هیچ کس را شریک پروردگارم قرارنمی‏دهم! (38)چرا هنگامی که وارد باغت شدی، نگفتی این نعمتی است که خدا خواسته است؟! قوت (و نیرویی) جز از ناحیه خدا نیست! و اگر می‏بینی من از نظر مال و فرزند از تو کمترم (مطلب مهمی نیست)! (39)شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد; و مجازات حساب شده‏ای از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‏ای که آن را به زمین بی‏گیاه لغزنده‏ای مبدل کند! (40)و یا آب آن در اعمال زمین فرو رود، آن گونه که هرگز نتوانی آن را به دست آوری!» (41)(به هر حال عذاب الهی فرا رسید،) و تمام میوه‏های آن نابود شد; و او بخاطر هزینه هایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دستهای خود را به هم می‏مالید -در حالی که تمام باغ بر داربستهایش فرو ریخته بود- و می‏گفت: «ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم! س‏ذللّه (42)و گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) خداوند یاری دهند; و از خودش (نیز) نمی‏توانست یاری گیرد. (43)در آنجا ثابت شد که ولایت (و قدرت) از آن خداوند بر حق است! اوست که برترین ثواب، و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد! (44)
(ای پیامبر!) زندگی دنیا را برای آنان به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو می‏فرستیم; و بوسیله آن، گیاهان زمین (سرسبز می‏شود و) در هم فرومیرود. اما بعد از مدتی می‏خشکد; و بادها آن را به هر سو پراکنده می‏کند; و خداوند بر همه چیز تواناست! (45)مال و فرزند، زینت زندگی دنیاست; و باقیات صالحات ( ارزشهای پایدار و شایسته) ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش‏تر است! (46)و روزی را به خاطر بیاور که کوه‏ها را به حرکت درآوریم; و زمین را آشکار (و مسطح) می‏بینی; و همه آنان ( انسانها) را برمی‏انگیزیم، و احدی از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد! (47)آنها همه در یک صف به (پیشگاه) پروردگارت عرضه می‏شوند; (و به آنان گفته می‏شود:) همگی نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم! اما شما گمان می‏کردید ما هرگز موعدی برایتان قرار نخواهیم داد! (48)و کتاب ( کتابی که نامه اعمال همه انسانهاست) در آن جا گذارده می‏شود، پس گنهکاران را می‏بینی که از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند; و می‏گویند: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟! و (این در حالی است که) همه اعمال خود را حاضر می‏بینند; و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‏کند. (49)به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس -که از جن بود- و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‏کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا،) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران! (50)من هرگز آنها ( ابلیس و فرزندانش) را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین، و نه به هنگام آفرینش خودشان، حاضر نساختم! و من هیچ گاه گمراه‏کنندگان را دستیار خود قرار نمی‏دهم! (51)به خاطر بیاورید روزی را که (خداوند) می‏گوید: «همتایانی را که برای من می‏پنداشتید، بخوانید (تا به کمک شما بشتابند!)» ولی هر چه آنها را می‏خوانند،جوابشان نمی‏دهند; و در میان این دو گروه، کانون هلاکتی قرارداده‏ایم! (52)و گنهکاران، آتش (دوزخ) را می‏بینند; و یقین می‏کنند که با آن درمی‏آمیزند،و هیچ گونه راه گریزی از آن نخواهند یافت. (53)و در این قرآن، از هر گونه مثلی برای مردم بیان کرده‏ایم; ولی انسان بیش از هر چیز، به مجادله می‏پردازد! (54)و چیزی مردم را بازنداشت از اینکه -وقتی هدایت به سراغشان آمد- ایمان بیاورند و از پروردگارشان طلب آمرزش کنند، جز اینکه (خیره‏سری کردند; گویی می‏خواستند) سرنوشت پیشینیان برای آنان بیاید، یا عذاب (الهی) در برابرشان قرار گیرد! (55)ما پیامبران را، جز بعنوان بشارت دهنده و انذار کننده، نمی‏فرستیم; اما کافران همواره مجادله به باطل می‏کنند، تا (به گمان خود،) حق را بوسیله آن از میان بردارند! و آیات ما، و مجازاتهایی را که به آنان وعده داده شده است،به باد مسخره گرفتند! (56)چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‏هایی افکنده‏ایم تا نفهمند; و در گوشهایشان سنگینی قرار داده‏ایم (تا صدای حق را نشنوند)! و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‏شوند! (57)و پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است; اگر می‏خواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات کند، عذاب را هر چه زودتر برای آنها می‏فرستاد; ولی برای آنان موعدی است که هرگز از آن راه فراری نخواهند داشت! (58)این شهرها و آبادیهایی است که ما آنها را هنگامی که ستم کردند هلاک نمودیم; و برای هلاکتشان موعدی قرار دادیم! (آنها ویرانه‏هایش را با چشم می‏بینند، و عبرت نمی‏گیرند!) (59)به خاطر بیاور هنگامی را که موسی به دوست خود گفت: دست از جستجو برنمی‏دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم; هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم! (60)(ولی) هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند; و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت (و روان شد). (61)هنگامی که از آن جا گذشتند، (موسی) به یار همسفرش گفت: «غذای ما را بیاور، که سخت از این سفر خسته شده‏ایم!» (62)گفت: «به خاطر داری هنگامی که ما (برای استراحت) به کنار آن صخره پناه بردیم، من (در آن جا) فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم -و فقط شیطان بود که آن را از خاطر من برد- و ماهی بطرز شگفت‏آوری راه خود را در دریا پیش گرفت!» (63)(موسی) گفت: «آن همان بود که ما می‏خواستیم!» سپس از همان راه بازگشتند، در حالی که پی‏جویی می‏کردند. (64)(در آن جا) بنده‏ای از بندگان ما را یافتند که رحمت (و موهبت عظیمی) از سوی خود به او داده، و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم. (65)موسی به او گفت: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟» (66)گفت: «تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی! (67)و چگونه می‏توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی شکیبا باشی؟! (68)(موسی) گفت: «به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت; و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد!» (69)(خضر) گفت: «پس اگر می‏خواهی بدنبال من بیایی، از هیچ چیز مپرس تا خودم (به موقع) آن را برای تو بازگو کنم.» (70)آن دو به راه افتادند; تا آن که سوار کشتی شدند، (خضر) کشتی را سوراخ کرد. (موسی) گفت: ; س‏خ‏للّهآیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی؟! راستی که چه کار بدی انجام دادی!» (71)گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی؟!» (72)(موسی) گفت: «مرا بخاطر این فراموشکاریم مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر! س‏ذللّه (73)باز به راه خود ادامه دادند، تا اینکه نوجوانی را دیدند; و او آن نوجوان را کشت. (موسی) گفت: س‏خ‏للّهآیا انسان پاکی را، بی آنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟! براستی کار زشتی انجام دادی! س‏ذللّه (74)(باز آن مرد عالم) گفت: «آیا به تو نگفتم که تو هرگز نمی‏توانی با من صبر کنی؟!» (75)(موسی) گفت: «بعد از این اگر درباره چیزی از تو سؤال کردم، دیگر با من همراهی نکن; (زیرا) از سوی من معذور خواهی بود!» (76)باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قریه‏ای رسیدند; از آنان خواستند که به ایشان غذا دهند; ولی آنان از مهمان کردنشان خودداری نمودند; (با این حال) در آن جا دیواری یافتند که می‏خواست فروریزد; و (آن مرد عالم) آن را برپا داشت. (موسی) گفت: «(لااقل) می‏خواستی در مقابل این کار مزدی بگیری!» (77)او گفت: «اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده; اما بزودی راز آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی، به تو خبر می‏دهم. (78)اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‏کردند; و من خواستم آن را معیوب کنم; (چرا که) پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود که هر کشتی (سالمی) را بزور میگرفت! (79)و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند; و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد! (80)از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جای او، فرزندی پاکتر و با محبت‏تر به آن دو بدهد! (81)و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود; و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت; و پدرشان مرد صالحی بود; و پروردگار تو می‏خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند; این رحمتی از پروردگارت بود; و من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم; این بود رازکارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!» (82)و از تو درباره «ذو القرنین‏» می‏پرسند; بگو: «بزودی بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد.» (83)ما به او در روی زمین، قدرت و حکومت دادیم; و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم. (84)او از این اسباب، (پیروی و استفاده) کرد... (85)تا به غروبگاه آفتاب رسید; (در آن جا) احساس کرد (و در نظرش مجسم شد) که خورشید در چشمه تیره و گل‏آلودی فرو می‏رود; و در آن جا قومی را یافت; گفتیم: «ای ذو القرنین! آیا می‏خواهی (آنان) را مجازات کنی، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نمایی؟» (86)گفت: «اما کسی را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد; سپس به سوی پروردگارش بازمی‏گردد، و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد! (87)و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت; و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.» (88)سپس (بار دیگر) از اسبابی (که در اختیار داشت) بهره گرفت... (89)تا به خاستگاه خورشید رسید; (در آن جا) دید خورشید بر جمعیتی طلوع می‏کند که در برابر (تابش) آفتاب، پوششی برای آنها قرار نداده بودیم (و هیچ گونه سایبانی نداشتند). (90)(آری) اینچنین بود (کار ذو القرنین)! و ما بخوبی از امکاناتی که نزد او بود آگاه بودیم! (91)(باز) از اسباب مهمی (که در اختیار داشت) استفاده کرد... (92)(و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید; و در کنار آن دو (کوه) قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی‏فهمیدند (و زبانشان مخصوص خودشان بود)! (93)(آن گروه به او) گفتند: «ای ذو القرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد می‏کنند; آیا ممکن است ما هزینه‏ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟!» (94)(ذو القرنین) گفت: «آنچه پروردگارم در اختیار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پیشنهاد می‏کنید)! مرا با نیرویی یاری دهید، تا میان شما و آنها سد محکمی قرار دهم! (95)قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید)!» تا وقتی که کاملا میان دو کوه را پوشانید، گفت: «(در اطراف آن آتش بیفروزید، و) در آن بدمید!» (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «(اکنون) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم!» (96)(سرانجام چنان سد نیرومندی ساخت) که آنها ( طایفه یاجوج و ماجوج) قادر نبودند از آن بالا روند; و نمی‏توانستند نقبی در آن ایجاد کنند. (97)(آنگاه) گفت: «این از رحمت پروردگار من است! اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می‏کوبد; و وعده پروردگارم حق است!» (98)و در آن روز (که جهان پایان می‏گیرد)، ما آنان را چنان رها می‏کنیم که درهم موج می‏زنند; و در صور ( شیپور) دمیده می‏شود; و ما همه را جمع می‏کنیم! (99)در آن روز، جهنم را بر کافران عرضه می‏داریم! (100)همانها که پرده‏ای چشمانشان را از یاد من پوشانده بود، و قدرت شنوایی نداشتند! (101)آیا کافران پنداشتند می‏توانند بندگانم را به جای من اولیای خود انتخاب کنند؟! ما جهنم را برای پذیرایی کافران آماده کرده‏ایم! (102)بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟ (103)آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده; با این حال، می‏پندارند کار نیک انجام می‏دهند!» (104)آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند; به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد! (105)(آری،) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، بخاطر آنکه کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را به سخریه گرفتند! (106)اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای بهشت برین محل پذیرایی آنان خواهد بود. (107)آنها جاودانه در آن خواهند ماند; و هرگز تقاضای نقل مکان از آن جا نمی‏کنند! (108)بگو: «اگر دریاها برای (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکب شود، دریاها پایان می‏گیرد. پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد; هر چند همانند آن (دریاها) را کمک آن قرار دهیم!» (109)
بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما; (امتیازم این است که) به من وحی می‏شود که تنها معبودتان معبود یگانه است; پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند! (110)

 

23:02 | .    
----

    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها
    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)    شناخت سوره های قرآن---    --: 488833


X
.
-------
          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة مریم

 

سورة مریم

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

کهیعص (1) این یادی است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏اش زکریا. (2) در آن هنگام که پروردگارش را در خلوتگاه )عبادت) خواند. (3) گفت پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پیری تمام سرم را فرا گرفته و من هرگز در دعای تو از اجابت محروم نمی‏شدم.      (4) و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آئین تو را نگاه ندارند) و همسرم نازا است، تو به قدرتت جانشینی به من ببخش. (5) که وارث من و آل یعقوب باشد و او را مورد رضایتت قرار ده. (6) ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت می‏دهیم که نامش یحیی است، پسری همنامش پیش از این نبوده است. (7)گفت: پروردگارا! چگونه فرزندی برای من خواهد بود در حالی که همسرم نازا است، و من نیز از پیری افتاده شده‏ام؟! (8) فرمود: اینگونه پروردگارت گفته (و اراده کرده) این بر من آسان است من قبلا تو را آفریدم و چیزی نبودی! (9)عرض کرد: پروردگارا! نشانه‏ای برای من قرار ده. گفت نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلم (با مردم) نخواهی داشت، در حالی که زبان تو سالم است. (10)او از محراب عبادتش به سوی مردم بیرون آمد و با اشاره به آنها گفت صبح و شام (به شکرانه این نعمت) خدا را تسبیح گوئید.  (11) ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوت بگیر، و ما فرمان نبوت (و عقل کافی) در کودکی به‏او دادیم. (12) و به او رحمت و محبت از ناحیه خود بخشیدیم، و پاکی (روح و عمل) و او پرهیزگار بود. (13) او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و جبار (و متکبر) و عصیانگر نبود. (14) و سلام بر او آن روز که تولد یافت، و آن روز که می‏میرد، و آن روز که زنده و برانگیخته می‏شود. (15) در این کتاب (آسمانی قرآن) از مریم یاد آر، آن هنگام که از خانواده اش جدا شد و در ناحیه شرقی قرار گرفت. (16) و حجابی میان خود و آنها افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر برای عبادت آماده باشد) در این هنگام ما روح خود را به سوی او فرستادیم و او در شکل انسانی بیعیب و نقص بر مریم ظاهر شد. (17) او (سخت ترسید و) گفت من به خدای رحمن از تو پناه می‏برم اگر پرهیزگار هستی. (18) گفت من فرستاده پروردگار توام (آمده‏ام) تا پسر پاکیزه‏ای به تو ببخشم! (19) گفت چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد در حالی که تاکنون انسانی با من تماس نداشته، و زن آلوده‏ای هم نبوده‏ام؟! (20) گفت مطلب همین است که پروردگارت فرموده، این کار بر من سهل و آسان است، ما می‏خواهیم او را نشانه‏ای برای مردم قرار دهیم و رحمتی از سوی ما باشد، و این امری است پایان یافته (و جای گفتگو ندارد). (21) سرانجام (مریم) باردار شد و او را به نقطه دوردستی برد.(22) درد وضع حمل او را به کنار تنه درخت خرمائی کشاند، (آنقدر ناراحت شد که) گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و به کلی فراموش شده بودم. (23) ناگهان از طرف پائین پایش او را صدا زد که غمگین مباش ‍ پروردگارت زیر پای تو چشمه آب (گوارائی) قرار داده است. (24) و تکانی به این درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ریزد. (25) از (این غذای لذیذ) بخور، و از (آن آب گوارا) بنوش، و چشمت را (به این مولود جدید( روشن دار، و هر گاه کسی از انسانها را دیدی با اشاره بگو: من برای خدای رحمان روزه گرفته‏ام و با احدی امروز سخن نمی‏گویم این نوزاد خودش از تو دفاع خواهد کرد.(26)(مریم) او را در آغوش گرفته به سوی قومش آمد، گفتند: ای مریم! کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! (27) ای خواهر هارون! نه پدر تو مرد بدی بود، و نه مادرت زن بدکاره‏ای! (28)  (مریم) اشاره به او کرد، گفتند ما چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوئیم؟! (29)  (ناگهان عیسی زبان به سخن گشود) گفت من بنده خدایم به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر قرار داده است. (30) و مرا وجودی پر برکت قرار داده در هر کجا باشم، و مرا توصیه به نماز و زکات مادام که زنده‏ام کرده است. (31) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده، و جبار و شقی قرار نداده است. (32) و سلام (خدا) بر من آن روز که متولد شدم و آنروز که می‏میرم و آنروز که زنده برانگیخته می‏شوم. (33) اینست عیسی بن مریم، گفتار حقی که در آن تردید می‏کنند. (34) هرگز برای خدا شایسته نبود فرزندی انتخاب کند، منزه است او، هر گاه چیزی را فرمان دهد می‏گوید: موجود باش! آن هم موجود می‏شود. (35) و خداوند پروردگار من و شماست، او را پرستش کنید اینست راه راست. (36) ولی (بعد از او) گروهها از میان پیروان او اختلاف کردند، وای به حال کافران از مشاهده روز بزرگ (رستاخیز). (37) چه گوشهای شنوا و چه چشمهای بینائی (در آنروز) که نزد ما می‏آیند پیدا میکنند؟ ولی این ستمگران امروز در گمراهی آشکارند. (38) آنها را از روز حسرت (روز رستاخیز که برای همه مایه تاسف است (بترسان، روزی که همه چیز پایان مییابد در حالی که آنها در غفلتند و ایمان نمی‏آورند. (39) ما زمین و تمام کسانی را که بر آن هستند به ارث میبریم و همگی به سوی ما باز میگردند. (40) در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او بسیار راستگو و پیامبر خدا بود. (41) هنگامی که به پدرش گفت ای پدر! چرا چیزی را پرستش میکنی که نمی‏شنود و نمی‏بیند و هیچ مشکلی را از تو حل نمی‏کند؟!      (42) ای پدر! علم و دانشی نصیب من شده است که نصیب تو نشده، بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم. (43) ای پدر! شیطان را پرستش مکن که شیطان نسبت به خداوند رحمن عصیانگر بود. (44) ای پدر! من از این میترسم که عذابی از ناحیه خداوند رحمن به تو رسد در نتیجه از دوستان شیطان باشی! (45) گفت ای ابراهیم آیا تو از خدایان من روی گردانی ؟ اگر (از این کار) دست برنداری تو را سنگسار می‏کنم، از من برای مدتی طولانی دور شو(46) (ابراهیم) گفت سلام بر تو! من به زودی برایت از پروردگارم تقاضای عفو می‏کنم چرا که او نسبت به من مهربان است. (47)و از شما و آنچه غیر از خدا می‏خوانید کناره گیری می‏کنم، و پروردگارم را می‏خوانم و امیدوارم دعایم در پیشگاه پروردگارم بیپاسخ نماند. (48) هنگامی که از آنها و از آنچه غیر خدا می‏پرستیدند کناره گیری کرد ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک را پیامبر بزرگی قرار دادیم. (49) و از رحمت خود به آنها ارزانی داشتیم و برای آنها نام نیک و مقام مقبول و برجسته (در میان همه امتها) قرار دادیم. (50) در این کتاب (آسمانی) از موسی یاد کن، که او مخلص بود، و رسول و پیامبر والامقامی. (51)ما او را از طرف راست (کوه) طور فرا خواندیم، و او را نزدیک ساختیم و با او سخن گفتیم. (52) و ما از رحمت خود برادرش هارون را که پیامبر بود به او بخشیدیم. (53) در کتاب آسمانی خود از اسماعیل یاد کن که او در وعده‏هایش صادق و رسول و پیامبر بزرگی بود. (54)او همواره خانواده خود را به نماز و زکات دعوت می‏کرد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود. (55) و در این کتاب (نیز) از ادریس یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر بزرگی بود. (56) و ما او را به مقام بلندی رساندیم. (57) آنها پیامبرانی بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم و از کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم، و از دودمان آنها که هدایت کردیم و برگزیدیم، آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می‏شد به خاک می‏افتادند و سجده می‏کردند، در حالی که گریان بودند. (58) اما بعد از آنها فرزندان ناشایسته‏ای روی کار آمدند که نماز را ضایع کردند و پیروی از شهوات نمودند و به زودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید. (59) مگر آنها که توبه کنند، ایمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، چنین کسانی داخل بهشت می‏شوند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. (60) باغهائی است جاودانی که خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است، هر چند آن را ندیده‏اند، وعده خدا حتما تحقق یافتنی است. (61) آنها هرگز در آنجا گفتار لغو و بیهودهای نمی‏شنوند و جز سلام در آنجا سخنی نیست و هر صبح و شام روزی آنها در بهشت مقرر است. (62) این همان بهشتی است که ما به ارث به بندگان پرهیزگار میدهیم. (63) ما جز به فرمان پروردگار تو نازل نمی‏شویم آنچه پیش روی ما و پشت سر ما و ما بین این دو میباشد همه از آن او است و پروردگارت هرگز فراموش کار نبوده (و نیست). (64) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان این دو قرار دارد، او را پرستش کن، و در راه عبادتش شکیبا باش، آیا مثل و مانندی برای او پیدا میکنی؟! (65) انسان می‏گوید: آیا پس از مردن در آینده زنده (از قبر) بیرون خواهم آمد. (66)آیا انسان به خاطر نمی‏آورد که ما او را پیش از این آفریدیم در حالی که چیزی نبود. (67) سوگند به پروردگارت که همه آنها را همراه با شیاطین محشور میکنیم، بعد همه را گرداگرد جهنم در حالی که به زانو در آمده‏اند حاضر میسازیم(68)!سپس از هر گروه و جمعیتی کسانی را که از همه در برابر خداوند رحمان سرکشتر بوده‏اند جدا میکنیم. (69)بعد از آن ما به خوبی از کسانی که برای سوختن در آتش اولویت دارند آگاهیم (و آنها را پیش از دیگران مجازات خواهیم کرد).       (70) و همه شما )بدون استثنا) وارد جهنم میشوید، این امری است حتمی و فرمانی است قطعی از پروردگارتان!! (71) سپس آنها را که تقوا پیشه کردند از آن رهائی میبخشیم، و ظالمان را در حالی که (از ضعف و ذلت) به زانو در آمده‏اند در آن رها میکنیم. (72) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‏شود کافران به مؤ منان میگویند کدامیک از دو گروه (ما و شما) جایگاهش بهتر و جلسات انس و مشورتش زیباتر و بخشش او بیشتر است؟(73) اقوام بسیاری را پیش از آنها نابود کردیم که هم مال و ثروتشان از اینها بهتر بود و هم ظاهرشان آراسته تر! (74) بگو کسی که در گمراهی است خداوند به او مهلت می‏دهد تا زمانی که وعده الهی را با چشم خود ببینند: یا عذاب این دنیا یا عذاب آخرت. آنروز است که خواهند دانست چه کسی مکانش بدتر و چه کسی لشکرش ناتوان تر است؟(75) اما کسانی که در راه هدایت گام نهادند خداوند بر هدایتشان میافزاید، آثار و اعمال صالحی که (از انسان) باقی میماند در پیشگاه پروردگار تو ثوابش بیشتر و عاقبتش ارزشمندتر است. (76) آیا ندیدی کسی را که آیات ما را انکار کرد و گفت اموال و فرزندان فراوانی نصیبم خواهد شد! (77) آیا او از اسرار غیب مطلع گشته، یا نزد خدا عهد و پیمانی گرفته است؟ (78) هرگز چنین نیست ما به زودی آنچه را او می‏گوید مینویسیم، و عذاب را بر او مستمر خواهیم داشت! (79)آنچه را او می‏گوید (از اموال و فرزندان) از او به ارث میبریم و تک و تنها نزد ما خواهد آمد. (80)آنها غیر از خدا معبودانی برای خود انتخاب کردند تا مایه عزتشان باشد (چه پندار خامی ؟). (81) هرگز چنین نیست، به زودی معبودها منکر عبادت آنها خواهند شد، بلکه بر ضدشان قیام می‏کنند. (82) آیا ندیدی که ما شیاطین را به سوی کافران فرستادیم تا آنها را شدیدا تحریک کنند. (83) بنابراین در باره آنها عجله مکن ما آنها (و اعمالشان) را دقیقا شماره خواهیم کرد. (84) در آن روز که پرهیزگاران را به سوی خداوند رحمان (و پاداشهای او) راهنمائی میکنیم. (85)و مجرمان را (همچون شتران تشنهکامی که به سوی آبگاه میروند) به جهنم میرانیم. (86) آنها هرگز مالک شفاعت نیستند مگر کسی که نزد خداوند رحمان عهد و پیمانی دارد. (87) آنها گفتند خداوند رحمن فرزندی برای خود اختیار کرده! (88) چه سخن زشت و زنندهای آوردید. (89) نزدیک است آسمانها بخاطر این سخن از هم متلاشی گردد، و زمین شکافته شود و کوهها به شدت فرو ریزد! (90) از این رو که برای خداوند رحمن فرزندی ادعا کردند. (91)و هرگز سزاوار نیست که او فرزندی برگزیند. (92) تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند بنده اویند. (93)همه آنها را احصا کرده و دقیقا شمرده است. (94) و همگی روز رستاخیز تک و تنها نزد او حاضر می‌شوند. (95) کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند خداوند رحمن محبت آنها را در دلها می‏افکند. (96)ما قرآن را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزکاران را بوسیله آن بشارت دهی و دشمنان سرسخت را انذار کنی. (97) چه بسیار اقوام (بیایمان و گنهکاری) را قبل از آنها هلاک کردیم آیا احدی از آنها را احساس میکنی یا کمترین صدائی از آنان می‏شنوی.(98)19:20 | .     ----
    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)    شناخت سوره های قرآن---    --: 488834X.-------
          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة طه

 

سورة طه

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

طه (1)

ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی! (2)آن را فقط برای یادآوری کسانی که (از خدا) می‏ترسند نازل ساختیم. (3)(این قرآن) از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است. (4)همان بخشنده‏ای که بر عرش مسلط است. (5)از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در زیر خاک (پنهان) است! (6)اگر سخن آشکارا بگویی (یا مخفی کنی)، او اسرار -و حتی پنهان‏تر از آن- را نیز می‏داند! (7)او خداوندی است که معبودی جز او نیست; و نامهای نیکوتر از آن اوست! (8)و آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ (9)هنگامی که (از دور) آتشی مشاهده کرد، و به خانواده خود گفت: «(اندکی) درنگ کنید که من آتشی دیدم! شاید شعله‏ای از آن برای شما بیاورم; یا بوسیله این آتش راه را پیدا کنم!» (10)هنگامی که نزد آتش آمد، ندا داده شد که: «ای موسی! (11)من پروردگار توام! کفشهایت را بیرون آر، که تو در سرزمین مقدس «طوی‏» هستی! (12)و من تو را (برای مقام رسالت) برگزیدم; اکنون به آنچه برتو وحی می‏شود، گوش فراده! (13)من «الله‏» هستم; معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار! (14)بطور قطع رستاخیز خواهد آمد! می‏خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود! (15)پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوسهای خویش پیروی می‏کند، تو را از آن بازدارد; که هلاک خواهی شد! (16)و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟! (17)گفت: «این عصای من است; بر آن تکیه می‏کنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومی‏ریزم; و مرا با آن کارها و نیازهای دیگری است. (18)گفت: «ای موسی! آن را بیفکن.» (19)پس موسی آن (عصا) را افکند، که ناگهان اژدهایی شد که به هر سو می‏شتافت. (20)گفت: «آن را بگیر و نترس، ما آن را به صورت اولش بازمی‏گردانیم. (21)و دستت را به گریبانت ببر، تا سفید و بی‏عیب بیرون آید; این نشانه دیگری (از سوی خداوند) است. (22)تا از نشانه‏های بزرگ خویش به تو نشان دهیم. (23)اینک به سوی فرعون برو، که او طغیان کرده است.» (24)(موسی) گفت: «پروردگارا! سینه‏ام را گشاده کن; (25)و کارم رابرایم آسان گردان! (26)و گره از زبانم بگشای; (27)تا سخنان مرا بفهمند! (28)و وزیری از خاندانم برای من قرار ده... (29)برادرم هارون را! (30)با او پشتم را محکم کن; (31)و او را در کارم شریک ساز; (32)تا تو را بسیار تسبیح گوییم; (33)و تو را بسیار یاد کنیم; (34)چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده‏ای!» (35)فرمود: «ای موسی! آنچه را خواستی به تو داده شد! (36)و ما بار دیگر تو را مشمول نعمت خود ساختیم... (37)آن زمان که به مادرت آنچه لازم بود الهام کردیم... (38)که: «او را در صندوقی بیفکن، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند; و دشمن من و دشمن او، آن را برگیرد!» و من محبتی از خودم بر تو افکندم، تا در برابر دیدگان ( علم) من، ساخته شوی (و پرورش یابی)! (39)در آن هنگام که خواهرت (در نزدیکی کاخ فرعون) راه می‏رفت و می‏گفت: «آیا کسی را به شما نشان دهم که این نوزاد را کفالت می‏کند (و دایه خوبی برای او خواهد بود)!» پس تو را به مادرت بازگرداندیم، تا چشمش به تو روشن شود; و غمگین نگردد! و تو یکی (از فرعونیان) را کشتی; اما ما تو را از اندوه نجات دادیم! و بارها تو را آزمودیم! پس از آن، سالیانی در میان مردم «مدین; س‏ذللّه توقف نمودی; سپس در زمان مقدر (برای فرمان رسالت) به این جا آمدی، ای موسی! (40)و من تو را برای خودم ساختم (و پرورش دادم)! (41)(اکنون) تو و برادرت با آیات من بروید، و در یاد من کوتاهی نکنید! (42)بسوی فرعون بروید; که طغیان کرده است! (43)اما بنرمی با او سخن بگویید; شاید متذکر شود، یا (از خدا) بترسد! (44)(موسی و هارون) گفتند: «پروردگارا! از این می‏ترسیم که بر ما پیشی گیرد (و قبل از بیان حق، ما را آزار دهد); یا طغیان کند (و نپذیرد)!» (45)فرمود: «نترسید! من با شما هستم; (همه چیز را) می‏شنوم و می‏بینم! (46)به سراغ او بروید و بگویید: «ما فرستادگان پروردگار توئیم! بنی اسرائیل را با ما بفرست; و آنان را شکنجه و آزار مکن! ما نشانه روشنی از سوی پروردگارت برای تو آورده‏ایم! و درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی می‏کند! (47)به ما وحی شده که عذاب بر کسی است که (آیات الهی را) تکذیب کند و سرپیچی نماید!» (48)(فرعون) گفت: «پروردگار شما کیست، ای موسی؟!» (49)گفت: «پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده; سپس هدایت کرده است!» (50)گفت: «پس تکلیف نسلهای گذشته (که به اینها ایمان نداشتند) چه خواهد شد؟!» (51)گفت: «آگاهی مربوط به آنها، نزد پروردگارم در کتابی ثبت است; پروردگارم هرگز گمراه نمی‏شود، و فراموش نمی‏کند (و آنچه شایسته آنهاست به ایشان می‏دهد)! (52)همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد; و راه‏هایی در آن ایجاد کرد; و از آسمان، آبی فرستاد!» که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم. (53)هم خودتان بخورید; و هم چهارپایانتان را در آن به چرا برید! مسلما در اینها نشانه‏های روشنی برای خردمندان است! (54)ما شما را از آن ( زمین) آفریدیم; و در آن بازمی‏گردانیم; و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون می‏آوریم! (55)ما همه آیات خود را به او نشان دادیم; اما او تکذیب کرد و سرباز زد! (56)گفت: «ای موسی! آیا آمده‏ای که با سحر خود، ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟! (57)قطعا ما هم سحری همانند آن برای تو خواهیم آورد! هم اکنون (تاریخش را تعیین کن، و) موعدی میان ما و خودت قرار ده که نه ما و نه تو، از آن تخلف نکنیم; آن هم در مکانی که نسبت به همه یکسان باشد!» (58)گفت: «میعاد ما و شما روز زینت ( روز عید) است; به شرط اینکه همه مردم ، هنگامی که روز، بالا می‏آید، جمع شوند!» (59)فرعون آن مجلس را ترک گفت; و تمام مکر و فریب خود را جمع کرد; و سپس همه را (در روز موعود) آورد. (60)موسی به آنان گفت: «وای بر شما! دروغ بر خدا نبندید، که شما را با عذابی نابود می‏سازد! و هر کس که (بر خدا) دروغ ببندد، نومید (و شکست خورده) می‏شود!» (61)آنها در میان خود، در مورد ادامه راهشان به نزاع برخاستند; و مخفیانه و درگوشی با هم سخن گفتند. (62)گفتند: «این دو (نفر) مسلما ساحرند! می‏خواهند با سحرشان شما را از سرزمینتان بیرون کنند و راه و رسم نمونه شما را از بین ببرند! (63)اکنون که چنین است، تمام نیرو و نقشه خود را جمع کنید، و در یک صف (به میدان مبارزه) بیایید; امروز رستگاری از آن کسی است که برتری خود را اثبات کند! (64)(ساحران) گفتند: «ای موسی! آیا تو اول (عصای خود را) می‏افکنی، یا ما کسانی باشیم که اول بیفکنیم؟!» (65)گفت: «شما اول بیفکنید!» در این هنگام طنابها و عصاهای آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر می‏رسید که حرکت می‏کند! (66)موسی ترس خفیفی در دل احساس کرد (مبادا مردم گمراه شوند)! (67)گفتیم: «نترس! تو مسلما (پیروز و) برتری! (68)و آنچه را در دست راست داری بیفکن، تمام آنچه را ساخته‏اند می‏بلعد! آنچه ساخته‏اند تنها مکر ساحر است; و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد!» (69)(موسی عصای خود را افکند، و آنچه را که آنها ساخته بودند بلعید.) ساحران همگی به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم!» (70)(فرعون) گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است! به یقین دستها و پاهایتان را بطور مخالف قطع می‏کنم; و شما را از تنه‏های نخل به دار می‏آویزم; و خواهید دانست مجازات کدام یک از ما دردناکتر و پایدارتر است!» (71)گفتند: «سوگند به آن کسی که ما را آفریده، هرگز تو را بر دلایل روشنی که برای ما آمده، مقدم نخواهیم داشت! هر حکمی می‏خواهی بکن; تو تنها در این زندگی دنیا می‏توانی حکم کنی! (72)ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردی ببخشاید; و خدا بهتر و پایدارتر است!» (73)هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ برای اوست; در آن جا، نه می‏میرد و نه زندگی می‏کند! (74)و هر کس با ایمان نزد او آید، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنین کسانی درجات عالی دارند.. . (75)باغهای جاویدان بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، در حالی که همیشه در آن خواهند بود; این است پاداش کسی که خود را پاک نماید! (76)ما به موسی وحی فرستادیم که: «شبانه بندگانم را (از مصر) با خود ببر; و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا; که نه از تعقیب (فرعونیان) خواهی ترسید، و نه از غرق شدن در دریا! س‏ذللّه (77)(به این ترتیب) فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند; و دریا آنان را (در میان امواج خروشان خود) بطور کامل پوشانید! (78)فرعون قوم خود را گمراه ساخت; و هرگز هدایت نکرد! (79)ای بنی اسرائیل! ما شما را از چنگال دشمنتان نجات دادیم; و در طرف راست کوه طور، با شما وعده گذاردیم; و «من‏» و «سلوی‏» بر شما نازل کردیم! (80)بخوریداز روزیهای پاکیزه‏ای که به شما داده‏ایم; و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوب می‏کند! (81)و من هر که را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می‏آمرزم! (82)ای موسی! چه چیز سبب شد که از قومت پیشی گیری، و (برای آمدن به کوه طور)عجله کنی؟! (83)عرض کرد: «پروردگارا! آنان در پی منند; و من به سوی تو شتاب کردم، تا از من خشنود شوی! س‏ذللّه (84)فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت!» (85)موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت: «ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟! آیا مدت جدایی من از شما به طول انجامید، یا می‏خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!» (86)گفتند: «ما به میل و اراده خود از وعده تو تخلف نکردیم; بلکه مقداری از زیورهای قوم را که با خود داشتیم افکندیم!» و سامری اینچنین القا کرد... (87)و برای آنان مجسمه گوساله‏ای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت پدید آورد; و (به یکدیگر) گفتند: «این خدای شما، و خدای موسی است!» و او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا بسته بود)! (88)آیا نمی‏بینند که (این گوساله) هیچ پاسخی به آنان نمی‏دهد، و مالک هیچ گونه سود و زیانی برای آنها نیست؟! (89)و پیش از آن، هارون به آنها گفته بود: «ای قوم من! شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفته‏اید! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پیروی کنید، و فرمانم را اطاعت نمایید!» (90)ولی آنها گفتند: «ما همچنان گرد آن می‏گردیم (و به پرستش گوساله ادامه می‏دهیم) تا موسی به سوی ما بازگردد!» (91)(موسی) گفت: «ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند... (92)از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!» (93)(هارون) گفت: «ای فرزند مادرم! ( ای برادر!) ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی!» (94)(موسی رو به سامری کرد و) گفت: «تو چرا این کار را کردی، ای سامری؟!» (95)گفت: «من چیزی دیدم که آنها ندیدند; من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اینچنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد!» (96)(موسی) گفت: «برو، که بهره تو در زندگی دنیا این است که (هر کس با تو نزدیک شود) بگوئی س‏خ‏للّهبا من تماس نگیر!» و تو میعادی (از عذاب خدا) داری، که هرگز تخلف نخواهد شد! (اکنون) بنگر به این معبودت که پیوسته آن را پرستش می‏کردی! و ببین ما آن را نخست می‏سوزانیم; سپس ذرات آن را به دریا می‏پاشیم! (97)معبود شما تنها خداوندی است که جز او معبودی نیست; و علم او همه چیز را فرا گرفته است! س‏ذللّه (98)این گونه بخشی از اخبار پیشین را برای تو بازگو می‏کنیم; و ما از نزد خود، ذکر (و قرآنی) به تو دادیم! (99)هر کس از آن روی گردان شود، روز قیامت بار سنگینی (از گناه و مسؤولیت) بر دوش خواهد داشت! (100)در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند; و بد باری است برای آنها در روز قیامت! (101)همان روزی که در «صور» دمیده می‏شود; و مجرمان را با بدنهای کبود، در آن روز جمع می‏کنیم! (102)آنها آهسته با هم گفتگو می‏کنند; (بعضی می‏گویند:) شما فقط ده (شبانه روز در عالم برزخ) توقف کردید! (و نمی‏دانند چقدر طولانی بوده است!) (103)

ما به آنچه آنها می‏گویند آگاهتریم، هنگامی که نیکوروش‏ترین آنها می‏گوید:«شما تنها یک روز درنگ کردید!» (104)و از تو درباره کوه‏ها سؤال می‏کنند; بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشی کرده) برباد می‏دهد! (105)سپس زمین را صاف و هموار و بی‏آب و گیاه رها می‏سازد... (106)به گونه‏ای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمی‏بینی!» (107)در آن روز، همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت (و همگی از قبرها برمی‏خیزند); و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع می‏شود; و جز صدای آهسته چیزی نمی‏شنوی! (108)در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمی‏بخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضی است. (109)آنچه را پیش رو دارند، و آنچه را (در دنیا) پشت سرگذاشته‏اند می‏داند; ولی آنها به (علم) او احاطه ندارند! (110)و (در آن روز) همه چهره‏ها در برابر خداوند حی قیوم، خاضع می‏شود; و مایوس (و زیانکار) است آن که بار ستمی بر دوش دارد! (111)(اما) آن کس که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ظلمی می‏ترسد، و نه از نقصان حقش. (112)و این گونه آن را قرآنی عربی ( فصیح و گویا) نازل کردیم، و انواع وعیدها (و انذارها) را در آن بازگو نمودیم، شاید تقوا پیشه کنند; یا برای آنان تذکری پدید آورد! (113)پس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حق است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود; و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!» (114)پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم; اما او فراموش کرد; و عزم استواری برای او نیافتیم! (115)و به یاد آور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند; جز ابلیس که سرباز زد (و سجده نکرد)! (116)پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند; که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (117)(اما تو در بهشت راحت هستی! و مزیتش) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد; (118)و در آن تشنه نمی‏شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‏دهد!» (119)ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‏خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‏زوال راهنمایی کنم؟!» (120)سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتیشان فرو ریخت،) و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند! (آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد! (121)سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‏اش را پذیرفت، و هدایتش نمود. (122)(خداوند) فرمود: «هر دو از آن (بهشت) فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‏شود، و نه در رنج خواهد بود! (123)و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت; و روز قیامت، او را نابینا محشور می‏کنیم!» (124)می‏گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (125)می‏فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی; امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (126)و این گونه جزا می‏دهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است! (127)آیا برای هدایت آنان کافی نیست که بسیاری از نسلهای پیشین را (که طغیان و فساد کردند) هلاک نمودیم، و اینها در مسکنهای (ویران شده) آنان راه می‏روند! مسلما در این امر، نشانه‏های روشنی برای خردمندان است. (128)و اگر سنت و تقدیر پروردگارت و ملاحظه زمان مقرر نبود، عذاب الهی بزودی دامان آنان را می‏گرفت! (129)پس در برابر آنچه می‏گویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن; تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور; و همچنین (برخی) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبیح گوی; باشد که (از الطاف الهی) خشنود شوی! (130)و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادی، که به گروه‏هایی از آنان داده‏ایم، میفکن! اینها شکوفه‏های زندگی دنیاست; تا آنان را در آن بیازماییم; و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است! (131)خانواده خود را به نماز فرمان ده; و بر انجام آن شکیبا باش! از تو روزی نمی‏خواهیم; (بلکه) ما به تو روزی می‏دهیم; و عاقبت نیک برای تقواست! (132)گفتند: «چرا (پیامبر) معجزه و نشانه‏ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‏آورد؟! (بگو:) آیا خبرهای روشنی که در کتابهای (آسمانی) نخستین بوده، برای آنها نیامد؟! (133)اگر ما آنان را پیش از آن (که قرآن نازل شود) با عذابی هلاک می‏کردیم، (در قیامت) می‏گفتند: «پروردگارا! چرا پیامبری برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم، پیش از آنکه‏ذلیل و رسوا شویم!» (134)بگو: «همه (ما و شما) در انتظاریم! (ما در انتظار وعده پیروزی، و شما در انتظار شکست ما!) حال که چنین است، انتظار بکشید! اما بزودی می‏دانید چه کسی از اصحاب صراط مستقیم، و چه کسی هدایت یافته است! (135)

 

23:04 | .    
----

    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)    شناخت سوره های قرآن---    --: 488835X.-------     
    ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم     مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی.سورة الانبیاء
 

سورة الانبیاء

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حساب مردم به آنان نزدیک شده، در حالی که در غفلتند و روی گردانند! (1)هیچ یادآوری تازه‏ای از طرف پروردگارشان برای آنها نمی‏آید، مگر آنکه با بازی (و شوخی) به آن گوش می‏دهند! (2)این در حالی است که دلهایشان در لهو و بی‏خبری فرو رفته است! و ستمگران پنهانی نجوا کردند (و گفتند): «آیا جز این است که او بشری همانند شماست؟! آیا به سراغ سحر می‏روید، با اینکه (چشم دارید و) می‏بینید؟! (3)(پیامبر) گفت: «پروردگارم همه سخنان را، چه در آسمان باشد و چه در زمین، می‏داند; و او شنوا و داناست!» (4)آنها گفتند: «(آنچه محمد (ص) آورده وحی نیست;) بلکه خوابهایی آشفته است! اصلا آن را بدروغ به خدا بسته; نه، بلکه او یک شاعر است! (اگر راست می‏گوید) باید معجزه‏ای برای ما بیاورد; همان گونه که پیامبران پیشین (با معجزات) فرستاده شدند!» (5)تمام آبادیهایی که پیش از اینها هلاک کردیم (تقاضای معجزات گوناگون کردند،و خواسته آنان عملی شد، ولی) هرگز ایمان نیاوردند; آیا اینها ایمان می‏آورند؟! (6)ما پیش از تو، جز مردانی که به آنان وحی می‏کردیم، نفرستادیم! (همه انسان‏بودند، و از جنس بشر!) اگر نمی‏دانید، از آگاهان بپرسید. (7)آنان را پیکرهایی که غذا نخورند قرار ندادیم! عمر جاویدان هم نداشتند! (8)سپس وعده‏ای را که به آنان داده بودیم، وفا کردیم! آنها و هر کس را که می‏خواستیم (از چنگ دشمنانشان) نجات دادیم; و مسرفان را هلاک نمودیم! (9)ما بر شما کتابی نازل کردیم که وسیله تذکر (و بیداری) شما در آن است! آیا نمی‏فهمید؟! (10)چه بسیار آبادیهای ستمگری را در هم شکستیم; و بعد از آنها، قوم دیگری روی کار آوردیم! (11)هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند! (12)(گفتیم:) فرار نکنید; و به زندگی پر ناز و نعمت، و به مسکنهای پر زرق و برقتان بازگردید! شاید (سائلان بیایند و) از شما تقاضا کنند (شما هم آنان را محروم بازگردانید)! (13)گفتند: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمگر بودیم!» (14)و همچنان این سخن را تکرار می‏کردند، تا آنها را درو کرده و خاموش ساختیم! (15)ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روی بازی نیافریدیم! (16)(بفرض محال) اگر می‏خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی متناسب خود انتخاب‏می‏کردیم! (17)بلکه ما حق را بر سر باطل می‏کوبیم تا آن را هلاک سازد; و این گونه، باطل محو و نابود می‏شود! اما وای بر شما از توصیفی که (درباره خدا و هدف آفرینش)می‏کنید! (18)از آن اوست آنان که در آسمانها و زمینند! و آنها که نزد اویند ( فرشتگان) هیچ گاه از عبادتش استکبار نمی‏ورزند، و هرگز خسته نمی‏شوند. (19)(تمام) شب و روز را تسبیح می‏گویند; و سست نمی‏گردند. (20)آیا آنها خدایانی از زمین برگزیدند که (خلق می‏کنند و) منتشر می‏سازند؟! (21)اگر در آسمان و زمین، جز «الله‏» خدایان دیگری بود، فاسد می‏شدند (و نظام جهان به هم می‏خورد)! منزه است خداوند پروردگار عرش، از توصیفی که آنها می‏کنند! (22)هیچ کس نمی‏تواند بر کار او خرده بگیرد; ولی در کارهای آنها، جای سؤال و ایراد است! (23)آیا آنها معبودانی جز خدا برگزیدند؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی ( پیامبرانی) است که پیش از من بودند!» اما بیشتر آنها حق را نمی‏دانند; و به همین دلیل (از آن) روی گردانند. (24)ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست; پس تنها مرا پرستش کنید.» (25)آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است‏»! او منزه است (از این عیب و نقص); آنها ( فرشتگان) بندگان شایسته اویند. (26)هرگز در سخن بر او پیشی نمی‏گیرند; و (پیوسته) به فرمان او عمل می‏کنند. (27)او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را می‏داند; و آنها جز برای کسی که خدا راضی (به شفاعت برای او) است شفاعت نمی‏کنند; و از ترس او بیمناکند. (28)و هر کس از آنها بگوید: «من جز خدا، معبودی دیگرم‏»، کیفر او را جهنم می‏دهیم! و ستمگران را این گونه کیفر خواهیم داد. (29)آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم; و هر چیز زنده‏ای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمی‏آورند؟! (30)و در زمین، کوه‏های ثابت و پابرجایی قرار دادیم، مبادا آنها را بلرزاند! و در آن، دره‏ها و راه‏هایی قرار دادیم تا هدایت شوند! (31)و آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم; ولی آنها از آیات آن روی‏گردانند. (32)او کسی است که شب و روز خورشید و ماه را آفرید; هر یک در مداری در حرکتند! (33)پیش از تو (نیز) برای هیچ انسانی جاودانگی قرار ندادیم; (وانگهی آنها که انتظار مرگ تو را می‏کشند،) آیا اگر تو بمیری، آنان جاوید خواهند بود؟! (34)هر انسانی طعم مرگ را می‏چشد! و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می‏کنیم; و سرانجام بسوی ما بازگردانده می‏شوید! (35)هنگامی که کافران تو را می‏بینند، کاری جز استهزا کردن تو ندارند; (و می‏گویند:) آیا این همان کسی است که سخن از خدایان شما می‏گوید؟! در حالی که خودشان ذکر خداوند رحمان را انکار می‏کنند. (36)(آری،) انسان از عجله آفریده شده; ولی عجله نکنید; بزودی آیاتم را به شما نشان خواهم داد! (37)آنها می‏گویند: «اگر راست میگویید، این وعده (قیامت) کی فرا می‏رسد؟!» (38)ولی اگر کافران می‏دانستند زمانی که (فرا می‏رسد) نمی‏توانند شعله‏های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‏کند (این قدر درباره قیامت شتاب نمی‏کردند)! (39)(آری، این مجازات الهی) بطور ناگهانی به سراغشان می‏آید و مبهوتشان می‏کند; آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‏شود! (40)(اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند; اما سرانجام، آنچه را استهزا می‏کردند دامان مسخره‏کنندگان را گرفت (و مجازات الهی آنها را در هم کوبید)! (41)بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از (مجازات) خداوند بخشنده نگاه می‏دارد؟!» ولی آنان از یاد پروردگارشان روی‏گردانند! (42)آیا آنها خدایانی دارند که می‏توانند در برابر ما از آنان دفاع کنند؟! (این خدایان ساختگی، حتی) نمی‏توانند خودشان را یاری دهند (تا چه رسد به دیگران); و نه از ناحیه ما با نیرویی یاری می‏شوند! (43)ما آنها و پدرانشان را (از نعمتها) بهره‏مند ساختیم، تا آنجا که عمر طولانی پیدا کردند (و مایه غرور و طغیانشان شد); آیا نمی‏بینند که ما پیوسته به سراغ زمین آمده، و از آن (و اهلش) می‏کاهیم؟! آیا آنها غالبند (یا ما)؟! (44)بگو: «من تنها بوسیله وحی شما را انذار می‏کنم!» ولی آنها که گوشهایشان کر است، هنگامی که انذار می‏شوند، سخنان را نمی‏شنوند! (45)اگر کمترین عذاب پروردگارت به آنان برسد، فریادشان بلند می‏شود که: «ای وای بر ما! ما همگی ستمگر بودیم!» (46)ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‏کنیم; پس به هیچ کس کمترین ستمی نمی‏شود; و اگر بمقدار سنگینی یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‏کنیم; و کافی است که ما حساب‏کننده باشیم! (47)ما به موسی و هارون، «فرقان‏» ( وسیله جدا کردن حق از باطل) و نور، و آنچه مایه یادآوری برای پرهیزگاران است، دادیم. (48)همانان که از پروردگارشان در نهان می‏ترسند، و از قیامت بیم دارند! (49)و این (قرآن) ذکر مبارکی است که (بر شما) نازل کردیم; آیا شما آن را انکار می‏کنید؟! (50)ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم; و از (شایستگی) او آگاه بودیم... (51)آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «این مجسمه‏های بی‏روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می‏کنید؟!» (52)گفتند: «ما پدران خود را دیدیم که آنها را عبادت می‏کنند.» (53)گفت: «مسلما هم شما و هم پدرانتان، در گمراهی آشکاری بوده‏اید!» (54)گفتند: «آیا مطلب حقی برای ما آورده‏ای، یا شوخی می‏کنی؟!» (55)گفت: «(کاملا حق آورده‏ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را ایجاد کرده; و من بر این امر، از گواهانم! (56)و به خدا سوگند، در غیاب شما، نقشه‏ای برای نابودی بتهایتان می‏کشم!» (57)سرانجام (با استفاده از یک فرصت مناسب)، همه آنها -جز بت بزرگشان- را قطعه قطعه کرد; شاید سراغ او بیایند (و او حقایق را بازگو کند)! (58)(هنگامی که منظره بتها را دیدند،) گفتند: «هر کس با خدایان ما چنین کرده، قطعا از ستمگران است (و باید کیفر سخت ببیند)!» (59)(گروهی) گفتند: «شنیدیم نوجوانی از (مخالفت با) بتها سخن می‏گفت که او را ابراهیم می‏گویند.» (60)(جمعیت) گفتند: «او را در برابر دیدگان مردم بیاورید، تا گواهی دهند!» (61)(هنگامی که ابراهیم را حاضر کردند،) گفتند: «تو این کار را با خدایان ما کرده‏ای، ای ابراهیم؟! س‏ذللّه (62)گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از آنها بپرسید اگر سخن می‏گویند!» (63)
آنها به وجدان خویش بازگشتند; و (به خود) گفتند: «حقا که شما ستمگرید!» (64)
سپس بر سرهایشان واژگونه شدند; (و حکم وجدان را بکلی فراموش کردند و گفتند:) تو می‏دانی که اینها سخن نمی‏گویند! (65)(ابراهیم) گفت: «آیا جز خدا چیزی را می‏پرستید که نه کمترین سودی برای شما دارد، و نه زیانی به شما می‏رساند! (نه امیدی به سودشان دارید، و نه ترسی از زیانشان!) (66)اف بر شما و بر آنچه جز خدا می‏پرستید! آیا اندیشه نمی‏کنید (و عقل ندارید)؟! (67)گفتند: «او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید، اگر کاری از شما ساخته است!» (68)(سرانجام او را به آتش افکندند; ولی ما) گفتیم: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!» (69)آنها می‏خواستند ابراهیم را با این نقشه نابود کنند; ولی ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم! (70)و او و لوط را به سرزمین (شام) -که آن را برای همه جهانیان پربرکت ساختیم- نجات دادیم! (71)و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم; و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! (72)و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‏کردند; و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم; و تنها ما را عبادت می‏کردند. (73)و لوط را (به یاد آور) که به او حکومت و علم دادیم; و از شهری که اعمال زشت و کثیف انجام می‏دادند، رهایی بخشیدیم; چرا که آنها مردم بد و فاسقی بودند! (74)و او را در رحمت خود داخل کردیم; و او از صالحان بود. (75)و نوح را (به یاد آور) هنگامی که پیش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند! ما دعای او را مستجاب کردیم; و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم; (76)و او را در برابر جمعیتی که آیات ما را تکذیب کرده بودند یاری دادیم; چرا که قوم بدی بودند; از این رو همه آنها را غرق کردیم! (77)و داوود و سلیمان را (به خاطر بیاور) هنگامی که درباره کشتزاری که گوسفندان بی شبان قوم، شبانگاه در آن چریده (و آن را تباه کرده) بودند، داوری می‏کردند; و ما بر حکم آنان شاهد بودیم. (78)ما (حکم واقعی) آن را به سلیمان فهماندیم; و به هر یک از آنان (شایستگی) داوری، و علم فراوانی دادیم; و کوه‏ها و پرندگان را با داوود مسخر ساختیم، که (همراه او) تسبیح (خدا) می‏گفتند; و ما این کار را انجام دادیم! (79)و ساختن زره را بخاطر شما به او تعلیم دادیم، تا شما را در جنگهایتان حفظ کند; آیا شکرگزار (این نعمتهای خدا) هستید؟ (80)و تندباد را مسخر سلیمان ساختیم، که بفرمان او بسوی سرزمینی که آن را پربرکت کرده بودیم جریان می‏یافت; و ما از همه چیز آگاه بوده‏ایم. (81)و گروهی از شیاطین (را نیز مسخر او قرار دادیم، که در دریا) برایش غواصی می‏کردند; و کارهایی غیر از این (نیز) برای او انجام می‏دادند; و ما آنها را (از سرکشی) حفظ می‏کردیم! (82)و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده; و تو مهربانترین مهربانانی!» (83)ما دعای او را مستجاب کردیم; و ناراحتیهایی را که داشت برطرف ساختیم; و خاندانش را به او بازگرداندیم; و همانندشان را بر آنها افزودیم; تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای عبادت‏کنندگان باشد. (84)و اسماعیل و ادریس و ذاالکفل را (به یاد آور) که همه از صابران بودند. (85)و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختیم; چرا که آنها از صالحان بودند. (86)و ذاالنون ( یونس) را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت; و چنین می‏پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت; (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزهی تو! من از ستمکاران بودم! » (87)ما دعای او را به اجابت رساندیم; و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم; و این گونه مؤمنان را نجات می‏دهیم! (88)و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن); و تو بهترین وارثانی!» (89)ما هم دعای او را پذیرفتیم، و یحیی را به او بخشیدیم; و همسرش را (که نازا بود) برایش آماده (بارداری) کردیم; چرا که آنان (خاندانی بودند که) همواره در کارهای خیر بسرعت اقدام می‏کردند; و در حال بیم و امید ما را می‏خواندند; و پیوسته برای ما (خاضع و) خاشع بودند. (90)و به یاد آور زنی را که دامان خود را پاک نگه داشت; و ما از روح خود در او دمیدیم; و او و فرزندش ( مسیح) را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم! (91)این (پیامبران بزرگ و پیروانشان) همه امت واحدی بودند (و پیرو یک هدف); و من پروردگار شما هستم; پس مرا پرستش کنید! (92)(گروهی از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند; (ولی سرانجام) همگی بسوی ما بازمی‏گردند! (93)و هر کس چیزی از اعمال شایسته بجا آورد، در حالی که ایمان داشته باشد، کوشش او ناسپاسی نخواهد شد; و ما تمام اعمال او را (برای پاداش) می‏نویسیم. (94)و حرام است بر شهرها و آبادیهایی که (بر اثر گناه) نابودشان کردیم (که به دنیا بازگردند;) آنها هرگز باز نخواهند گشت! (95)تا آن زمان که «یاجوج‏» و «ماجوج‏» گشوده شوند; و آنها از هر محل مرتفعی بسرعت عبور می‏کنند. (96)و وعده حق ( قیامت) نزدیک می‏شود; در آن هنگام چشمهای کافران از وحشت از حرکت بازمی‏ماند; (می‏گویند:) ای وای بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم; بلکه ما ستمکار بودیم! (97)شما و آنچه غیر خدا می‏پرستید، هیزم جهنم خواهید بود; و همگی در آن وارد می‏شوید. (98)اگر اینها خدایانی بودند، هرگز وارد آن نمی‏شدند! در حالی که همگی در آن جاودانه خواهند بود. (99)برای آنان در آن ( دوزخ) ناله‏های دردناکی است و چیزی نمی‏شنوند. (100)(اما) کسانی که از قبل، وعده نیک از سوی ما به آنها داده شده ( مؤمنان صالح) از آن دور نگاهداشته می‏شوند. (101)آنها صدای آتش دوزخ را نمی‏شوند; و در آنچه دلشان بخواهد، جاودانه متنعم هستند. (102)وحشت بزرگ، آنها را اندوهگین نمی‏کند; و فرشتگان به استقبالشان می‏آیند، (و می‏گویند:) این همان روزی است که به شما وعده داده می‏شد! (103)در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می‏پیچیم، (سپس) همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمی‏گردانیم; این وعده‏ای است بر ما، و قطعا آن را انجام خواهیم داد. (104)در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد! س‏ذللّه (105)در این، ابلاغ روشنی است برای جمعیت عبادت‏کنندگان! (106)ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم. (107)بگو: «تنها چیزی که به من وحی می‏شود این است که معبود شما خدای یگانه است; آیا (با این حال) تسلیم (حق) می‏شوید؟ (و بتها را کنار می‏گذارید؟)» (108)اگر باز (روی گردان شوند، بگو: «من به همه شما یکسان اعلام خطر می‏کنم; و نمی‏دانم آیا وعده (عذاب خدا) که به شما داده می‏شود نزدیک است یا دور! (109)او سخنان آشکار را می‏داند، و آنچه را کتمان می‏کنید (نیز) می‏داند (و چیزی بر او پوشیده نیست)! (110)و من نمی‏دانم شاید این آزمایشی برای شماست; و مایه بهره‏گیری تا مدتی (معین)! (111)(و پیامبر) گفت: «پروردگارا! بحق داوری فرما (و این طغیانگران را کیفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان است که در برابر نسبتهای ناروای شما، از او استمداد می‏طلبم!»(112)
 

23:08 | .    
----

    بنام خدا

   
.
----

.
----
----

سوره ها

    ۰۰۱ الفاتحة (مکیة)    ۰۰۲ البقره (مدنیة)    ۰۰۳ آل عمران (مدنیة)    ۰۰۴ النساء (مدنیة)    ۰۰۵ المائده (مدنیة)    ۰۰۶ الانعام (مکیة)    ۰۰۷ الاعراف (مکیة)    ۰۰۸ الانفال (مدنیة)    ۰۰۹ التوبة (مدنیة)    ۰۱۰ یونس (مکیة)    ۰۱۱ هود (مکیة)    ۰۱۲ یوسف (مکیة)    ۰۱۳ الرّعد (مدنیة)    ۰۱۴ ابراهیم (مکیة)    ۰۱۵ الحجر (مکیة)    ۰۱۶ النحل (مکیة)    ۰۱۷ الاسراء (مکیة)    ۰۱۸ الکهف (مکیة)    ۰۱۹ مریم (مکیة)    ۰۲۰ طه (مکیة)    ۰۲۱ الانبیاء (مکیة)    ۰۲۲ الحج (مدنیة)    ۰۲۳ المؤمنون (مکیة)    ۰۲۴ النّور (مدنیة)    ۰۲۵ الفرقان (مکیة)    ۰۲۶ الشعراء (مکیة)    ۰۲۷ النّمل (مکیة)    ۰۲۸ القصص (مکیة)    ۰۲۹ العنکبوت (مکیة)    ۰۳۰ الرّوم (مکیة)    ۰۳۱ لقمان (مکیة)    ۰۳۲ السّجده (مکیة)    ۰۳۳ الاحزاب (مدنیة)    ۰۳۴ سبأ (مکیة)    ۰۳۵ فاطر (مکیة)    ۰۳۶ یس (مکیة)    ۰۳۷ الصّافات (مکیة)    ۰۳۸ ص (مکیة)    ۰۳۹ الزّمر (مکیة)    ۰۴۰ غافر (مکیة)    ۰۴۱ فصّلت (مکیة)    ۰۴۲ الشّوری (مکیة)    ۰۴۳ الزّخرف (مکیة)    ۰۴۴ الدّخان (مکیة)    ۰۴۵ الجاثیه (مکیة)    ۰۴۶ الاحقاف (مکیة)    ۰۴۷ محمّد (مدنیة)    ۰۴۸ الفتح (مدنیة)    ۰۴۹ الحجرات (مدنیة)    ۰۵۰ ق (مکیة)    ۰۵۱ الذّاریات (مکیة)    ۰۵۲ الطّور (مکیة)    ۰۵۳ النّجم (مکیة)    ۰۵۴ القمر (مکیة)    ۰۵۵ الرّحمن (مدنیة)    ۰۵۶ الواقعه (مکیة)    ۰۵۷ الحدید (مدنیة)    ۰۵۸ المجادله (مدنیة)    ۰۵۹ الحشر (مدنیة)    ۰۶۰ المتحنة (مدنیة)    ۰۶۱ الصّف (مدنیة)    ۰۶۲ الجمعة (مدنیة)    ۰۶۳ المنافقون (مدنیة)    ۰۶۴ التّغابن (مدنیة)    ۰۶۵ الطّلاق (مدنیة)    ۰۶۶ التّحریم (مدنیة)    ۰۶۷ الملک (مکیة)    ۰۶۸ القلم (مکیة)    ۰۶۹ الحاقّة (مکیة)    ۰۷۰ المعارج (مکیة)    ۰۷۱ نوح (مکیة)    ۰۷۲ الجن (مکیة)    ۰۷۳ المزّمل (مکیة)    ۰۷۴ المدّثّر (مکیة)    ۰۷۵ القیامه (مکیة)    ۰۷۶ الانسان (مدنیة)    ۰۷۷ المرسلات (مکیة)    ۰۷۸ النّباء (مکیة)    ۰۷۹ النّازعات (مکیة)    ۰۸۰ عبس (مکیة)    ۰۸۱ التّکویر (مکیة)    ۰۸۲ الانفطار (مکیة)    ۰۸۳ المطفّفین (مکیة)    ۰۸۴ الانشقاق (مکیة)    ۰۸۵ البروج (مکیة)    ۰۸۶ الطّارق (مکیة)    ۰۸۷ الاعلی (مکیة)    ۰۸۸ الغاشیه (مکیة)    ۰۸۹ الفجر (مکیة)    ۰۹۰ البلد (مکیة)    ۰۹۱ الشّمس (مکیة)    ۰۹۲ اللیل (مکیة)    ۰۹۳ الضّحی (مکیة)    ۰۹۴ الشّرح (مکیة)    ۰۹۵ التّین (مکیة)    ۰۹۶ العلق (مکیة)    ۰۹۷ القدر (مکیة)    ۰۹۸ البیّنه (مدنیة)    ۰۹۹ الزّلزله (مدنیة)    ۱۰۰ العادیات (مکیة)    ۱۰۱ القارعه (مکیة)    ۱۰۲ التّکاثر (مکیة)    ۱۰۳ العصر (مکیة)    ۱۰۴ الهمزه (مکیة)    ۱۰۵ الفیل (مکیة)    ۱۰۶ قریش (مکیة)    ۱۰۷ الماعون (مکیة)    ۱۰۸ الکوثر (مکیة)    ۱۰۹ الکافرون (مکیة)    ۱۱۰ النّصر (مدنیة)    ۱۱۱ المسد (مکیة)    ۱۱۲ الاخلاص (مکیة)    ۱۱۳ الفلق (مکیة)    ۱۱۴ النّاس (مکیة)    شناخت سوره های قرآن---    --: 488837X
.
.
          ترجمه ی ساده ی کامل قرآن کریم    
مترجم آقای ناصر مکارم شیرازی
.
سورة الحج

 

سورة الحج

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
ای مردم! از (عذاب) پروردگارتان بترسید، که زلزله رستاخیز امر عظیمی است! (1)روزی که آن را می‏بینید، (آنچنان وحشت سراپای همه را فرامی‏گیرد که) هر مادر شیردهی، کودک شیرخوارش را فراموش می‏کند; و هر بارداری جنین خود را بر زمین می‏نهد; و مردم را مست می‏بینی، در حالی که مست نیستند; ولی عذاب خدا شدید است! (2)گروهی از مردم، بدون هیچ علم و دانشی، به مجادله درباره خدا برمی‏خیزند; و از هر شیطان سرکشی پیروی می‏کنند. (3)بر او نوشته شده که هر کس ولایتش را بر گردن نهد، بطور مسلم گمراهش می‏سازد، و به آتش سوزان راهنماییش می‏کند! (4)ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه‏» ( چیزی شبیه گوشت جویده شده)، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل; تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین‏هایی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم (مادران) قرارمی‏دهیم; (و آنچه را بخواهیم ساقظ می‏کنیم;)بعد شما را بصورت طفل بیرون می‏آوریم; سپس هدف این است که به حد رشد وبلوغ خویش برسید. در این میان بعضی از شما می‏میرند; و بعضی آن قدر عمر می‏کنند که به بدترین مرحله زندگی (و پیری) می‏رسند; آنچنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمی‏دانند! (از سوی دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می‏بینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرو می‏فرستیم، به حرکت درمی‏آید و می‏روید; و از هر نوع گیاهان زیبا می‏رویاند! (5)این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است; و اوست که مردگان را زنده می‏کند; و بر هر چیزی تواناست. (6)و اینکه رستاخیز آمدنی است، و شکی در آن نیست; و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند زنده می‏کند. (7)و گروهی از مردم، بدون هیچ دانش و هیچ هدایت و کتاب روشنی بخشی، درباره خدا مجادله می‏کنند! (8)آنها با تکبر و بی‏اعتنایی (نسبت به سخنان الهی)، می‏خواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند! برای آنان در دنیا رسوایی است; و در قیامت، عذاب سوزان به آنها می‏چشانیم! (9)(و به آنان می‏گوییم:) این در برابر چیزی است که دستهایتان از پیش برای شما فرستاده; و خداوند هرگز به بندگان ظلم نمی‏کند! (10)بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می‏پرستند (و ایمان قلبیشان بسیار ضعیف است); همین که (دنیا به آنها رو کند و نفع و) خیری به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا می‏کنند; اما اگر مصیبتی برای امتحان به آنها برسد، دگرگون می‏شوند (و به کفر رومی‏آورند)! (به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده‏اند، و هم آخرت را; و این همان خسران و زیان آشکار است! (11)او جز خدا کسی را می‏خواند که نه زیانی به او می‏رساند، و نه سودی; این همان گمراهی بسیار عمیق است. (12)او کسی را می‏خواند که زیانش از نفعش نزدیکتر است; چه بد مولا و یاوری، و چه بد مونس و معاشری! (13)خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، در باغهایی از بهشت وارد می‏کند که نهرها زیر درختانش جاری است; (آری،) خدا هر چه را اراده کند انجام می‏دهد! (14)هر کس گمان می‏کند که خدا پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد (و از این نظر عصبانی است، هر کاری از دستش ساخته است بکند)، ریسمانی به سقف خانه خود بیاویزد، و خود را حلق آویز و نفس خود را قطع کند (و تا لبه پرتگاه مرگ پیش رود); ببیند آیا این کار خشم او را فرو می‏نشاند؟! (15)این گونه ما آن ( قرآن) را بصورت آیات روشنی نازل کردیم; و خداوند هر کس را بخواهد هدایت می‏کند. (16)مسلما کسانی که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان ( ستاره‏پرستان) و نصاری و مجوس و مشرکان، خداوند در میان آنان روز قیامت داوری می‏کند; (و حق را از باطل جدا می‏سازد;) خداوند بر هر چیز گواه (و از همه چیز آگاه) است. (17)آیا ندیدی که تمام کسانی که در آسمانها و کسانی که در زمینند برای خدا سجده می‏کنند؟! و (همچنین) خورشید و ماه و ستارگان و کوه‏ها و درختان و جنبندگان، و بسیاری از مردم! اما بسیاری (ابا دارند، و) فرمان عذاب درباره آنان حتمی است; و هر کس را خدا خوار کند، کسی او را گرامی نخواهد داشت! خداوند هر کار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام می‏دهد! (18)اینان دو گروهند که درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند; کسانی که کافر شدند، لباسهایی از آتش برای آنها بریده شده، و مایع سوزان و جوشان بر سرشان ریخته می‏شود; (19)آنچنان که هم درونشان با آن آب می‏شود، و هم پوستهایشان. (20)و برای آنان گرزهایی از آهن (سوزان) است. (21)هر گاه بخواهند از غم و اندوه‏های دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمی‏گردانند; و (به آنان گفته می‏شود:) بچشید عذاب سوزان را! (22)خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، در باغهایی از بهشت وارد می‏کند که از زیر درختانش نهرها جاری است; آنان با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می‏شوند; و در آنجا لباسهایشان از حریر است. (23)و بسوی سخنان پاکیزه هدایت می‏شوند، و به راه خداوند شایسته ستایش، راهنمایی می‏گردند. (24)کسانی که کافر شدند، و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند، و (همچنین) از مسجد الحرام، که آن را برای همه مردم، برابر قرار دادیم، چه کسانی که در آنجا زندگی می‏کنند یا از نقاط دور وارد می‏شوند (،مستحق عذابی دردناکند); و هر کس بخواهد در این سرزمین از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابی دردناک به او می‏چشانیم! (25)(به خاطر بیاور) زمانی را که جای خانه (کعبه) را برای ابراهیم آماده ساختیم (تا خانه را بنا کند; و به او گفتیم:) چیزی را همتای من قرار مده! و خانه‏ام را برای طواف‏کنندگان و قیام‏کنندگان و رکوع‏کنندگان و سجودکنندگان (از آلودگی بتها و از هر گونه آلودگی) پاک ساز! (26)و مردم را دعوت عمومی به حج کن; تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری بسوی تو بیایند... (27)تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیاتبخش) باشند; و در ایام معینی نام خدا را، بر چهارپایانی که به آنان داده است، (به هنگام قربانی‏کردن) ببرند; پس از گوشت آنها بخورید; و بینوای فقیر را نیز اطعام نمایید! (28)سپس، باید آلودگیهایشان را برطرف سازند; و به نذرهای خود وفا کنند; و بر گرد خانه گرامی کعبه، طواف کنند. (29)(مناسک حج) این است! و هر کس برنامه‏های الهی را بزرگ دارد، نزد پروردگارش برای او بهتر است! و چهارپایان برای شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده می‏شود. از پلیدیهای بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید! (30)(برنامه و مناسک حج را انجام دهید) در حالی که همگی خالص برای خدا باشد!هیچ گونه همتایی برای او قائل نشوید! و هر کس همتایی برای خدا قرار دهد، گویی از آسمان سقوب کرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را می‏ربایند; و یا تندباد او را به جای دوردستی پرتاب می‏کند! (31)